معرفی فن فیک Healer

سلام دوستان طبق قانون سایت با معرفی فیکشن رو به اتمام Healer در خدمتتون هستم

(xia ربطی به فیک نداره)

نام فیک: شفادهنده (هیلر)

نام انگلیسی: Healer

ژانر: تخیلی، ماورا الطبیعه، تاریک (غمناک)، عاشقانه، ام پرگ

شخصیت ها: کای، سهون، شیومین، کیونگسو ….

زوج ها: کایهون (سکای)، چانبک، کریسهو، شیوهان و …

وضعیت: رو به اتمام (تمام شده هم محسوب میشه)

تعداد قسمت: 69

معرفی:

شما چیکار میکردین اگه میفهمیدین مردین و تنها راه فرار از تبعید به جهنم برای شما امضای پیمانی هست که الزامتون میکنه مدت محکومیتتون رو هیلر یکی از شکارچی های روح بشین؟ آیا هیلر بودن بهتر از گذروندن محکومیتتونه؟

اصلا هیلر چی هست؟ قراره به عنوان یه هیلر چه کارهایی رو برای شکارچیتون انجام بدید؟ اصلا شکارچی ها چی هستن؟ پشت پرده نگاه ما دیگه چه موجوداتی زندگی میکنن؟

فوروارد:

کای اینبار دیگه واقعا عصبانی شده بود، سهون پاشو خیلی از گلیمش درازتر کرده بود دستش رو بالا برد و محکم توی صورت سهون پایین آورد از شدت از ضربه سهون عقب عقب رفت و خورد به میز پشت سرش، لیوان آب روی میز همراه سهون به زمین خورد و 1000 تیکه شد. سفیدی چشمای کای شرو کرد به تیره شدن و سیاهی نافذ چشماش به رنگ آتیش تغییر رنگ دادن سهون از ترس روی خورده های شیشه زیر دستش عقب میرفت و دست و پاشو زخمی میکرد ولی نمیتونست چشم از کای برداره نفس‌های کای هربار عمیق‌تر از قبل میشد و مثل سگ‌های شکاری که به شکارشون نگاه میکنن و منتظر لحظه مناسبن تا بهش حمله کنن به سهون نگاه میکرد سهون اینقد عقب رفت تا پشتش به دیوار نشیمن چسبید با کمک دستای خونیش خودشو از زمین بلند کرد خواست از کای فرار کنه که کای مچ دستش رو گرفت و برش گردوند سر جاش

“ببخشید غلط کردم…” سهون با ضربه ای که به شکمش خورد دیگه نتونست جمله اش رو ادامه بده کای واقعا تصمیم داشت بزنتش واقعا میخواست همونجور که تهدید کرده بود، اگه سهون توی کاراش دخالت کنه حسابشو میرسه اونو کتک بزنه

” گفتم که…غلط کرد…تو رو خدا…. من… نمیخواستم فرار کنه …” سهون از درد توی شکمش به خودش میپیچید و اینا رو میگفت که نگاهش به دست کای که داشت کمربندش رو باز میکرد افتاد

“توروخداااااااا بخشید …هرکاری بگی میکنم…. فقط…” و اینبار چیزی که حس کرد درد برخورد پشت سر هم کمربند با پوستش بود کای انگار هیچی از التماسای سهونو نمی‌شنید واقعا مثل یه سگ شکاری فقط روی شکار کردن سهون متمرکز شده بود

“ببخشیـــــــــــــــــــــــید …تو ر….و….خد…ا ” سهون زیر ضربات مشت و لگد و کمربندای که کای خودشو جمع کرده بود، پاهش رو توی شکمش آورده بود و دستش رو روی سرش گذاشته بود تا از خودش محافظت کنه موهای نقره ای رنگش به رنگ خون در امدن و با هق هق التماس میکرد کای نزنتش. یدفعه چشمش به گوشی قدیمی که سوهو امروز صبح بهش داده بود افتاد گوشی هم مثل لیوان روی زمین افتاده بود از زیر لگدهای کای خودش رو کشید سمت گوشی، گوشی رو از زمین برداشت…..

توضیحات نویسنده:

توی این فیک شما به یه دنیای متفاوت درست پشت پرده پوشیده چشمامون میرید، جایی که متوجه میشید موجودات نیمه انسان نیمه روح کنار ما زندگی میکنن و ما حتی نمیدونیم اونا کاملا زنده نیستن، هر روز با اونا مدرسه میریم، بهشون خوراکی میفروشیم، باهاشون دوستی میکنیم و نمیتونیم بفهمیم که اونا موجودات نیمه زنده ای هستن که برای پایدار موندن دنیای ما شب و روز ارواح فراری رو از ما دور نگه میدارن تا ما در آرامش به زندگی ادامه بدیم

توی این فیک دنیا رو از دید پسری میبینید که به صورت اتفاقی میمره و با بار گناهی روبرو میشه که حتی نمیدونسته انجام داده، قراره احساسات پسری رو درک کنید که هیچ وقت توی زندگی هاش روی آرامش ندیده و حالا ممکنه شانس اینو داشته باشه توی این زندگی طعم چیز متفاوتی رو بچشه یا شایدم این زندگی از همه زندگی های قبلیش توی زمانهای گذشته سخت تر باشه با سهون همراه شید تا زندگی جدیدش رو حس کنید

 

معرفی کوتاه دو کاراکتر اصلی

اوه سهون: هیلر، 18 ساله، مرگ در اثر تصادف رانندگی، دلیل امضای قرارداد گناهان نابخشودنی، محکوم به 30 سال تبعید به دنیای زیرین، در صورت امضای پیمان نامه به مدت 30 سال تبدیل به هیلر میشه که معناش بردگی کامل برای کای شکارچی مورد نظر آرکیدیا هست.

کای: شکارچی، 500 ساله، دلیل مرگ نامعلوم،دلیل امضای قرار داد نامعلوم، به عنوان انسان با اسم کیم جونگ این 26 ساله زندگی میکنه، 500 سال قبل تصمیم به امضای قرارداد شوالیه گرفته که اونو الزام به 800 سال خدمت به آرکیدیا کرده، شکارچی که سهون باید بهش خدمت کنه.

برای آشنایی بیشتر با فیک و بقیه کاراکتر ها به تیزر فیک مراجعه کنید.

تیزر فیک

پ.ن: مطمئنا اولین فیک ام پرگ اکسو توی دنیا نیست، حتی نمیدونم اولین فیک ام پرگ توی ایران باشه شاید برای گروه های دیگه طرفداری محترمشون این سبک رو نوشته باشن که من فک میکنم باید اینطوری باشه چون ژانر خیلی معروفیه ولی به جرات میگم

اولین فیک ام پرگ اکسو در ایرانه

اگر این ژانر رو دوست دارید پس ریسک خوندن یه فیک تخیلی با این ژانر رو بهتون پیشنهاد میکنم، اگر نمیشناسید پیشنهاد 100% من به شما اینه که امتحانش کنید تجربه ثابت کرده حتی کسایی که این ژانر محبوب فیک نویسی دنیا رو دوست نداشتن بعد از خوندن چندتا کار با کیفیت نظرشون عوض شده (نمیدونم فیک من میتونه جز اون دسته از فیکای تغییر دهنده باشه یا نه ولی امیدوارم ازش لذت ببرید چون ژانر مورد علاقه منه)

 

در صورت بسته بودن بخش نظرات (عدم نمایش باکس کامنت بالای کامنتهای گذاشته شده) نظرات خودتون رو روی قسمت آخر (درصورت باز بودن باکس کامنت) قرار بدید

برای دریافت رمز کامنتهای خصوصی در تلگرام، ایمیل و اینستا پذیرفته نیست

Print Friendly

35 Responses

  1. سلام
    من این سبک رو تقریبا دوست دارم
    اسم و تعریف هیلر رو زیاد شنیدم
    الان دانش میکنم و میخونمش با تیزر و خلاصه ای که ازش گذاشتید باید قشنگ و باحال باشه victory

  2. کلی تجدید خاطره شد.اخی یادش بخیر.البته من من هنوز هر چند روز یه بار میرم قسمتای 1 تا 53 رو ک قرن ها قبل pdf شو گزاشته بودی باز دوباره می خونم.تقریبا کلشو حفظ کردم.انقد هی نگو تموم شد تموم شد دلم میگیره.من هنوز دلم ب اون یه قسمت و اسپشالش خوشه.ععععععععععررررررررررررررررررررررر

  3. سلاااااام….. من بینهایت عاشق این فیکم…..از جمله فیکایی بود که نظیرش کم پیدا میشد….
    فقط میشه بگید این قسمت اخرش کی اپ میشه؟؟؟؟؟؟…..
    من خیییییلییییی خیییییلییییی منتظرم…..قرار بود هفته پیش اپ بشه…..???????????????…
    مررررررررررردددددددمممممممم از انتظار……..

  4. من به تمام کسایی که تاحالا این فیک رو نخوندن پیشنهاد می کنم که حتما بخونن. فیک فوق العاده ایه *-*
    اسمش ام پرگه ولی مطمئن باشید حتی اگه از این ژانر متنفر باشید این داستان انقدر جالب این موضوع رو توی دل خودش جا داده که شک می کنید پسرا هم باردار میشن یا نه!
    قلمش که نیاز به تعریف نداره. فکر کنم کسایی که تیزر رو بخونن متوجه انسجام کامل داستان بشن ^^
    یه قسمتش رو بخونید معتادش میشید smile از بس که عالیه
    .
    .
    عررررررر یاد اون روزی افتادم که اولین بار تیزر رو خوندم T.T
    بیشتر از یک سال و دو ماه گذشته… باورم نمیشه فردا می خوای قسمت آخرش رو بذاری… حس خیلی غریبیه. من وقتی پارسال تصمیم گرفتم فیک خوندن رو کنار بذارم، 3 تا فیک رو انتخاب کردم که تا آخرش رو بخونم چون نمی تونستم ولشون کنم. و هیلر یکی از اونا بود… بماند که بازم تو این یه سال فیک زیاد خوندم ^^” ولی این بار که دیگه واقعا میخوام بذارم کنار، هیلر آخریشه با اینکه هنوز یکی دیگه هم از اون 3 تا مونده.
    همینجا ازت معذرت میخوام که برای قسمت هایی، جدای از اون قسمتایی که نخوندم، نظر نذاشتم و ابراز ناراحتی می کنم از این که از اول کنارت نبودم.
    میخواستم آخرش بگم ولی الان میگم ک من همیشه با همین اسم و همین ایمیل نظر نذاشتم. با ایمیلای متفاوت و تو قسمتای متفاوت نظر گذاشتم. ولی دیگه این اواخر نخواستم از این اسم و اون اسم استفاده کنم ^^” حداقل میهی شایستی شایستی یادت بمونه smile خیلی حرف زدم دیگه :| هیچ کامنتی انقدر طولانی نشد
    خسته نباشی
    و
    ممنون

  5. من به جرات میتونم بگم بهترینو عالی ترینو معرکه ترین فیکی هس که تاحالا تو عمرم خوندم به نظر من فوق‌العاده ترین فیک دنیا هم محسوب میشه توحرف نداری دختر

  6. کار خیلی قوی هست فکر نمیکردم تو ایران کسی بتونه تو این ژانر کار موفقیت امیز داشته باشه اگه ترجمه انگلیسیشو بتونی تو سایتای اصلی فن فیک اکسو قرار بدی حتما استقبال میشه متاسفانه من دیر پیداش کردم برا همین بعضی قسمتای رمزی رو دسترسی ندارم منتظر پی دی اف میمونم….ممنون

  7. من خیلی دیر این فیکو دیدم حدود قیمتای ۵۰ بود راستشو بخوای از یه طرف خوشحالم که انقد انتظار نکشیدم که هر قسمت بیاد از یه طرف ناراحتم که نتونستم از اولش کنارتون باشم ولی این فیک بهم معرفی شد اومدم و خوندم من این سبک ام پرگ رو دوسدارم راحت باهاش ارتباط برقرار میکنم اما به نظدم دراوردن یه داستان عالی با این سبک کار هرکسی نیست فضا بندی و دنیای جدید خلق شده باید منظم باشه همونجوری که بود جوری که خواننده حس نکنه حالا یه چیزی ب ذهن نویسنده اومده نوشته برا خودش و این داستان از اون دسته بود که فوق العاده منظم و خوب بود مرسی از اینکه نوشتی و این همه وقت گذاشتی خیلی از اشنا شدن و خوندن این فیک خوشحال شدم و خیلی منتظر قسمت اخرم

  8. به هیچ وجه دوست ندارم این فیک تموم بشه
    ولی از اونجا که هر شروعی پایانی داره باید پذیرفت که قسمته بعد پایان
    این داستان به یاد موندنیه . امیدوارم همچنان به نوشتن ادامه بدی و ما
    رو از لذت قلمت بی نصیب نکنی . بازم ممنون عزیزم

  9. میخواستم این حرفا رو قسمت آخر بزنم ولی الان میگم. واقعا میتونم بگم یکی از بهترین کارایی بود که خوندم من درکل خیلی فیک خوندم مخصوصا چون درسم تموم شده و بیکار بودم فقط از صبح تا شب فیک میخوندم زبان اصلی و ترجمه و… ولی هیلرو خیلی دوست داشتم بگذریم که از قسمتی ببعد که شخصیتای جدید مثل سه یون و … وارد داستان شدن روند داستان رو از اون حالت صعودی که داشت یخورده جدا کردن و وقفه ایجاد کردن با پیچیده شدن موضوع ولی حتی اینم باعث نشد من ذره ای از علاقم به هیلر کم بشه. من مشتاقانه منتظرم که قسمت آخرم بیاد و زودتر PDF رو بذاری که من برای بار پنجم بشینم از اول بخونمش.
    بازم ازت بخطار وقتی که سر نوشتن و تاپ کردن گذاشتی تشکر می کنم.

  10. وای چ جالب یاد اون اولای هیلر افتادم چ با ذوق هر روز منتظر آپ بودم
    خیلی عالیه دستت طلا
    داره تموم میشه دلم میخواد گریه کنم
    ههیی

  11. اومی کلی یاد تیز رو قطمتای اول کردم با این که از اول نبودم 6 7 ماهه امدم ولی کلی تجدید خواطرات بووود
    قسمت بعدم زودی اپ کن
    مرس30

  12. درسته که تازه شیش هفت ماهه با هیلر آشنا شدم و از اولش باهات نبودم، اما همینکه تا اینجا پیش اومدم و دونه دونه قسمتاییو که طی این مدت گذاشتی خوندم کلی خوشحالم! من خیلی زیاد فیک خوندم! نمیتونم بگم فقط هیلر خوب بود، اما میتونم بگم بهترین و بامحتواترین فیکی که توی اینهمه مدت خوندم هیلر بود!
    انقدر که با خوندن هیلر توقعم از فیکا بالا رفت و الان دیگه هرفیکی به نظرم جالب و جذاب نمیاد!
    هیلر توی یه کلمه عالی بود و اگه تو دوباره فیک بلند ننویسی، شاید مثلش کم پیدا بشه….
    آهان یه چیز دیگه! هزار بار گفتم اما بازم میگم دیگه… من کلا متنفر بودم بجز کیونگسو کسی دیگه رو کنار کای بذارن توی فیکا! ولی با خوندن هیلر کلا نظرم عوض شدش و واقعا سکای رو الان دوس دارم….
    امیدوارم تا زمانیکه دوست داری و میتونی بنویسی….

  13. با خوندن تیزر یاد اولین روزای هیلر افتادم:'(
    دلم نمی خواد هیچ وقت تموم شه…دوس دارم سهون و کای هنوز تو اون دوران بد باشن ولی سهون نره:'(..کایم رو تنها نزاره:'(…دلم برای اون اوه سهون مغرور و شکارچی وحشیش تنگ شده…مطمئنم فیک هیلر از اون دسته فیکایی هس ک بعد تموم شدنش حتی اگ 2000صفه هم بشه حداقل یه بار دیگ می خونمش…مرسی بخاطر قلم قشنگت امیدوارم بعد هیلر باز هم فیک نویسی رو ادامه بدی…ممنونم بخاطر داستان قشنگت

  14. من عاشق این فیکم. عالیه. همه چیزش دقیق و حساب شده اس. من از فیکایی ام پرگ خوشم نمیومد. هنوز خیلی جاها واسم خنده دار و مضحکه. ولی اینجا، یه منطقی واسه ام پرگ بودن وجود داره، که این جذاب و قابل درکش میکنه.
    بی صبرااااااااانه منتظر قسمت بعد هستم… حلوای من.
    فایتینگ فرزندم.

  15. خوشحالللم که با این فیک اشنا شدم هرچند سعادت اینو نداشتم که از اولش با هات همراه باشم ولی همین که باهاش تا اخرش اومدم خییلی خوبه به خاطر این فیک خییلی قشنگ ممنونم ابجی
    فقط ابجی من کایهونو خییلی دوست دارم امیدددوارم که اخری فیک کایهونت نباشه اینو واقعا میگم خیلی دوست دارم همشهری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *