پشت صحنه فیک Tattoos and Drugs , Milks and Diapers

با عرض سلام smile))!

امروز با قسمت جدید نیومدم. گفتم بهتره قبل از ادامه کمی از ابهامات رفع بشه و سوالاتون رو جواب بدم.که اون روهم به روش احمقانه ی خودم انجام دادم smile)

بفرمایین ادامه اونجا حرف میزنیم!

خب smile)

من سعی کردم تا اونجایی که سوالاتون رو یادم بود ازشون استفاده کنم و جواب بدم.

اگر سوالی جا مونده بود و یا حس میکردید بهتره که جواب داده بشه حما کامنت بذارید تا من سریعا جوابگو بشم smile))

خلاصه که اره.

چند نکته که باید بهش اشاره کنم اینه اولا یه اشاره های بدجنسانه ای به قسمت بعد میشه توش !!هاهاهاها !! هرکی فهمید -که مطمئنا همه تون متوجه ش میشید- کامنت بذاره!! هوهوهو !

دوما این گربه هه شخصیت خاصی نیس . هرکس میتونه باشه .

سوما مرمر دوست صمیمی و عزیز خودومه که همینجا هم نویسنده ست. نویسنده ی فیک های رو 88 و مارش ماد که هرکس نخونه از دستش رفنه. کلی هم سر این پشت صحنه به من کمک کرده. دستش درد نکنه :”)

سخنی باقی نمانده . بفرمایید ادامه :”)


?وارد اتاق گریم میشه”

“سهون داره گریم میشه و چانیول کنارش به میز تکیه داده و داره قسمت بعد فیک  رو میخونه و بعضى جاهاشو بلند براى سهون تکرار میکنه”

?:سلام پسرا! 

“سهون فقط چشم غره میره”

“چانیول آه میکشه و فیک رو میبنده”

-بهم بگو دفعه ى بعد قرار نیست نقش مربى مهدکودک رو بازى کنم!

“سهون با دست به گریمور اشاره میکنه که فعلا دست نگه داره”

-سر و کله زدن با لوهان واقعا سخته ، دفعه ى بعدی هرجا اون باشه من نمیام! 

“چانیول فقط سر تکون میده”

-اخه چرا یه مرد!! یه دختر بیچاره ى دیگه رو انتخاب میکردى! 

?: چه نقش دیگه اى بهت میومد اینجا اخه!! دوست داشتى نقش جونگین رو داشتى همه ازت بدشون میومد ( ̄^ ̄)ゞ؟؟؟؟؟

“چانیول نیشخند میزنه و سرش رو تکون میده” 

-نه، اون بیچاره خیلى بدبخته این وسط . هیچکس دوستش نداره! ولى واقعا چرا یه مربى مرد؟ 

? با خودش زمزمه میکنه که چقدر از شخصیت کاى و لوهان توى این فیک خوشش میاد …..” 

?: مربى مرد .. همه جا که اینطور نیست که فقط یه زن مربى باشه . خیلى جاها هستن که مرد ها هم توى مهدکودک مربى گرى میکنن. بعد هم ، باید یه فکرى به حال انرژى تموم نشدنى ت میکردم . ??

“چانیول فقط نیشخند میزنه و انگشت شست ش رو بالا میاره”

? به برگه هاى توى دستش نگاه میکنه و بین شون دنبال چیزى میگرده و از رو یه برگه کوچیک چیزى رو میخونه”

?: سهون …چرا ادا تنگا رو …در اوردى؟ اااه~ این سوال نصف بیشتر خواننده هاست ?

“سهون با عصبانیت بلند میشه و شونه رو میگیره دستش که بیاد جلو و حمله کنه “

-از من میپرسى؟! برو از نویسنده ى لعنتى -..

?جیغ میکشه”

-سهون لباسسسسستتتتت خونیههههههه!! 

“سهون به لباسش نگاه میکنه ، شونه رو پایین میاره و قسمت خونى تى شرتش رو توى دستش میگیره “

-این ؟ این گریم قسمت بعدمه.

?نفس راحت میکشه و خودشو روى مبل ول میکنه “

?:خیالم راحت ش-…قسمت بعد چه خبرههههه!!!! !(◎_◎;)! شونزده ؟ هفده ؟ کدوم؟ کدوم قسمت؟ !(◎_◎;) ! 

“چانیول فیک رو ورق میزنه” 

-فکر کنم اخراى شونزده باشه .

?: شونزده؟ (◎_◎;) ! شونزده که قسمت بعده! 

“سهون با بى تفاوتى خودشو روى صندلى گریم میندازه “

-اینقدر بلا سر من اومده توى این فیک که این یکى دیگه تاثیرى روم نداره .

“چانیول با خنده دستش رو به شونه ى سهون میزنه”

-فرودگاه-..

“سهون با اخم دست چانیول رو پس میزنه و نمیذاره حرف شو تموم کنه”

-تو یکى جرئت دارى منو مسخره کن ، تنها کارى که کردى اینه که واسه چهار تا بچه گیتار بزنى و خوش و خرم با بکهیون لا.س بزنى و آهنگ بخونى! 

? برگه هاش رو روى میز پخش میکنه و بعد از خوندن برگه ى کوچیک دیگه اى نگاهش رو به سهون میده”

?: سهون تو چطور نتونستى تائو رو بشناسى؟ کریس که دلش خون بود از دستش ، یا حتى کاى ! 

“سهون فیک رو توى دستش میگیره و خودش رو باهاش باد میزنه”

-چون توى فیک ، کریس مقام ش از من بالاتره و نه تنها به عنوان یه چینى ، بلکه به خاطر دست راست بودن هیچل با گنده هاى معامله سر و کله میزنه . مگه من بیکارم برم با یکى مثل تائو سر مواد جر و بحث کنم؟ شخصیت من توى کره حواسش هست که همه چیز درست جلو بره و شخصیت کریس هم کسیه که اینور و اونور میره. 

“چانیول سرش رو تکون میده و دست به سینه به میز گریم تکیه میده”

-کاى چى؟ 

“سهون نگاهى به چانیول میندازه “

-کاى یه آدمکش أجیر شده ست . توى باند خاصى براى کسى کار نمیکنه ، پول میگیره ، آدم میکشه . شخصیت من توى فیک فقط اسمش رو شنیده و خودش رو ندیده . چون تا حالا پیش نیومده بخواد کسیو نفله کنه اما خودش از پس ش بر نیاد ! “نیشخند مغروری هم میزنه”

“چانیول در حال نیشخند زدن”

-شخصیتت چرا هیچى نمیفهمه؟ 

“سهون~>ψ(`∇´)ψ “

-باز شروع نکنا! 

? باز بین برگه هاش میگرده و یه برگه ى دیگه رو بیرون میاره و بى توجه به اون دو تا باز نظر دیگه اى رو میخونه”

?: حتما سهون میره ماه عسل و به احسان علیخانى میگه ، کریس اسپرى زده بود ، زیر دلم درد گرفت؟ 

?در ادامه از رو یه برگه ى دیگه هم میخونه”

?: سهون خودشو زده به برق داره لوس میکنه ؟

“سهون نفس عمیقى میکشه و باز شونه رو برمیداره و بلند میشه” 

-بهت گفتم تقصیر من نبود! نویسنده میخواست شخصیت من بعد از اون اتفاق گیج بشه و ندونه با احساساتى که کریس توى وجودش بیدار کرده چیکار کنه! بعدشم ! بار اولش بودا! معلومه شوکه میشه و اینطور رفتار میکنه ، مخصوصا آدم غد و از خود راضى یى مثل سهون!

“چانیول با نیشخند اب نباتى از توى ظرف روى میز برمیداره و باز میکنه و به سهون زل میزنه ، بدون اینکه حرفى بزنه”

? برگه هارو کنار میذاره و با جدیت به سهون خیره میشه”

?: بار اول چطوریه؟ خیلى درد میگیره؟ بیشتر بگو 

-شونه به سمت ? پرتاب میشه و بعد از برخوردش به دوربین تصویر قطع میشه – 

______________________

? نفس راحتى میکشه و در اتاق استراحت رو پشت سرش میبنده ، بالاخره به جاى امنى رسیدهه! “

?: جونگین؟ جونگینى خوبى ؟ *نگران*

“جونگین سرش رو پایین انداخته و برگه هاى فیک رو به صورتش فشار میده “

-نه خوب نیستم!!! *صداش از پشت اون همه برگه خفه به گوش میرسه*

? کنارش میشینه و با نگرانى دستش رو روى شونه ش میذاره”

?: چى شده؟ 

“جونگین با قیافه توى هم و ناراحت نگاش میکنه”

-قسمت بعدو خوندى؟

?سرش رو به علامت منفی تکون میده”

?: نه هنوز ، داشتم با سهون و چانیول صحبت میکردم . 

“جونگین آه بلندى میکشه و برگه هارو روى میز میندازه”

-چرا این شخصیتو قبول کردم؟ اصلا چرا شخصیت من اینقدر آدم سنگدل و عوضى ییه! اه ! اصلا باهاش ارتباط برقرار نمیکنم! 

? زیر لب با خودش میگه که برعکس جونگین چقدر نقش کاى رو خوب بازى میکنه”

?: حالا مگه چى شده؟ 

“جونگین یه چیزى رو از روى میز برمیداره که کارگردان توى ادیت اونو سانسور کرده ، پس ما نمیدونیم چیه!”

-این لعنتیو میبینى ؟؟ من سهونو -…. “صداى بوق پخش میشه و دهن جونگین هم شطرنجى میشه که قسمت بعد لو نره”

-چند دقیقه بعد-

? با چشم هاى گرد نگاش میکنه و نفسش رو توى سینه ش حبس میکنه “

?: واقعا؟ اون شت ! اوه خداى من!!! *بدجور شوکه شده*

?جونگین رو بغل میکنه و با ناراحتى کمرش رو نوازش میکنه “

?: نگران نباش ، این فیک هم بالاخره تموم میشه ، من قول میدم با XiuXoi صحبت کنم تا یه نقش خوب که به شخصیتت میخوره برات کنار بذاره! 

“جونگین سرش رو روى شونه ى ? میذاره و سرش رو تکون میده”

-میدونى تا حالا چند بار به خاطر کار هاى کاى توى فیک ، مجبور شدم سهون رو شام مهمون کنم تا از دلش در بیاد ! همه ى پولى که گرفته بودم رفت.

? نیشخند میزنه”

?: سهون فقط داره از مهربونى تو سواستفاده میکنه ، تو هم همونطور که اون میخواد دارى جوابشو میدى.

-و این صحبت هاى بى نمک و حوصله سر برشون تا نیم ساعت دیگه  که جونگین براى بازى کردن نقشش توى قسمت بعد فیک صدا زده میشه ، ادامه پیدا میکنه –

______________

? داره توى راهرو راه میره که تائو رو میبینه”

?: اوه ! سلام تائو! 

“تائو لبخند بزرگى میزنه و سرش رو تکون میده “

-سلام ?!

? به کیسه هاى توى دستش نگاه میکنه و میپرسه”

?: اینا چى هستن؟ 

“تائو کیسه هارو کمى بالا میاره”

-اینا؟ چند تا اسباب بازى براى شیومین و لوهان و جونگده خریدم. دارم میرم پیش شون تا بهشون بدم.

?نیشخند میزنه و همراه با تائو به سمت اتاقى که بچه ها توش هستن میره”

?: حسابى باهاشون صمیمى شدیا! 

“تائو با خجالت میخنده و سرش رو تکون میده”

-اوهوم .

? آهى میکشه و دستش رو روى کمر تائو میذاره”

?: باید یه صحبت جدى با XiuXoi داشته باشم. شخصیت تو و جونگین دقیقا برعکس چیزیه که اون توى فیک نشون داده.

“تائو در یه اتاق رو باز میکنه و اجازه میده اول ? وارد بشه”

?: سلام ب…چه…..ها… اینجا چه خبره؟ 

“لوهان کنار شیومین که روى مبل نشسته ایستاده و سعى میکنه موهاى کوتاهش رو ببنده ، جونگده هم کنارش وایساده و چیزایى رو توى دستش نگه داشته . با شنیدن صداى ? هر سه نفرشون به سمت صدا برمیگردن و جونگده با نیشخند گربه ایش جلو میاد و جواب میده”

-داریم شیومین رو براى عروسى حاضر میکنیم! 

“تائو و ? با تعجب به هم نگاه میکنن “

تائو: عروسى؟؟

?: عروسى کى؟؟

“لوهان با اخم سمت اون دو نفر میچرخه”

-خب معلومه دیگه! من و شیومین .

“جونگده ریز میخنده و دستمال کاغذى یى که توى دستش بود رو به موگیر توى سر شیومین آویزون میکنه و با ذوق دست میزنه “

-تورررر عروس !!

“شیومین بى توجه به اون دوتا داره با کنترل تلویزیون که روى مبل افتاده بود بازى میکنه و اونو توى دهنش میبره”

?کنار بچه ها میشینه و با لبخند نگاهشون میکنه “

?: خب بچه ها! نظر تون در مورد فیک و بازى کردن با هیونگ هاتون چیه! 

“جونگده آبنباتى رو با پوست توى دهنش میذاره”

-ماآنى م گفته به درد من نمیخوره فیکه ، نمیدونم . مگه نه لوهان؟ 

“آبنبات رو بین دندون هاش نگه میداره و پوست ش رو محکم میکشه تا اینطورى بازش کنه” 

“لوهان هم سرش رو تکون میده”

-چیزاى عیبى توش داره ! ما نباید بدونیم! 

“تائو و ? با خودشون رو به کوچه على چپ میزنن”

تائو و ? باهم : عیبى؟ 

“لوهان که داشت لواشک باز میکرد با هیجان سرش رو بالا میاره و سرش رو باز تکون میده”

-اره ! میخواى نشونتون بدم؟ 

“تائو کیسه هارو زمین گذاشته و داره اسباب بازى هارو به جونگده و شیومین نشون میده ، سعى میکنه زیاد به حرف لوهان اهمیتى نده و حواسش رو پرت کنه”

-لووو~~ بیا ببین برات چى خریدم! 

“اما لوهان بى توجه به تائو دست ? رو میگیره و از اتاق بیرون میبره “

-الااان نشون ت میدممم! 

? با تعجب لوهان به لوهان نگاه میکنه و دنبالش میدوه “

لوهان: ایناشاااا! 

“لوهان به راهرویى که به دست شویى منتهى میشد اشاره میکنه ، جایى که کریس و یى شینگ بى خبر از فضولى لوهان دارن همدیگه رو میبو.سن”

?: هیییییین!!!!!! !(◎_◎;) 

?دستش رو جلوى چشماى لوهان میگیره و اونو عقب میکشه”

?: تو از کجا پیداشون کردى ! اصلا چرا تنهایى دارى توى راهرو میگردى !!!!! 

“لوهان نیشخند دندون نمایى میزنه و شونه ى کوچیک ش رو بالا میندازه”

-دیگههه دیگهه!! *زبونش رو بیرون میاره*

?با حرص زیادى که احساس میکنه جلوى خودش رو میگیره تا به لوهان حمله نکنه”

?: میدونى نباید تو کار بزرگ تر ها دخالت کنى؟ 

“لوهان شونه شو باز بالا میندازه”

-دلمممم میخواد ! 

? بعد از کشیدن نفس عمیقى دست لوهان رو میگیره و تا توى اتاق میکشدش و رو به تائو میگه”

?: من باید برم و با XiuXoi صحبت جدى داشته باشم!! حواست به این باشه !! من رفتم!!! 

“لوهان رو توى اتاق میندازه و از اونجا  بیرون میره و در رو پشت سرش محکم میبنده”

_____________

?: XIUXOI!!! 

“XiuXoi با ترس از روى صندلى ش زمین میخوره “

-اااخخ!! کى اینجاست!!! توى کى هستى!!چى شده!! کى مرده! 

? الان این شکلیه:: ψ(`∇´)ψ”

?: این شخصیت لوهان چیه ساختى!!!! 

“XiuXoi بیچاره تى شرت بلندش رو پایین تر میکشه تا نپوشیدن شلوارش زیاد به چشم نیاد “

-چى؟! 

? یه قدم دیگه بهش نزدیک میشه ، هنوز هم عصبانیه، از چى ، خدا میدونه “

?: چرا کریسهون رو بعد از اون شب شون از هم پاچوندى؟؟؟؟

“XiuXoi با ترس عقب میره”

-چى..ها؟ خب … باید اینطور میشد! 

?عصبى تر میشه “

?: کاى میخواد چه غلطییییى کنههههه! 

“XiuXoi دهنشو باز میکنه که جواب بده که باز ? شروع میکنه”

?: چرااااا به مرمر شیرینى ندادى!!

“XiuXoi با گیجى نگاش میکنه”

-این چه ربطى به فیک داره! 

?:مهم نیست جوابمو بده! 

“XiuXoi اخم میکنه و باز میخواد جواب بده بهش که ? باز شروع میکنه “

?: چرا براش پیشو نمیخرى! 

“XiuXoi دست هاش رو به حالت دفاعى بالا میاره”

-وایسا وایسا! دارى دیالوگ اشتباه میگى ، باید در مورد فیک بپرسى! 

? با تعجب برگه هاشو چک میکنه “

?:اه ، مثل اینکه جا به جا شده ..اهم!! خب !!

“XiuXoi نفس عمیقى میکشه و موهاى ژولیده شو مرتب میکنه”

-خب…. 

?گلو ش رو صاف میکنه و از توى برگه هاش یه نوت بیرون میاره”

?: چقدر دیگه مونده تا فیک تموم شه؟ 

” XiuXoi چهارزانو روى صندلى میشه و با موهاش بازى میکنه”

-پنج شیش قسمت بلند ؟ 

? سرش رو تکون میده”

?: تهش کریسهون میشه یا کریس شینگ؟ 

“XiuXoi آه میکشه”

-اینو دیگه بخونید دیگه! 

? سرش رو کج میکنه و با مظلومیت میگه “

?: یکى از بچه ها میگه نمیشه یه کایسو خوف و خفن بیارى توى داستان؟ 

“XiuXoi کمى فکر میکنه “

-باید فکر کنم ، نمیدونم بشه یا نه! قول هم نمیدم ! 

? با حالت پوکرى نگاهش میکنه”

?: براى جونگین باید یه نقش خوب کنار بذارى ! ظالم! این چى بود دادى بهش بازى کنه!! 

“XiuXoi با هیجان از جا میپره”

-یه فیک خوب دارممم براش ! کایسو هم هست ! تموم بشه حتما میذارمش !!

? با همون حالت پوکر به نگاه کردن ادامه میده “

?: کى تموم میشه؟ صد سال دیگه؟ 

“با هیجان سرش رو به علامت منفى تکون میده “

-نه خیلى طولانى نیست! چند قسمت شو هم نوشتم ! 

? با رضایت تایید میکنه”

?: خوبه!  دیگه چى بپرسم؟

“XiuXoi برگه هاشو مرتب میکنه”

-سوال دیگه اى هست ؟ 

?: فکر نکنم ….. اها!!چرا اینقدر دیر به دیر اپ میکنى لعنتى!!! 

-باید حسش بیادددد خبببب!! میخواى خراب ش کنم!!! *با کلافگى ناله میکنه*

?: خب مردم یادشون میره!!! 

“XiuXoi با شرمندگى سرشو پایین میندازه”

-خب نیست حسش … چیکار کنم !  

?: راسته که جدیدا به جا نوشتن ترجیح میدى انیمه ببینى؟ 

“XiuXoi با چشماى گرد نگاش میکنه”

-این چه سوالیه دیگه .

?: خب سوال قحطى اومده :|

-پاشو برو خب :|

 ?: باشه :|

-برو دیگه :|

? با غضب نگاش میکنه”

?: بازم سراغت میاما ! حواست باشه ! حالا برم سراغ بقیه بچه ها! 

“XiuXoi نفس راحتى میکشه و به محض بیرون رفتن ? میره سر گوشیش و شروع میکنه به بازى کردن ، نامرد :| برو بنویس “

____________

“توى راهروى سایت اوه سهون فنز فیکشن ، ? شیش هفت تا پسر غریبه میبینه”

?: هى ! شما پسرا! اینجا چیکار میکنید ؟ 

“یکى از اون ها میچرخه سمت ? و با تعجب نگاش میکنه”

-ما؟ اومدیم توى یکى از فیک ها بازى کنیم….

? با هیجان از جا میپره”

-شما ikon هستین!!!! ووااااوو من فن تونم!!! اما…..*هیجان ش سریع فروکش میکنه* فکر کنم سایت رو اشتباه اومدین … اینجا سایت فیکشن اکسو عه ..

“پسرا با تعجب به هم نگاه میکنن و یکى از اون ها میپرسه”

-مگه فیک tattoos and drugs , milks and diapers اینجا اپ نمیشه؟ 

? سرش رو به علامت تایید تکون میده “

“اون پسر نگاه*خودم-میدونستم* تحویل ? میده “

?: شما .. میخواین توى این فیک نقش بازى کنید ؟ 

“هر هفت نفر سرشون رو هماهنگ باهمدیگه به نشونه ى تایید تکون میدن”

?:بدبختا سرتون کلاه رفته :| این فیک صد سال یه بار اپ میشه … چچچ… بیاین ببرمتون پیش نویسنده عتیقه ش . از این طرف .

-و بدین صورت ، ? بازیگر هاى جدید فیک رو که ikon باشن به سمت اتاق نویسنده راهنمایى میکنه- 

-پایان قسمت اول –

(اگر قسمت دومى هم در کار باشه اصلا :| )

Print Friendly

43 Responses

  1. هلو^^
    من همونیم که نمیتونستم تو سایت نظر بزارم و تو تله هیجانمو خالی میکردم
    قول دادم مرورگرمو عوض کنم و عوض کردم و خوشبختانه مشکل حل شد^^
    انقد دیر اپ میکنی من اصن ندیده بودم این قسمتو…
    اتفاقی تو اینستا تو یه پیجی اسم فیک فوق العادتو برده بودن منم دلم تنگ شد و اومدم،دیدم وااااااو یه پارت جدید اپ شده…
    لطفا زود تر اپ کن…لطفا لطفا لطفا…
    ناموسن شخصیتا یادمون میره…الان من اصن نقش جونگینو یادم نی://
    این پارت خیلی باحال بود…
    کلی خندیدم…
    ولی کریس نداشت:”(
    تیریخیدا کریسهون تمومش کن…
    خیلی بهم میان عخه…
    امممممم دیگهههههه چی میخواسم بگممممم
    اها یادم اومد…
    مرسی که حدقل شیش ماه یه بار اپ میکنی و کلا نمیبندی پروندشو♥
    اگه نصفه تموم شه یه چالش مانکن دائمی برام اتفاق میفته احتمالا-.-
    در اخر کریسهون ایز ریل!!!

  2. خلاقیتی ک توش بود باعث شده بود ایده ب نظر بیاد هرچند بعضی از دیالوگ ها کمی کلیشه ای بود ….
    منتطر ادامشیم …..
    خسته نباشید

  3. اوا….
    من چرا اینو ندیده بودم؟ چه باحال بود!!!
    من اصولا پشت صحنه رو از خود صحنه بیشتر دوست دارم… کلی حال کردم. عالی بود. ایول
    فقط قبل از ورود آیکون لطفا معرفی شون کن… من که به شخصه اصلا این گروهو نمیشناسم!!!

  4. خییییللللیییییی جالب بود!!!!! تا حالا رفع ابهام این مدلی نخونده بودم!!! اما اخه چرا کریس با لی؟! نمیشد همون سهون باشه؟ اصن سوهو باشه!!!!!!
    به هر حال خیلی عالی بود

  5. خدا خفت نکنههههه??بعد از مدت ها کلی خندیدم
    وای خیلی جالب و نو بود این کارت …?نااایس
    چان راست میگه شخصیت سهون هیچی نمیهمه فقط لپ های شیومین رو میقهمه…خدا خفه ت نکنه چرا خونی؟؟میکشمتتتتتتتت…شیر مامانتو حلالت نمیکنم پسرم اگه چیزیشون بشه .تو ک میدونی بعد سان شاین نباید بلایی سر سهون بیاری مگه نه؟؟؟؟؟ تو قسمت بعد بگو xiu xoi چی بازی میکرد ک فیک رو ب امان خدا ول کرد?

    • عررررر????هدف ما فراهم کردن شادى شماست ??
      حالووووه قسمت بعد میفهمی چرا خونى ??? عررررر بالاخره باید کرممو یه جا بریزم یا نه ???
      یه بازیه بى نمک و مسخره ? میام میگم بهت حالا ?

  6. انقد این ایده ی پشت صحنه خوبه که اگه هنوز نویسنده بودم حتما می دزدیمش=||=فقط اون کریسشینگه زد تو ذوقم:/ چی می گفتن این دوتا اصن-_-چی می شد به جاش کایهون قشنگم درحال بووسیدن هم باشن مثلا*-*
    کایسو:/هرطرف نگاه می کنم کایسو می بینم (ایموجی قلب شکسته:/) نمیشه تو کاپلش یه تجدید نظری کنی؟هرکی داره یه فیک جدید آپ می کنه کاپلش کایسوئه=||= (یه عالمه ایموجی قلب شکسته://)

    • بعد از اینکه فهمیدم همه میخوان کایسو اپ کنن منم یه تجدید نظر کوچیک کردم ???? شیوهانمو مینویسم ، کایسو نوشتن اصن نیومده بِع من ψ(`∇´)ψ ???
      ایده هه هم قابل شمارو نداره ، در خدمت باشیم ، باشه برا شما ??

  7. جالب بود خودت همه رو نوشتی دیگه ولی واقعا بعضی وقتا یادم میره موضوعش چی بود .
    مرسی از زحمتت و خسته نباشی????
    انیمه میبینییییییی??❤❤❤❤

  8. واااااااااااااااااااای خیلی باحال بوووووود ایول اینو خیلی دوس داشتم. میگما وقتی فیک مینویسی یعنی مثلا کلیت داستان تو ذهنت نیس که بخوای طبق اون ادامه بدی که الان نمیدونی برا قسمت چی بنویسی؟البته به من مربوط نیس چون درهرصورت فیکتو میخونم و منتظر قسمت جدیدم خخخ فقط سوال شده بود برام.وای که چقد از دست لوهان حرص میخورم دلم میخواد سرشو بکوبم تو دیوار -_-
    آخییی کای و تائو بدبخت چه شخصیتای پستی دارن دلم سوخ خخخخ
    خسته نباشی نویسنده گل منتظریم

    • نه خوشگلم ، بحث این نیست کلیت تو ذهنم نیست ، اینکه چطور کنار هم بچینم این موضوع هارو ، چطور توى کلمه و نوشته بگنجونمش و بیارمشون اینا هستن که سختن. منم یکم حساسم واسه همین اینطور میشه ??

  9. بسسسی بامزه و کیوت بود خیییلی خندیدم سر بعضی قسمتاش
    عزیزههه دلم کای مث یه کیوت خوردنی شده بود با اون غرغر کردناش بخاطر منفی بودنش*-*
    البته اینجوری کع سرنخ دادی فک کنم باز قسمتای بعد یکاری کنه بجا کیوتی لتفهلتفهتلفتلخبقجصثکجی
    چجثگیص بگم بش 0-0
    ووووووااای شیوووهانممممممممممممممم*———–*
    ای دوونم واس عروسیشون من میخام قند بسابم رو سرشونن*-*
    چن و که قورت دادم رفت
    لی و کریس؟=/
    ینی همون خوشی ای که سر اون روز صب که لی خراشای بدن کریس و دید بهم دست داده بود پرید=/
    لیریس عچقهه هااا..ولی انقد که سهون تو فیک حرص خورد منم حساسیت گرفتم بهشون=/
    واااای اسپرریییییییییییxD
    ینی پوکیدم رسما
    +بی اموجی ای بد دردیه من هم گرفتارش شدم

    • ارهههههه کوچولوى دوست داشتنییییى ، از دست خودم شاکیم که چرا کاى رو بد کردم ?????
      اسپریییییى ????? باید حتما استفاده میکردم ازششششش نمیشد اینطور ?????
      لیریس اخه دوس دارم ._. حداقل پشت صحنه رو که میتونستم لیریس کنم ????
      چیرااااا ایموجییییی نداریییى ???

  10. خلاقیتت با شتاب 20 کیلومتر در ساعت تو حلقم:/
    فرض میگیرم حموم رفته بودی:/اول شلوار بپوش زشته یه ملت اینجا نشستن با تیشرت نمیشه 1 متر لنگو پوشوند:/
    دوم از اونجایی که شک دارم نمیدونم خونریزی سهون به خاطر اینه که کای کردتش یا مثلا شاید با تفنگ بزنه بکشتش:/
    سوم:/دیوث بازی درنیار انقدر کریسشینگ به رخ من نکش:/
    آرمان های کریسهونه من نباید به گا بره:/
    چرااااااااااااااااااااااااااااااا انقدر زوووووووووود باید تموم بشهsad
    در هر صورت با توجه به وضعیت آپ کردن تو تا من دیپلم بگیرم مثل اینکه سرم با فیک گرمه:/
    شیومین و لوهان هم که….-_- دهه نودی ان واس خودشون-__-
    کای هم که خررر:/تائو که خرررر:/
    یکی بره کریسو بکنه ناموسا انقدر دور وبر شینگ شینگ نرهههههه-___-غلط کرده میبوستش:/و به درک که با سهون بیشتر از این پیش رفت:/نمیشه آرمان های سولی من رو هم تو فیک بیاری؟:/ کایسو هم دتس گود:/آیکون رو هم تا حدودی میشناسم حالا اینکه بیان تو فیک لابد از این باند خلافکاران:/
    در کل:/با توجه به اینکه میخوای مارو زجر بدی تا قسمت بعد حداقل قسمت دوم اینو بزار دلمون تا موقع آپ به این خوش باشه:/
    خداحافظ:/نقاشیتم خیلی خفنه پستاتو دیدم:/انقدر که به نقاشی فکر میکنی به فیکم فکر کن:/من برم پوستر درست کنم آروم شم-___-دنسیگ کینگ:/پیام بازرگانی بود چیه خو:/

    • ?????
      عرررررر ، من همیشه عادت دارم اخه تو اتاقم که هستم شلوار نمیپوشم ??? سختمه یکم ????
      نقاشی هام هم نظر لطفته ??
      کریسشینگ و کریسهون ?? باید به این فکر کنیم که این رابطه شون بیرون از فیکه ?? سولى ??? اونم فکر میکنم ببینم میسه اوردش یا نه ??
      قسمت بعد این ?? باید سوال داشته باشید یا یه موضوعى باشه که بنویسم ??
      خلاصه که متشــکرم از نظرات همگى ??

      • خو بیا من این همه سوال دارم:اسم مهد کودکی که لوهان میره چیه؟:/ سوال از این دقیقتر؟:/ یا مثلا سهون با خواهر بکی چیکار کرده بود؟:/ و کای وتائو دقیقا هدفشون چیه؟:/ بسه همینا یه قسمت میشه برو بنویس:/

  11. هخخخخخخخخخخخخخخخخ خیلی باحاال بود ….
    ولی چرا الان حس ی آدمه اوسکل شده رو دارم ؟! :|
    در هر صورت ممنون اونی خسته هم نباشی ♥3♥

  12. عرررررر ابجی خلاقیتت تو حلقم خخخخخخ خیییلی باحال بود
    نههههههههه کریسهونو پوکوندی
    عررررررر بیچاره سهون حتما کای یا با بوووووووق یا با چاقووووووو سهونو زخمی میکنه پ این کریس بووق استایل کدوم گوری بوده هااااا حتما با یشینگ مشغوله عررررررر

  13. کریس و یشینگ همو می.بوسیدن؟؟؟؟تمام امیدو ارزوهای منو داخل فیک ب باد داد????ولی خیلی با پشت صحنه فیک حال کردم?
    مرسیییی❤️

  14. خخخخ. دمتون گرررم بابا.??? واسه خودش یه وان شات بود??.ای جانم. خداقوت. ?
    منتظر قسمت بعد هستم. ?
    سر سهون قراره چه بلایی بیاری؟ ??کای و سهون آررررره؟ ?کریس و ییشینگ هم که آرررره!?
    وای، لوهان. خخخخخ. خنگووول. ??
    اون گربهه، دوستت مرمر بود، نه؟ ??
    ایده ی جالبی بود. خیلی خوشم اومد. ???
    فایتینگ?

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *