هدر سایت
تبلیغات

Adeux ep2

این شما و این قسمت دوم 

بچه ها یه خواهش دارم ……. لطفا انقدر نگید چرا دیر اپ میکنی …. واقعا انگیزه ام خیلی کم میشه برای همینه وگرنه من هرروز اپ میکردم براتون 

:(((

فعلا هم ک با خواننده های د ادر وان قهرم .. نه سراغی ازش میگیرن نه هیچی 

با هزار ضرب و زور بالاخره تونست با گذشتن از پشت کامیون و استفاد از بی توجهی و مشغله کارکنان  وارد لابی هتل بشه

انقدر تجمع توی لابی بزرگ هتل لوکس زیاد بود که هیچکس توجه چندانی بهش نمیکرد دوربینشو توی کوله پشتیش جاسازی کرد سعی کرد بین جمعیت زیادی که منتظر کریس وو بودن خودشو جلو بکشه

وقتی دید ازدحام به قدریه که ممکنه در این راه خفه بشه!!!!!!!

ترجیه داد از گوشه ی سالن جلو تر بره و به درب آسانسورهای کنار پذیرش برسه  تا فشار جمعیت رو کمتر احساس کنه چون دیگه داشت حس خفگی بهش دست میداد مخصوصا که به بوی عرق خیلی حساس بود !!

زیر لب غر میزد :

اه اه مردم حموم نمیرن.. ای گندتون بزنه  مثلا اومدن امضا بگیرن!

 

و خودشو به گوشه ی سمت چپ لابی کشید و نفسی تازه کرد

 

کنار اسانسورهای بغل پذیرش که الان خالی از خدمه بود یک راه پله باریک به طبقه بالا دید

چیزی از ذهنش گذشت  باعث شد نیشخند پیروزمندانه ای بزنه

 

 

کریس حتما الان تو طبقه بالا داره اماده میشه !برم اتاقشو پیدا کنم بهتره!!

 

سریع خودشو بدون جلب توجه به راه پله رسوند و نوک پا ازش بالا رفت

هر چند لحظه پشت سرشو نگاه میکرد تا ببینه کسی دنبالش میاد یا نه

چشم هاشو گشاد کرده بودو لبهاشو روی هم فشار میداد … عینک افتابیشو روی چشمش مرتب کرد و به راهش ادامه داد!

وقتی به پاگرد رسید به سرعت برق دوید

و از اینکه کسی ندیدتش ذوق کرد و اگر شرایط اجازه میداد کلی برای خودش جیغ و داد میکرد

ولی فقط به زیر لب گفتن :” افرییینننن …. یادم باشه برا خودم جایزه بخرم!! ”   بسنده کرد   :/

 

وقتی خوشحالی کردنش تموم شد برگشت پشت سرش رو نگاه کرد و یه لحظه وا رفت

توی راهروی باریک و دراز بن بستی ایستاده بود  که تابلوی بزرگی روی دیوار نصب بود :

 

 

                 استراحت کارکنان . ورود افراد متفرقه ممنوع!!!

 

چندین و چند اتاق در امتداد هم وجود داشتن و سکوت محض برقرار بود

تازه فهمید کجا اومده

اونجا یه نیم طبقه برای استراحت کارکنان هتل بود و اصلا ربطی به طبقات هتل که باید با اسانسور بهشون میرسید نداشت :/

زیر لب گفت :

زااارت…… جایزه کنسل شد که !

 

میخاست برگرده و از پله ها بره پایین که روی پله ها سایه ی دو مرد رو دید که داشتن از پله ها بالا میومدن

از سایه هاشون حدس زد که باید از مسئولین انتظامات یا حراست هتل باشن

با حرص گفت :

ای ر…..دم تو شانست جونمیون

 سریع شروع کرد به گشتن تاجایی برای قایم شدن پیدا کنه

اما همه درها بسته بودن و اون راهرو هیچ جایی برای پنهان شدن نداشت

بالاخره یه در از ردیف اتاق های سمت راست که درست بسته نشده بود رو باز کرد و سریع پرید توی اتاق و پشت در ایستاد … از داخل اتاق صدای شیر اب میومد و انگار مهمون اتاق توی حمام بود

روی تخت دو نفره اتاق یه سری لباس افتاده بود و این نشون میداد حدسش درسته

با دیدن سوتین روی لباسها فهمید وارد اتاق یه دختر شده … لباس قرمز و توریش نشون میداد دختر احتمالا از کارکنای بخش بار هتله…..کلاه گیس افتاده روی کف اتاقم حدسشو تایید میکرد

کیم جونمیون همیشه حدساش درست از اب درمیومد!!!!!

با دیدن سوتین ابی و بنفش! سرشو تکون داد و گفت :

بی سلیقه ی خز!

 

دررو نیمه بسته نگه داشت تا بتونه اون دو مرد رو دید بزنه تا وقتی رفتن سریع فرار کنه

قضیه این بود که وقتی مثل یه استاکر دنبال ستاره محبوب پارک چانیول راه افتاده بود و مچشو با دوست پسرش بکهیون گرفته بود به عنوان یه ساسنگ معرفی شد و اجازه نداشت توی فن ساینا و فعالیتای دیگه ازادانه شرکت کنه .

خوشبحتانه مشتریها   قیافشو نمیدیدن و فکر میکردن عاشق چانیوله  و محاله سراغ کریس بره!!!!

اسمشم عوض کرده بود اما اگر اونجا گیر میفتاد کارش تموم میشد

یه لحظه صدایی از داخل حمام شنید که نظرشو جلب کرد

در رو کیپ نگه داشت و کمی داخل تر رفت تا صدا رو بشنوه

چشمهاشو ریز و لبهاشو جمع کرده بود

با شنیدن صداهایی ک از حمام میومد تا گردن قرمز شد :

واااااای…ا اخخخخ…اااهههه… ارروووم    

 

و صدای مردی که میگفت :

جوووووووووووووون….. جیگر تو فدات شم!

چشمهاش گشاد شد و از حرفای مرد حالت تهوع بهش دست داد

ادای عوق زدن دراورد و جلوی دهنشو گرفت و گفت :

اییی یییی….. چندشااا اه اه … کارمندای هتل هم؟؟پس اومده بده!!؟؟

حیف که الان خیلی بیزی ام وگرنه لوتون میدادم !!

 

برگشت سمت در و سعی کرد به سروصدا و شلپ شلپ توی حموم بی توجه باشه

وقتی دو مرد قد بلند رو دید که همون جایی که چند دقیقه پیش ایستاده بود

در رو بیشتر بست

چهره هیچ کدوم رو نمیتونست واضح ببینه …. یکی از مردها پشت بهش ایستاده بود و طبق حدسش لباس حراست هتل تنش بود و مردی که رو به روش ایستاده بود قد کوتاهی داشت و از چهره اش چیزی معلوم نبود

فقط تونست کت و شلوار و کیف سامسونتشو تشخیص بده

مرد حراستی گفت :

شما مطمئنید مشکلی پیش نمیاد ؟

مرد قد کوتاه گفت :

اره نترس…. من حواسم هست… این یه تصادف سطحیه که فقط شهرتشو زیاد میکنه .. ما فقط میخوایم اسمش بیشتر توی جوامع مجازی و دهن مردم بچرخه همین

 

مرد حراستی کمی سکوت کرد و بعد گفت :

خب….من چجوری میتونم کمک کنم ؟

مرد قد کوتاه از توی جیب کتش دسته ای پول دراورد و توی دست مامور حراست گذاشت و گفت :

فقط یه ربع معطلش کن

مامور حراست سرشو به نشونه اوکی تکون داد

مرد قد کوتاه گفت :

خب دیگه برو.. ممکنه کسی مشکوک بشه

وقتی مامور حراست تعظیمی کرد و رفت مرد کوتاه قد هم پشتش رو به جایی که سوهو بود کرد

سوهو خوشحال شد و فکر کرد مرد میره و اماده شد تا از اون اتاق که سروصداش خیلی بالا رفته بود بیرون بره

اما مرد دم پله ها گوشیشو از جیبش دراورد و بعد از گرفتن تماسی با صدایی که توش پوزخند مشخص بود گفت :

سلام…. ماشینو بفرست… حله… کریس وو امروز به درک میره ..امروز از شرش خلاص میشیم

تلفن رو قطع کرد و با سرعت از پله ها پایین رفت

 

سوهو پشت در خشکش زد

یعنی چی ؟

 

از مکالمه هایی ک شنیده بود فهمید …. میخواستن کریس رو بکشن !

زیر لب با همون حالت شوک زده گفت :

ف/ا/ک ……. نمیشه که

در اتاق رو بست و توی فکر فرو رفت

چیکار باید میکرد ؟

اگر کریس میمرد … منبع درامدش چی میشد ؟ :/ …… تا یه ایدل جدید پیدا میکرد ماهها طول میکشید تا امضا و خطشو جعل کنه!!!!!!!!

این که از همچین چیزی با خبر بشه و کاری نکنه هم انسانی نبود :///

چیکار میتونست بکنه ؟ چجوری باید کریس رو خبر میکرد ؟ اگر جلو میرفت میشناختنش و ممکن بود کتک بخوره یا دستگیر بشه یا همه چی خراب بشه

مغزش دیوانه وار داشت کار میکرد

چجوری کریسو پیدا کنه ؟ چجوری بهش خبر بده  ؟ چیکار باید میکرد ؟

صدای جیغ و داد فن ها اومد و فهمید که کریس به محل فن ساینش رفته

تا پایان مراسم نیم ساعت بیشتر وقت نداشت … باید یه کاری میکرد

روی تخت اتاق نشست و مشغول فکر کردن شد که صدای جیغ زن از حمام رشته افکارشو پاره کرد :

آااااااای….. زودباااش

مرد گفت : اخ الان تموم میشه …

زن که انگار خسته شده بود گفت : اه اه اه اهههه…. بترکید شما مردا… چقدر دیر میای مردم ااااه

مرد :

اگه زن بودم خوب بود ؟ اونوقت انقدر حال..ااااخ میکردی؟هان؟اوووووووی

 

سوهو گفت :

ای مرده شورتونو ببرن… ای دهنتووون ….. مرتیکه خجالت نمیکشه میگه اگر.

.

ساکت شد

یه فکر مثل برق از ذهنش گذشت

یه کاری میتونست بکنه که نه کسی بشناستش….. نه بزننش . نه هیچی … میتونست به راحتی به کریس نزدیک بشه ……

دیوانه وار بود اما تنها راه حلش بود …. حداقل تنها راه حلی که اونموقع به ذهنش رسید

 

نگاهی به لباسهای پخش و پلا شده روی تخت انداخت

لبهاشو با زبون خیس کرد و از بالای عینک افتابیش نگاهی به اینور اونور کرد

تاحالا همچین کاری نکرده بود

مرد و زن داخل حمام فریادی کشیدن و انگار بله!!! راحت شدن گویا

وقت زیادی نداشت

تردیدو کنارگذاشت و سریع پرید و در حمام رو قفل کرد

به سرعت در کوله اش رو باز کرد ……. کلاه و عینک افتابیشو توی کیف انداخت

و مشغول دراوردن لباسهاش شد

زیر لب غر میزد :

ای تو روحت مر تیکه…. مرده  شو رترکیبتو ببرن دی/وس ببین منو به چه کارایی واردا میکنی..همینت کم بود جونمیون بدبخت

ای خدا برای یه لقمه نون ببین چه گیری کردم … ای خدااا اخه این چه عذابیه به من بدبخت میدی اخه ؟ مگه من چ گناهی کردم بابا مصبتو شکر!!!!یکمم خر بقیه بنده هاتو بگیر بابا!!

 

لباسهاشو توی کولش چپوند و درحالی که لباس قرمز رو وارسی میکرد گفت :

این سروتهش کجاس اخه ؟؟؟

نگاهی به پایین تنش کرد و گفت :

گیریم اینو بپوشم این لامصبو چیکار کنم که میزنه بیرون؟!!!!!!! :/

صدای در حمام امد

مرد : عه این چرا قفله ؟

زن :

چی؟؟؟ ینی چی قفله؟؟؟

و تند تند شروع به تکون دادن در کردن

 

سوهو نزدیک بود گریش در بیاد :

ای خداااا …. ببین… فقط یادت باشه منو به چه خفتی انداختیا یادت باشه

سریع لباسو پوشید ولی نتونست زیپ پشتشو بالا بکشه

کلاه گیسو سریع روی سرش گذاشت , کوله اش رو از پنجره توی فضای سبز انداخت تا بعدا بیاد و برش داره

تلفنش رو توی جای سینه لباس گذاشت!!!!    کفش های پاشنه دار زن رو برداشت و از اتاق بیرون رفت

و در رو بست

زیر لب به زمین و زمان فحش میداد … با اون لباس تنگ نمیتونست راحت بدوه یا راه بره!

 

درحین پایین رفتن از پله ها پاهاشو بالا اورد و کفشا رو پاش کرد

:

انقدر اون تو بمونید همو بکنید که جونتون دراد …… عوضیای خر!

ادم انقدر چیز؟؟؟ وسط تایم کاری اخه ؟؟؟ اه اه….لابد توقع حقوقم دارن

مردم چه عوضی شدن

 

موهای کلاه گیسو مرتب کرد

پایین پله ها پسر جوونی رو دید و صداشو نازک کرد و گفت :

اوی!   !نه نه …ببخشید

بینیشو چین داد و  با عشوه گفت :

 اقا؟؟

 

پسر سمتش برگشت

چشمهاش از شدت تعجب گشاد شدن

به دختر ظریف و زیبای رو به روی نگاهی کرد که تند تند پلک میزد!!! :/

 توی اون لباس قرمز و موهای کوتاه و چتریهاش و با پوست سفیدش خیلی رویایی به نظر میرسید

 

-ب..بله؟

-میشه کمک کنی زیپ لباسمو ببندم؟

پسر تو دلش : منو این همه خوشبختی محاله

-حتماا

با نیش باز سمت سوهو اومد

با دیدن اون کمر سفید اب دهنشو قورت داد و به ارومی زیپو تا پشت گردن سوهو بالا کشید

وقتی از پشتش کنار نیومد سوهو برگشت سمتش و با لحنی که عوض شده بود گفت :

ها چته؟؟؟اب دهنت راه نیفته…خار مادر نداری دی/.وس؟؟درویش کن لا  مصبو!!!

 

با نوک کفشش ضربه محکمی به ساق پای پسر زد زیر لب گفت :

تووله ی من/.حرف!!!

 

و از پسر متعجب که از درد به خودش میپیچید و ساق پاشو توی دست گرفته بود در شد

 

انتهای سالن لابی هتل روی سکویی که زده بودن میزی قرار داشت که پشتش کریس وو

نشسته بود

با دیدن صحنه رو به روش وا رفت

5 یا 6  تا نگهبان و بادیگارد اطرافش بودن ودر مسیرش تا میز کریس بایداز بین 2000 تا دختر که فشرده ایستاده بودن و جیغ میزدن میگذشت!!!!

 

زیر لب گفت :

ف/ااااااااااااااااااا/ک……….

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Sumi

Real SUHO lover ♥AQUATICS♥☻and a real KaiSoo Shipper .... ☻ohsehunfans fiction =====> ADMIN ohsehunfanss =======> writer . suber. translator

Latest posts by Admin ♛ Sumi (see all)

Admin ♛ Sumi 98 نظر 5 شهریور 1395
مرتب کردن بر اساس:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین امتیاز
niloofar
مهمان

خخخخ وایییی خیلی خوب بود این قسمت. چرا میخوان کریس رو بکشن؟
سوهو چه جو گرفتتش فکر کرده واقعا دختره

Forough
مهمان

خخخخخخ سوهو واقعا لباس دخترونه بهش میشینه مرسیییی

oohsahar
نویسنده

جیغغغغغغغغغغغغ دیووو///ثککممممممم خلى خووووبهههههههه ایننننننن.
عالیههههههههههههه واى مرررردم ا خندهههههههههههههههههههههههه
عااااشقتم مهفاااممممىىىىىىىى جیگگگرتتتتتتتتتت در نیااادددددددددددددددد ک ترکیدددددمممممممممممم.
برم قسمت بعددددىىى

نفس بارون
مهمان

فاااااااااااعککککک 😂😂😂😂

houra
مهمان

باحاله میرم بعدى:-) :-) :-) :-) :-) :-) :-)

Heli
مهمان

واوو سوهو با پیراهن زنونه😍😂 خیلی بهش میاد👌 کریس تو نگاه اول عاشقش میشه😂 عاا راسی من خاننده فیک بودم ولی باید بگم ک ب کلی فراموش کرده بودم ک این فیکو میخوندم :| تا امروز ک اسمشو دیدم و فک کردم ی فیک جدیده و اومدم بخونم ک دیدم عه این ک همونه :| اهم بگذریم بسی خندیدم با کارای سوهو👐😂 هیچ نظریم ندارم ک سوهو می خواد چجوری کریس و باخبر کنه😕 مرسی سامی جون خیلی عالی بود😍💋

viyana
مهمان

وای وقتی تصور می کنم می پوکم از خنده. :khande:
عالی :kissme:

Shrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrr
مهمان

خخخخخ عالیه اصن مرسییی

rijina
مهمان

عاقا من تا جایی که یادم میاد فکرررررر کنم نظر داده بودم.ولی بهرحال بازم دوباره میگم این فیک فوووووق فوق العاده است وبسی زیاد دوسش داررررررررررررررم……..حتما ادامش بدیییییین :heartme: :heartme:

Aram
مهمان

خداوندا
سر مهفام مارا خلوت کن و در دلش الهام کن تا بلکم فیک مورد علاقه ما کریسهو شیپران مظلوم را بنویسد
و همانا آزار و شکنجه کریسهو شیپران و سوهو لاوران کار درستی نیست

mina139141
مهمان

حال میده سوهو یه دور بینه دخترا له شه

mina139141
مهمان

امممممم … میگم این همه خلاقیت در نوشتنه داستان از کجا؟

nafas glam
مهمان

وااااااااااااای این فیک محشره…عاخه چرا انقد دیر آپ میکنی عزیزم؟
ممنونم ازت :heartme:

BeHiXx
مهمان

هیچ چیز مص دستگیری چانبگ نبود
منتظر ادامشمممم

Raha
مهمان

نابود شدم :khande: عاقا خیلی باحال بود :khande:

Armina
مهمان

یا خدااااااااااااااا جییییییییییییییییییییغ من مررررررررگ
عاااااااااالی بود
آجی جانننننم خیییییلی کم پیش میاد که فیکی پارت اولش ایییینقدددددددر آدمو جذب خودش کنه واس همییییین من مررررررگ :yehetohorat:
مرررررررررسی خیییییلی دوسیش داشتم :kissme:

hana
مهمان

عزیزم من تورو تحسین می کنم بااین فیک های زیبا پس انگیزت رو از دست نده وبسیار عالی بود :kissme: :kissme: :kissme:

wpDiscuz