Fanfiction 阳 CatBoy agency-Cracker5

بچه ها بخاطر مشکلات فنی سایت به سه روز قبلش برگشته یعنی تموم پستایی که این سه روز گذاشته شده بود پاک شده لطفا اونایی که ایمیل گذاشته بودن دوباره بذارن تا رمزو بتونم برسونم دستشون .منم پستو دوباره گذاشتم.

 

سلااااام عزیزانم ببخشید بخاطر تاخیر ولی اسلام دست و بالمو بسته بود دیگه شرمنده …بفرمایید ادامه

قسمت قبلو پسندیدین؟؟خخخ سوالا خیلی جالب بود ولی تو چند مورد خواهشمندم اصل ماجرارو در نظر بگیرید.

آقا جان کریس یه پسر گربه ایه! یعنی شاید در ظاهر مث انسان باشه ولی یه دم و گوش پشمالو داره.دقیقا مثل پوستر. و در ضمن با غریزش حرکت میکنه نه منطق.پس با این حساب فکر کنم رفتاراش تو فیک طبیعی باشه نه؟؟

درضمن قسمت بعدی هم رمزیه ایمیلا کامنت گذاشته بشه و تلگرامیا هم که خودم در خدمتشونم به وقتش.

 

کراکر5

 

کریس تاعو رو ب*غل کرد و به طرف حموم راه افتاد.و بله سر پا!خیلی ریلکس و محکم قدم برمیداشت.

 

تو بلد بودی راه بری؟!

 

و کریس سرشو به موافقت تکون داد.

 

باورم نمیشه اینهمه وقت داشتی برام نقش بازی میکردی گربه ی متظاهر.

 

وارد حموم شدند کریس تاعو رو توی وان گذاشت و خودشم جلوی تاعو نشست.
تاعو هر دوشونو شست و سریع از حموم بیرون اومدن هرچند راه رفتن کمی سخت بود ولی کاری نمیشد کرد.

در حالی که تاعو لباساشو میپوشید کریس روی تخت چمباتمه زده بود و نگاهش میکرد.

به چی نگاه میکنی؟؟

 

کریس نگاهشو دزدید و به کمد خیره شد.تاعو یه شرت مامان دوز جدید با طرح وینی پو و بعدش یه تی شرت گشاد سفید روی کریس پرت کرد.
اینارو میپوشی و واقعا شوخی ندارم ایندفعه دمتو با قی

 

ولی قبل از اینکه جملشو تموم کنه کریس شرتو پوشیده بود و در ادامه تیشرت رو هم پوشید و به تاعو نگاه کرد.

تاعو در حالی که نزدیک بود چونش به کف زمین برخورد کنه با حیرت به این صحنه زل زده بود.هی دوربین مخفی کدوم طرف بود تاعو میخواست دست تکون بده…!!!!

خیلی خب تاعو در نظر گرفت شاید تنبیهش اثر کرده و کریس دیگه از این به بعد میخواد به حرفش گوش بده. پس به طرف آشپزخونه راه افتاد و از کریس خواست دنبالش بیاد و در کمال تعجب کریس همین کارو کرد!
کریس بشین رو کاناپه تا بیام.

 

عجیب بود.واقعا عجیب بود.تاعو با عجله در فقط یه بسته ژامبون برای خودش برداشت و به سمت سالن دوید.

گربه ی بزرگ آروم سر جایی که باید میبود نشسته و منتظر به تاعو نگاه میکرد.

تاعو پیش کریس روی کاناپه نشست و یه ورقه از ژامبون هارو تو دهنش گذاشت.

کریس به سمت بسته دست درازی کرد تا ازش بگیره.

 

نه کریس.این غذای تو نیست.

 

قطعا نمیتونین حالت صورت تاعورو تصور کنین وقتی دید که کریس با ناراحتی پا پس کشید وکنار نشست.

تاعو از تعجب نزدیک بود با ژامبون دومی که تو دهنش چپونده بود خفه بشه.

پس چشمهاشو بست و نفسهای عمیقی کشید.تا اینکه برخورد شئ نسبتا نمناکی به صورتش باعث شد چشمهاشو باز کنه.

کریس بو*سه های کوچیکی روی گردن و گونه ی تاعو به جا میذاشت و وقتی نگاه تاعو رو روی خودش دید یه بو*سه هم روی لباش نشوند و پس کشید.

تاعو بسته ی ژامبون رو به دست کریس داد.

 

نوش جونت کریس.

 

فقط یه جواب معقولانه برای این تغییرات ناگهانی وجود داشت .

احتمالا کریس جزو همون صد پسر گربه ای کمیاب تک صاحبه بود.در واقع توجیح رفتارهای کریس هم فقط از این طریق ممکن بود.همینکه از تاعو دوری میکرد و اجازه ی نزدیکی و صمیمیت نمیداد.گربه های تک صاحبه تا خودشونم مالک اون فرد نشدن باهاش کنار نمیومدن.
لابد فکر میکردی میخوام بهت تجاوز کنم نه؟؟

 

کریس نیم نگاهی به تاعو انداخت و به ادامه ی غذا خوردنش برگشت.

 

هه.خیلی هم خودتو دست بالا نگیر.

 

چشمهای تاعو با درخشش خاصی به کریس خیره شده بود.به یاد کتاب های دانشگاهیش افتاد.تو کتاب روانشناسی گربه های خاص ،نژاد گربه های تک صاحبه رو دیده و در موردشون خونده بود. چرا زودتر به فکرش نرسید کریسم جزو همون دسته باشه؟!

گونه ی اونا خیلی نادر بود.تاعو حالا میتونست هیکل معظم کریسو به همین نسبت بده.میتونست شرط ببنده کریس در حدی گرونه که فقط خلیفه های عرب میتونن اونو بخرن!

دستی به پشت گوش کریس کشید و دمشو نوازش کرد.

 

اوه خدای من ارزش تو خیلی بیشتر از اینهاست. اگه اونا بفهمن تو چه ویژگی هایی داری گرونترین پسر گربه ای تو کل دنیا میشی!ببینم میتونی حرف بزنی؟!؟

 

صورت کریس رو به طرف خودش برگردوند ولی کریس با چشمهای سردرگم به تاعو خیره شده بود.

با این حال تاعو میدونست کریس میتونه از پس تموم کارها بربیاد .البته اگه نقش بازی کردنو کنار بذاره و به تاعو اعتماد کنه

——

بعد از شام کریس مدام به دنبال نزدیکی با تاعو بود و از هر فرصتی برای لم*س و بو*سیدن تاعو استفاده میکرد.

 

بسه دیگه کریس.شاید صاحب قبلیت یه پیرمرد روانی و معتاد به س*س بوده باشه ولی من نیستم.میفهمی.

 

تاعو کریسو از روی کاناپه بلند کرد و به سمت رختخوابی که کنار پنجره ساخته بود برد.ولی کریس تاعورو با خودش پایین کشید و روش افتاد.

 

کریس نه نه نه وایستا.هر لحظه که تو میخوای نمیتونیم باهم باشیم.

 

ولی لبهای کریس روی گردن تاعو به حرکتشون ادامه میدادند و قصد توقف نداشتن.کم کم دستش زیر تی شرت تاعو خزید و پارچه رو بالا زد.

 

از این کار متنفرم ولی مجبورم کردی.

 

سوزن کوچیکی که حکم بیهوش کننده رو داشت از جیبش در آورد و به پشت گوش کریس زد.

تاعو میدونست حالا حالاها قرار نیست پیش کریس در امان باشه برای همین سوزنهای بیهوش کننده رو تو جیبش گذاشته بود.و دقیقا همونطور که پیشبینی کرده بود هنوز امنیت جانی نداشت!

 

 

 کریس کم کم کرخت شد و روی تاعو به خواب رفت.تاعو با خوشحالی سعی کرد کریسو از روی خودش کنار بزنه ولی بازوی کریس دور کمرش سفت تر شد.

بعد از کمی دست و پا زدن متوجه شد در مقابله تنه ی لش کریس هیچ شانسی نداره.گرمای بدن کریس و نفس های منظمش تاعو رو به خواب ترغیب کرد و کمی بعد پلکهای تاعو روی هم افتاد.

—–

لعنت بهت کریس کل استخونام درد میکنه.جمع کن خودتو .

گربه ی بزرگ با داد و فریاد مربیش بیدار شد و کنار رفت.

مسلما رختخواب یه نفره ی کریس برا دوتاشون کوچیک بود و از یه طرف هم بدن سنگین کریس تموم شب روی تاعو آوار شده بود.تاعو فقط خداروشکر کرد که هنوز زندس!

سریع به حالت نشسته در اومد ولی طولی نکشید که از این کارش پشیمون شد چون درد کمر و مفاصلش بدتر از قبل شده بود.دوباره به حالت خوابیده در اومد و نفسهای عمیقی کشید.

در این حین کریس روش خم شده بود و روی گونه و گردنش بو*سه های ریزی به جا میذاشت.

تاعو با دستش کریسو پس زد و از خودش دورکرد.

گربه ی بزرگ به حالت نشسته در اومد و منتظر موند تا ببینه تاعو قراره چیکار کنه.

تاعو کمی به پشت و شکم چرخید ولی هیچی جز درد بیشتر نصیبش نشد.

 

بردار منو ببر حموم باید دوش آب گرم بگیرم.

 

کریس مطیعانه تاعو رو بغ*ل کرد و به سمت حموم برد.

تاعو میدونست نباید از دست کریس ناراحت باشه تغییر صاحب برای نژاد کریس عمل سخت و طاقت فرسایی بود و حتی تاعو باید قبول میکرد کریس خیلی خوب باهاش راه اومده.

—–

به هیچکس جز من توجه نکن.تموم حواست پیش خودم باشه.از پیشم دور نشو و به قلادتم دست نزن.اگه گم بشی تنها راهیه که میتونم دوباره پیدات کنم.

 

تاعو در حالی که گردن کریسو نوازش میکرد دست رو قلاده ی چرمی کریس کشید.

 

باید یاد بگیری بیرون از خونه چطور رفتار کنی چون قراره زیاد بریم بیرون.باید این تپلو رو هم آب کنی..

 

نگاه کریس نافذ و مطمئن بود و تاعو میدونست که کریس تک به تک حرفاشو میفهمه در حالی که شکم برآمدشو نشونش میداد گفت

 

تغذیه ی ناسالمت تو اینهمه مدت باعث شده از فرم در بیای؛باید هیکلتو بسازی و به غذاهای شهری و استاندارد عادت کنی.

 

هرچند باید اعتراف میکرد کریس با وجود شکم نسبتا کوچیکش اندامش محشری داشت!خیلی قد بلند و چهارشونه بود و این باعث میشد لباس های تاعو تا حدودی براش تنگ باشه.

تو مسیری که با ماشین طی شد هیچ مشکلی نبود.کریس از پنجره به اطراف میکرد و تاعو میتونست با اعصاب آروم رانندگی کنه ولی از زمان ورودشون به پاساژ تموم توجه هارو به خودشون جلب کرده بودند.

نگاه همه رو گربه ی قدبلند و خوشتیپی که لباسهای چسبون و مزخرفی پوشیده بود جذب شده و پچ پچ هایی که کم کم به گوش میرسید مضمون اعصاب خورد کن تری پیدا کرده بودند.

 

نچ نچ نچ گربه به اون گرونی رو با این ریخت بیرون میگردونه.مرتیکه خسیس.

مال خودشه؟؟من که فکر کنم دزدیده

اون باید خیلی گرون باشه دلم میخواد بغلش کنم

وای خدای من چه قد بلنده….

تا حالا بجز عکس مجله ها چنین پسر گربه ایه محشری ندیده بودم

و……

تاعو سعی میکرد فشار روانی که با شنیدن حرفهای مردم بهش وارد میشد رو از طریق فشردن دست کریس تا حدودی خالی کنه.خیلی سریع به فروشگاه شرکتشون رسید و وارد شد.کریس رو هم به دنبال خودش داخل کشید.

تاعوووو!!!چطوری عزیزم؟؟

 

خانوم میانسالی که تاعو رو به محض ورود شناخت و کمی بعد بغلش کرد ،باعث شد ایندفعه کریس دست تاعو رو با تموم توان بین دستش فشار بده…

Print Friendly

43 Responses

  1. الهیییییییییییییی.کریس چه حرف گوش کن شدههههههه
    من قسمت قبل رو نخونده دارم اینو میخونم.تهشم یعنی
    عاشقتمممممم
    داستانت خیلی باحالهههههههههه
    خسته نباشیییییییییییییی
    ??????

  2. خیلییی باحال و عالیییی بود اگه ازش تو داستانم بپرسی حسودی کردی زبون باز می کنه و میگه حسودی ایز نات مای استایل 1 _51_ 1 _51_ :heart:

  3. سلام خانوم نویسنده خوبی؟
    چقدر کریس کیوت شده بود این قسمت
    وای کریس شکم داره نکنه بارداره ؟!
    خانوم نویسنده من دوست دارم باهات دوست بشم :rose:

  4. چیزم تو سایت=////فدا سرت=.=فدا سر دم کریس=.=
    اوووو چ نژاد اصیلیlaugh
    خدایی خودم حاضرم ب شخصه صاحبش بشم 1 _51_
    24 ساعته در خدمتشم ^_^
    هعی خدا فیسم نشدیم=.=
    عاخ جون رمزی*.*
    مطمعنم این پدرسوخته حرف زدنم بلده فقط جندس جندهههه=.=
    اوهو غیرت=/هنوز هیچی نشده رو تائو غیرتیم میشه=|بعله=|
    تائوام ک امنیت جنسی و جسمی نداره الان:| 1 _51_ heart
    اینجوری پیش بره با تائو فلج روبرو خواهیم شد^_^
    حرف مردم را ب چیزتان بگیرید(نکته اخلاقی این قسمت)حرف مردم حتی تو فیکم ولتان نمیکند=/ :whistle:
    بوعس خیلی استایلمه*.*رو گوش گوش گوششششش*_*عرررر
    ولی قلاده استایلم نیس=.=پیشی باید ازاد باشه=.=
    چ حرف گوش کن شده بچم=|
    عاخ قربونش برم من تند تند بذار من تازه معتاد شدم*.*
    عاشقتم کلی زندگیم*.* boooch heart

  5. *-*
    تو با من چه میکنی دنیییی*-*
    قسمت بعدیم ک رمزیه… فقط امیدوارم تو پاساژ نکنش #_#
    جووووون کریس شمبول دراز ح/شری تو استایلمه 1 _51_ اصلا منو این همه خوشبختی محاله محاله *-* …
    گربه تک صاحب هم نداشتیم sad((( فیسم نشدیم sad((( هییی روزگار…. ینی من این فیکو میخونمااااا انگار رو ابرا راه میرم.. الان روزه هم هستم بهم انرژی دادی خدایی :rose: :scratch:
    تاعو خفن منطقی خیلی جلب میشه *-* کریس حش/ری و حسودم عالیه.. ایده فیکت عالیه *-* سردر سایت باید واست گوسفند قربونی کنن *-* :good:
    فقط دلم واس کریس میسوزه صاحب قبلیش پیر و چروک چطوری باهاش بود اخه 1 _51_ الان چشمش ب جماله تاعو روشن شده فک نکنم حالا حالا ها راحتش بزاره… تاعو هم یکم زیادی ب فکر کاره.. دلش میاد این گربه ح/شری شمبول درازه 2 متری رو از خودش جدا کنه اخه 154fs232528 نع ب این سویه چراغ منصفانه نیست… اونم ب کی … خلیفه هایه عرب .. اووق :/ daqun 308519_huhsmileyf3 هیییییی aaaar
    منتظر قسمت بعدم…. ب احتمال بعد احیا میاد… :yahoo:
    منحرفم 309
    فایتینگ جونم *-*

  6. عررررر. far من دیشب کامنت گذاشتم. :wacko: آپ هم شد، :scratch: ولی الان کامنتم نیس؟؟؟چرا؟ :negative:
    کریس چه رام تاعو شد.و غیرتی!! :yahoo: :good: hahha
    با این نژادی که کریس داره فکرکنم بیخ ریش تاعو بمونه!!عمرا بتونه بفرستش پیش کس دیگه!!! 4chsmu1
    خیلی خوب بود. :good: B-)
    خخخخخ.بیچاره تاعو!!یه هفته بدبختی کشید با کریس.بعد با یه راه حل ه/ات و خفن،تمام مشکلاتش حل شد!!! hahha hahha inlove
    مرسی heart heart
    فایتینگ hi boooch :rose:
    [email protected]

  7. کریس خیلی گوگولیه.کریس مهربون خیلی دوست دارم
    کریس الان حسودی کرد?!واااای عزیزم
    کلی منتظر قسمت بعدی می مونم
    خسته نباشی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *