سلااام ملت

واهاهای کراکر سوم شده  و من یه خبر جالب براتون دارم.قسمت بعد رمزیه!

 

خیلی دلم میخواست رمزو براتون عمومی کنم چون خودمم خوشم نمیاد اذیت بشین ولی خب منم با این اوضاع تا حدودی اذیتم ಠ_ಠ.

تعدادتون اونقدری که پیش بینی میکردم کم نیست پس لطفا لایک و کامنتارو ببرید بالا تا منم روحیه بگیرم.

از دوطریق رمزو به دستتون میرسونم.یکی از طریق تلگرام و اونایی که تلگرام ندارن با ایمیل.

تلگرامیا این آیدی چنلمه

aquaphoenix@

جوین بشین تا باهاتون در ارتباط باشم .برام آیدی نذارین چون تک تک نمیتونم بیام پی ویتون!

و ایمیلی ها هم تو کامنتا برام آدرسشونو بذارن تا رمزو به دستشون برسونم.

 

کراکر سوم

 

-اونجا چیزی نیست کریس همشونو برداشتم.تا زمانی که به حرفم گوش ندی از غذا خبری نیست.

تاعو تصمیم گرفته بود یه مدت به کریس ریاضت بده.میشه گفت تموم احتمالات و عواقب بدرفتاری هاشو هم به جون خریده بود ولی حداقل تلاششو میکرد.

کریس با خشم در کابیناتارو کوبید و به تاعو نزدیک شد.

دمشو صاف به سمت بالا گرفته بود و تاعو میدونست این علامت خوبی نیست.

-باید شورت میکی رو بپوشی هیچ اعتراضی قبول نمیکنم.

کریس روی مبل نشست و پشتشو به تاعو کرد.

قار و قور شکم کریس به گوش تاعو میرسید و دلش برای پسر بیچاره میسوخت ولی باید مقاومت میکرد تا بلکه اون گربه ی گنده کمی به حرفش گوش بده.

خودشم همراه با تنبیه کریس گرسنگی کشیده بود و دیگه داشت ضعف میکرد.پس به آشپزخونه رفت و برای خودش املت درست کرد.(پ.ن:قطعا منظورش از املت همونی نیست که ما میپزیم.اصولا به هر غذای تفت داده ای که توش تخم مرغ بریزن و سرخش کنن میگن املت!چه فیک آموزنده ای نوشتم ناموسا.خخخ)  

بوی سوسیس ها اشتهای تاعو رو تحریک کرده بود و بدتر از قبل احساس گرسنگی میکرد.

در آشپزخونه رو همون اول ورودش قفل کرده بود که بتونه با آرامش غذاشو بخوره ولی ظاهرا بوی سوسیس ها همه جای خونه پخش شده بود چون کریس الان داشت با قصد شکستن به در آشپزخونه ضربه میزد.

تاعو با عجله دو لقمه تو دهنش چپوند چون یه فکری به ذهنش رسیده بود و میخواست هرچه زودتر عملیش کنه.

غذا رو به بشقاب کریس منتقل کرد و پشت در ایستاد.

-بکش کنار دارم میام بیرون.

ولی ضربه ها شدت بیشتری گرفتن.

-دارم برات غذا میارم بکش کنار…

حداقل گربه ی باهوشی بود و سریع متوجه معنی حرفهاش میشد.

با قطع شدن صدای ضربات ،تاعو آروم درو باز کرد و کریس رو دید که جلوی در با عصبانیت نگاهش میکنه.

-برو دورتر .بشین رو اون کاناپه تا بیام.

ولی کریس قصد نداشت چنین کاری انجام بده و در حالی که به تاعو با خشم نگاه میکرد غرید.

-نه نه از اون نگاه خوشم نیومد برو رو کاناپه کریس.

ولی وقتی صدای شاگردش بلند تر از حد معمول شد تاعو با یه نفس عمیق و سریع به سمت کاناپه دوید و ظرفو روی میز گذاشت و از اونجا دور شد.

طولی نکشید که کریس سر بشقاب حاضر شد و شروع کرد با ولع خوردن.

تاعو از این فرصت طلایی که کریس غرق غذا بود استفاده کرد تا نقششو عملی کنه.

شورت خالخالی رو برداشت و آروم کنار پای کریس نشست.

پسرگربه ایه بزرگ وجود تاعو رو پیش خودش احساس کرده بود و در حالی که سرش تو بشقاب بود با دمش تاعو رو از خودش دور میکرد.

ولی تاعو خیلی وقت بود که یکی از پاچه های شورت رو به پای کریس کرده بود حالا نوبت پاچه ی دوم بود و دم کریس اذیت میکرد.

آروم دم پشمالوی قهوه ای گرفت و وارد سوراخ مربوطه توی شورت قرمز کرد حالا وقت پای راست بود ولی کریس خیلی وقت پیش دست از غذا خوردن کشیده بود و با ابروهای درهم به تاعو نگاه میکرد.

کریس خودشو روی زمین پرت کرد و به طرف جایگاه قبلیش سینه خیز رفت و در این حین تاعو رو هم با خودش روی زمین میکشوند.

ولی با وجود مقاومت های گربه ی عصبانی،تاعو با تمام توانش پای کریسو گرفته بود و ول نمیکرد.

حالا که نصف راهو اومده بود نمیتونست پا پس بکشه.

از جیبش چندتا کراکر ماهی خشک که قبلا واسه چنین موقعیتی جا سازی کرده بود در اورد و تو دهن کریس چپوند .تو همین فاصله ی کوتاه که حواس کریس پرت شده بود تاعو شورت خالخالی رو بالا کشید و کاملا تنش کرد.

-هوووف بالاخره.   دیدی نخوردمت.آهان ببین چه خوشگل شد.

کریس با وحشت از روی شورتش آلتشو لمس کرد.

خب خوشبختانه هنوز سر جاش بود!

—–

میشه گفت در طول روز کریس بارها وجود آلتشو کنترل کرد در حدی که تاعو به حرف اومد.

-پارچه و لباس بدنتو میپوشونن از بین نمیبرن اینقدر نگران نباش.

ولی کریس همچنان نگران بود.تا زمانی که بالاخره ناخونش باعث یه بریدگی کوچیک رو آلتش شدن و بالاخره کریس تصمیم گرفت تا آسیب بیشتری به خودش نزده دست از چک کردن برداره.

-خب یبار دیگه امتحان میکنیم.

تاعو برای بار سوم لیوان آبو به دست کریس داد.ولی دقیقا مثل دفعات قبل کریس محتویات لیوانو ریخت زمین ولیسید.

-نه نه نه باید لیوانو سر بکشی .اینجوری.

و لیوان خودشو برداشت و به کریس نشون داد چطور باید آب بخوره.

برای بار چهارم لیوان پلاستیکیو پر کرد و به دست کریس داد.

قبل از اینکه دوباره محتویاتش پارکتو خیس کنه دستاشو رو دستای کریس گذاشت و دور لیوان محکم کرد.

کریس با سرعت دستاشو پس کشید و با غرغر از تاعو دور شد.

تاعو در حالی که زمین خیسو با دستمال خشک میکرد ناامیدانه به دنبال راه چاره بود.

در این حین موبایلش به صدا در اومد و صدای زنگ باعث شد کریس گوشاشو تیز بکنه.

-هی تاعو زندگی چطور پیش میره پسر؟

-نمیشه گفت باب میلمه.

-از کریس چه خبر؟به کدوم مرحله رسیدین؟؟

-متاسفانه حتی مراحل اولیه هم طی نشده اون منو از هرگونه آموزش منع میکنه و…آه خدای من واقعا نمیدونم باید چیکارش کنم رئیس.

-من به توانایی های تو اعتماد دارم تاعو.در نظر بگیر اون یه گربه ی صدمیلیونیه .بعد از فروشش میتونم حتی پول سفر به هاوایی رو هم بدم بهت.

-تمام تلاشمو میکنم قربان.

-امیدوارم به زودی برگه ی تحویل کریسو روی میزم ببینم تاعو.

با قطع شدن ارتباط تلفنی تاعو با چشمهای محزون به کریس نگاه کرد.

-من با تو چیکار کنم؟!

——

میشد تنها موفقیت های تاعو رو توی شرت میکی موس و نقل مکان کریس از جلوی در به کاناپه دونست.و البته که نباید دستشویی رو فراموش کرد.

خوشبختانه کریس به جای گلدون توالت فرنگی رو ترجیح داده بود و این در نوع خودش موفقیت بزرگی به حساب میومد.

تو یه دوره ی زمانی تاعو تصمیم به بازی گرفت.درسته سن کریس به عنوان یه پسر گربه ای زیاد تر از اون بود که مشتاق بازی باشه ولی در کل تموم دختر و پسر گربه ای ها برای بازی ساخته شده بودن.پس تو ذاتشون بود.

چه بسا یه عده از صاحباشون بازی های بچه گانه و ذهنی انجام میدادن و یه عده بازی های لذت بخشتر و فیزیکالی مثل س-س.

و قطعا تاعو جزو افرادی نبود که مورد دوم رو بپسنده!

وان حموم پر از حباب در ظاهر برای کف بازی آماده شده بود ولی در واقع یه تله برای شستن کریس بوگندو بود.روز های اخیر اونقدر بوی بدنش اذیت کننده شده بود که تاعو حس میکرد پارکت کف خونه هم بوی بد کریسو میده!!

تاعو کمین نشست تا کریس برای دستشویی وارد سرویس بشه.و دقیقا بعد از ورودش درو قفل کرد و کلیدو توی جیبش گذاشت.

بعد جلوی چشمهای متعجب کریس تی شرتشو در آورد و وارد وان پر از کف شد و شروع کرد به بازی با حباب ها…

ولی ظاهرا هیچکدوم از این کارها نظر کریسو جلب نمیکردند!

کریس دستگیره ی در رو فشرد و وقتی فهمید قفله با عصبانیت به تاعو نگاه کرد.

تاعو برای سرعت بخشیدن به روند استحمام ،دوش آب یخ رو باز کرد و به سمت کریس گرفت.گربه ی بزرگ از جا پرید و وحشتزده دنبال کنج و گوشه ای گشت که بتونه خودشو از شر آب یخ در امان نگهداره…

ولی سرویس تاعو کوچیکتر از اون بود که بخواد فرار کنه.

تاعو همه جای کریسو خیس کرد و این باعث شد کم کم لبهای کریس از سرما به سفیدی بزنه.پس دمای آبو به حد ولرم رسوند و گربه ی یخ زده رو به سمت وان هدایت کرد.

و البته که واکنش یه گربه ی خشک با یه گربه ی خیس تو حموم متفاوت بود.کریس به محض ورود به وان و غوطه ور شدن تو آب ولرم عضلاتشو شل کرده بود و چشمهاشو با لذت بسته بود.

تاعو بدون اتلاف وقت بدن کریسو شست و به موهای ژولیدش شامپو زد.

در حالی که موها و گوش های پشمالوی کریس رو میشست صدای زمزمه های گربه ای کریس به گوشش میرسید .مشخص بود داره از تمیز شدن لذت میبره.

-تو که خودت حموم دوست داری چرا همون روزای اول نذاشتی بشورمت؟!بخاطر تو کاناپه و پارکت خونم بوی گند گرفته .آخرش میدم خودت تمیزش کنی.

تاعو در حالی که غرغر میکرد متوجه شد شرت میکی هنوزم تو تن کریسه. پس وادارش کرد درش بیاره ،کریسو از وان خارج کرد و برای آخرین بار با آب کف های روی بدنشو زدود.و بعدش یه حوله ی بزرگ آورد و دور کریس پیچید.

قفل درو باز کرد و کریسو به سمت رختخوابش جلوی پنجره برد و سریع به حموم برگشت تا یه دوش مختصر بگیره و خودشم بیاد بیرون.

این موفقیت بزرگی برای تاعو بود و ته دلش خوشحالی میکرد ولی این خوشحالی با صدای شرشر آشنایی از بین رفت.

گربه صفت بودن از نشانه های بارز بچه گربه ایه.

فصل اول از جلد دوم روانشناسی کت کیدها!

تاعو چطور میتونست درس به این مهمی رو فراموش کنه؟!

The following two tabs change content below.

♋aqua_phoenix♋

متولد دهم تیر ماه ♋ مترجم زبان استانبولی./i love u in my dreams/ /secret/ /Asula/ 〰〰〰〰 /Gaya/ /Glamor/ /catboy agency/

Latest posts by ♋aqua_phoenix♋ (see all)