Fanfiction Three Night ep3

سلام ، اومدم با قسمت سوم از فیک ” سه شب ” به نویسندگی Jeengul

سلام^ ^! فقط سه چیز:۱. کامنتا اگه بی جوابه، چون من هیچ دسترسی یی ندارم ، شرمنده! ۲. الآن تا پارت ۵ پیش آجی شمیم هستا!! إن شاء الله فردا پس فردا هم پارت دهو ویرایش نهاییشو تکمیل میکنم واسش میفرستم. هیچی دیه خواستم نامردی کنم بگم اگه آپش دیر و زود شد، تقصیر من نیست ~_~ ! ۳. این پارت ۳هه! به قول خانم چمنی جوج دارم! مرسی… سارشفزین.

//s7.picofile.com/file/8247782118/three_night_ep3.pdf.html

Print Friendly

40 Responses

  1. فا/!!!!
    وات د هل؟؟؟؟
    /وپرایز شدم واقعا!!! چانی گذاشت بکی از دستش بپره؟؟!! مرتیکه بی بخار!!!
    خیلی جالب بود و عجیب.مثل روابط آمریکاییا تو سریالا و فیلماشون بود.یه شب از روی م/تی یا ش/وت با هم میخوابن و فرداش هرکسی میره پی زندگی خودش
    فایتینگ

  2. چرا چانی بکو نگه نداشت گذاشت اون بره احتمالا بعدش حسرت میخوره وشاید بره دنبال بکیش
    خیلی قشنگ بود بازم باید منتظر قسمت بعدی باشم نمیدونم چرا سر این فیک کم طاقت شدم
    خسته نباشی بووووووووسohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  3. چی شد؟ اون اتفاق بینشون افتاده بود بالاخره یا نه؟ چانیول فقط همون تیکه ی نگه داشتن بکی رو تو ذهنش تصور کرده بود دیگه درسته؟ کلش که نبود؟
    خیلی خوب بود ممنونohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  4. ای واااای
    ی لحظه فک‌کردم بین اون دوتا ستاره “**” واقعن اتقاق افتاده
    گفتم چه زوووووود
    حسی ک بین چان و بک هست خیلیییییی غیر قابل تصوره!این که انقدر با هم راحتن، حس می‌کنن همو دوس دارن و …
    همش به این فک می‌کنم که چرا این‌جورین؟ قبلا چیزی‌ بینشون بوده یا نه

    مرسیییییohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif
    و ببخشید ک تو کارت فضولی کردم لینکو تو نظرا گذاشتم،ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif آخه منتظر موندن خیلییی حس بدیه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *