سلام عشقااااااااااااام خوبید ؟

اینم از قسمت سوم

آقا قسمت بعدی د ادر وان رمزی میباشه^^ . کسایی که رمز میخوان توی قسمت قبلی اعلام کنن و ایمیل بدن 

و پس فردا فراری داریم … چانبک شیپرا آماده باشن

  با دیدن جمعیت روبه روش زیر لب گفت:

ف/ااااااک

اب دهنشو فورت داد و زیر لب با خودش زمزمه کرد : 

اصلا به من چه؟من مگه اصن چیزی شنیدم؟نههه چیزی نشنیدم اصصصصلا!

کسی چیزی نگفت که… تازه گفتن برا معروفیت خودشه من چرا خودمو بندازم جلو؟؟

 

برگشت که بره سمت خروجی سراغ کوله پشتیش

یه لحظه کریس رو موقع امضا دادن دید

بی خبر از اتفاقی که انتظارشو میکشید با لبخند ومهربونی داشت با فن هاش احوالپرسی میکرد و براشون امضا میزد

دلش نیومد بی تفاوت باشه.. لبهاشو از حرص گاز گرفت و گفت:

مرده شور این دل رووف و مهربون منو ببرن

 

و اضافه کرد:

ببین چه مفتی مفتی امضاهاشو دست مردم میده نچ نچ نچ نچ

کریس بعد از امضای اخرین سی دی بلند شد و پیش مجری ای که روی صحنه اومده بود ایستاد

سوهو پشیمون شد و باز سمت جمعیت,برگشت و موهاشو از روی صورتش کنار زد

چشمهاشو باریک کرد و مشغول انالیز یه راه ب جلو بود

دختری با فشار خودشو از جمعیت,بیرون کشید و باموهای اشفته  اومد و کنارش ایستاد

قد کوتاهی داشت و عینک مستطیلی شکلی  روی صورتش بود

گاهی با انگشت وسطش عینکشو روی بینیش بالا میکشید

توی دستش بنر بزرگی از:

ووییفان با من ازدواج کن!!!! باکلی قلب و جای رژلب گرفته بود

 

تمام لباساش و حتی روی گونش لوگوی کریس رو نقاشی کرده بود

یه هدفون سفید هم دور گردنش بود

دختر خیلی بانمک بود و هیجان زده سی دی امضاشدشو توی کیفش میزاشت

اگر توی اون لباس زنونه مس.تهج.ن نبود حتما مخشو میزد!!!

 

دختر با حس نگاه خیره سمتش برگشت و رو به سوهو گفت :

چیه؟

 

سوهو با تعجب گفت :

اعصاب نداریا

 

دختر:

به خودم مربوطه

کمی بعد از پشت عبنکش نگاه موشکافی به سرتاپای  سوهو انداخت و گفت:

 

با این شکل و ریخت و سنت فن کریس اوپایی؟

سوهو دست به سینه ایستاد و گفت:

نوچ

 

دختر:

همممم پس چرا اینجا واستادی؟

 

سوهو بدون اینکه نگاهشو از جمعیت بگیره:

گفتم بیام ببینم چ خبره

دختر:

همممم توی بخش بار کار میکنی؟

 

سوهو نگاه کلافه,ای بهش انداخت و گفت:

سانانه؟ :/

دختر:

همممممم  صدات چ ضایه مردونس

 

سوهو کمی هول شد اما سعی کرد,نشون نده:

همون جواب قبلی!!!!

دختر ول کن نبود:

همممم چه اشنا میزنی … جایی ندیدمت؟

سوهو چیزی نگفت و خیره ب مجری و جنگولک بازیای لوسش مونده بود

این دختر ریزه میزه بوی دردسر میداد

 

دختر:

همممممم

سوهو با عصبانیت برگشت سمتش و گفت:

عههههه ….هوم و مرض … نم/ودی مارو…. دهنو ببند دو مین اه

دختر شوکه از داد سوهو دو دقیقه,اروم شد و با چشمهای درشت شده و تهدید امیز پرسید:

چی گفتی؟

 

سوهو کمی از لحن اروم دختر ترسید… نگاهشم خیره شده بود

یادش اومد که  اون دختر یه فنه  و یک فن  ممکنه هر لحظه به دو نیم تقسیمش کنه !!برای

 همین سریع لبخند زد و با تغییر لحن گفت:

اوا عزیزم,ببخشید… نی من روز اولمه یکم عصبیم

 

دختر با صورت پوکری گفت:

منم روز اولمه باید مث سگ پاچه بگیرم؟

 

صدای گوشخراش جیغ جمعیت و مجری گفتگوی دلپزیرشونو قطع,کرد

مجری با صدای بلند پشت میکروفون گفت:

خب امضاهاتونم که گرفتید…  خوش میگزره؟؟

جمعیت,فریاد کشیدن: بلههههههه

سوهو از بلندی,صدا کمی عقب پرید و دستشو رو سینش گزاشت:

هیوووول

 

مجری ادامه داد:

کسی هست که بخاد استعداد خاصیو به کریس نشو ن بده؟؟؟مرد خوشتیپمون بهترین,استعداد و پشت صحنه به صورت خصوصی ملاقات خواهد کرد

چشمهای سوهو با شنیدن این حرف,گشاد شد

 

مغزش با سرعت زیادی کار میکرد

ینی چی؟؟چه استعدادی اخه؟

دختر بغل دستیش انگار کلا فراموشش کرده بود با خودش حرف میزد و میگفت :

میدونستم…… باید یه چیزی یاد میگرفتم … چقدر ننه بابام گلوشونو پاره کردن…… خاک تو سررم

 

سوهو بی توجه به دختربا خودش فکر میکرد :   

ینی چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟ چیکار بلدم بکنم که به خاطرش برم روی اون سن مزخرف ؟؟؟

طبق عادت لبهاشو ک خشک شده بود با زبونش تر کرد

 

جمعیت دیوانه وار جیغ میکشیدن و میخاستن روی صحنه برن

 

سوهو از دور با تعلل و دودلی دستشو بالا برد و تکون داد

 

وقتی دید بین اون همه دختر مشتاق  شانسی نداره سعی کرد به راه دیگه ای فکر کنه که صدای مجری به گوشش رسید:

شما دختر خانم با کاپشن زرد….. خانوم شما موهاتون فره بله …..

 

و اخرین نفر ……….. شما… خانم زیبا توی لباس قرمز رنگ

 

خانم… باشمام انتهای سالن

سوهو باورش نمیشد که صدا زده شده

تا اینکه دختر بغل دستیش محکم با آرنج توی پهلوش زد و غرید :

اوی خرشانس با توعه….

سوهو با گیجی گفت :

هان؟؟

دختر : هان و مرض… با توان برو دیگهه

سوهو اب دهنشو قورت داد و دامن لباسشو محکم گرفت

قبل اینکه به سمت همه دخترایی که با چشم های هشدار دهنده برگشته بودن عقب و بهش نگاه میکردن بره

دختر بغل دستیش دستشو گرفت کشید و اروم دم گوشش زمزمه کرد :

نمیدونم چیه فن بوی بودن بده که شکل دخترا کردی خودتو ولی رفتی بالا بپا نفهمن !!!

 

سوهو از شدت شوکه شدن حتی سمت دختر برنگشت و فقط گردن خشک شدشو تکون داد

 

وقت دختر دستشو ول کرد اروم اولین قدمشو به سمت جمعیت که اروم تر شده بودن و با چشمهاشون میخواستن بخورنش برداشت

 

مردم کم کم از بین خودشون براش راه باز میکردن و سوهو در حین طی کردن راهش این حرفا رو میشنید  :

به کریس اوپا دست بزنی خرخرتو مجوام!!!!  …… خرشانسه عوضی….. کوفتت شه!!

 

اما سوهو فقط به این فک میکرد که اون دختر چرا فهمید پسره  و اینکه چرا … دقیقا به چه دلیل جهنمی ای اون روز انقدر خرشانس شده بود ؟؟؟؟؟

به سن رسید و ازش بالا رفت

جمعیت روبه روش حسابی هولش کرده بود

تا حالا جلوی این همه ادم ادای دختر بودن!! و مهمتر از همه ادای فن یک آیدل بودن رو در نیاورده بود!!!!

انگار همه صداها توی مغزش با هم قاطی شده بودن

کریس دقیقا سمت دیگه ی سن ایستاده بود و با لبخند برای دختری که آواز خونده بود و با اشک میخندید!! دست میزد  :/

 

بالاخره نوبت سوهو شد

مجری سمتش اومد و میکروفونو دستش داد و گفت :

خب خانم جوان شما از کارکنای همین هتل هستید؟

خیلی دلش میخواست دندونای ردیف مجری رو که با حالت مسخره ای به لبخند باز بودو توی دهنش خورد کنه اما جلوی این خواسته اشو گرفت و اروم با صدای نازکی گفت :

بله

مجری :

اوووو پس این هتل روی زیبایی کارکنانش خیلی حساسه نه ؟

سوهو جوابی نداد

مجری گفت :

خب خانم شما میخواید چه هنری نشونمون بدید ؟

سوهو گفت :

من…. من … میرقصم

 

توی دلش همش میگفت :

ای خداا من هرچیم بشه تقصیر توعه… من بمیرمم تقصیر توعه!!! این چه وضعیه ؟؟؟

به خاطر کارم تنبیهم میکنی ؟؟ بی خیال شو مرگ من!

مجری خندید و گفت :

اووو دور از انتظار نبود

 

سوهو بازم چشم هاشو روی هم فشرد

 

گفت :

give it to me لدفن

سالن با صدای جیغ گوشخراش مدخترایی که به پیروی از حرف مجری داشتن تشویقش میکردن رفت روی هوا و بعد اولین نت اهنگ پخش شد

شانس اورده بود که یه مدت به بورای سیستار گیر داده بود و حتی توی اتاق تمرینشونم دوربین گذاشته بود!!!!!!! و انقدر این رقصو دیده بود که حفظ شده بودش

 

روی زمین نشست و فیگور شروع رقصو اجرا کرد و بعد با همه شجاعتی که توی وجودش جمع کرده بود شروع کرد

همش با خودش فکر میکرد تنهاست و این کارو فقط برای امرار معاشش انجام میده

 

بعد از چند ثانیه که دید دیگه نمیتونه ادامه بده  ایستاد و تعظیم کرد

وقتی چشم هاشو باز کرد انگار برخلاف تصور ش مردم از رقصش خوششون  اومده بود

قلبش توی سینش دیوانه وار خون پمپاژ میکرد

خیلی وقت بود همچین هیجانیو توی قلبش حس نکرده بود

وقتی دو دختر دیگه کنارش ایستادن صدای مجری اومد :

دستمو جلوی هر کردوم بردم به اندازه ای که از اجراش خوشتون اومد دست بزنید براش

وقتی دست مجری جلوش متوقف شد و صدای تشویقو شنید فهمید که بی برو برگرد نفر اول شده

اگر اون حجم شانسی که اون روز داشتو توی بقیه زندگیش داشت الان توی شرکت نفتیش داشت مقدمات سفرش به دور اروپا رو میچید!!!

مجری گفت :

خب خب این خانم خوش شانس و زیبا برنده سلفی با کریس شی شدن و برای صحبت و گرفتن عکس باهاش به پشت صحنه هدایت میشه

 

اروم دم گوش سوهو گفت :

لطفه برای گرفتن عکستون تشریف ببرید پشت صحنه

سوهو سری تکون داد و بدون دست دادن با کریس از سن پایین رفت تا به پشت صحنه راهنمایی بشه

وقتی از روی اخرین پله پایین اومد همون محافظی که از پشت در اتاق دیده بودش سمتش اومد و گفت : از این طرف بفرمایید

 

سوهو بدون اینکه چیزی بگه سرشو پایین گرفته بود و همراه محافظ به سمت اسانسور ها رفت

محافظ گفت :

لطفا برید طبقه اول اتاق شماره 8

 

سوهو بازم سرشو تکون داد و وارد اسانسور شد

و اخرین چیزی که از اون مرد شنید بی سیمی بود که به طبقه بالا زد تا رفتن سوهو رو اطلاع بده

وقتی به طبقه اول رسید جلوی اتاق شماره هشت کلی مامور حراست دیگه دید

یکی از اونها که نزدیک اسانسور بود بهش گفت :

برنده شمایید ؟

سوهو بازم سرشو تکون داد

مرد گفت : داخل نمیشه برید همینجا توی راهرو منتظر بمونید تا کریس بیاد

 

بعد از یک ربع که به دیوار تکیه داده بود ونگاهای سنگینو تحمل میکرد باز صدای مبهم جیغ رو شنید

مراسم تموم شده بود

بعد از چند لحظه درب اسانسور با فاصله چند متری ای که از ش داشت جلوش باز شد و کریس با قد بلندش ازش بیرون اومد

با دیدن سوهو لبخند زد و گفت :

خانم.. گوشیتون همراهتونه ؟

سوهو اروم با صدای زنونه ای گفت :

نه

کریس کمی تعجب کرد اما باز با لبخند گفت :

مشکلی نیست … یه پلوراید لطفا

سوهو با خودش فکر کرد :

اگر الان مثل بچه ادم پسرونه اینجا بودم میتونستم به همه بگم رفیق کریسم…. گوه تو این شانس که فقط برای بقیه خوب کار میکنه!!!

خیلی اروم به کریس که داشت دوربین پلورایدو چک میکرد گفت :

امم بخشید

کریس سرشو بالا اورد و گفت:

بله ؟

سوهو دستاشو جلوی بدنش توی هم قلاب کرد و سعی کرد در مظلوم ترین حالت ممکنش به نظر برسه…. اروم گفت :

میشه جای خلوت تری عکس بگیریم و صحبت کنیم ؟ من خیلی معذبم

کریس بازم تعجب کرد اما برای اینکه دل فنشو نشکونه گفت :

حتما

دستشو پشت سوهو گذاشت و به سمت اتاق راهنماییش کرد

و در گوش محافظش چیزی گفت که از جلوی اتاق کنار رفت

خبری از مدیر برنامه هاش نبود

وقتی وارد اتاق شدن کریس جلو تر وارد شد و بلافاصله سوهو در رو بست و سریع درو قفل کرد و برگشت سمت کریس که میخاست بهش اعتراض کنه و قبل اینکه اجازه بده حرفی بزنه  گفت :

وویی فان من نه فنتم نه انتی فنت پس جو گیر نشو فقط گوش کن ببین چی میگم

من باید یه چیز مهم بهت بگم برای همینم اومدم توی اون مسابقه مسخره

 

کریس که از حرکت سوهو هم شوکه شده بود و هم ترسیده بود گفت :

چی میگی خانم ؟ چرا درو قفل کردی ؟

سوهو که جلوی در ایستاده بود گفت :

خانم چیه بابا؟

با یه حرکت دستش کلاه گیسو برداشت و زمین انداخت

دهن کریس نیمه باز مونده بود

سوهو سریع گفت :

ببین تعجب بکن اشکال نداره ولی من مجبور شدم اینکارو بکنم… میخوان بکشنت … فرار کن یا چه میدونم  بزنگ به پلیس یا هر کار دیگه ای که میتونی خودتو نجات بدی بکن  … نمیدونم .. فقط  ………..از    اینجا    فرار    کن

جمله اخرشو کلمه به کلمه میگفت تا کریس کاملا متوجه بشه

کریس : ….

سوهو با دیدن سکوت کریس و چهره غیر قابل خوندنش با اصرار ادامه داد  :

ببین میدونم باور نمیکنی ولی بکن لطفن !! من خیلی اتفاقی شنیدم میخوان نفلت کنن و حدس بزن از  کی ؟ مدیر برنامه اتو همون غول بیابونی که منو راهنمایی کرد از روی سن … راست میگم به جون مادرم .. منم نتونستم خودمو به نفهمی بزنم که بمیری

پس اینجا رو بپیچون داداش من گرفتی ؟

کریس :……….

سوهو یه قدم نزدیک شد و گفت :

ده یه چیزی بگو عین احمقا زل زدی به من … وقت نداریما

کریس فکشو اروم بست و گفت :

تو…توهمون  ساسنگ چانیول نیستی ؟

سوهو با کف دست تو پیشونیش زد و گفت :

خدایا این خنگ کیه ایدلش کردی اخه ؟

رو به کریس گفت :

حالیت نی چی دارم میگم؟ میگم فرار کن عمو میخوان بکشنت

کریس که کمی به خودش اومده بود گفت :

چرا چرت میگی ؟ مدیر برنامم 8 ساله با منه بعدم چرا باید حرفتو باور کنم ؟اصلا تو کی هستی؟

سوهو :

منم یه بنده خدام بابا …. ببین میدونم به نظر غیر منطقیه اما به مرگ خودم با همین دوتا چشمام دیدم داشتن حرف میزدن ….پاتو بذاری بیرون هتل

دستشو روی گردنش تکون داد و ادامه داد :

پخ پخت میکنن

از ما گفتن خودت میدونی من وظیفمو انجام دادم … بیشترم از وظیفه انجام دادم خود دانی

 وبعد گفت :

من میرم دیگه

اومد کلاه گیسشو از روی زمین برداره که دستی دور بازوش حلقه شد و محکم عقب کشیدش

و بعد صدای در که با مشت کوبیده میشد و صدای اشنایی که هنوزم توی سر سوهو میپیچید :

 

کریس…….کریس درو باز کن باید بریم دیرمون شده چیکار میکنید اون تو شما؟

منیجر کریس پشت در بود …………….

 

با عجز به کریس که محکم دور بازوی راستشو گرفته بود و خیلی به هم ریخته به نظر میرسید نگاه کرد

 

همه صداقتشو توی چشماش ریخت و گفت :

 

تورو خدا فرار کن 

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Sumi

Real SUHO lover ♥AQUATICS♥☻and a real KaiSoo Shipper .... ☻ohsehunfans fiction =====> ADMIN ohsehunfanss =======> writer . suber. translator

Latest posts by Admin ♛ Sumi (see all)