به خاطر اصرار زیاد دوستان این قسمت رو قبل ایام عزاداری اپ میکنم 

قسمت بعد میفته بعد محرم 

یا شایدم بعد محرم 

اگر نظرا بالا باشه رمزیش نمیکنم 

 

کریس وو …. با یه چسب زخم روی پیشونیش با چهره درهم رفته  روبه روش ایستاد بود و سرتاپاشو نگاه میکرد

 

وقتی نگاهش به چشمهای سوهو رسید گفت:

سلام بلد نیستی؟

سوهو به سختی گفت:

کیشته

کریس چهره اشو سوالی کرد:

ها؟

سوهو:

برو….روح…برو…………. مردنش به من مربوط نیس…برو خر هیونگشو بگیر!!!

 

کریس که کم کم داشت نگران میشد نگاهی به چای باند پیچی شده سوهو انداخت :

هی پسر… خوبی؟؟؟ چی میگی؟؟

 

سوهو که رنگش پریده بود با لکنت گفت:

به… به من……… کار….نداشته باش

 

بعد از اون چشم هاش سیاهی رفتن و به جز دردی که موقع برخورد به زمین حس کردی دیگه هیچی نفهمید

 

با سر سنگین و دردناک از خواب بیدار شد

وقتی به دنیای واقعیت برگشت حس میکرد درد پا و کمرش چندین برابر شده

از جس نرمی زیرش فهمید که روی تختش خوابیده

توی دلش هوفی کشید :

اخیییییییییییییش …. قاطی کردما …فازم چیه اصلا؟

 

اما با برگشت تمام حواسش از حرفش پشیمون شد

صدای زمزمه وار دو مرد رو  در جایی احتمالا رو به روی تختش میشنید

بدون اینکه چشم باز کنه ترس عجیبی تو دلش افتاد :

دزد؟؟؟؟؟؟؟ دزد اومده خونم؟؟ چه خبره اینجا؟؟ پاشم جیغ بزنم فرار کنم؟؟

چی میگی بابا با این پای علیل کجا برم اخه؟

 

به اروی لای چشم چپش رو کمی باز کرد

با دیدن یکی از اون دومرد  در عرض یک صدم ثانیه با صدای جیغ بلندی که کشید روی تختش نشست!!

فریاد زد:

کریییییییییییییییییییییییییییییییس

و با انگشت اشاره نشونش میداد :

تو……… تو…مگه من نگفتم نکشتمتت؟؟؟ هااان؟؟؟؟؟؟ دت از سرم بردار

 

و بعد زیر گریه زد و دستشو ولو کنارش انداخت:

به جون مادرامون! تقصیر خودت بود…. چقدر گفتم نرووو چقدر ضجه زدم….قر دادم….لباس اون… .. اون خانوم!! رو پوشیدم…..پام شیکست……… بازم میای سراغ من؟؟

 

کریس با چشم های گرد سمت مردی که رو به روش ایستاده بود و به ارومی میخندید برگشت :

دکتر….. این کی خوب میشه؟

 

سوهو تازه یاد مرد دیگه افتاده بود

برگشت سمتش :

دکتر؟؟؟ تو دکتری؟؟تو خونه من چیکار میکنید؟؟؟ توهم……..

و با دستش زیر گلوش کشید

دکتر این بار بلند خندید:

نه خیر اقا ….نه کسی مرده نه کسی با شما کاری داره خیالت راحت

 

سرش رو چند بار به نشونه تاسف تکون داد و با لبخند از کنار کریس گذشت

و دستشو روی شونه اش فشرد

سوهو که داشت موقعیت و حرفهای دکتر رو انالیز میکرد شنید که دکتر زیرلب گفت :

نگران نباش…. درست میشه

 

کریس هم سری تکون داد و دکتر از در خونه بیرون رفت

 

 کریس بعد از بسته شدن در دستهاشو توی جیب های شلوار جینش کرد و سمت سوهو برگشت

سوهو نگاهشو از در گرفت و با افتادن نگاهش به چشم های خیره کریس دو باره از جاش پرید :

آیی…. چیه؟ چرا اینجوری نگام میکنی؟

 

کریس چیزی نگفت و کمی جلوتر اومد

 سوهو روی تختش کمی خودشو عقب کشید و با لبخند مصنوعی ای گفت :

شما چرا نمردی عزیزم؟؟؟

 

بعد جدی شد و متعجب پرسید: من خودم دیدم ماشینه ترکوندت چرا سالمی؟

 

وقتی کریس دستاشو از جیبش بیرون کشیدو کنارش لبه تخت نشست

تونست به وضوح استرس ر و از بدن سوهو بگیره

 

سوهو لبه پتوی کهنه اش رو محکم با دوتا دستش گرفته بود و تا نزدیک دماغش بالا کشیده بود

کریس نگاه تاسف باری به سوهو کرد و بعد سرش رو اینور اونور گردوند تا خونه اش رو از نظر بگذرونه

سوهو زیر چشم نگاهش میکرد :

پس نمرده…. هووم…

 

از دیدن نگاه های کریس به خونه اش عصبی شد

کمی پتو رو شل تر گرفت  و پایین اورد و بهش توپید:

 

چرا اینجوری نگا میکنی ؟؟؟ خونه ندیدی؟؟

کریس دوباره توجهش رو به پسر درب و داغون!! و بی نهایت پرروی روی تخت داد

که با موهای اشفته و تیشرت گشاد و کهنه اش در کمال رو داری اخم کرده بود!

حتی از زیر اون اخمش هم میشد به راحتی فهمید ترسیده و درد داره

کریس بدون اینکه جواب سوالشو بده به ارومی مچ پای سوهو رو گرفت و کمی فشرد

داد سوهو هوا رفت:

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای……….چتههههههههههههههههه؟؟؟؟

 

کریس دستشو برداشت :

درد داری؟

 

سوهو با عصبانیت بیشتری که چهره اش رو سرخ کرده بود غرید:

نه درد ندارم که….یه طبقه رو مثل سوپر من فرود اومدم….. فقط نقص فنی داشتم چرخام باز نشد

 

کریس هیچی نگفت

فقط توی سکوت به گوشه ای از خونه خیره شد

سوهو برگشت و باتردید اون گوشه رو نگاه کرد

 

با دستهاش به ارومی خودشو کنار کریس کشید و وقتی دید خیلی متمرکزه صورتشو کنار صورتش قرار داد

به همون نقطه زل زد و بعد از چند ثانیه اروم پرسید:

 

چی دیدی؟

 

کریس به شدت برگشت و با دیدن صورت سوهو توی دو سانتی متریش فریادی زد و از تخت پایین افتاد

سوهو توی همون حالت روی دستهاش به کریس نگاه کرد:

 

چته؟؟؟ ماشین زده بهت چرا اینجوری شدی؟؟؟؟

 

و دوباره سرجاش برگشت

وقتی کریس نفس عمیقی کشید و با حرص بلند شد بالاخره سوهو حوصله اش سر رفت

 

دست به سینه نشست و حق به جانب پرسید :

 

حالا که زنده و سرو مر و گنده ای چرا تشریفتو اوردی خونه من؟؟ مگه من خالی بند و کلاش و شیاد و از این چرت و پرتا نبودم ؟

 

کریس توجهش به توپ پلاستیکی ابی رنگ کنار تخت جلب شد

 

بهتر میشه گفت …..

کریس نگاهش به امضا و نوشته روی توپ پلاستیکی ابی رنگ کنار تخت جلب شد!!

 

چشمهاشو باریک کرد و تخت رو دور زد

 

سوهو که تازه فهمید چه خبره با دستپاچگی گفت:

هوی..هوی…… توخونه یکی دیگه چرا بی اجازه میچرخی؟

 

زبونشو روی لبش کشید و تا خم شد تا توپو برداره کریس با فرزی توپ رو قاپید

 

سوهو با من و من ادامه داد :

 

اوی با تو اما ….. تصادف به جز مغزت رو گوشتم اثر گذاشته ؟ هووی…..اوهووووووووووووی

 

کریس بلند گفت :

یه دقیقه خفه شو

 

سوهو چشم هاشو گشاد کرد:

چی گفتی به من؟؟؟؟

 

کریس هم با چشمهای گشاد شده از تعجب توپ رو سمت سوهو گرفت :

این……… این امضای منه

 

سوهو یکم اینور و اونور رو نگاه کرد و روشو کرد یه طرف دیگه و زیر لب گفت :

 

میدونم

 

کریس یه قدم بهش نزدیک تر شد و توی هون حالت با همون لحن هشدار دهنده گفت:

اما من اینو امضا نکردم

 

سوهو هم با همون پوزیشن گفت :

میدونم

 

کریس داد زد :

ینی چی میدونم؟ من اینو امضا نکردم

 

سوهو هم عصبانی شد و سرشو برگردوند رو به کریس و گفت:

میدونم ……….. تو نکردی من کردم!!!!

 

کریس اروم گفت:

چی؟

سوهو :

من کرررررررررررررردممممممممممم…. من من من……….من امضاااش کردمممممممممم

فهمیدی الااان؟؟؟؟؟؟؟؟/ من کرررررررردممممممممم

 

کریس از خشم در حال انفجار بود:

جعل امضا میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تمضای منو… روی این اشغالا…. جعل…..وااااااه….تو…….

 

سوهو :

چیه داد و بیداد میکنی هان ؟چته لکنت گرفتی؟؟ اره خب…. خوبه واالااااا مردم چه عوضی شدن …. میمیری یه بدبختی از بغل تو نون بخوره؟؟؟؟؟؟؟ چی ازت کم شده هان؟؟؟

 

کریس چشماشو ریز کرد و با تعجب گفت:

دیوونه شدی؟؟؟؟؟ تو…….تو یه فن دیوونه ای؟؟ روانی ای چیزی هستی؟؟؟

از کجا در رفتی ؟؟؟ انقدر بدبختی که اشغال میخری با کلک میفروشی؟

 

سوهو با پای دردناکش بلند شد و به سختی ایستاد

توپ رو که روش عبارت :

فن قشنگم عاشقتم!!

 

رو نوشته بود رو محکم از دست کریس بیرون کشید

و به گوشه ای پرتاب کرد

با همون پای لنگون و قد کوتاه جلوی سینه کریس ایستاد و با قلدری گفت:

 

چیه؟؟ منتظری….. برو…برو پلیس بیار… بیا منو دستگیر کن دیگه … من خلافم…

چرا اومدی اینجا هان؟؟؟؟؟ برا چی اومدی؟؟ خونه بی صاحابه صاب مرده منو از کدوم جهنم دره ای پیدا کردی عوضی؟؟؟

اصن………..گمشو بیرون بببینمممممممممممممممم

 

کریس سوهو رو هل داد و سوهو به اسونی روی تخت پرت شد!!

تا خواست اعتراض کنه کریس جلوش نشست

 

قیافه اش کلافه بود……..خیلی کلافه

 

گفت :

ببین…. سر این دزدی کردنت بعدا بد حالی ازت میگیرم ….. ادرستم از طریق چانیول و گلکاری های قبلیت پیدا کردم

نفسی تازه کرد

انگار داشت درباره حرفی که باید بزنه فکر میکرد

سبک سنگینش میکرد

در اخر سرشو بالا اورد و رو به سوهو گفت:

ببین اون تصادف……….. من قصر در رفتم….. داستان داره ولی…الان ازت میخوام

…..ازت میخوام کمکم کنی

سوهو چششم هاشو تا اخرین درجه درشت کرد:

بله؟

 

کریس شونه اش رو گرفت و گفت:

کمکم کن

سوهو یه نگاه به دست های روی شونه اش و یه نگاه به صورت کریس کرد

:

جان؟و توی دلش به خودش گفت:

جونمیونی گاومون زایید که…….

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Sumi

Real SUHO lover ♥AQUATICS♥☻and a real KaiSoo Shipper .... ☻ohsehunfans fiction =====> ADMIN ohsehunfanss =======> writer . suber. translator

Latest posts by Admin ♛ Sumi (see all)