اینم از قسمت 7

اگر قرار شد هرفیکی رمزی بشه اطلاع میدم ♥

از همه عشقای مهربونم برای پوسترای فوق العادتون ممنونم 

 

 

زیاد براتون نوشتم … رمزیم که نکردم هم ادیوکسو هم د ادر وانو هم بقیه رو پس در جواب اعتمادم دوست دارم فعال باشید … شده یه قلب بزارید … میخوام بدونم چقدر خواننده دارم و چقدر باید ادامه بدم ….نوشته ها رو دوست دارید یانه ؟ و خیلی چیزای دیگه …. یه اعلام حضور کنید دیگه …. عاشقتونم … لاو یو ال

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 

قسمت ششم :

توروخدا منو نجات بده از دست این

کریس که کم مونده بود اشکش دربیاد روی تخت زهوار در رفته سوهو نشسته بود و درحالی که یه دستش رو جلوی دهنه گوشیش گرفته بود و با چشمش مراقب بود سوهو از حمام بیرون نیاد داشت نجوا میکرد :

هیونگ…. میلیاردها ادم روی کره زمین وجو داره … از بین همشون چرا این باید شاهد من باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا تبرئه شدن من به این بستگی داره اخه ؟ ها؟؟ چرا؟؟؟

ای بابا………..میشه یکی دیگه بیاد پیش این؟؟؟ میشه تا روز داد گاه من یه جای دیگه قایم بشم؟؟؟ تورو خدا؟؟؟؟؟؟؟؟

باشه….باشه هیونگ گرفتم ….فعلا

گوشیشو کنار گذاشت و به وضع رقت بار خودش ه نگاهی انداخت

ابروهاشو توی هم کشید:

خدایا گناه من چی بوده ؟

صدای اواز سوهو از توی همون به گوشش میرسید :

کی ره اور دوووووووووووز

کریس با حالت بیچاره ای به در حموم سوهو زل زد کع از وقتی رفته بود توش بدون توقف داشت اهنگ میخوند و داد و بیداد میکرد

کریس هیچوقت عادت به سروصدای زیاد نداشت و همیشه توی خونه اش سکوت محض برقرار بود

با یاد اوری خونه خودش دوباره دلش گرفت

و باز هم این پرسش بی پاسخ رو از خودش کرد که دقیقا به چه دلیل مزخرفی باید شاهدش یکی مثل این پسر روان پریش از اب درمیومد و برای اینکه مطمئن باشه به دادگاه میاد همه جور باجی بهش بده و اینطوری توی خونه درب و داغونش عین یه بیبی سیتر مواظبش باشه

پشت به وسایل جعل شده سوهو نشست

دیدن امضاهای تقلبی و جمله های تهوع اوری که از زبون خودش برای بقیه نوشته شده بود روی همچون اشغالایی حالشو به هم میزد

در حمام با شدت باز شد و سوهو توی یه حوله تنپوش بلند و یک حوله کوچیک تر روی سرش با یه لبخند بزرگ بیرون اومد

هنوز به خاطر درد پاش یکم لنگ میزد اما انگار از شرایطش راضی بود چون هیچ جوری لبخند اعصاب خورد کنشو جمع نمیکرد

با دیدن کریس که همینجوری داشت با قیافه تو هم بهش نگاه میکرد دستاشو جلو خودش گرفت و پرسید :

چیه چرا اینجوری نگا میکنی؟؟ جایی چیزی بیرونه ؟

و به پایین تنش نگاه انداخت

کریس سرشو به نشونه تاسف تکون داد و روشو برگردوند :

خواهشا زود لباس بپوش … نمیخوام به بهانه سرماخوردگی باز تلکه بشم!

سوهو خندید :

عزیزمممم نگران نبااش…. من سرما نمیخورم

کریس بینیشو چینی انداخت و بی توجه بهش به در ورودی چشم دوخت

صدای سوت زدنای زیر لب و اهنگ خوندن سوهو یه لحظه هم قطع نمیشد

سارانگ پیون جوندوک اوردوز… نی نی نا نانا نی نین نین نی نا!!!

کریس چشم هاشو با حرص روی هم فشار داد :

لااقل درست بخونش

سوهو اهمیتی نداد و سرگرم لباس پوشیدن بود

صداش روی مخ کریس بود و داشت عصبیش میکرد

کلی چیزای مختلف وجود داشت که باید نگرانشون میبود و الان صدای مزخرف این پسر بدجوری داشت به هم میریختش

با عصبانیت سرجاش برگشت و داد زد :

خفهههه شووووو

و با دیدن صحنه رو به روش خشکش زد

سوهو شلوار راحتیشو پوشیده بود ولی قبل از پوشیدن تی شرتش کریس سرش داد کشیده بود و سمتش برگشته بود

تی شرت رو روی هوا نگه داشته بود تا توی سرش ببره و از موهای خیسش قطره قطره اب روی بدنش میچکید

تنها تصویری که کریس قبل از جیغ گوش خراش سوهو دید یه بدن سفید و صورتی! و یه کله ی خیس بود

سوهو جیغ زد :

عوضیییییییییییییییییییییییییییییییییییی روتو بکن اونوووووووووووووووووووووو

ر

کریس با دست پاچگی روشو برگردوند سمت در و با تته پته گفت:

او..بب..خشید… بخشید

نمیدونست چرا با دیدن یه آن بدن اون پسر انقدر احساس برافروختگی میکرد

سوهو زیر لب گفت :

اه…منحرف عوضی…مرتیکه هیزززززززز……. من که میدوونم قصدی برگشتی

یه لحظه سکوت کرد :

قصدی برگشتی؟؟؟ اره؟؟؟؟ راستشو بگو

کریس با بد اخلاقی جوابشو داد :

اخه جلبک تو نگاه کردن داری؟

با ضربه محکمی پس گردنش از جاش پرید

دستشو پشت گردنش گذاشت و بلند شد وایساد و سمت سوهو برگشت :

آیی…چته وحشی؟

سوهو:

من نگا کردن ندارم؟؟؟ من؟؟؟؟ از من خوشگل تر و خوش هیکل تر گیرت نمیاد بدبخت

کریس:

کی خواست تورو ببینه اخه ؟

-از خداتم باشه

کریس دهنشو باز کرد تا با عصبانیت جواب این پسر رو مخ رو بده که زنگ در رو زدن

کریس یه نگاه به در کرد و یه نگاه به سوهو :

کیه؟

سوهو: مگه علم غیب دارم ؟؟ چه میدونم کیه

-خب برو درو باز کن

سوهو در حالی که به سمت در میرفت گفت :

به من دستور نده ها ….

و وقتی تقریبا به در رسید و دستگیره رو توی دستش گرفت

برگشت و اروم به کریس گفت:

مرتیکه میمون

کریس با دست های مشت شده خودش رو به ارامش دعوت کرد و رفت پشت تخت قایم شد

 

سوهو درو باز کرد و بعد از چند ثانیه صداش اومد :

واااااااااااای ممنوووووووووووونمممم…. چقدر شد؟

صدای مرد غریبه ای اومد :

3700 وون

سوهو :

الان میام

درو بست و صدای چرق چرق و خرت خرت پلاستیک اومد

کریس سرشو بالا اورد تا ببینه چه خبره که از دیدن صحنه رو به روش دوباره شوکه و چشم هاش گشاد شدن

تقریبا ده تا کیسه بزرگ خرید روی زمین بود

سوهو جلوش ایستاد و دستشو جلو اورد :

پول بده

کریس نگاش کرد :

هان؟

سوهو : نفهمی؟؟؟ میگم پول اینا رو بده منتظرن دم در زشته!

کریس :

من چرا پول اینا رو بدم؟

سوهو چشم هاشو درشت کرد:

قرار داد بستی … تا روز دادگاه همه خرجای من پای توعه…یالا پول اینا رو رد کن بیاد

کریس اروم گفت:

ای خدا چه گیری کردم از دست این

و کیف پولش رو از جیبش بیرون کشید

سووهو که چشمش به پول هایی بود که کریس میشمره گفت :

شنیدم چی گفتی

کریس پولا رو توی دست سوهو چپوند و گفت :

جقدرم که ترسیدم ازت

سوهو سم در برگشت و با لبخند ساختگی بهش گفت :

انقدر زر نزن… مرتیکه میمون!

 

کریس دوباره روی زمین پشت تخت دراز کشید :

من اینو میکشم!

سوهو پول خریداشو حساب کرد و درو بست

دوتادستاشو به هم کوبید و با ذوق به کیسه ها نگاه کرد :

خب…بریم سراغ غذااا

و شروع به جا به جا کردن محتویات کیسه ها کرد

کریس دوباره روی تخت نشست و به سوهو خیره شد که با تمرکز سعی میکرد همه خوراکیها رو توی یخچال کوچولوش بچپونه

موهاش خیس بود هنوز و تی شرت یقه بازی تنش کرده بود

سوهو بدون اینکه دست از کارش بکشه ب=یا به کریس نگاهی بکنه گفت :

ک…ونت ی وقت بد بهش نگذره همش رو تخته!

کریس:

تو نگران من نباش

سوهو :

نگران نیستم ….. پاشو بیا حداقل به من کمک کن…من با این پای علیلم دارم کار میکنم

کریس:

تو پات علیله؟؟؟ تو همه دنیا رو حریفی

سوهو اداشو دراورد:

تو همه رو حریفی

کریس:

خیلی بی ادبی

سوهو : برو بابا

کمی گذشت و کریس به سوهو که سر گرم کار بود نگاه میکرد :

همیشه با این قیافه میری جلوی مردم  ؟

سوهو برگشت سمتش:

چمه؟

کریس دستشو تکون داد :

موی خیس و … تیشرت یقه باز و…

سوهو : سانانه؟

کریس: هووووووف… تو جواب ندی میمیری؟

سوهو: تو فضولی نکنی میمیری؟

کریس:

با تو نمیشه حرف زد نه؟

سوهو : مجبورم نیستی … همینه ک هست

کریس کلافه تصمیم گرفت دیگه باهاش حرف نزنه و بزاره به حال خودش با خوردنیایی که خریده بود ذوق کنه

گوشیشون برداشت و روشنش کرد ولی هیچ پیامی نبود

به پشتی تخت سوهو لم داد و ساعدش رو روی چشماش گذاشت

خسته بود …. همه چی براش خیلی پیچیده شده بود و الان سوهو…..

داشت به سرنوشتش فحش میداد که بوی خوبی رو جلوی بینیش حس کرد

چشم هاشو باز کرد و با یه کاسه بزرگ سوپ قارچ مواجه شد که توی یه سینی با چند تا تیکه نون توی دست سوهو جلوش گرفته بود

تازه یادش افتاد که چقدر گشنه اش بوده

سوهو :

بگیر دستم شیکست..

کریس صاف نشست و سینی رو جلوش گذاشت

سوهو روی زمین نشست و سینی خودشو جلو کشید و مشغول خوردن شد

حالا که توی سکوت نگاهش میکرد…شاید خیلی هم ادم داغونی نبود

سوهو سکوتو شکست:

در نیاد چشات….

کریس هم سینیشو برداشت و روبه روی سوهو روی زمین نشست

سوهو با دهن پر گفت :

جلوس اجلاس فرمودید! ک..ونتون دردش نیاد یوهو!

کریس فکر چند لحظه قبلشو پس گرفت …. خیلی داغون بود!!!!

هردو توی سکوت غذاشونو خوردن

کریس اخر غذا گفت:

موهاتو خشک کن… میچای میفتی رو دستم من حوصله مریض داری ندارم

سوهو محل نذاشت و سینی هارو برداشت و سمت سینک رفت :

فعلا که من با این پای چلاقم مریض داری میکنم

موقع شستن ظرفا پرسید:

مطمئنی فقط برای سهادت دادن به من احتیاج داری دیگه؟

کریس گفت :

چطور؟

سوهو :

مشکوک میزنی

کریس نیشخندی زد :

اخه تو به چه درد من میخوری؟؟؟ اعتماد به نفست نیفته یهو

سوهو شونه بالا انداخت

تا عصر سوهو یک بار دیگه از خونه بیرون رفت و برای کریس لباس خونگی خرید و برگشت

البته خودشو فراموش نکرده بود و اس ام اسای خرید پشت سرهم برای کریس اس ام اس میشد

شب بعد از شام سوهو پرسید :

حالا تا کی باید تحملت کنم ؟

کریس:

اولا اونی ک تحمل میکنه من بدبختم …. دوما سه هفته دیگه

سوهو:

مجبور نیستی تحمل کنی…پاشو برو من خودم میام دادگاه

کریس هوفی کشید:

خیلی دوست داشتم ولی حیف ک نمیشه

سوهو:

چرا اونوقت

جواب کریس با زنگ خوردن موبایل سوهو فراموش شد

سوهو تلفنش رو نگاه کرد :

اخییییییییی مامانیه!

و جواب داد :

الو…سلام عشقممممممم…. خوبی مامانی؟؟؟…منم خوبم… اره……نه درس خوبه … کارو بارمم خوبه!…… قربونت برم…. میام عزیزم میام…..ها؟؟؟

یهو بلند شد و با مگرانی ایستاد :

چطوری؟؟؟کی؟؟؟؟ ….. اخه چرا مراقب نیستی مادر من؟؟؟؟؟؟ ای بابا……. نمیخواد… نمیخواد…..من میام اونجا…نه خیرم…….من میام…میبینمت……مراقب خودت باش

 

تلفنشو قطع کرد … چهره اش برای اولین بار نگران شده بود

کریس پرید:

چی شده؟

سوهو :

باید برم……تو برو من خودم میام دادگاه…..قول میدم

کریس:

میگم چی شده؟

سوهو با ناراحتی گفت:

مامانم از چارپایه افتاده کمرش درد گرفته ……تنهاس…باید برم پیشش

کریس:

کسی نیست اونجا ؟

سوهو :

نه… کسیو نداره

کریس کلافه دستشو توی موهاش کشید

همینش کم بود……..بین همه این بدبختیایی که داشت همین یه دونه رو کم داشت …

سعی کرد بازم ارامش خودشو حفظ کنه

به چشم کریس, سوهو یه پک کامل و فول امکانات از همه نوع دردسر بود که هر انسانی باید ازش دوری کنه!!! و متاسفانه گیر همچین ادمی افتاده بود

با صدای لرزونی که مشخص بود داره کنترلش میکنه گفت:

خونش کجاس؟

سوهو گفت:

یه روستا…اطراف اینچئون

کریس چشم هشو بست

دستاشو به کمرش زد و یکم قدم زد …..

باشه…جمع کن میریم

سوهو با تعجب :

تو کجا؟؟؟؟؟

کریس: اگر فکر کردی میزارم تنها بری کور خوندی…..فعلا هم که من نمیتونم افتابی بشم…به جای موندن تو این لونه موش.. میام همرات

سوهو :

درست صحبت کنا…لونه موش خونه عمته!

کریس:

خیله خب….از موندن توقصر مجللت خسته شدم…جمع کن بریم کم حرف بزن

سوهو :مسخره میکنی؟؟ عمتو مسخره کن

کریس با چشم غره بهش توپید :

جم کنن میگم

سوهو:

دستور نده ها…. مرتیکه میمون

کریس داد زد :

یه بار دیگه به من بگی میمون میزنم با دیوار یکی شی ها

سوهو پشت چشمی براش نازک کرد:

بی اعصاب

و زیر لب زمزمه کرد:

میمون!!

چمدون دستی کوچیکشو از زیر تختش بیرون کشید

خوراکی هایی که توی یخچال خراب میشدن رو توش گذاشت و لباسهای خودشو کریس رو توی چمدون چپوند

شیر گاز رو بست و کنتور برق رو هم خاموش کرد

به در خونش قفل زد و یه قفل شلاقیم به در اهنی محافظش زد

کریس با تعجب :

گنج نگه میداری؟ میخوای یه سگ نگهبانم بزار

سوهو :

باشه عزیزم پولمو ک دادی بهش فکر میکنم!

بعد از اینکه از همه قل ها مطمئن شد چمدونشرو برداشت و گفت:

خب…بریم

و جلوتر از کریس راه افتاد

کریس قبل از اینکه دنبالش سمت ماشینش بره یه اس ام اس به دوستش داد :

دعا کن خییلیی زود حل شه … وگرنه من هم اینو هم تورو با هم میکشم!

گوشیشو خاموش کرد توی جیبش چپوند و راه افتاد

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Sumi

Real SUHO lover ♥AQUATICS♥☻and a real KaiSoo Shipper .... ☻ohsehunfans fiction =====> ADMIN ohsehunfanss =======> writer . suber. translator

Latest posts by Admin ♛ Sumi (see all)