fanfiction Anterograde tomorrow-Teaser

لطفا قبل از خوندن فیک حتما به توضیحاته اولش توجه کنید

 

 

توجه:

اجازه تمام و کمال ترجمه این فیک گرفته شده ودیدید که تا یکسال گذاشته نشد تا اجازش گرفته شه smile

جالبه درست بعد از اعلام  ام.کی همه یادشون افتاده این فیک هم هست و شروع به ترجمه کردن

مطمعن باشید با این کارا سایت زیر سوال نمیره

تیم ترجمه و ویرایش به دست من به خوبی کار میکنن تا حسه زیباش برای شما روون و قشنگ بشه.
چون واقعا داستانی مبهم و گنگیه. برای نشون دادن حرکات تمام و فهموندن اینکه چرا نویسنده از بعضی کلمات استفاده کرده.. به خوبی سرچ کردن.
و حتی جاهایی برای به تصویر کشیدن حرکات باله در ذهنه شما ویدیوهای رقص باله رو کامل نگاه کردن.

این فیک انحصاری برای سایت ترجمه میشه ، پس بی اجازه لطفا دست به ترجمه نزنین ، با کسایی که خارج از سایت دست به ترجمه این فیک زدن برخورد میشه.

——————————————-

 

نویسنده : changdictator

ژانر : تراژدی ، رمانتیک ، غمگین

خلاصه:کیونگسو در چند بعدی زمان معلقه
درحالی که جونگین التماس لحظه ها میکنه تا از پس هم نگذرند.
چون زمان برای کسی که هیچ چیز رو به یاد نمیاره،متوقف شده و از اونی که به دنبال فرصته فرار میکنه.

مقدمه : بابونه
نور خورشید رویای کیونگسو رو دستخوش تغییر میکنه.
مثل لمس لطیف آب اقیانوس روی شن های ساحل ، او برخلاف تمایلش حرکت میکنه.
کیونگسو در رویا غلط میزنه و شن های خیس به خط های خشک تبدیل میشوند.
( درک مطلب : کیونگسو مثل اوقیانوسه آزاد هستش که از روی تخت پایین میاد مثل آب که روی شن ها میره )

وقتی چشمهاش را باز میکنه سقفی کوتاه و پنجره ای کوچیک ،ته اتاق تنگ و باریکش جایگزین بال های مرغان دریایی و سایه های آبی آسمان شده بودن.
روی کف چوبی نازک اتاق قالیچه های کهنه ولو شده.با این حال اصلا شبیه اتاق دیروزش نیست چون برگه یادداشت هایی سبز رنگ پر از متن و نمودار،اعداد و تاریخ های رنگی،روی هر قسمت از دیوار ها به چشم میخورند و کیونگسو نمیتونه به یاد بیاره که چه موقع اونجا چسبونده شدند.
نسیم ملایمی پرده رو کنار میزنه و با موج دادن یادداشت ها، موسیقی آرومی از جنس هلهله ی حرکت برگه ها مینوازه.

این براش صحنه ی عجیبی نیست ولی نا آشناست ؛ مثل چیزی که قبلا باید یه بار اتفاق افتاده باشه و الان به سختی یادش میاد و او تصویر مبهمی ازش داره.

انگار که بین دیروز و امروز،یه روز دیگه هم بوده شاید هم بیشتر از یه روز…
مجبور نبود که یادداشت ها رو بخونه تا بفهمه چند روز گذشته و امروز باید چیکار کنه.

اما بین همه ی اون یادداشت های سبز و زرد روی دیوار و زمین و میز، اونی که کنار بالشتشه بیشتر از همه توجهش رو جلب کرد که با دست خط متفاوتی، کلمات روش نوشته شدن و هیچ تاریخی زیرش نیست.

کیونگسو،خودش رو به آرومی بالا میکشه، از روی عادت لبه ی میز رو میگیره و با بیحالی از تخت بیرون میخزه.
فرش ریشه دار زیر پاهای لخت و برهنه اش حس کرد، بوی قهوه ی دم شده ساعت شیش از کافه ی پایین پله ها به خوبی به مشامش آشنا بود.
یادداشت زرد رنگ رو از کنار بالشتش برمیداره و میخونه:”اسم تو دو کیونگسوعه .تو حافظه ی کوتاه مدتت رو از دست دادی یعنی یه جورایی بیماری ضعف حافظه داری پس حتما اتفاقات دیشب رو به خاطر نمیاری ولی من کمکت میکنم.”
و باز هم یه یادداشت دیگه روی بالشت مجاورش:”دیشب سرمو روی این بالشت گذاشتم و دستام رو دور کمرت حلقه کردم. اسم من کیم جونگینه و هیونگ صدات میکنم.تو دیروز دوستم داشتی و امروز هم دوستم خواهی داشت.”

با چشمایی که از تعجب گرد شده بود و دهانی خشک، قدمی به عقب برداشت و پاشنه‌ی پاش به برگه یادداشتی روی زمین برخورد “اینجا جاییه که تو لباسام رو درآوردی.”

درست بالای برگه ی سبز رنگ روی دیوار که میگه”رستوران مینجین دیگه کیک برنجی سرو نمیکنه۲۰۰۸/۵/۵”، یکی دیگه چسبونده شده”اینجا جاییه که من لباسای تورو درآوردم.”

فقط چند سانت اونور تر یکی دیگه هست که میگه:”و اینجا به سمت دیوار هولت دادم و تو تاریکی تقریبی همدیگر رو به شدت بوسیدیم و تصمیم گرفتیم که عشق بازی کنیم.”

روی میز هم یه یادداشت دیگه چسبونده شده”تو اینجا نشسته بودی و پاهات که آویزون بودن رو تکون میدادی و من دستمو روی زانوت گذاشتم که تو اول شروع کردی و سمتم خم شدی و منو بوسیدی.”

روی کشوی میزش بازهم یادداشت زرد رنگ بود”راجع به باله حرف میزدیم و تو یه آهنگ زمزمه کردی و من همینجا [جونگین این حرکات رو با انگشتهاش ر‌وی بدن دی.او انجام داده] با انگشتام ارسبک انجام دادم( یه حرکت توی باله که روی یه پا وایمیستن و پای دیگشون رو ۱۸۰ درجه به سمت عقب باز میکنن ) چون سقف اتاقت خیلی کوتاهه و نمیخوام به سرم صدمه بزنم گرنت جِتِه'(بازم حرکت باله که مینشینن پاهارو کنار هم میکشن و یک پار و به پشت میبرن تا کاملا ۱۸۰ درجه باز شه) و روی زمین,
‘فوآنت تورانت یا فوئِتن تورانت’ ِ( حرکتی که پنجه پایی رو کنار زانوی پای دیگر قرار میدن و با شتاب دادن پای جمع شده روی نوک پا میچرخن)
پشت دستت و ‘سیسسونه’ (حرکتی که با به پرش کوتاه پاهاشون رو قیچی وار یا پروا‌نه ای تکون میدن) و حرکت پَس دِ والس رو تند روی بازوت انجام دادم که تو لبخند زدی.
و یکی دیگه پشت در اتاقش ” اینجا تکیه داده بودم و تو اتاق رو مرتب میکردی، مشغول خوندن یادداشت ها شدم و یکهو به ذهنم رسید که همه ی این برگه های سبز مثل چمن به نظر میان و چمن بدون گل بابونه خسته کنندس پس از برگه های زرد هم استفاده کردم و امیدوارم که خوشت بیاد.”

تصمیم گرفت دررو باز کنه. وقتی درو باز کرد ضربه آرومی به پیشونیش وارد شد و اون رو شوکه کرد: من کیم جونگینم، بهم سلام نمیکنی؟

کیونگسو سرش رو بالا آورد و نامطمعن و مشکوک نگاه خیرش رو از ترقوه های برآمده و تیزه فرد روبه روش بالاتر برد و به پوست برنزه و چونه ی مصممش رسید( تو روانشناسی چونه ی کای از اون دسته چونه هاست که نشون میده خیلی تو همه چیز مصممه)
فکره اینکه در رو بهم بکوبه و به پلیس زنگ بزنه بگه که یه غریبه تو خونشه و یادداشت های عجیبی براش نوشته که آزارش میدن ، توی اون لحظه از سرش پرید.

ضربان بالای قلبش و بیماریش باعث شده بود که سرگیجه بگیره و معدش پیچ بخوره .
تو اون لحظه انگشت ها و زانوهاش بی حس شده بودند اما وقتی چشماش نیشخند بی معنی جونگین رو رد میکنه و به یه جفت چشم براقش میرسه، حالش بهتر میشه… مثل همیشه که باید باشه.

جونگین نیشخندش رو جمع کرد گوشه‌های لبش پایین اومد ولی چهره اش هنوز گرم و صمیمب بود:سلام هیونگ

صداش برای کیونگسو آشنا نبود و مطمعنا اون نمیتونست دقیق به خاطر بیاره که کِی شنیدتش، البته اگر تا حالا شنیده باشه.

با اینحال براحتی و عادی به سلام دوباره ی جونگین و لبخندش رو جواب داد : سلام.
هجای اون کلمه به زبونش راحت نشست. مثل اینکه قبلا بارها اونرو به زبون اورده.
جوری که انگار واقعا تقدیرشون همین بوده.

Print Friendly

80 Responses

  1. واو…چقدر توصیفاتش لطیف و احساساتش روح نواز بود…
    صحنه هاش کاملا جلوی چشم هام شکل میگرفت…بی نهایت فوق العاده ست…ممنونم :heartme:

  2. فراموشیه فردا؟؟؟؟؟؟؟؟؟باورم نمیشهههههههههه دارم گریه میکنم از خوشیییییییییییی oooo oooo oooo oooo oooo از کی میزاریدش؟؟؟؟؟کایسوم oooo oooo oooo oooo heart

  3. ببخشید که میپرسم ولی مگه این فیک رو نویسنده اصلیش کلا از دسترس خارج نکرد؟:| و گفت که تا وقتی خودش شخصاً اعلام نکنه، کسی حق ترجمه کردنش رو نداره؟!من حتی به وبلاگ شخصیِ نویسنده هم سر زدم و دیدم که تمام فیکهاشو به کل حذف کرده…توی سایت اوه سهون فنز هم نفس و دلی قرار بود ترجمه ش کنن که تا یه حدودی که پیش رفتن، دیگه ولش کردن و بعد از یه سال تازه نفس اومد گفت که هرکاری کردن نتونستن رضایت نویسنده رو بگیرن:| بعد الان شما چجوری دارید ترجمه میکنید؟میتونم متنی که نویسنده مبنی بر رضایت قلبیش از ترجمه فیکش نوشته براتون، رو ببینم؟؟ sad

    • سلام عزیزم. نویسنده از دست همه بخاطر بی اجازه ترجمه کردن ناراحت بود و فیکهاش رو حذف کرد .
      از طرفی این فیک رو به صورت کتاب عرضه کرده. و ایشون دیلیت اکانت نکردن. بلکه هنوز ایمیلشونهم هس…
      و مسئله مهم تر که ذکر کرده کپی پیست ممنوعه. و اگر هم ترجمه میکنن باید تمامیه پسترها و منبع و توضیحات نویسنده درش باشه.
      و ما هیچکاری نمیکنیم که دله نویسنده آزرده بشه. ما اجازه رو به صورت ویژه داریم که داستانش بسی مفصل تره و اجازه تعریفش رو ندارم متاسفانه. وگرنه ثابتش هم میکردم.
      و اینکه مطمعن باشید آدم دروغ گویی نیستم.. خودم نویسندم و آدم قانون مداریم. و اگر از اجازه مطمعن نبودم. هیچوقت خودمو تو این همه زحمت و شب بیداری نمینداختم.
      در مورد سایت قبلی هم مترجم قبلی اجازه نتونسته بگیره. و کلا دیگ حتی وقت ترجمه هم نداره.
      ممنون از توجهت boooch

  4. اوووووووه این الان واقعیه …. پس اطلاعیه ایی که تو سایت اون سهون فنز بود چی بود …. :scratch:

    در هر حال مررررررررررسی بابت ترجمه قشنگتون …. من خیلی وقته که منتظرم تا این داستان ترجمه بشه ….. مررررررررسی

    heart heart heart heart heart heart

  5. واااااااااااااای خیلی خوشحالم :yahoo: از خوشحالی گریم گرفته :cry: من خیلی دنبال ترجمش بودم عاشق این فیکم :heart: متن اصلیش خیلی سنگین و سخته :wacko: باید خیلی حرفه ای باشی تا بتونی ترجمش کنی این مقدمه ای که نوشتین فوق العادس یعنی عالییی ترجمه شده بدون کوچکترین دخل و تصرف بی صبرانه منتظر آپشم far bunny bunny

  6. واهاییییییییی مرسییییییی…
    نمیدونی وقتی عکسای این فیکو تو نت دیدم…
    اصلا چقدر اشتیاق داشتم بخونمش…
    و الان واقعا خوشحالم…
    خیلیییییییییییییی ممنونم…
    عالیییییییییی بوووووود…
    خسته نباشی عشقم…
    بوس بوس…

  7. توی سایت اوه سهون فنز یکی از نویسنده های خیلی خوب درمورد این فیک پست گذاشته بود یادمه دوتا آهنگ که مخصوصه این فیک بودنم گذاشته بود که فوق العاده بودن وخیلی تعریف کرده بود.من واقعا مشتاق بودم که بخونمش وخیلی ممنون که زحمت میکشید ترجمه میکنید که مام لذت ببریم. ممنون.مقدمه خیلی زیبا بود.

  8. بسیار عالی بود
    کایسو توی این سبک خیلی دوست دارم
    ممنون از ترجمه ی عالی ت
    لینک داستان اصلی رو میشه بزاری؟؟
    فایتینگ

  9. من با این فیک کایسو شیپر شدم…..برام خیلی عزیزه….و تلخ ….
    واقعا فیک تاثیرگذاریه… 154fs232528 154fs232528 154fs232528 154fs232528 154fs232528 aaaar aaaar aaaar aaaar aaaar aaaar

  10. واقعا؟؟؟خداییش؟؟وجدانن؟؟؟تورو خدا؟؟؟میزاریدش؟؟؟ oooo oooo oooo من میمیرم برا ایننننننننننننن aaaar aaaar aaaar aaaar heart heart heart heart کایسومممممممممممممم..کایسو سبکه رومنس و عاشقانه ای دارهو عالیهههههههههه

  11. من با خوندنه این فیک کایسو شیپر شدمsmileعالیه من زبان اصلیشو خوندم اگه بشه بار ها و بارها بازم ترجمش رو بزارید میخونم انقدر که معرکس

  12. سبکش تراژدی رمانتیک و غمگینه و این سبکو برای کایسو دوست دارم
    کایسو شیپر نیستم اما فکر کنم هر کسی با شنیدن اسم این فیک و تعریفهایی که ازش میشه و این مقدمه زیبا باید عاشقش بشه
    پس بیصبرانه منتظرشم :yahoo:

  13. این مقدمه بود؟؟؟ oooo oooo oooo مقدمش چقدر قشنگو پر از حس بود oooo oooo oooo oooo روانیش شدمممممممممممم oooo oooo oooo oooo الحق که برازنده ی بهترین فیک بودنه heart heart heart

  14. من این فیک رو بالای 5 دفعه خوندم
    واقعا فوق العاده اس
    نویسنده اش به طرز فوق العاده ای احساسات مختلف رو به آدم منتقل میکنه
    امیدوارم ترجمه به خوبی متن اصلی این باره احساسی رو داشته باشه
    موفق باشید

  15. چقد قشنگ بودددددددد far far far far far
    همین الان با همین ی ذره عاشقش شدم heart againagain
    ترجمه هم ب نطر میرسه مثل همین متن روون و عالی باشه bunny heart
    منتظرشم :rose:

  16. rastesh motmaen nistam hamon fic bashe vali fk konam khundam ,tarjomesha na !! engar kailu bod o kaisoo :yes: :yes: :yes: :yes: :yes: :yes: :yes: :yes: mofagh bashi merci babat tarjomeh kare sakhtiye sadeghane begam far far far far far gdhhh

    • کلا داستان جالبیه.. تکراری هست .. اما قلم و توصیف نویسنده متفاوته… و همین ترجمش رو حیلی سخت کرده.. اما باز در تلاشم تا داخل ویرایش حوب مطلب و برسونم.
      ممنون از حمایتتون

  17. خدایا باورم نمیشه فراموشیه فردا بلخره قراره ترجمه شه far far far far far far far far aaaar aaaar aaaar aaaar aaaar aaaar قسمته اولو کی میزارید؟؟؟

    • بزودی.. شاید سریع نتونیم تمومش کنیم.. و برای ما کیفیت مهمه نه سرعت.. چون داستان مهمیه و مطلبش و درکش ادبیه پس سخته.. برای همین باید روش کارشه

  18. واو .خیلی خاصه خیییییییییلی. :yahoo: :yahoo: :good: جذابه. :yahoo: و من در عجبم که شما چطوری اینو ترجمه کردید؟!!! far far :good: :good: دمتون گرم. :good: خیلی خوب توضیح دادید. :yahoo: :good: واقعا دمتون گرم.دست مریزاد. :good: :good: :rose: :heart:
    اووووف.کایسو هم هست!! inlove heart عمرا بشه ازش گذشت. hahha :yahoo: :good:
    فایتینگ heart :rose:

  19. بچه ها این مقدمس قسمته اول نیست فقط یه مقدمه و آشناییه من قبلا دیدمش heart heart heart heart امیدوارم خیلییییییییییی زود قسمته اول رو آپ کنن و همینطور تا ته ادامه بدن

  20. vaiiiii mn kheiliii mntzere in fic budmmmmmm
    torokhoda zoodtr bzarinshhhhhh..qlbm eine chi mzne az zoq…merc k drin trjomsh miknin….mn fqd az tu site donbalsh miknm…fighting heart heart heart heart heart heart heart heart heart heart heart heart heart inlove heart heart heart heart

  21. من تو این یک سال مردم و زنده شدم oooo oooo oooo هیچکس به فکره ما نبود oooo oooo oooo ممنونم که بلخره یکی به فکرمون افتادو برامون ترجمه کرد aaaar heart این فیک فوق العادس بچه هاااااااااااااااا حتما بخونید حتما حمایت کنید نمیدونید چقدر خوبه

  22. دارم از خوشحالی گریه میکنمممممممممممممممممم aaaar aaaar aaaar aaaar aaaar aaaar میدونید چقدر منتظره این فیک بودم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ aaaar aaaar aaaar aaaar aaaar aaaar heart heart heart heart heart heart heart heart ممنونم از ادمینای چنله کایسو

  23. واقعاااااا ازتون ممنونم که دوباره تصمیم گرفتین روی این فیک کار کنید من که خیلی منتظرش بودم ????واینکه ترجمه خیلی رون وگیرا بود واین از تلاش های زیاد شما وبقیه ی مترجماس واقعا مشتاقم هر چه سریع تر بقیش رو بخونم وبراتون ارزوی موفقیت میکنم???

  24. عالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی بود
    واقعا بنظرم خیلی هنرمندانه نوشته و ترجمه شده واقعا ازتون ممنونم :rose:
    توضیحاتی که راجبه بعضی قسمت ها میدید عالیه :rose:
    فقط اگه از این روش که برای هر قسمت که نیاز به توضیح داره یه علامت میزنید و در اخر متن راجبش توضیح میدید استفاده کنید خیلی عالی تر میشه چون هنگام خوندن یکم توضیحات باعث گیج شدن میشه oooo مخصوصا اینکه متوجه شدم این فیک نیاز به توضیحات زیادی داره…

  25. اخ جون بالاخره این فیک داره گذاشته میشه و مقدمه رو که خوندم ترجمش خیلی روون بود چون من اصلیش و دیدم و می دونم چه قدر متن سختی داره به خاطر همین بی خیال خوندنش شدم :wacko:
    خیلی ممنون که داری اپش می کنی boooch

  26. وای خدایا نه باورم نمیشه بالاخره مجوز ترجمه رو گرفتین …. againagain far far far far far far far far far
    باورم نمیشه یکسال گذشته … againagain
    یادش بخیر تو سایت اوه سهون فنز میخوندیمش که یهو متوقف شد aaaar
    من خودم بشخصه بارها کامنت گذاشتم ولی خبری نبود :cry:
    کلی سایت گشتم ولی نبود aaaar
    حتی به انگلیسیشم راضی شده بودم ولی :cry: :cry: :cry:
    من عاشق این فیک بودم …..
    وقتی فهمیدم نویسندش اجازه نمیده منتظر موندم …و الان دارم اشک شوق میریزم و باورم نمیشه بالاخره رضایت داد aaaar
    واقعا باورم نمیشه aaaar
    من الان تو شوکم againagain
    مرسی از همه ی کسایی که واسه این اتفاق شیرین زحمت کشیدن heart
    این فیک واقعا جاش خالی بود bunny
    ممنونم boooch
    سپاسگزارم :rose:
    منتظریم :yahoo:
    انتظار خیلی سخت شده اونم بعد یکسال aaaar
    بازم ممنونم heart

    • خداروشکر که دوست دارید… به بهترین ترجمه سعی داریم کاملش کنیم…
      متاسفانه خسلی سخته و هر قسمت ممکنه طول بکشه :wacko:

  27. کایسوووووووووووووووووووووووووو againagain againagain againagain againagain againagain againagain againagain againagain againagain againagain againagain againagain againagain heart heart heart heart heart heart heart heart heart heart heart

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *