هدر سایت
تبلیغات

Fanfiction Curious Ep 3

 

این فیک شامل صحنه هاییست که ممکن است برای همه مناسب نباشد😬

 

کیف مدرسشو کنار در انداخت و مامانشرو صدا زد. هیچ کس جواب نداد.
بعد از اینکه مطمعن شد واقعا کسی خونه نیست مستقیم دنبال لب تاپش رفت و در اتاقش رو بست تا حتی اگر کسی اومد مزاحمش نشه.
لب تاپ و روشن کرد.
فایرفاکسشو باز کرد و تند تند آدرسی که چند ساعت پیش سر کلاس حفظ کرده بودو واورد
کرد.
p u r n h u b . c o m
سایت در عرض چند ثانیه باز شد و قالب مشکیش در حالی که هر گوشه ایش تبلیغات کثی‍ـ.ف مختلف بود نمایان شد.
اما چیزی که مد نظر کیونگسو بود نه اون قالب سیاه بود و نه هیچ کدوم از تبلیغا!!
موس رو تکون داد و…روی گزینه لایو سـ.کـ.س
دبل کلیک کرد!
وارد صفحه جدیدی شد که آدرس ایمیل و مشخصاتش رو میخواست.
شروع کرد به وارد کردن.
نام ؟ بعد از کمی فکر کردن که چه چیزی بزاره
هم ضایع نباشه هم بعدا بتونه راحت بشناسش
یه چیزی از اسم خودش
*ذهنش :دو کیونگسو …اممم دو کیونگ سو…
دو… دیو؟ نه نه دو؟ نههه -____- دی.او؟ نه نه ارههه*
توی کادر تایپ کرد :دی.او
سن : از عمد ۲۰ وارد کرد
شماره :
هرچقدر فکر کرد نتونست شمارش رو بزاره پس بیخیال شد.
جیمیل و رمزش هم وارد کرد و گزینه *بعدی* رو زد و صفحه ی بعدی ازش اسم پروفایل و
عکس سـ.ک.سی پروفایل خواست.
بازهم اسم پروفایل رو دی.او رد کرد.
منظورش از عکس سـ.کـ.سی چی رو نمیخواست بدونه.
تنها کاری که کیونگسو میتونست برای عکاسی انجام بده سلفی های سادش بود.
نگاهی به فایل گالریش انداخت که از زمانی که دیگ پسر شده بود درستش کرد.
بین همون چندتا عکس یکی که صورتش داخلش کمی مردونه میزد رو انتخاب کرد و کنار پدرش ایستاد رو انتخاب کرد. صورت خودش رو کات کرد و توی کادر گذاشت.
باز گزینه بعدی رو زد : اوه!!
*تبریک میگم…حالا شما در سایت ما یک اکانت‌دارید*
این نوشته ای بود که بالای صفحه براش اومد!!
و بعد…صفحه ی بعدی که باز شد….
کیونگسو رو یاد اینستا گرام انداخت!
ولی…با این تفاوت که همه ی عکسا مبـ.تذل بودن و کامنتا مبـ.تذل تر!!
عکس از هر جایی که کیونگسو فکرشو میکرد یا نمیکرد!
– اوه خدای من…
کمی شروع کرد به دیدن بقیه پستا.
همینطور پایین میرفت و به دخترایی که خودشونو به نمایش گذاشته بودن خاک تو سر میگفت.
میدونست که بعضی ها به عنوان هـ.رزه اینکارو میکنن اما نمیدونست اینهمه زیادن.
از طرفی بعضی عکسای مردا واقعا مزخرف و حال بهم زن بود. از طرف دیگ بعضی عکسا با اینکه باعث خجالت کیونگسو میشد اما باز
بخاطر جَذَبشَون قابل دیدن بود.
پایین تر رفت…پایین تر و پایین تر!!!
در باره هرعکسی که میدید نظر متفاوتی میداد و باز هم با *کنجکاوی* پایین تر میرفت!
حدود ده دقیقه بعد،اون به آخر صفحه رسیده بود!!
جایی که گزینه ای قرمز میدرخشید…
*send a photo*
– اوه…!
یک لحظه وروجک درونش لرزید به خودش توی آینش نگاه کرد بلند شد و جلوش ایستاد.
پیرهنش رو دروود و به بدنش نگاه کرد. یعنی قشنگه؟
خیلی لاغر به نظر میومد.
اما با داروها هیکلش سفت و بازوها ش کمی درشت تر شده بود.
بدنش فرق زیادی با چندتا پسری که عکس گذاشته بودن نداشت.
*آخه چرا باید عکسبزارم:/ اوففف. خو
کنجکاوم بدونم نظر بقیه چیه؟ کسی حاضر هست بامن باشه؟*
با یه عالمه کلنجار با خود بالاخره موبایلشو برداشت. تختش رو خلوت کرد روش خوابید و
دوربین رو باز کرد تا عکس بگیره اما هی پشیمون میشد
+ لعنتییی
باز از جاش بلند شد
* تهش یه عکسه دیگ… اونم از جایی که چیزی نیست… کی میفهمه؟*
و از همینجاست که یه عکس کم کم که چیزی نیست تبدیل به عکسای چیز دار میشه.

________________________
حالا دو روزی بود که کیونگسو چند عکس مختلف رو از بالا تنه اش میزاشت و با سه نفر که از اول کامنتای خوبی راجع به بدنش
دادن سـ.کـ.س چت کرد و حالا بدجور دنبال یه آدم خوب برای انجام تماس تصویر بود.
کامنتهاش رو چک میکرد.
گـ.ایِـ.ر کامنت داد : گاییـ.دنت واسخودم شیرعسل😈
موشیتا : شماره ات رو بده باهم در 􀊈 تماس باشیم😉
تاتا کیشیهیرو : از اون خوشگلتم بزار تا به زیباییت کامل پی ببریم دی.اوعه زیبا

از کامنتا خوشش میومد. ازینکه بدنش مورد توجه بود. هم برای دختر هم برای پسر.
هرکس تعریف رو دوست داره. احساس میکرد مورد توجهه.
لبخندی زد و بقیه کامنتهارو چک کرد. تا شاید یه پسر کره ای پیدا کنه. دلش میخواست اول
از همه با یک گـ.ی در تماس باشه
آهی کشید و بیشتر توی کامنتاش جست و جو کرد.
داشت تند تند پایین میرفت که.
– آه….
کمی به بالا برگشت…
یه کامنت کره ایییی!
از یه….یه پسر!!
به یوزر نیمه جی‌تی۱۸۱۸:
واو…بدن سفیدت به نظر میرسه
طعم شیرین عسل بده!!میخوام بخورمش!
– اوهو!!
روی اکانت پسر کلیک کرد و مشغول دیدن عکساش شد.
*هی…اون…هیکل ورزیده ای داره!!مث…مث هیکل رویایی من… و.وقتی دختر بودم!!..اوه خدایه من*
احساسات کنجکاوی کیونگسو باز به غلیان درومد…
گزینه چت رو زد و…
– سلام؟
خیلی نگذشت که پیامش رید شد و
جوابش:
-بههه بهههههه سلام.
کیونگسو کمی با تردد میخواست تایپ کنه امانمیدونست که چی…
که اون مرد بازهم نوشت:
-پایه یه جـ.ق درست حسابی هستی؟
کیونگسو وقتی برای چهارمین بار اون پیام رو خوند،آب دهانشو با شدت قورت داد…
لعنت به این کنجکاوی!!
دستاش به آرومی دکمه های کیبورد رو لمس کرد…
– اوه…سـ.کـ.س چت دیگه خسته کننده شده برام!
شاید امروز لایو س‍ـ.ک‌.سو امتحان کردم..! با تو!!!
ارسال رو زد…بار ها با تعجب
پیامشرو خوند!!باورش نمیشد!این خودش بود؟اوه…سـ.کـ.س چت های اخیر شباعث شده بود تا شخصیت از پشت مانیتور خیلی خیلی عوض بشه! هنوزم نمیدونست اگه اون پسر پیشنهادشو قبول کنه باید چیکار کنه!
-اوووه…چه پیشنهاد کوولی!معلومه که پایتم! زود باش تماس بگیر باهام!!

لعنت…لعنت لعنت لعنت…دو کیونگسو تو نباید
این کارو کنی نباید نباید نباید نباید…
این جمله رو درحالی تو ذهنش تکرار میکرد،که حس کنجکاویش به سر انگشتاش رفته بود و
ناخودآگاه گزینه ویدو کال رو لمس کرد!
وقتی به خودش اومد،که صدای بمی گفت:
-واااو…از توی عکسات هم زیبا تری….دی.او!!
آب دهنشو قورت داد و آروم،جوری که انگار آرزو میکرد همش توهم باشه سرشو سمت مانیتور برگردوند…و با دیدن چهره ی پسر جذابی که بهش لبخند میزد و شـ.هـ.وت از نگاهش میبارید،تمام امیدش‌به ناامیدی تبدیل شد!!

The following two tabs change content below.

*-*M.K

Latest posts by *-*M.K (see all)

*-*M.K 64 نظر 23 تیر 1395
مرتب کردن بر اساس:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین امتیاز
niloofar
مهمان

کیونگ سو شیطون این کارا چیه

otaku
مهمان

وای دارم میمیرم از خنده و ذوق :khande: :khande: :charkhesh: :heartme: :khande:

sahelam
مهمان
mahtab (tabis)
مهمان

خاک به سرم :charkhesh:

کنجکاوی بد دردیه بد جور گرفتارش شدم :daqun: :daqun:

حالا برو ج.ق بزن پسره ….. اصتغفرالله

داداشم به …. رفت…خاک به سرم خاک به سرم :khande: :khande:

dokyung
مهمان

جیندا:| عجب جینده بازیایی میکنه!!چقدر متفاوته این فیک عاشقش شدمممممممممممممممممممممممممم :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh:

nafas glam
مهمان

واااای مامانننن……
ایشالا کای بوده باشهههههه….

miss.kimia.kris
مهمان

پنگوئنم جینداو شد رفت :khande:
زودتر اپ کن ننه :khande:
تنگزیات :heartme:

ALA
مهمان

خاک بر سر فوضوله بی جنبهت نکنن .پاشو جم کن خودتو بابا

naida
مهمان

خاک تو سرت دی او.نکنه اون مرده کاییی باشه.عرررررررر😲😲

jongin
مهمان

دی او این جن–ده بازیا چیه؟؟؟؟؟؟ :khande: :khande: :khande: :khande: :khande: :khande: :khande: :khande: :khande: آخ منتظرم کای تیکه تیکش کنه

mahsoo
مهمان

اقا این همه کنجکاوی اخه؟!؟نه یکم مراعات کن پسرجان!اون پسره کیه؟!فک نکنم کای باشه :khande: بعدا فک کنم سک/ش لایوو با کای انجام بده
مرسیییی :nish:
منتظره قسمته بعدی ام :mazlum:

الی
مهمان

عر
اولین فیکی که خوندم یادم اومد
بازم عر

honey
مهمان

:wooo: جااااااااااااان؟ کیونگسو مثلن رف کنجکاویشو برطرف کنه جینداشد که :nish: اییییول خیلی باحال بود عررررر

Setayesh
مهمان

اوه اوه اوه اوه اوه 😱😱😱😱😱😱😱
عالی بود😍😍😍😍

wpDiscuz