fanfiction Dark Power ep 32-33-34

سلامممم به همگیییی !

زودی شوت شین ادامه حرفامو اونور میزنم .

شاید در باورتون نباشه ولی منی که رو اپ کردنم وسواس دارم ، به لطف درسام اصلا وقت سرخواروندن برام نمونده .

چند روز دیگه هم که امتحانات ترم شروع میشه و …

فاجعه !

حالا اینارو ول کنین . بیاین خوشحالی کنیممممم

نویسندتون با سه قسمت اومده !

(اونم چی ! ویرایش نشده خخخ)

سه قسمت بسی کپل ، بسی هونهانیییی و بسی … 

10550 کلمه و 35 صفحه !!!

ترکونم براتوناااا ببینم چجوری نظرا رو می ترکونین ^_^  

در اخر … اهم اهم

باید بگم کلا تایم اپم پوکیده ! اصلا دلتون رو به ان تایم اپ کردن خوش نکنین که خودتونم می دونین در توانم نیست .

واقعا دلم می خواست فیک رو قبل از امتحانات ترم اول تموم کنم ولی می بینین که چند قسمت فصل چهار و کل فصل پنجم مونده !

احتمالا تا بعد از پایان امتحانات هم تایم اپم درست نمیشه . ولی تا جایی که بتونم سعی می کنم تند تند اپ کنم .

در هر صورت عذرخواهی منو بپذیرید .

امیدوارم این سه قسمت هم مورد پسندتون باشه .

موفق باشید دوستان گلم ، برام کلی دعا کنین .

Print Friendly

23 Responses

  1. الان من یه صحنه ای جلو چشام به تصویر دراومده. ?
    ??روی با دست و پای شکسته, خونین و مالین به همراه سه گلوله فشنگ, یک تیر تانک, و7عدد گلوله کاتیوشا در بدن???????????
    آ
    عاخییییییییییشش ??
    ینی جیگرم حال اومدااااااااا
    هووف
    یکی بیاد عرق های پیشونی منو بگیره یکمم ماساژم بده
    که انتقاام هممونو گرفتم
    با تشکر از دوستانی کع ما را در این راه سخت و طاقت فرسا همراهی کردند ??
    البته بوا هنو تو سیاهچاله . قراره خواهر zhr و … بقیه دستندر کاران حالشو بگیرن که هرچی عاتیشه از گور خودش بند میشه. ??دختره ی تبتبابوبنمیپیححتحلعیغهیصضسظاطبزنوهون ?????????????????????????????????????????
    اینا. ?بخاطر اینه که دوستان جلومو گرفتن چیزی نگم وگرنه خونش پای خودش بود دختره ی کتاکزملزدلگلدبنفندتبططببنطبننبدبندغکماوچپرزطظضقغ
    هووووووووف
    اغا من حالم بد شد مث اینکه بای اینجا رو ترک کنم
    اول یکم درست بحرفم بعد میرم
    خوب اهم اهم
    Woooow. ?
    چه هونهان خوشگلو با مزه ای
    خوشمان آمد
    کریس چه بچه ی فهمیده ایه به به
    تاعو جان چه کنه ایه بازم به به
    چانبک چه فوضوله دوباره بگو به به
    شیو چنه من چه مخیه بلندتر بگو به به به به
    روی چه احمقیه اه اه اه اه
    بوا چه مارموزیه بازن اه اه اه اه
    اغا هنگی یکصدا همراهی کنید اه اهو اه اه مو نداروم خبررررش
    خب دیگهههههه مبرسیم به بخش انتهاییه نظر یعنی…
    بله
    درست حدس زدید(از کجا فهمیدم چی حدس زدید که بخواد درس باشه یا غلط؟) خلم. میدونم.
    تشکر از نویسندهههههههههه
    مرسی واقعا خیلی این سه قسمت آرومو رمانتیک بود. ?البته خودم میدونم که این آرامش, قبل طوفانه
    تورو به هونهان مقدس قسم اروم اروم حال خودشونو خراب کن که یهویی بهمون شوک وارد نشه, ?البته میتونی مارو با یه شوک به هم بریزی بعد با یه شوک دیگه دوباره روبراهمون کنی(اینجا از قانون+در+=-استفاده کردم)
    با اجازه
    تنکس فور یو

    • دقیییییقااااا. ???
      آخه بوا این وسط چیکارس ؟دختره ی ایکبیری( با عرض پوزش از بوا لاورا. ولی اینجا دیگه واقعا رو اعصابم بود. ??)
      سوالت سوال منم هس.
      ینی نبودااااا ولی خب وقتی پرسیدی منم کنجکاو شدم

  2. سارا جون من قاطی کردم :huh: مگه همه ی خاطرات قبل از رفتن سهون به امریکا تو مموری نبود ؟ اره دیگه ببین لوهان خواسته بود زمانی که سهون داره میره امریکا قبل از اینکه به اون سهون تبدیل شه خاطراتشو داشته باشه پس چطور ری میتونه خاطرات تو امریکا رو تو مموری ببینه؟؟؟؟ غیر ممکنه. نمیدونم شاید من نفهمیدم اما تمام اون مکالماتی که ری تو مموری میدید زمانی بود که سهون برای نجات مینهو تو امریکا بود.
    حالا اینا مهم نی فقط میخوام بهت بگم . مطمئنم انشای عالی داری. توصیفت درباره ی موقعیت های مختلف بی نظیره و تشبیه هایی که تو جمله هات به کار میگیریو خیلی دوس دارم و واقعا تحسینت میکنم. دمت گرم.
    خیلی برا این قسمت صبر کردم اما وقتی وضعیتت رو دیدم خجالت کشیدم سرزنشت کنم. میدونم فشار درسا واقعا اذیت کننده اس پس درستو بخون و بعد با نمره های عالی و خیال راحت و فکری باز بشین فیک بنویس
    امیدوارم همه مخصوصا تو :myheart: تو امتحانات نمرات 20 بگیریم.
    خخ به همین خیال باش من و 20؟؟؟ :yeaahh: :yeaahh: :yeaahh: : بابت این قسمت ممنونم سارا جونم و اینکه اگر نظرمو خوندی لطفا به سوال بالام جواب بده :kissme: :kissme: :kissme: :kissme: :kissme :kissme: :kissme:

    • خب … بذار برات بازش کنم !
      خاطرات قبل اعزام سهون توسط خوده بچه های اکسو پاک شد و فقط یک کپی ازش هست .
      و خاطرات سهون تو دوره ی نجات مینهو هم قبل شروع عملیات اصلی و جنگ با اکسو توسط دکتر میلر پاک شد که سهون تو جنگ چیزی به خاطر نداشت ! (در واقع هر چیزی که مربوط به نجات مینهو بود پاک شد )
      حالا بوآ خاطراتی که سهون تو دوره ی نجات مینهو داشته و الان عملا فراموش کرده رو برای رُی اورده و رُی در واقع خاطرات سهون با منیهو رو میبینه .
      خاطراتی که خود سهون هم یادش نمیاد !
      مموری که دست رُی هست کاملا با چیزی که دست بچه هاست فرق می کنه . مموری دست اکسو مال قبل عملیاته ولی مموری دست رُی خاطرات مربوس به مینهوئه .
      اگه بازم چیزی موند که متوجه نشدی بپرس عزیزم .
      ممنون از نظرت .

  3. یعنیاااااااااا درس و مدرسه آنقدر زیاد شدن که من چند روزه ندیدم گذاشتینش فیک رو :daqun: هییییییی خدا :mazlum: مرسی که با این حجم درسات بازم گذاشتی :heartme: دستت درد نکنه :bunny: برم بخونمش :yehetohorat: راسسسسسی الان دیدم نوشتی ۳ قسمتههه :charkhesh: وااااای مرسییییی :bunny: مرسی مرسی مرسی :charkhesh: برم بخونمش :hiii:

  4. وای . :charkhesh: مررررسی. :myheart: معرکه بود.خیلی خوب بود. :heartme: :yeees: :yeees:
    نهههههه. :gerye: :gerye: این ری و بوآ خیلی رو اعصابن!! :qorqor: :mazlum: :gerye: میخوان چکار کنن؟ :qorqor: :huh: :aaar:
    لوهان عزیزم.چه سرمایی خورد!! :mazlum: سهونی هم چقد نگرانش شد. :daqun: سهون کاملا مثل قبلش شد،حتی شاید خیلی عاشق تر از قبل هم شده باشه. :yehetohorat: :aaaa: ولی نقشه ی ری و بوآ خیلی منو میترسونه!! :wooo: :qorqor: :aaar:
    عالی بود. :myheart: ممنون.خدا قوت فرزندم. :rose:
    فایتینگ :yehet:

  5. وااای…روی چی تو سررررشه…من استرس دارم…لولو هم سرما خورده…کلا اوضاع خیته…قشنگ مشخص بود این ارامش قبل از طوفان بود

  6. ممنون.عالی و دوست داشتنی بود. :myheart:
    این روی نمک فیکو رد کرده فلفل تند شده،آقای محترم “عشق مالکیت مطلق نیست نگهداری و مراقبته”

  7. عررررررررررررررر کلی انتشاااار
    برممم بخونممم
    موفق باشیییییییییییییییییییییییییی
    عررررررررررررررررررررررررررررررررر

  8. :heartme: :heartme:
    عالییییییییییییییییی…
    خیلی خوشحالم که اومدی….
    :cry: :cry: :cry:
    اینا هم اشک شوقه….
    بابا دستت طلا.سه قسمت با هم…
    خیلی. خوب بود….
    Niceee….

  9. مرسی گلم. :myheart: چقد خوب که برگشتی. :rose: :rose:
    خوب درساتو بخون. :heartme: ما منتظر می مونیم… :yehet: :hiii:
    ممنون واسه پی دی اف. :bunny:
    خوندم حتما نظر میدم. :write: :yeees:
    خداقوت.فایتینگ :heartme: :heartme:

  10. چرا تا یکم احساس آرامش میاد سراغم به سرعت برق و باد نابود میشه سهون باید همین الان بزنه دک وپوز این ری رو بیاره پایین

  11. واییییییییییییییییییییییییی محشررررررررر بود من عاشق این فیکم. :myheart: :kissme: :yeees: :kissme:
    من سهونی رو دوس. لوهانی هم دوس. کلا هونهان دوس :bunny: :bunny: :bunny:
    نویسنده ی گلم واقعا خسته نباشی بابت فیک قشنگی که می نویسی. :myheart: :myheart: :myheart:
    بینهایت ازت ممنونم :rose: :rose: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :yehetohorat: :yehetohorat: :yehetohorat:

  12. عالییی بوددد..حسابی چسبید??
    اصلا نمیتونم این سه قسمتو جدا تصور کنم اصن بهتر که بعد یه مدت باهم گذاشتی..
    ووییی من هلاک هونهانم?? بی خاصیتا دوباره شوت شدن بغل همدیگه..خیلی خوشحالم که سهون باز عاشق لوهان شدههه..ولی الا یا ایها ساقی..عشق آسان نمود اول ولی …?
    الان روی میزنه لوهانو میکشه من میدونم? واقعا که عوضی چه خوشم حواسش هست سهون الان پر نقطه ضعفه?
    ولی از یه طرفم یکم دلم براش سوخت..جرمش عاشقیه دیگه..تقصیر سهونه که هرجا میره کشته میده??
    ولی خب بازم عاشقی نباید به بدخواهی بکشه که..عاقا خوشحال باش دست سهون شرقیتو بذار تو دست لوهان بزا زندگیشونو کنن دیه اههه..
    مام میریم پای بدبختیامون بدون فانتزیای دارک?
    آجی باور کن من میخواستم ترک کنم امسال دیگه..منتظر تو و یکی دو تا فیک دیگه م که تموم شن فقد??
    البته اگه درست فهمیده باشم شمام کنکوری هستی و سرت شلوغه..با خیال راحت درساتو بخون و موفق باش جامعه اری ها به تو افتخار خواهد کرد?❤️
    موفق باشی??

  13. سلام عزیزم smile
    چه قدررررررر آخه من دلم تنگ شده بود.
    اول ازهمه بگم…وووووووووووووووی وووووووووی باورم نمیشه انقدرررررررر رُی داشتتتتتتتتت….دخمل هدیه بزرگی دادی بم که??
    این همه رُی اونم یه جا…..من میمیرم کهههههههه❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
    از ذوقم که بگذریم باید بگم خیلی خوب داری شخصیت رُی رو تغییر میدی قشنگگگگ فشار و دردی که حس کرده معلومه معلومه که چیزی که انقدر داره عوضش میکنه عشق بوده واز دست دادن سهون..و از عمق تغیراش میشه فهمید چه قدر بوده عشقش…شخصیتی که ازش ساختی میتونه به تنهایی نقش اصلی یه داستان باشه…شخصیت جذاب ونابی داره.جدا ازاینکه به شخصه خیلی دوسش دارم …چون حس میکنم خودت همه چیشو به وجود آوردی و ازش هیچ شخصیت پیش فرضی تو ذهنت نداشتی مثل اعضای اکسو مثلا یه جور خاص و نابی شده ❤️ آیم پراود آف یو بیبی smile
    راجع به هونهان….بایدبگم فوق العادن!خیلی عالی داری ارتباطشونو پیشرفت میدی…یعنی واقعاقدم به قدمه…یهویی نیس هیچی..قشنگ حس میکنم فک میکنی رواینکه کوچکترین جمله وری اکشنی کی و تو کدوم قسمت باشه…خیلی خوبه این…یه نقطه قوت حساب میشه این سیر منطقی.آفرین بچه جانکم smile
    اون تیکه که بنزین تموم کردن یه لحظه گفتم شاید الان سروکله رُی پیدا شه ولی بلافاصله ردش کردم چون مطمئن بودم قراره متفاوت باشه.خخخ
    وای دیدار رُی و سهون فوق العادهههههه بود عالی نوشته بودیش.حس برنامه ریزی دقیق رُی و ترس و اضطراب شدید سهون منتقل میشد به وضوح.اصنا بهت افتخار کردم به شدت.خیلی پیشرفت کردی عزیز دل❤️❤️❤️
    وووی وووی یه حسی که جدید کشفش کردم نسبت به فیکت اینه که عین بچم میمونهsmile و من این حسو فقط به نوشته های خودم دارم…چه کردی سارا! حسابیییییی تو دلم جا باز کرده فیکت.به وضوح تو نوشتنش تلاش حس میشه…نمیدونم چرا…شاید به خاطر اینه که میدونم هدف جدی داری ولی قشنگگگگ حس میکنم که واسه کدوم قسمت قشنگ دقت کردی و سعی کردی تک تک عناصر داستانت بهتر بشه و کدوم قسمتو تندی نوشتی و تو این دست قسمتا حتی حس خودتم معلومه!که چه قدر ذهنت آشفته بوده..خلاصه که این سه قسمتی که الان گذاشتی همشون از اون گروه اول بودن smile همشون پر تلاش و پیشرفت !ووووی آفرین سارا جانم آفرینننننن ❤️
    بازم میگم یکی از بهترین قسمتایی که تاحالا نوشتی همون قسمت دیدار دوباره ی رُیهون بود.
    واقعا تحسینت میکنم…
    درباره ی حرفی که چند بار گفتم بت…توصیف!خخخخ دختر این قسمت توصیفات فوق العاده شده بودن…واقعا عالی شده بودن.شاید بعضیا دیالوگای بیشترو ترجیح بدن ولی من به شخصه دوست دارم حس داستانو از توصیفای نویسنده بگیرم…اونه که نوشته ی هر کسیرو منحصر به فرد میکنه..هرچند داشتن دیالوگای ناب هم باعث گیرایی بیشتر میشه…
    به هرحال آیم ریلی ریلی پراود آف یو ❤️❤️ اصنا مایه افتخارم شدی تو smile
    دیگ…همین دیگ..فک نکنم چیزی مونده باشه که بخوام بگم…
    همینجوری تو اوج بمون!خخ
    مراقب خودت باش
    بازم میگم به خودت فشار نیار و خیالت راحت باشه که خواننده هات حسابی درک میکنن که سرت شلوغه با خیال راحت امتحانای ترمتو بده و قول بده که موفق موفق بشی smile
    دوستت دارم ❤️
    لحظه هات رنگی عزیزم smile
    ٭آهاااا یادم رفت بگم شدید پوسترتو میپسندم…و یه ارتباط شدیدی بااین قسمتای داستانت توش میبینم smile فوق العاده ی من ❤️ هنرمند…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *