سلام به همگی . با تیزر فیک قدرت تاریک اومدم . امیدوارم دوستش داشته باشید . در ضمن هونهان شیپرا و سهون لاورا به هیچ وجه از دستش ندن . 

” هیچ کس نمی دونه اون قلب یخ زده و اون ذهن خشکیده چطور برگشت در حالی که اخرین ذره ی امید مرده بود ! “

هنوزم اون نگاه گرمش ، وقتی اونطور بچگونه بهم لبخند می زد رو به خاطر دارم . یا وقتایی که محکم بغلم می کرد تا مطمئن بشه جایی برای اشکهام رو سینه ام باقی نمی مونه !

 با اینکه مدتها ازش گذشته … اما هنوزم در تقلای اغوش گرمش .. به چشمهای سردش خیره میشم و بهش لبخند می زنم .

اما … اون منو به خاطر نداره … به همون سردی که ما خاطراتشو ازش گرفتیم …به همون سردی منو به گذشته سپرده و حالا … جلوی چشمهای من … به بی نظیری نقش یک غریبه رو بازی می کنه !

هنوزم هم ، هر شب از خودم همین سئوال تکراری رو می پرسم ، کدوم بهانه ی احمقانه رو قبول کردم که گذاشتم بره ؟

” قدرتش از همه ی ما بیشتره ، مطمئنن موفق برمیگرده “

” تنها کسیه که اسمش جزوه حلقه ی قدرت نیست ، اینطوری کار خیلی راحت تره و شناساییش سخت تر “

” اون تعلیمات لازم رو دیده ، از پسش برمیاد “

منی که پابه پای کریس و سوهو تو تمام جنگ ها شرکت کرده بودم و از همشون سربلند بیرون اومده بودم ، به خاطر ندارم که چطور خام اون بچه شدم و فرستادمش بره ؟

وقتی می دونستم … بعیده دستهای گرمش به دستهام برگرده ! وقتی خبر داشتم اون هیچ وقت مثل قبل نخواهد شد ! وقتی قلبم فریاد میزد نگهش دار و من …

چطور تونستم بذارم بره ؟ چطور انقدر راحت تنها دارایی باقی موندم رو تسلیم کردم ؟

وقتی در برابرم می ایسته و به چشمهام نگاه می کنه … وقتی بی اینکه سمتم بیاد می ایسته ! همینکه بهم لبخند نمی زنه ، همینکه اغوشش رو برام باز نمی کنه و با لحن بچگونش بهم نمیگه ” بیا اینجا هیونگ ! ” …

به اندازه ی تمام حماقتم مجازاتم می کنه .

هر روز صبحی که چشم باز می کنم و اون کنارم نیست تا چهره ی خواب الودم رو مسخره کنه ، همون صندلی خالی سره میز دوازده نفره ، یعنی زجر !

همین عبور های بی تعویقش وقتی اینطور ساده ازم میگذره … همین قدمهایی که به سنگینی بی خیال ازم رد میشن …

نمی دونم ، نمی دونم چطور دووم میارم و نفس می کشم وقتی هر باری که می بینمش امیدم ذره ذره خاموش و خاموش تر میشه و حسی بهم میگه اون هرگز به سمتت برنمیگرده …

 

اسم فیک : قدرت تاریک

ژانر : علمی تخیلی ، جنایی ، رمانتیک

کاپل : کاپل اصلی هونهان + همه ی کاپلهای دیگه .

ان سی : این فیک به احتمال 50 – 50 صحنه ی مثبت 18 نداره ! شایدم داشت ! ^_^

خلاصه ی داستان : داستان در حدود سالهای 2050 اتفاق می افته . این فیک ماجرای 12 عضو اکسو رو به همراه گروه های دیگه مثل شاینی تعریف می کنه که به خاطر قدرت خاصی که دارن در خطرن ! با گذر هر روز وضعیت بدترو بدتر میشه به همین خاطر یکی از اعضای گروه اکسو به عنوان عضو ناشناس به ماموریت خطرناکی فرستاده میشه و در هر فصل این فیک یک قسمت از ماجرا گفته میشه . به طور مثال فصل اول تو خونه ی بچه های اکسو اتفاق می افته و فصل دوم تو مقر سرباز های امریکایی روایت میشه !!!

( قابل توجه دوستان ، اعضای شاینی تو داستان فقط حکم مکمل دارن و نقش اصلی ندارن )

وضعیت : این فیک دارای حدود 4 الی 5 فصله که هر کدوم بین 10 الی 20 قسمت داره . وضعیت اپ بستگی به علاقه ی خواننده ها داره . اگر از فصل اول راضی باشن و موضوع رو دوست داشته باشن فصل های بعدی هم اپ میشن . در غیر این صورت فکر نمی کنم ادامش بدم چون جَو فیک تو هر فصل کاملا تغییر می کنه !!! پس خیلی برام مهمه که حتما موضوع و ژانرش ( علمی تخیلی ، جنایی ، رمانتیک ) رو دوست داشته باشید در غیر این صورت ممکنه فیک کاملا جذابیتش رو از دست بده . پس حتما حتما نظرتون رو راجب موضوع و ژانرش بهم بگید .

و یک نکته ! شخصیت هایی که تو داستان حضور دارن شامل اعضای شاینی و کن بوآ میشن ، اگر نمیشناسیدشون بهم تو نظرات بگید تا عکسشون رو براتون بذارم تا راحت تر تو طول داستان بتونید تصورشون کنید .

در اخر فقط می خوام به خواننده های عزیز تاکید کنم ، به این خاطر که من قصد نویسندگی حرفه ای دارم نقاط ضعف و قوتم خیلی برام مهمه پس لطف کنید و تو نظرات قشنگتون بهم تذکر بدید .

The following two tabs change content below.

Blue Sun

Blue Sun هستم ، متولد مرداد 78 ، هیچ حرف خاصی نیست جز یک نکته ی خیلی خیلی مهم ، و اون هم اینکه من هدف نویسندگی حرفه ای دارم پس دوستانی که لطف می کنن و نوشته هام رو می خونن حتما تو نظرات نقاط ضعف و قدرتم رو بهم یاداوری کنن ، مطمئن باشید می خونمشون و به نظراتتون احترام می ذارم . ممنون .

Latest posts by Blue Sun (see all)