THE END

 اینم از قسمت آخر بفرمایید ادامه خوشگلا ^^

سلام ، خب بچه ها اینم قسمت آخر … حس جالبی داشتم وقتی آخر داستانم نوشتم پایان !

اولین داستانم نیست که تموم میکنم ولی آخر همش حس ناراحتی و سختی جدایی از دنیای داستانم رو دارم چون وقتی مینویسم باهاش زندگی میکنم و تماشاش میکنم .

چند تا نکنه بگم :

بچه ها مریضی کیونگسو چیزی بود که من دیدم و یکی از بهترین های اطرافم دچار این بیماریه پس لطفا هرکی میخونه برای سلامتیش دعا کنه !

شاید یه سری چیز ها براتون گنگ بمونه مثلا اینکه لیهان چی میشه یا اینکه سهون و کای لوهان رو میبخشن یا نه … من سعی کردم همه ی اینارو توی حس های افراد توضیح بدم تا بفهمید . ولی خب اینکه لوهان بره با ییشینگ خودش یه پروژست چون لوهان فعلا باید با قلب شکستش کنار بیاد تا بتونه کسی رو واردش کنه . من خیلی خودم راضی نمیشم که یهویی دو نفر رو به هم برسونم …

شاید یه افتر استوری کوتاه یک قسمتی بتونه زوج لیهانمون رو کامل کنه ^^

 و درباره کیونگی اینکه خب آرزوش و خواستش و حسش رو به کای کامل توضیح میده و بیان میکنه و میگه که آرزوش چیه و سعی میکنه به چی برسه … به نظرم شخصیت خیلی قوی ای داشت برعکس ضعف جسمی :)

و اینکه در آخر تشکر میکنم ازتون که داستانم رو خوندید و اونایی که هر قسمت نظر گذاشتید ممنونم کاش میشد اسم تک تکتون رو بیارم و تشکر کنم ^^

منتظر داستان بعدیم باشید …

بچه ها لطفا در مورد قسمت رابطه سکای بهم نظر واقعی بدید من میدونم خیلی توی نوشتن خاک//بر//سری خوب نیستم واسه همین خیلی نمینویسم خخخ

بهم بگید چون برای داستان بعدیم باید یاد بگیرم !

نظر واقعی اصلا نارحت نمیشم ^^

لاویا ^^

 

DOWNLOAD

 

The following two tabs change content below.
اسرا ام ^^ 22 ساله :) لی لاور و سهون لاورم ... یه چانسو شیپر هزار آتیشه ^^ امیدوارم از داستان هام لذت ببرید اگه کاری باهام داشتین این آی دی تلگراممه : https://telegram.me/asralay

Latest posts by Asra JUNHUN (see all)