Fanfiction ETMz Ep 3

سلام به همه! تکست مسیج شبانگاهی در خدمت شماست :دی

این بار یکم زودتر آپ کردم که زودتر ببینید زودتر شبتون بخیر بشه… اگر بشه…! *قهقهه ترسناک*

بریم ادامه :دی

قبل از اینکه بریم سر اصل مطلب، چند تا نکته میگم.

اولا مرسیی از همه کسایی که خوندن و به من لطف داشتن و کامنت گذاشتن… از ته ته قلبم ممنونم ♡ این شاتایی که میخونید همه از کالکشن قدیمیه :دی

اگه خوشتون اومد لطفا بگین ادامه بدم یا نه، چون از فردا شب برای اینکه تنوع بشه من به مدت 3 شب مطالب غمگین میزارم اشکتون دربیاد :دی

حالا فعلا بخونین آخرش یه نظرسنجی کوتاه دارم (مُد شده :دی)

 

چن : خوابم نمیبره :|
چن : یکیتون منو مجبور کنه بخوابم T T
شیومین : بیام ببرمت حموم ؟ ^^
چن : نه :|
شیومین : بیام ماچ تفی بکنمت ؟ ^^
چن : نهههه :|
شیومین : بیام بغلت کنم تو گوشت تیکه ی رپ wolf رو بخونم تا خوابت ببره ؟؟ ^^
چن : معلومه که نههه :||||
چن : کودوم یکی از این راهایی که میگی به خواب ختم میشه ؟؟ :|||||
شیومین : مهم اینه که بعد از انجام اعمال خسته میشی و خوابت میبره ^^
چن : :||||
سهون : هوووف …
سهون : من هنوز متوجه نمیشم چرا تو خوابگاه همه رو میچپونن تو یه اتاق
سهون : ولی توی هتل واسمون اتاقای جدا میگیرن :/
تائو : دقیقااا :| حوصله م سر رفت خو T T
تائو : کریس نمیای اتاق من ..؟
کریس : الان در پوزیشنی هستم که اگه یه سانتی متر تکون بخورم خوابم میپره :|
تائو : پس من بیام اتاق تو ..؟
کریس : اونوقت کی درو برات باز کنه ؟ ^^
تائو : ازت . متنفررررممممممم. :|||||
لی : واسه این جدامون میکنن که ارزون تر درمیاد.
سهون : واقعا ؟ O_o
لی : نه. نمیدونم :/
سوهو : بخوابید -_-
سوهو : فردا تمرین داریم -_-
تائو : منم خودمم خیلی دوست دارم بخوابم هیونگ، خوابم نمیبره :|
تائو : اون لیدر که لوس شده :|
تائو : تو میای تو اتاق من ؟ T T
بکهیون : یاا مکنه … برو با لیدر خودتون لاس بزن ^-^
بکهیون : این هیونگ مال ماس ^^
چانیول : بکییی .. تنها نمیترسی ؟؟ :/
بکهیون : از چی بترسم ؟
بکهیون : مثلا از کیم ته یونی که هر لحظه ممکنه از پنجره بیاد بهم تجاوز کنه ؟؟ ^^
بکهیون : چرا میترسم :| :|
چانیول : فقط از ته یون نونا میترسی ؟ :/
چانیول : مثلا از روح نمیترسی ؟
چانیول : یا از جن ؟
بکهیون : نهههه ^^
چانیول : از سوسک چی ؟
بکهیون : چرا میپرسی ..؟ :/
چانیول : میخوام ببینم نمیخوای من بیام کنارت باشم تا نترسی ؟ :>
بکهیون : برو خودتو سیاه کن ترسووو :| باز تو دستشویی سوسک پیدا کردی شب خوابت نمیبره میخوای بیای بچسبی به من ؟ -_-
چانیول : خو سوسکا ترسناکن … میفهمی ؟؟ ترسناااک :|
کریس : از این چیزای مسخره نباید ترسید.
کریس : ترستون فقط از روزی باشه که فنا عکسای توی گوشیتونو ببینن.
کای : اصن آدم فقط باید از خدا بترسه !
دی.او : ^^
کای : و صد البته از دو کیونگسوی عزیز ^^ -__-
دی.او : من ترس دارم ؟! :|
کای : :/ نداری ؟
دی.او : خاله ی عروس پسر عموی مادرم همیشه میگفت
دی.او : اگه کار اشتباهی نکنی چیزی واسه ترس وجود نداره smile
کای : خاله ی عروس پسر عموی مامانت ؟؟ همون که 85 بود ؟؟ ♡♡
دی.او : O_________O
کای : اوه اوه … گند زدم … ×___×
کای : عشقم توضیح میدم ^^ :|
دی.او : در اتاقتو باز بزار
دی.او : به محض اینکه از لابی چاقوی قصابی گرفتم میام اونجا ^^
کای : به فنا رفتم ㅠ.ㅠ …
دی.او : آره … شدیدددد … ^^
[D.O Deleted Kai From The Chat]
[D.O Left The Chat]
چن : یکی یه قصه بگه T T
بکهیون : کیم جونگده. چند سالته ؟؟
چن : 24 ^^
چانیول : حالا که سنتو بهت یاد آوری کردیم …
چانیول : هنوزم قصه میخوای ینی هیونگ ؟ -__-
چانیول : با این سنت ؟ -_-
چن : ^^
لی : من قصه بگم ؟
لی : من من من من من من ؟! ^-^
سوهو : بگو خب تک شاخ من ♡__♡
لی : اهم اهم.
لی : یکی بود یکی نبود …
لی : یه روز توی یه شهر خیلی دوررر … یه پسری زندگی میکرد به نام شرک، غول سبز مهرباان ^^
لوهان : خب ؟ ^^
لی : خب چی ؟ :/
لوهان : خب بعدش ..؟! ^^
لی : بعد چی ..؟! :/ O_o
لوهان : ییشینگ دوباره نه … -____-
لی : ^^
چن : من هنوزم قصه مو میخوام ^^
کریس : واقعا قصه میخوای ؟
چن : اوهوم .__.
کریس : مطمئنی ؟ هنوز راه واسه برگشت هست ..!
چن : -_______-
چن : قصه :|
بکهیون : پشیمون میشی جونگده ^^
چن : عمرا ^^
کریس : باشه .. خودت خواستی …
کریس : بکهیون .. تو شروع کن ..
بکهیون : خب باشه.
بکهیون : اهم. یه روز، یه مرد که از راه خیلی دور داشت مسافرت میکرد، به یه مهمون خونه رسید.
کریس : وقتی که اتاق گرفت، صاحب مهمون خونه بهش یه اتاق سمت چپ اتاق خودش نشون داد
بکهیون : و گفت هیچوقت سعی نکنه در اون اتاق رو باز کنه، یا حتی از لای در توی اتاق رو نگاه کنه …
سهون : به نظر نمیاد پایان خوشی داشته باشه … :|
کریس : مرد اون روز به این حرف عمل کرد، ولی روز بعد نتونست کنجکاویشو تحمل کنه .
تائو : این … این که داستان ترسناک نیست که …؟! :/
بکهیون : مرد میخواست در رو باز کنه، ولی در قفل بود، و همین قفل بودن در زندگیشو نجات داد …
بکهیون : پس مرد تصمیم گرفت از سوراخ کلید توی اتاق رو نگاه کنه …
چانیول : بکهیووون … اگه ترسناکه … نگووو ×___×
کریس : از توی سوراخ در، یه اتاق دقیقا مثل اتاق خودش دید، با این تفاوت که یه دختر با پوست کاملا سفید پشت به در وایساده بود …
لوهان : فـ..ـاااک :| من نمیخوام بخونم ولی دارم از فضولی میمیرمممم T T
بکهیون : روز بعد، مرد دوباره رفت و از توی سوراخ کلید نگاه کرد، ولی این بار فقط یه رنگ قرمز دید.
شیومین : خون بوده، نه ؟ ㅜ.ㅜ
کریس : مرد فکر کرد زنه فهمیده که اون از توی سورا کلید داره بهش نگاه میکنه، واسه همین روی سوراخ رو با یه چیزی مثل پارچه قرمز پوشونده.
لی : عجب زن باهوشی smile
سوهو : :|
بکهیون : روز بعدی که داشت پول مهمون خونه رو حساب میکرد که بره، در مورد اون اتاق از صاحب مهمون خونه پرسید.
کریس : صاحب مهمون خونه بهش گفت که یه مرد، سالها پیش، زن خودشو توی اون اتاق به قتل رسونده …
تائو : نمیخوام بشنوم ! نمیخوامممم :| ㅠ.ㅠ
بکهیون : روح زن هم تا ابد همون جا مونده …
کریس : و خصوصیتشم اینه که …
بکهیون : اون سر تا پا سفیده …
کریس : همه چیزش سفیده …
بکهیون : به جز چشماش …
کریس : چشماش که قرمز رنگه … smile
بکهیون : شب بخیر smile
کریس : شب بخیر smile
[Kris Left The Chat]
[Baekhyun Left The Chat]
تائو : کررررررررررریس … ㅠ.ㅠ ㅠ.ㅠ ㅠ.ㅠ ㅠ.ㅠ
چن : فـ..ـااک … :||| حالا چجوری بخوابمممم ؟؟ T.T
چن : مینسوک ؟
شیومین : تو میای اینجا یا من بیام ؟ smile
چن : تو . بدو . بدوووو …TT.TT
چن : باید همه چراغا رو روشن کنممم …
[Chen Left The Chat]
[Xiumin Left The Chat]
لوهان : فـ..ـااک … :| نباید به اون عوضی اعتماد میکردیم :|
لوهان : اوه سهون :|
سهون : لوهانی میای اینجا ؟
لوهان : در کوفتی اتاق کوفتیتو باز کن …
لوهان : هیچ راهی وجود نداره که من تنها توی این راهروی کوفتی این هتل کوفتی راه برم :|||
لوهان : زود باش :|
سهون : کجایی لولو ؟
لوهان : دم در کوفتی اتاق کوفتیت ..! T T
سهون : اومدم ♡
[Sehun Left The Chat]
[Luhan Left The Chat]
چانیول : بکهیون … T T
چانیول : تورو خدا کمک … T T
چانیول : من از ترس نمیتونم از جام پاشم و چراغ رو روشن کنم … T T
چانیول : بکهیون … T T
چانیول : بیون بکهیون … T T
چانیول : … T T
[Chanyeol Left The Chat]
تائو : وصیت میکنم از اموالم هیچی به اوه سهون نرسه … ×_____×
تائو : *heart attack*
[Tao Left The Chat]
سوهو : عشقم شب بخیر :*
لی : شب تو هم بخیر :*
سوهو : خوب بخوابی :*
لی : تو خوب تر بخوابی :*
سوهو : دوست دارم :*
لی : منم دوست دارم :*
سوهو : مواظب خودت باش :*
لی : تو هم مواظب خودت باش :*
سوهو : خواب منو ببینی :*
لی : تو هم خواب منو ببینی :*
سوهو : عاشقتم :*
لی : منم عاشقتم :*
[Lay Left The Chat]
[Suho Left The Chat]

من برای ادامه نویسندگیم اینجا، قراره که علاوه بر این روند تکست مسیجا و مطالب طنز که واقعا با عشق مینویسمشون و هر شب واستون میزارم که یکم از استرس این روزا فاصله بگیرین، یه فیک کوتاه و یه فیک بلند رو ادامه بدم. لطفا از بین موضوعای این پایین یکی رو انتخاب کنین‌.
۱. فیک تخیلی با محوریت قدرتای مامای اکسو که دو فصل 12 قسمتی داره با کاپلای اصلی.
۲. مینی فیک غمگین کایسو‌.
۳. هفته ای دو وانشات با کاپل پیشنهادیتون :|
۴. یه فیک جدید که موضوع طنز/عاشقونه داره و مطمئنم که ایده ش خاصه با حضور همه کاپلای اصلی + یک کاپل فرعی که‌ نمیگم -_- (معلومه اصلی شیپرم ؟ :دی)
۵. فیک تخیلی خوناشامیی که یه فصل ۲۲ قسمتیه و یک قسمتش رو سایت قبلی گذاشتم اگه خونده باشین :دی
۶. سه شاتی طنز هونهان
۷. فیکای ایمَجین و فیکایی که آخرش رو بتونین خودتون انتخاب کنین .-. عررر ..
خلاصه انتخاب زیاده :دی لطفا بهم کمک کنین، چون در غیر این صورت با تصمیم خودم پیش میرم.
ممنونم که چرت و پرتامو خوندین‌.
شب ترسناک پاییزیتون بخیر :دی
Print Friendly

63 Responses

  1. وااای خیلی خوب بود …نمی دونم از خنده کجا رو گاز بگیرم smile))))
    مرسی….مرسی… خیلی این چتایی که می نویسی خوبن خیلی smile

  2. لطفا4فقط 4ینی همشون عالین ها ولی طنزعاشقونه اونم چندکاپلی محشره…دخترمنم ازترس مردم سراون داستان sad

  3. خیلی خوب بود..روحم شاد میشه با این چتاشون…. گزینه 2 چیزیه که پیشنهاد میکنم..با اینکه میدونم بعدش مثل چی میشینم عر میزنم..خود آزاریه دیگهه..خخ.ولی بایدجالب بشه

  4. وای خدا عجب داستانیی بوددد خخخخ عالیی
    بنظر من 4و5.6
    مـــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــــنـــــــــــــــــون

  5. اول اینکه مررررررسی! سولی معرکه بود! ????
    دوم اینکه یک خیلی خوبه و پنج! البته پنج هم بستگی به کاپلش داره.چهار رو هم میپسندم (کلا سولی باشه میپسندم! !?)
    خسته نباشید❤❤❤

  6. جیغغغغغغغ معلومه گزینه یک
    خیلی این قسمت خوف بود واقعا ممنونم که باعث میشی بعد از ساعت ها خستگی از درس لبخند به لبمون بیاد و واقعا ازت ممنونم که برای نظرم ارزش قائل شدی راه ارتباطی میخواستی عشقم
    [email protected]

  7. جیغغغغغغغ ممنون مرسی تو خیلی خوفی
    معلومه یک فیک تخیلی رو عشقه?
    عزیزم واقعا ازت ممنونم که باعث میشی بعد از9 ساعت درس خوندن خنده به لبمون بیاد
    راستی گلم مرسی از اینکه برای نظرم احترام قائل شدی و انقدر صمیمانه رفتار کردی
    راستش من یه جیمیل دارم که تمام نویسنده ها از اون باهام در ارتباطن ولی مدتیه که هر چی به دیگران جیمیل میزنم جوابی نمیبینم میگه در این ساعت ارسال شد ولی تو صفحه اصلی نمیاد تازه بعدا ازشون میپرسم هم میگن نیومد نمیدونم تو ارسال شده ها هم میره
    میشه یه خواهشی ازت کنم ادرس این جیمیلو بهت میدم لطف کن حتی شده یه نقطه بفرستی من بفهمم ادرسم خراب نیس خیالم راحت شه اخه بعدا برا رمز گرفتن مشکل پیدا میکنم اگرم دیدی جواب ندادم یه جیمیل جدید همین یه دقیقه پیش ساختم اونو بهت میدم
    ببخشیدا. معذرت اخه ما تازه شهرمونو عوض کردیم هنوز رفیق برا خودم جور نکردم? البته منظورم از نظر فیزیکیه شما ها که رو سر ما جا دارین??
    ممنان دستت طلا خانومی خوشگل
    خرابه [email protected]
    جدیده ( ??همون یه دقیقه ایه) [email protected]

  8. جیغغغغغ معلومه گزینه یک
    خیلی این قسمت خفن بود واقعا دمت گرم که باعث میشی بعد از 9 ساعت درس خوندن خنده به لبمون بیاد
    راستی گلم راه ارتباطی برای نظرام خواسته بودی
    نمیدونم جیمیلم چش شده یه مدته هر چی پیام میدم وارد صفحه اصلی نمیشه و وقتی هم میپرسم میفهمم براشون نرفته
    انقدر نارااااااا حتم حالا یه دونه دیگه درست کردم ولی تموم نویسنده ها اونو دارن اگر برات زحمتی نیس به اینی که فکر میکنم خرابه یه جیمیلی بزن من خیالم بابت نویسنده ها جمع بشه اگر دیدی جواب ندیدم به اون جدیدیه بزن
    ببخشید عشقم اخه ما تازه شهرمونو عوض کردیم چند روزیه هنوز رفیق ندارم مجبور شدم بهت زحمت بدم
    ممنان
    خرابه. [email protected]
    جدیده. [email protected]

    • عزیزدلممم مرسی مرسی مرسیی واسه اینکه باعث میشی به عنوان یه نویسنده کارم مفید به نظر بیاد…
      فشار درس و زندگی اینقد روی همَمون زیاده که خنده یادمون میره…
      حداقل اینجا بخندیم :دی
      زحمت چیه ><
      من الان به قدیمیه یه پیام میزنم ببین وضعش چجوریه :دی

  9. پاچیدم ا خنده ♥
    واس دوسام تعریف کردم یکیشون جیغ کشیدااااااااا
    و البته بنظر من ۳و۴…
    وانشات ایز مای استایل^^

  10. خواهش شمار های 3و5 انجام بده
    واینکه خیلی خیلی خوب بود ممنون
    واگر خواستی جای شماره ی 5 4هم خوبه اما شماره ی 3 باشه خواهشششش

  11. خخخخ.اگه بدونی با چه بدبختی ای اومدم تو سایت،چون میدونستم الان این تکست مسیجا رو آپ میکنی!!!
    دمت گررررررررم.وااااای.خخخخ.بکی و کریس همدست میشوند!!خییلی باحال بود.مررررسی.
    خسته نباشی.کیف کردم!!!
    دی او !! چاقوی قصابی!! خخخخ.بیچاره کای!!
    وای وقتی معلوم شد اون چیز قرمز رنگ چی بوده ها،مردم از خنده!!خخخخ.تاعو سکته ناقصه رو زد!!
    چانیول!!خخخخ.با اون هیکلش خجالت نمیکشه!!
    شیو چن!!! وااااااااهای.
    دلم درد گرفت از خنده!!
    حرکتی که کریس و بکی زدن خیییییییلی خفن و باحال بود!!
    وای وای.سولی چقد مشنگن!!عاشقشونم!!
    عالی بود.
    خب،در مورد نظر سنجی هم من با همشون موافقم. ولی داستانای تخیلی و طنز رو ترجیح میدم. منظورم اینه که تخیلی و طنز و زودتر بذار!!! منم کاپلای اصلی رو ترجیح میدم.ولی کلا همه جور داستانی میخونم.
    دمت گرم فرزندم!!
    فایتینگ

  12. 1.4.5 .____.
    من تا حالا یه عالمه چت اکسو خوندم ناموسا تا حالا انقد نخندیدم … ینی از خنده گریم گرفته … این سایت چرا دوباره با خشکسالیه اموجی رو به رو شده واقعا؟؟؟ من اموجی خنده میخواااام
    دمت گرم خیلی خندیدم خیلی با حال بود مرســـــــــــــی

    • واقعا میگیی ؟؟ ×______×
      وااایییی ممنونممم ازت sad
      نمیدونی چقددد خوشحالم کردییی sad مرسی مرسی مرسیی که خوندییی عزیزدلممم…
      نهایت آرزوی من اینه که بعد خوندنش یه خورده بهتر شده باشه حالت… ممنون عزیزممم :**

    • مهفاممم sad( عررر واسه من بدبخ بیچاره ها نظر میزارییی smile))
      مرسیی دیوونه sad
      تند تند دارم مینویسم ببینم کدومش بهتر میشه بزارم :| :دی
      مرسیی عزیزدلمم sad

  13. از اون جایی که طنازیتو خیلی دوست دارم فکر میکنم ۴ خوبه?
    ولی فیکای خوناشامی هم خیلی دوست دارم پس ۵ هم خوبه ?
    اصن همشون خوبن ?
    هرکدوم خودت صلاح میدونی من باهاش اوکیم چون قلمتو دوس دارم میدونی آخه طنز نوشتن کار هر کسی نیست ولی تو واقعا توش خوبی آجی???

    • ممنونم ازت که اینقد خوب و دوسداشتنی اییی ♡
      مرسیی که اینقد روحیه میدیی به من :دی
      مرسی مرسیی عزیزممم ..
      مرسی که اهمیت دادی و نظر گذاشتیی :*

  14. تخیلی خون آشامی باشه خخخ
    همون فیکه بود که همشون کاپلای اصلی بودن کایلو هم داشت دی او جادوگر بود …
    بکهیون برادر دی او؟

    • نههه فقد یه قسمتشو گذاشته بودممم ㅠㅠ
      احساس میکنم خوناشامیی یکم کلیشه شده نه ؟ smile))
      حتماا ~
      مرسیی که اهمیت دادی که نظر بدییی :**

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *