Fanfiction Glamor ep00

فکر کنم این یه خداحافظیه

سلامی دوباره!

میدونم همتون از این فینال ناگهانی متعجب شدین و تا حدودی براتون دور از انتظار بود ولی طلسم اینجا به پایان میرسه…

جرقه ی طلسم مهرماه امسال وقتی با عزیز دلم محیا صحبت میکردم زده شد.

در واقع از خیلی وقت پیش طرح این فیکو تو همون انجمنی که قبلا براتون در موردش حرف زدم ارائه داده بودم و با دوستان براش یه پوستر هم پیدا کرده بودیم که وقتی به محیا نشون دادم خیلی ازش استقبال کرد .(همین پوستر بالاییه که میبینین)

منم شروع به طراحی فضای داستان کردم و باید اعتراف کنم این طلسم قطعا  همون طرحی نیست که سال پیش در نظر داشتم…

و موضوعو میشه گفت 180 درجه تغییر دادم .فقط شخصیت های اصلی همون سهون و لوهان بودن وسهون یه جادوگر بود!

آدم در طول زمان متوجه میشه یه سری ایده هاش نیاز به پخته تر شدن و تا حدودی تغییر و تحول داره  و من واقعا خوشحالم که از روی طرح ذهنیم مدت زمانی نسبتا زیادی گذشته بود و باعث شد که من تصمیم معقولانه تری برای روند ماجرا بگیرم.

بین سوالای بیوگرافی یه سری بی جواب مونده بود که میخوام الان بهشون جواب بدم؛

درمورد این پرسیده بودید که آیا این داستان یه دفعه ای تو ذهنم شکل گرفته یا هر دفعه با ایده ای که  به ذهنم میرسه قسمت بعدیشو مینویسم.

و اینکه زمینه ی تخیلی داستان متعلق به خودمه یا یه الگویی برای تقلید داشتم.

در جواب سوال اول باید بگم که من ریز به ریز ماجرای طلسمو برنامه ریزی کردم و در واقع وقتی که برای برنامه ریزیش گذاشتم بیشتر از مدت زمان تایپش بوده.تک به تک مسائلی که قرار بود بیان بشه رو طبق نقشه ی ذهنیم طراحی کردم. و بیشترین سعیم در این بوده که داستان همواره یک پارچه باشه.

در جواب سوال دوم هم خودتون میدونین تو زمینه ی تخیل همه ادعای خلاقیت دارن(!) ولی من اعتراف میکنم این نوع جادوگری و طلسمی که من ارائه دادم بسی کلاسیک و تو حال و هوای جادوهای مرلین هست.

ولی هم شعر طلسمو خودم نوشتم هم نوعش محصول ذهن خودمه.در واقع کل این فیک از یه ذهن و فکر بیرون اومده ونظر هیچکس تو روندش تاثیری نداشته.

 

در طول این مدتی که با وجود مشغله ی زیادم طلسمو تایپ میکردم مشوق های خیلی مهربون و دلسوزی داشتم که هیچوقت پشتمو خالی نکردن..از تک به تکشون ممنونم که با عشق و علاقه از کارم حمایت کردن.هر چند کم لطفی هایی هم بوده ولی من محبت دوستان رو مهم تر از کم لطفی دیگران میدونم.

این فیکو به عنوان یه خاطره ی خوب و عزیز از همون روز اول به عشق محیام نوشتم و ادامش دادم.

میدونم که قدرشو میدونه و تو امن ترین جای قلبش نگهش میداره.

طلسم ماجرای زندگی خیلی از افراد جامعه مون هست منتها با رنگ و لعاب سحرانگیز و جادویی.افرادی که بخاطر اشتباه نزدیکترین هاشون سالها رنج و سختی رو تحمل میکنن.افرادی که با موقعیت های جدید نمیتونن خودشونو وفق بدن.افرادی که به راحتی اعتماد شکسته شدشونو نمیتونن ترمیم کنن.

ولی طلسم میخواد اینو بگه که همه چی با بخشش ،صبر و عشق حل میشه.

کافیه کمی عاشق خودتون و زندگیتون باشین .اون وقته که میفهمین هیچ چیز ارزش تلخ کردن حتی یک ساعت از عمر با ارزشتونو نداره.متوجه میشین وقتی بخشنده و مهربونین قلبتون همیشه سبکه و دنیاتون رنگ قشنگتری به خودش میگیره.

امیدوارم با طلسم پیش داوری رو کنار بذارین و با تمام مسائل زندگیتون منطقی برخورد کنین.

هر اتفاقی بر اساس تجربه پیش نمیره؛بعضی چیزارو باید زندگی کرد …

چه خوبه که با لوهان بخشش رو،با سهون مسئولیت پذیری رو،با ییشینگ عاشق شدنو،با جونمیون اعتماد کردنو،با دونگهه فداکاری رو و با هنری یه دوست خوب بودنو یاد بگیریم…

میتونین زیر همین پست به عنوان یادگاری ،سوال،درد و دل و خلاصه هر حرفی که علاقه داشته باشید من بدونم رو بهم بگین چون امروز به کل کامنتا جواب میدم.

بعد کنکور با دست پر برمیگردم و پی دی اف کامل طلسمو هم میارم.پس منتظرم باشین و طلسمو به دوستاتونم معرفی کنین..

 دوستتون دارم،دوستم داشته باشید

Donya_aqua

خرداد95

Print Friendly

70 Responses

  1. اولا تشکر میکنم بابت این فیک عالیه من pdf قسمت 1-19 رو خوندم کاملا وابسته شدم ولی یه مشکلی هست ای کاش pdf کلشو بذاری اینجوری خیلی بهتره!!!
    کلا سولی عالیه!!!
    بازم ممنون- امیدوارم زودتر کلشو بذاری :rose: :heartme:

  2. مرسی واقعا فیک عالی و درجه یکی بود :myheart:
    راستش این اولین فیکی بود که توی این سایت خوندم و رسما میتونم بگم که عاااشقش شدم :heartme:
    فیکی بود که خیلی روم تاثیر گذاشت و باعث شد که حتی با چندین بار خوندنش هم ازش خسته نشم :myheart: :rose:
    دستت حسابی درد نکنه :like:
    راستی pdfش رو هم میذاری ؟ آخه گفته بودی می ذاریش اما خیلی وقته که ازش خبری نیست ؟ :gijiviji:
    میشه زودتر بذاریش ، لطفاااااا :gerye:
    :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart:

  3. یعنی الان من کامنت بزارم بعدا بیام سر بزنم جوابتو زیر کامنتم میبینم ماااااااااای هانی :bunny: :bunny: :bunny: :bunny: :bunny:

    ولی وافعا نمیدونم چی میتونم بگم …. اصلا چی میتونه بهترین توصیف کننده حال الانم باشه …. واقعا نمیدونم

    انگار تو خلسه افتادم …. میدونی در واقع طلسم این کارو کرده …. منظورم تو خلسه رفتنه …. یه جور بی حسی همراه با لذت …. ذهنم داره به تک تک دیالوگ هاشون و تک تک صحنه ها فکر میکنه …. تداعی هر کدوم ار اون صحنه ها هم فوق العاده خوشایندی در عین معلق بودن تو خلا رو بهم میده … اینا احساسات واقعیمه …. حسی که الان دارم

    قبلا هم بهت گفتم حس میکردم شاید موقع صحنه های احساسی نتونی خوب حسو منتقل کنی …. و دقیقا نمیدونم به دلیل مسخره ایی همچین حسی داشتم ولی الان کاملا نظرم عوض شده …. البته از همون موقعی که در مورد ییشینگ و جونمیون نوشته بودی عوض شده بود …. قبلا هم بهت گفتم در موردش …. از اینکه با کلمات انقدر عمین رویه احساسات خواننده هات تاثیر گذاشتی … طوری که تونستم عمق عشق سهون و لوهان و ییشینگ و جونمیون و حتی دونگهه رو درک کنم یعنی کارت عالی بوده …. البته به نظر من فراتر از عالیه …
    خیلی وقت بود که کلمات نتونسته بودن اینطوری قلبمو به طپش بندازن ….مرررررررررسی به خاطر تند کردن ضربان قلبم ……. نمیدونم اینو بگم یا نه ولی الان که فکر میکنم میبینم تو یه سال گذشته بهترین اتفاقی که میتونست برام بیوفته تو دینای رفاقت هام آشنایی با تو بود ماااااااای هانی …. دقیقا از همون زمانی که تو تلگرام پیامتو خوندم شورع شد …….. مرررررررسی که پیدام کردی …… مررررررسی که وارد زندگیم شدی و خیییییلی خییییییلی ممنونم از خدا و افتخار میکنم که یه دوست فوق العده بهم داد …. خییییییییییلی زیاد دوستت دارم مای هاااااااااانی :rose:

    • و من چقدر خوشبختم که تورو دارم عزیز دلم ..مطمئن باش احساساتمون متقابله ..ممنون بخاطر حرفای قشنگت بخاطر لطفی که همیشه نسبت بهم داری واقعا خیلی خوشحالم که مورد پسندت واقع شده این فیک…بخاطر تموم حمایتات ممنونم عشق من خیییییلیییییییی خیلی لاو یو مای هانی*.*بوسینگ یو

  4. سلام عزیزم….واقعا ممنونم هیچوقت تو عمرم فیکی به این باحالی نخوندم …..بازم بنویس..زیییییییییییاااااااااااااااد بنویییییییییییس :kissme: :heartme: :kissme: :wooo: :charkhesh:

  5. سلام، خیلی دوست دارم فیکتو بخونم، کاش پی دی افش کنی، چون برای منی که میخوام از اول بخونم خیلی سخت میشه
    امیدوارم پی دی اف شه ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/79.gif خسته نباشی عزیزمohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  6. Salam,,Bazi ghesmata vaghean taajob mikardam ke daram ye hamchin neveshteye ghavi iro mikhonam
    Dar har surat awli bud khaste nabashi
    Va inke cheghadr khob bud ke in fak e hunhan bud,,omidvaram badi ham hunhan bashe

  7. اومدم جفت کامنتای این پارت و پارت قسمت اخرو با هم بدم . ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/jhsdhuhD.gif
    پایان خیلی فوق العاده ای براش نوشتی . خیلی عالی بود ! خیلی احساسات قشنگی هم توش به کار برده بودی .
    ولی تو کل قسمت اخر یک جملتو خیلی خیلی دوست داشتم ” ما ادمای موقعیت های اشتباهیم عزیزم … ”
    این جملت فوق العاده تاثر گذار و باحال بود . از اون جمله هایی که ادم عاشقش میشه و موقع خوندن یک حس خاص میده .
    امیدوارم کنکورتو عالی ، همونطور که می خوای بدی عزیزم . بابت داستان فوق العاده ات هم خیلی خیلی ممنون . قلمت عالیه .
    امیدوارم بعد کنکور با یک داسی عالی تر ببینمت ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_bye.gif

  8. دنیا جان ی سوال بسیییییییی مهم برا من پیش اومده….

    خیلی وقت پیش….

    قسمتای اول طلسم….

    ک تو پوستر هنری و دونگهه رو دیدم و شرو کردم ب خوندن، ازت ی سوال پرسیدم… و تو جوابی دادی ک من بخاطرش از خوشحالی میپریدم هوا…
    ولی هر چی منتظرش شدم،،، نبود….

    برات پی ام میدم بهت میگم…

    راستی

    دیر اومدم فک کنم…..
    دیروز فقط میخوندی و جواب میدادی نه؟!؟!

    در هر حال…
    ممنون

    #آریکا

  9. واقعا خسته نباشی امیدوارم کنکورتو خوب بدی وبعدش همونطور که گفتی دست پر برگردی و ما باز هم از نوشته هات لذت ببریممohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif
    دلم برا طلسم و هونهان و سولی مومنتاش تنگ میشهohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  10. اول یه خسته نباشید حسابی بگم.طلسم جزو بهترین فیکایی بودکه خوندم.اولش فقط بخاطر هونهان خوندم ولی بعد عاشق سولی شدم خیلی زیاد. موضوعش خیلی قشنگ بود وطرز نوشتن وبیان از اون قشنگ تر.ساده ولی شیرین بود.خیلی دوسش داشتم.امیدوارم بازم واسمون بنویسی ومام لذت ببریم.ممنون.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_bye.gif

    • راستی یادم رفت بگم سبک سورعال(همزه ندارم -_-) بنویس حتما
      فکر کنم به خط قلمت بیاد
      میتوانی از تتانیا هم کمک بگیری اون یکی از تک ترین بهترینا تو این سبکه
      و راستی با اینکه هونهان کاپل اولم نیست ولی فیک تو جزو اولینا تو بهترین فیکایی بود که خواندم
      نشون داد بدون +18هم میشه داستان جذاب نوشت ^_^

      • من سورئال رو توی نوشته دوست ندارم به شخصه ولی خیلی جالبه با این وجود چندتا نمایشنامه هم نوشتم تو این ژانر لاکن علاقه ای به نوشتنش ندارم فعلا شاید در آینده به فکرش بیوفتم ولی ممنون بخاطر پیشنهادت

  11. حالا که گفتی هرچی دوس دارین بگین منم میخوام حرف بزنم
    راستش من این فیکت رو خیلی دوس داشتم و واقعا بعد از این به این نتیجه رسیدم که باید عشقم رو به دوستام هدیه کنم اما حیف که دیگه دیر شده آخه من دیگه نمیتونم پیششون باشم و همه چیز بستگی به این داره که من امسال تو کنکور قبول میشم یا نه اگه قبول نشم ممکنه دیگه نبینمشون و حالا واقعا حسرت میخورم که زودتر بهشون نگفتم دوسشون دارم و فقط با رفتارم میخواستم بهشون بفهمونم و البته اونا اونقدر با شعور بودن که میفهمیدن من این کارا رو فقط از رو علاقه انجام میدم
    راستش یه موضوع دیگه هم هست و اون اینه که منم مینویسم اما میترسم از اینکه بخوام جایی بذارمشون تا بقیه بخونن و فقط دوستام اونا رو میخوندن اما هنوز هم نمیتونم اسم خودم رو نویسنده بذارم چون باید بیشتر دربارشون مطالعه کنم.
    راستش طلسم فیکی بود که برخلاف فیک های دیگه نمیشد از همون اولی که نوشته میشه پیشبینی کرد که چی پیش میاد همون طور که کسی نمیدونست دوستا دوران بچگی سهون همون برادرش لوهان باشه و این یکی از نقطه قوت های فیک بود. نقطه قوت دیگه این بود که برای بیان احساسات احتیاجی به کلمه های قلمبه نبود که ما مجبور بشیم برای فهمیدن معنی به فرهنگ لغت مراجعه کنیم و به زبون عامیانه و قابل فهم بود . و نکته دیگه این که بین یه زوج دوربین نویسندگیت رو پرت نمیکردی که هم احساسات لوهان رو بگی هم سهون رو درواقع با بیان احساسات سهون به نوعی لوهان هم توصیف میشد و هزاران نکته ریز دیگه که باید مفصل درباره اش صحبت بشه
    ممنونم برای همه چیز
    دنیای من

  12. خداقوت واقعاohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif.خیلی داستانت خفن بود.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifمن خیلی دوسش داشتم.کاراکترا عالی بودن.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifاحساساتشونم خییییییلی قابل درک توصیف کرده بودی.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gifدرکل معرکه بود.امیدوارم هرجا که هستی شاد و سلامت باشی.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifمنتظر بقیه ی داستانات هستیم.
    ایشالا هر رشته ای که دوس داری قبول بشی دخترمohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif

  13. Merci ke telesmo neveshti yeki az behtarin haee bud ke khundm balr hamuntor ke gofti az shakhsiata chizaye ziadi yad gereftm vaghti biographito khundm asheghe shakhsiatet shodm
    Merci ke inghad khub minevici
    Montazeretm

  14. واقعا عالی بود و خسته نباشی
    یک چیز خیلی مهم این بود که من سر این فیک این استرس رو نداشتم که فیک رو نصفه رها میکنی و بقیشو نمیزاری برای همین ممنونم چون تا حالا خیلی از فیکها نصفه مونده و حتی نویسنده نیومد بگه ادامه میده یا نه
    بازم ممنون که تا آخرش پیش رفتی
    خسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتهههههههههههههههه ننننننننننننببببببببببببببببببببببااااااااااااششششششششششششششیییییییییییییییییییییییییییohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  15. چطور دلم میاد دوست نداشته باشم! درسته اخرای داستان بهتون ملحق شدم و هنوزم پشیمونم ولی خوشحالم که حداقل بودم.بودمو یاد گرفتم عشق قشنگه, بخشش ترمیم کنندست و اعتماد یه آغازه!یاد گرفتم دوست خوب بودن این نیست که همیشه باشی اینه که چطور باشی! یاد گرفتم که زندگی ارزش اینو داره که به خاطر عزیزانت از خودت بگذری! و گذشته از این مثل همیشه به جمله معروفم اعتقاد بیشتری پیدا کردم “هیچ وقت به اندازه ای که توی دو قدمی مرگ هستی احساس سرزندگی نمیکنی, فقط کافیه خودتو رها کنی “.شاید مرگ چون خودمم باهاش دست و پنجه نرم کردم!
    خلاصه بگم که تو اشک منو در اوردی و من ازت نمیگذرم! مگر اینکه قول بدی با یه سورپرایز دیگه برگردی! نظرت چیه? لیاقت منتظر موندنو دارم?
    مرسی بابت همه چیز! مرسی بابت بودنت❤

    • جزو خواننده های مورد علاقمی میدونستی؟؟(♥ω♥*)
      کلا از چندنفرتون که آخر آخرا اومدین ولی مرتب هوامو داشتین شدیدا خوشم میاد.و البته که لیاقتشو داری این اصلا جای بحث نداره(^~^)
      چرا گریه حالاااا فیک من تموم شده افسردگی گرفتم شما چرا گریه میکنین عخه⊙︿⊙
      بعد کنکور دوباره میام و میترکونم قول( ˘ ³˘)♥و ممنون به خاطر حرفای قشنگت ،خوشحالم که طلسم تونسته روت اینقد تاثیر بذاره

  16. دلم برات خیلی تنگ میشه
    بهترین فیکی بود که خوندم
    محشر بود
    تک تک شخصیتا فوق العاده بودن خیلی خوب بود
    هرچی تعریف کنم کم گفتم
    پایانشم خیلی خیلی قشنگ بود
    خیلی معلوم بود که وقت زیادی واسه نوشتن فیک صرف کردی
    خوندنش خیلی حس خوبی بهم میداد
    مرسی خیلی خیلی خیلی خیلی مرسی
    اشکم دراومد ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    و یه خسته نباشید تپل و قلمبه
    و منتظر فیکای بعدیتم
    اینقدر قشنگ مینویسی که همین الانم دلم برای خودت و نوشتت تنگ شده
    امیدوارم همیششششششه موفق و شاد باشی و دوباره فیک بنویسی
    بازم مرسی

    • الهی(♥ω♥*)
      امیدوارم اشکت از روی شادی باشه عزیزم،نه غم(^~^) چون یکی از اهداف من تو این فیک ترویج همین شادی بود،اینکه حتی با وجود خطر مرگ و جدایی هم بتونی لبخند بزنی …
      به زودی میام(〜^∇^)〜

  17. خیلی عالی بود …یه خسته نباشید تپل بهت میگم
    خخخخخخخخخخخخخخخسسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتههههههههههه
    ننننننننننننننبببببببببببببااااااااااااااااااااااااااااااااشششششششششششششششششششششششششششییییییییییییییییییییییییییییییی

  18. سلام!
    من دیر به خواننده های داستان اضاف شدم ولی تاجایی که سعی کردم برای هر قسمت نظر بذارم!
    وافعاتوقع نداشتم اینقدرزود تموم بشه ولی خوب به هرحال هرشروعی یه پایانی داره.
    فقط یه خداقوت بزرگ بهت که خیلی قلمت دوستداشتنیه واینو تو بقیه فیکهات هم دیدم وفکرکنم قابلیت تبدیل شدن به یه نویسنده رو داری.
    موفق باشی ایشالا کنکورت رو خوب بدی وبا دست پر(همون چیزایی که قولشو دادی)برگردی!ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

    • سلام عزیزم
      از قدیم گفتن دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنهಠ_ಠ
      پس خوبه که اومدی و منوپیدا کردی(♥ω♥*)(〜^∇^)〜
      کل کامنتایی که برای قسمت های قبل هم گذاشته بودی دیدم و واقعا ممنونم که واسه زحمت نویسنده ارزش قائلی.

  19. دلم برات تنگ میشه چینگو داستانت. عالی بود محشر بود توی بعضی از قسمتاش از زیباییش ضعف میکردم و دلم قنج میرفت از این همه عشف و احساسات قشنگ واقعا واقعا واقعا عالی بود و خسته نباشی چینگو
    عاای بود عالی

  20. میدونی من بیشتر حرفمو تو کامنتای قسمت آخر زدم ولی خوب میتونم بگم که چه قدر به نظرم خودت شبیه دونگه ای میدونی دونگه فقط فداکاری نداشت عشق داشت بخشش داشت و بیشتر از همه آدمو وادار میکرد بهش اعتماد کنی
    به نظرم توام مثل اونی و مهم تر از همه حرفات یه جور آرامش بخشن
    امیدوارم موفق ترین آدم زندگیت خودت باشی
    صددرصد مطمئن باش که هرروز برای موفقیتت دعا میکنم و مطمئنم دقیقا به همونجایی میرسی که دوست داری
    واقعا واقعا خوشحالم که باهات آشنا شدم جدی دارم میگم و همیشه آرزو داشتم دوستی با خصوصیات اخلاقی تو داشته باشم ولی خوب است کر کنم همیشه یه جای کار میلنگیده و هیچ وقت محبتی که من به دوستام میدادم و از طرفشون دریافت نکردم و میتونم بگم این یکی از دردناک ترین چیزاست که مردم بهت بگن خیلی دوستت دارن ولی و رفتارشون یه چیز دیگه باشه و مطمئنم که تو جزو معدود آدمایی هستی که اینطوری نیستی
    فکر کنم خیلی حرف زدم دیگه
    به عنوان حرف آخر همیشه خوب بمون عزیزم
    دوستت دارم
    بای بای

    • باعث افتخارمه که چنین نظری در موردم داری عزیزم…
      واقعا خوشحالم که هم از طلسم خوشت اومده هم از نویسندش که من باشم(!خخخ اندکی خجالت کشیدم در این لحظه)❤
      خلاصه که امیدوارم در ادامه بیشتر باهم آشنا بشیم و ممنون بخاطر حرفهای قشنگت❤❤

  21. از تمام لحظه هایی که با تو و فیک قشنگت بودم واقعا لذت بردم
    به خاطر وقتی که گذاشتی ممنونم و امیدوارم هر چه زودتر با دست
    پر برگردی همیشه موفق و شاد باشی گلم .
    فقط یه سوال pdf داستانت رو میزاری؟

  22. من قبلا خیلی فیک میخوندم … در واقع هر فیکی گذاشته میشد میخوندم اما بعد از یک مدت دیگه از فیکای تکراری و حوصله سر بر خسته شدم و فقط فیکایی که به نظرم قشنگ بودن و میخوندم و الان سه تا فیک هست که من به امید دیدن اپ جدید اونا هر روز صبح قبل از رفتن به مدرسه و تا چشمم باز میشد سایت رو باز میکردم و یکی از این سه فیک طلسم بود .
    من با اینکه میدونستم امکان نداره یه داستان هر روز اپ بشه اما هر روز سایت رو باز میکردم تا شاید طلسم و اون دو تا فیک دیگه اپ شده باشه و وقتی که قسمت جدید رو میدیدم شاید باورت نشه اما انقدر خوشحال میشدم که قابل تعریف نیست . چون کلا زندگی من با داستان و فیلم میگذره . هر وقت طلسم اپ میشد بدون در نظر گرفتن موقعیت شروع میکردم به خوندش . چه توی مهمونی ، چه توی ماشین و …
    مرسی از این فیک قشگت و منتظر کارهای جدیدت هستم … ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  23. دنی واقعا‌ دلم برات تنگ‌میشه…
    با کمال صداقت میگم طلسم بهترین فیکی بود که خوندم صرفا نه فقط به خاطر نویسندش یا کاپل مورد علاقم سولی… بیشتر به این خاطر که واقعا حرفی برای گفتن داشت و مثل فیک های این روزها پر از صحنه های …. نبود… خودت میدونی که استایلم چه جوریه و چقد گاهی سختگیر میشم… ولی طلسم کاملا منو مجذوب کرد از همون روزای اول…
    کاملا مشخص بود که طلسم سر حوصله و با دقت بالا و با اگاهی کامل نوشته شده.
    واقعا ازت ممنونم به خاطر همه‌چی عزیز من…
    من… خواننده ها… سایت منتظرتیم که با دست پر برگردی…?

  24. دنیا جون واقعا از طلسم لذت بردم و تک تک قسمت ها و تک تک شخصیت ها و احساساتشون برام خاطره های قشنگ ساخت.
    وقتی قسمت آخر رو میخوندم به طور اتفاقی داشتم آهنگ writing’s on the wall از سم اسمیت رو گوش میدادم و شدیدا ا حساس مشابهی با سهون بهم دست داد.
    نمیدونم..شاید م ربطی با موضوع اصلی طلسم نداشته باشه ولی برای من واقعا خیلی تاثیر داشت.
    ممنون بابت طلسم زیبات…
    همیشه تو خاطرم میمونه..مخصوصا به دلیل اینکه اولین فیک از سولی (زوج مورد علاقم) بود که واقعا به دلم نشست.!
    ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

    • گیلدای عزیزم بابت لطفی که تمام این مدت نسبت به من و داستانم داشتی بی نهایت ممنونم.کامنتهای تو همیشه بهم انرژی میده و خوشحالم که در عوض منم تونستم راضیت کنمsmile

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *