Fanfiction Healer – Ch 62.Lucifer

غــــــــودا آیلا وارد میشود امدم فقط آرامشتونو حفس کنید اهنگم دانلود کنید

سلام علیکم حالدون خوبه؟ آقو نیگا کنید من انقدری که بدبختی کشیدم سر جستن این اهنگ بدبختی نکشیدم برای نوشتن پس حتما دانلودش کنید و از جایی که توی متن مشخص کردم پلی کنید تا حس رو خوب بگیرید

ohsehun40-42 (2)

اتفاقات این قسمت همزمانه ولی توی جاهای مختلف یعنی هی از این اتاق میریم تو اون اتاق از اون اتاق برمیگردیم یکم با دقت بخونید

اول یه اصلاحیه تو قسمت قبل گفتم چانیول، کریس و جونگهو منظورم جونگهیون داداش چن بوده شرمنده

SEkyung POV
500 سال زمان زیادی برای درد و رنجه، منم آرامش میخوام، 500 سال صبر کردم تا دنیا دوباره تیکه های پازل مارو کنار هم بذاره، تا سونگمین دوباره به گردونه ما برگرده و بتونم همه چیز رو عوض کنم، 500 سال پیش کاری که با کیونگسو کردم، کاری که با جونگ این کردم، بلایی که سر زندگیم اوردم بنظرم درست ترین بود اما فقط بعد از گذشته چند روز تازه فهمیدم برای ساخت خوشبخیتم دری رو باز کردم که بسته شدنش غیر ممکنه حداقل نه تا 500 سال بعد غیر ممکنه، تا زمانی که تاوانه اشتباهات احمقانمو با عذاب هر روزه پس داده باشم.
شاید اگر انقدر احساساتی نبودم و اون مرد رو تحت هر شرایطی حتی بی‌عشق برای خودم نمیخواستم، امروز نیاز نبود دوباره همون کارارو رو برای خلاصی از این عذاب تکرار کنم، من یه بار قلب این مرد رو با اشتباه احمقانه ام از سینه اش بیرون کشیدم، برای اون 500 سال زمان برد تا بتونه با نبود اون تیکه از وجودش کنار بیاد و با تیکه دیگه ای جایگزینش کنه و اینبار این باز من بودم که اون تیکه رو جدا کردم.
سونگمین پسر بچه 16 ساله‌ای که جونشو فدای عشقش کرد، عشقی که هیچ وقت درک نشد. شاید به چشم من و امثال من اون یه بچه خام و احمق بود ولی اون از خیلی از ماها عاقل‌تر بود، برخلاف من که برای بدست اوردن عشقه مردی که فکر میکردم بدون اون نمیتونم زندگی کنم پام رو فراتر از مرز تاریکی گذاشتم اون بخاطر عشق پاکش محکم توی روشنایی موند و بخاطر اون مرد از عشق خودش صرف نظر کرد، اونم عشق میخواست، درست مثل من، اما اون با قربانی کردنه احساساتش به عشقش اجازه زندگی داد و من با نادیده گرفتنه تنها قسمت پاک وجودم تنها دلیل زندگی اون مرد رو ازش گرفتم.
من ضعیف بودم، حتی بعد از فهمیدن اشتباهم نخواستم بخشیده بشم، موندم و رنج کشیدنش رو دیدم و فرصت بخشش رو از دست دادم، حالا تاریخ باید یکبار دیگه تکرار بشه، دوباره باید اون اتفاقات تکرار میشد تا دفتر تاریخ یکبار برای همیشه اشتباهات شرم‌آور منو پاک کنه.
——————————————————————————
Author POV
خیره به چشمای قرمز روبروش حتی پلک هم نمیزد، یه چیزی فراتر از خودش نمیذاشت جلو این مرد بترسه، مردی که برای همه ارباب بود ولی برای اون هیچی نبود جز یه موجود حقیر که توی لباس دوست بهش نزدیک شد، بر خلاف چیزایی که از لوسیفر یا شیطان شنیده بود اون نه شاخی روی سرش داشت نه دم سیاه رنگی اما کاملا با پسره اشنای چند ماه قبل فرق داشت، یه بدن ورزیده و چهارشونه با قد بلندش ترکیب شده بود، صورت استخونی و چشمای کشیده‌ و لب باریک و آشناش اصلا نشونه ای از ارباب خونخوار دنیای میانی نداشت، بالا تنه عریانش با نقش و نگار‌های قرمز رنگ پوشیده شده بود و اگه بخاطر رنگ قرمز چشماش و شعله های آتشی که به شکل تاج ظریفی به فاصله کمی از موهای کوتاهش میسوخت نبود غیر ممکن بود باور کنه کسی که روبروشه همون شیطانه قصه‌های ترسناک کودکیشه.
یه زمانی این چهره یکی از مظاهر آرامشش بود و حالا میدونست لحظه لحظه باهم بودنشون برنامه ریزی شده بوده، تک تک جملات محبت‌آمیز این به ظاهر دوست به دلیلی غیر از دوستی بود. لوسیفر نگاه تمسخرآمیزی به چهره در هم و شکسته سهون انداخت و با لحن دوستانه ای گفت “هی هونی… اونجوری نگام نکن، فک میکردم از خونه ام خوشت بیاد، نگو از اون همکلاسی ترسو و بی خاصیت بیشتر از من خوشت میاد که دلم بدجور میشکنه، اوه راستی من هیچ وقت خودمو درست و حسابی معرفی نکردم رفیق، من لوسیفر ارباب دنیای میانی هستم و البته یه زمانی برادر کوچکتر اون هیونگ دوست داشتنیت شیومین بودم” بعد با حالت شادابی لبخند زد، دستاش رو محکم و با حالت شادی جلو صورتش بهم زد “که خوشبختانه اون رابطه هم خیلی وقته از بین رفته در هر صورت اگه دوست داشته باشی هنوزم میتونی منو تاعو صدا کنی، خودمم به این اسم یکم عادت کردم”
“قاتل…” تنها کلمه ای بود که بعد از چند ساعت از بین لبای باریک پسر مو نقره ای که انگار مهر سکوت بهشون خورده بود شنیده شد
لبخند پر از شیطنتی روی لب تاعو نشست “هی هی… ما بعد از 5 ماه دوباره داریم همدیگه رو درست و حسابی میبینیم… اونوقت این تنها چیزیه که میتونی به دوست عزیزت بگی؟ قاتل؟ خب از نظر تئوری این درسته که من قاتلم… قاتل خیلیا… ولی… مطمئنا قاتل اونی که توی ذهنته من نیستم، امیدوارم حافظه‌ات خراب نشده باشه عزیزم… فکر میکنم به وضوح قاتل شکارچیتو دیدی هان؟”
سهون با یاداوری لحظه لحظه اتفاق چند ساعت قبل دندوناشو روی هم سایید “اون هرزه به دستوره تو کصافت….” سیلی محکمی توی صورتش خورد، ضربِ سیلی به حدی بود که سرش به چپ چرخید و فقط با شنیدن صدای کسی که روبروش بود فهمید کی اون سیلی رو بهش زده “اوه سهون… بهتره حرفه دهنتو اول مزه کنی قبل از اینکه مجبورت کنم که…”
دست تاعو بالا امد “هی عزیزم…. مهم نیست، دوستا گاهی از همدیگه میرنجن و با هم بد حرف میزنن من از سهون ناراحت نیستم نیاز نیست با برادرت اینجوری رفتار کنی” بعد با آرامش سمت سهون چرخید و نفسش رو عمیق بیرون داد “ببین سهون، ما با هم دوستیم، خودت اینو گفتی، بخاطر همین بذار یه رازی رو بهت بگم، راستش اره من از اون شکارچی دردسر سازت بخاطر دزدیدن یکی از بچه‌های بحقم بدم میومد، بخاطر کشتن خیلی دیگه اشون ازش متنفر بودم، بماند که بخاطر اینکه پدر وارث بعدی آرک بود میخواستم سر به تنش نباشه ولی… ولـــــــــــــــــــــی این من نبودم که خواستم اون بمیره” سرش رو با حالت بلاتصمیم به اطراف تکون داد و چشماش رو کمی چرخوند “احتمالا وقتی می‌امد اینجا دنبال تو و پسرش میدادم گلوشو ببرن، پوستشو بکنن و پر از کاه کنن، گوشتشو بدن به سگا بخوره و خیلی بلاهای دیگه ولی خب یکی از فرزندان مورد اعتمادم 500 سال برای انتقامش صبر کرده بود” لوسیفر کمی روی تخت سلطنتیش جابجا شد و لبخند کوچیکی زد “به چهره‌ام نمیاد ولی منم پردم، پدر تک تک کسایی که به این دنیا پناه میارن، کسایی که جایی جز اینجا برای رفتن ندارن نتونستم دل دختر کوچولومو بشکنم، دختری که خیلی خوب خودشو بهم ثابت کرده بود” از جاش بلند شد و 7 پله مرمری سیاه رنگ جلو تختش رو پایین امد، جلو سهون ایستاد، دستاش رو محکم بهم زد و بهم گره‌شون کرد، با حالت حق به جانبی گفت “میبینی، من اونقدری هم که فکر میکنی آدم… ببخشید امممم شما میگید چی؟ موجود؟ موجود رو دوست ندارم، فرشته هم که نیستم…. امممم وایسا ببینم من دیگه محافظم نیستم چرا تا حالا بهش فکر نکرده بودم، خب بذار فعلا بگم همون آدم، من اونقدرام ادم بدی نیستم سهون”
—————————————————————
پسر ریز نقش همراه لوکا بلاخره جرات شکستن سکوت سنگین توی سرسرا رو بشکنه “پدر… تا کی میخواید منتظر بمونید، من بهتون اطمینان دارم ولی زمان زیادی نمونده، اگه دیر بجنبیم نه تنها وارثمون رو از دست میدیم بلکه یکی دیگه از اعضای خانوادمون هم از دستمون میره، از دست دادن کای برای همه شک بزرگی بوده”
پلکای سنگین شیومین بلاخره روی هم امد و قطره اشکی از بینشون پایین ریخت اشکی که تمام مدت با لجبازی توی خودش نگه داشته بود “میدونم کیونگسو… اگه تماشای اون صحنه برای شما شکه کننده بوده برای من کشنده بود، اون پسر درست مثل تو جزئی از منه… ولی هنوز وقتش نشده، اون کلاغ سفید بلاخره از لونه اش بیرون میاد، سهون تا اون لحظه دووم میاره، باید دووم بیاره” کیونگسو با دو دلی نگهاشو بین پدرش، استادش و لوهان جاب‌جا میکرد تا بفهمه چطور باید با این حس عجیب که وجودشو میخورد کنار بیاد، اون به پدرش اعتماد داشت، با همین اعتماد درخواستشو قبول کرد و اون زن رو بخشید، با همین اعتماد پیشنهاد محافظ شدن توی آرکیدیا رو پذیرفت و عضوی از این خانواده شد و طعم بخشی از یه گروه منسجم به اسم خانواده بودن رو چشید، چیزی که هیچ وقت توی عمرش به این وضوح لمس نکرده بود ولی این رفتار پدرش نه تنها اونو بلکه همه خانواده رو گیج کرده بود.
کیونگسو به حدی توی افکارش فرو رفته بود که متوجه سفید شدن عجیب چشمای پدرش نشد، لوهان کنار تخت سلطنتی زانو زد و هر دو دست شیومین رو توی دستاش فشرد، خوب میدونست این لحظه‌ها چقدر برای شیومین دردناک خواهد بود، رابطه بین وارثان آرک قوی‌ترین نوع رابطه توی کله هستی بود ولی وقتی یکی از وُراث هنوز متولد نشده باشه و روح مقدسش توی پاکترین حالت خودش باشه برقراری این ارتباط کار آسونی نخواهد بود، حداقل نه برای وارث فعلی.
اخم بزرگی روی پیشونی شیومین نشسته بود و سرش با حالت عجیبی به اطراف تکون میخورد، این اولین باری بود که کسی جز لوهان شاهد این حالت عجیب بود، 6 ماه گذشته دقیقا از اولین تپش قلب جونگهو این لوهان بود که باید هر لحظه آمادگی آروم کردن عشقش رو توی این حالات عجیب و دردناک رو داشت.
حالت عجیب شیومین با همون سرعتی که شروع شده بود از بین رفت و شیومین نفس عمیق و لرزونی کشید و با چشمای قرمز شده به لوکا نگاهی انداخت، با نگرانی و عجله از جاش بلند شد، از پله های مرمری پایین امد “لوک اماده باش، هر وقت موقعش بشه خودت میفهمی باید بری پایین، کیونگسو، کریس و چانیول رو با خودت ببر جونگهیون اینجا میمونه” لوکا با نگرانی به شیومین نگاه کرد، میفهمید شیومین بهتر از همه اونا میدونه چی درسته ولی بعضی چیزا باید در نظر گرفته میشد “شیو… نمیدونم چه خبره… ولی خوب میدونم این بچه هنوز امادگی پایین رفتن رو نداره، بهتر نیست جونگهیون با من…”
شیومین با عجله سمت خروجی سرسرا رفت و اصلا توجهی به حرف لوکا نشون نداد فقط دستش رو بالا اورد و با حالت عصبی گفت “کاری که ازت خواستم انجام بده لوک… بهت اطمینان دارم”
—————————————————————
یک ساعتی بود که روی صندلی مخملی سرخ رنگی نشسته بود و حالا با افتخار به قطرات سیاه رنگ مایعی که از زخم ابروی شکسته تاعو پایین می امد نگاه میکرد، هرچقدرم که ضعیف بود اجازه نمیداد این موجود بی ارزش تحقیرش کنه و به عشق زندگیش، مردی که هنوز چند ساعت از مرگش نمی‌گذشت توهین کنه.
ضربه محکم سر سهون تنها جوابی بود که تاعو دربرابر سگ خطاب کردن کای گرفته بود، تاعو با حالت تمسخرآمیزی به سمت سه‌ یون برگشت “گستاخی توی خونِ خانوده اتون موج میزنه عزیزم” نیشخندی گوشه لبه تاعو نشست، کمرشو صاف کرد و ایستاد، با پشت دست ابرو و چشمش رو از مایع سیاه رنگ که از شکاف ابروش جاری شده بود پاک کرد، بی اعتنا به پسری که یکساعتی میشد به دستور خودش با بالا تنه برهنه روبروی تخت سلطنتیش نشونده شده بود و حالا با گستاخی عجیبی زخمیش کرده بود سمت تخت سلطنیتیه بزرگش رفت، با بی‌خالی روی تخت نشست و بدنه ورزیده اش رو به تخت تکیه داد “سهون… این آخرین باره که بخاطر دوستیمون از رفتار گستاخت میگذرم اینبارم فقط و فقط بخاطره خواهرت که اینجاست”
سه یون با حالت بی روحی به پسری که زمانی نونا صداش میکرد نگاه کرد “اینو با من مقایسه نکن لطفا… اون یه موجود نفرت انگیزه که از ترس روحشو به آرک فروخته… من رو با یادآوری اینکه هر دو از یه مادر متولد شدیم تحقیر نکن” تکخندی روی لب لوسیفر نشست و سرشو با حالت خاصی تکون داد “حق با توعه الهه من، تو هیچ ربطی به یه موجود پست مثل این نداری ولی یادت که نره، این موجود پست مثل دو کفه بی ارزش صدف داره مروارید با ارزشی رو با خودش حمل میکنه” سمت سهون برگشت و نگاهشو روی سهون ثابت نگه داشت “مرواریدی که به زودی ماله من میشه…”
توی اون لحظه این فقط دندونای سهون نبود که بهم فشرده شد، یه گوشه تالار مشتای یه نفر هم محکم شد، خوب میدونست نه اون و نه دو نفری که تصمیم به نجات دادنشون گرفته وقت زیادی ندارن، به ارومی از جمعیتی که مثل گرگای گرسنه دور طعمه زخمیشون جمع شده بودن دور شد، باید هرچه زودتر همه چیز رو تموم میکرد، خوب میدونست با ورود کلاغ سفید به تالار سیاه سهون وقت زیادی برای تصمیم گیری نخواهد داشت.
————————————————————–
تاشا با نگرانی و قدمای تند سمت اتاق مشترک شیومین و لوهان میرفت، هیچ وقت از اون پسره کای خوشش نمی‌امد ولی هیچ وقت فکر نمیکرد دیدن صحنه مرگش انقدر قلبش رو به درد بیاره، لحظه مرگ شکارچی مورد علاقه شیومین توی ذهن تک تک اعضای آرک مثل صحنه‌های یه فیلم پخش شده بود، همه باور داشتن درد از دست دادن این پسر برای شیومین انقدر سنگین بوده که نتونسته قدرتش رو کنترل کنه و باعث شده همه اعضای این خانواده شاهد اتفاقی که خوده شیومین داشت تجربه‌اش میکرد باشن.
با حالت عصبی سه ضربه ضعیف به در بلوطی اتاق زد و منتظر اجازه ورود شد اما بجای اجازه این لوهان بود که شخصا در رو براش باز کرد، با دیدن دختر آشفته پشت در لبخند تلخی زد و از جلو در کنار رفت “چند ساعتیه که منتظر خبرای تو…” و به ارومی به تخت اشاره کرد
شیومین کاملا خسته و بیحال روی تخت دراز کشیده بود و به سختی نفس میکشید، برخلاف چیزی که همه از اون توی ذهنشون داشتن، اون میتونست خیلی شکننده باشه و با وجود درد بی وقفه ای که برای محافظت از جونگهو به تن خودش منتقل کرده بود زمان زیادی رو نمیتونست نقش بازی کنه
تاشا کنار تخت ایستاد، لباسای چرمی مشکیش زیر یه لابه نازک از خاک خاکستری شده بود، با خجالت سرش رو پایین انداخته بود و چیزی نمیگفت، شیومین با لبخند پیروزمندانه ای و با فشار آرنجاش خودش رو به سختی بلند کرد و سعی کرد بشینه “اون نگاه بهم میگه خبرا درست بوده نه تاش؟”
تاش با خجالت سرش رو تکون داد و همزمان با تلاش مصرانه برای فرار از نگاه نافذ روی خودش سعی کرد دلیل قانع کننده ای برای شَکِش به اطلاعات پیدا کنه “قربان… منظورم اینه اوپا… این خیلی عجیبه من هنوز نمیتونم قبول کنم… این غیر…” صدای خنده بیصدا و پر از خشم شیومین حرفش رو قطع کرد “غیره ممکنه؟ تاشا فکر میکردم برای تو یکی این غیر ممکن جلوه نکنه، دلیل انتخاب تو برای این ماموریت این بود که پدرت قربانی همچین اتفاقیه پس فکر نمیکردم کلمه غیرممکن برای تو هم همون معنی رو بده که برای بقیه میده”
دست تاشا با یادآوری مرگ پر از زجر پدرش درست جلو چشمای خودش به مشت تبدیل شد، درسته پدر اون قربانی خیانت بود، خیانت لوسیفر، خیانت کسی که جنگ رو به راه انداخت، جنگی که اولین قربانیش پدر اون بود، پدرش فقط و فقط سعی کرد از وارث بحق آرک دفاع کنه و تنها چیزی که نصیب خودش و خانواده اش شد درد بود، دردی که بعد از سال‌ها هنوز باعث کابوسای شبانه تاشا بود.
چشماش از شدت خشم تنگ شدن، مشتش محکم‌تر شد و سرش رو تکون داد “درسته خیانت غیرممکن نیست ولی، ولی مشاور کیم، ایشون همیشه جز وفادارترین اعضای آرکیدیا بودن اینکه بخوان به ما خیانت کنن برام قابل هضم نیست، ممکنه برنامه…”
شیومین دستش رو به نشانه دستور به سکوت بالا اورد و به روشو سمت امین‌ترین فرد زندگیش دراز کرد تا ازش کمک بگیره، لوهان به سرعت سمتش امد و بی معطلی به شیومین توی پایین امدن از تخت کمک کرد، شیومین به محض آروم گرفتنه تنش روی مبل بزرگ سفید رنگ و نشوندن لوهان کنار خودش به مبل روبروش اشاره کرد و از تاشا خواست که بشینه “تاشا میدونم دلیل این دو دلیت چیه، تو بیگناه تبعید شدی و الان میترسی اینم یه تهمت باشه اما… (نفس عمیقی کشید) من فقط بر پایه الهامات خودم اینو نمیگم، هر دومون میدونیم الهامات من هیچکدوم اشتباه نیستن ولی… ولی اینبار بخاطر حساسیت شدید موضوع همه چیز رو با یه منبع موثق چک کردم” چشمای تاشا و حتی لوهان از تعجب باز موند و هر دو پلک زدن رو فراموش کردن، ماهیچه‌های گردن تاشا شروع به شل شدن کرن و لب لوهان ناخودآگاه و از تعجب زیاد کمی از هم فاصله گرفت
گوشه لب شیومین کمی بالا رفت “چیزی که بهش فکر میکنید درسته، من یه جاسوس دارم، میدونم براتون خیلی عجیبه ولی یه نفر از دنیای میانی داره به ما کمک میکنه، نپرسید کی یا چرا ولی مطمئن باشید دلیلش قانع کننده اس و من بهش اعتماد کردم”
“اما اوپ..” دست شیومین به سرعت بالا امد “تاشا… من اونو امتحان کردم، اگر انقدر به من بی اعتمادی همین الان میتونی بری و به کله آرک بگی وارث دیوونه شده و به یه فراری، به یکی از فرزندان تاعو اعتماد کرده ولی اینو یادت باشه توی کثیفترین و قدیمی‌ترین معادن هم هنوز میشه جواهرات قیمتی هرچند کثیف و شکسته ولی همچنان با ارزش پیدا کرد جواهراتی که اگه پیداشون کنی، تمیزشون کنی و صیقلشون بدی میتونن با گرونترین جواهرات دنیا رقابت کنن، حالا که کلاغ سفیدمون تصمیم گرفته از مخفیگاهش بیرون بیاد و پاشو توی دنیای اونا بذاره وقتشه که بریم سراغشو بال و پرشو برای همیشه بچینیم” تاشا سرشو به نشانه تایید تکون داد “پس من… من… میرم به لوکا اوپا بگم که…”
شیومین لبخند بزرگی زد و دستش رو کمی بالا اورد “اگه میخواستم لوکا وارد این موضوع بشه حتما اونو دنبال اطلاعات میفرستادم، تاشا تو مسئول این قضیه ای با جونگهیون و لی برید سراغش” صورت نگران دختر جوون کمی باز و حالتش کمی بهتر از چند دقیقه قبل شد، این ماموریت نشونه ای بود که شیومین برخلاف بقیه که هنوز بهش اعتماد نکرده بودن، کاملا باور داره اون هیچ وقت نافرمانی نکرده و بخاطر یه اشتباه تبعید شده.
با غرور خاصی از جاش بلند شد و جلوی شیومین ایستاد، کمی کمرش رو خم کرد و بعد از راست شدن دوباره کمرش با قاطعیت گفت “سرافکنده اتون نمیکنم اوپا” شیومین لبخند خسته ای زد “میدونم”
همین که تاشا پشتش رو به دو نفر دیگه توی اتاق کرد تا سریع دنبال ماموریت مهمش بره با حرف شیومین سر جاش میخ شد “ترجیحا زنده میخوامش ولی اگه تشخیص دادی برگردوندنش به آرک باعث تشفیش و مشکلات بزرگتری میشه تصمیمه اینکه چیکار کنی با خودته”
————————————————————————

لطفا اهنگ رو از اینجا گوش کنید

تاعو به پشتی تخت مجللش تکیه زد و انگشتاش رو به آرومی توی هم فرو برد “خب سهون نظرت چیه؟ بهتره یادت باشه که من دارم فقط بخاطر علاقه خودم بهت یه فرصت جلو پات میذارم و بس، پس بهتره خوب فکر کنی”
سهون خنده سردی کرد، نمیفهمید چطور تمام ترسش از مرگ، از اتفاقاتی که ممکن بود بیوفته، تمام وحشتش از لوسیفر انقدر بی مقدمه و راحت محو شده بود، انگار هیچ وقت ترسی از هیچکدوم از اون چیزا نداشته “پیشنهاده جالبیه، بذار دقیق برسیش کنم، تو داری ازم میخوای به آرک، به شیومین هیونگ، به برادرام توی آرکیدیا و البته به همه ادما خیانت کنم، در ازاش شما میذارید من زنده بمونم و اینجا با شما زندگی کنم؟” نیشخندی گوشه لبش نشست “چی باعث شده فکر کنی من پسرمو، تنها یادگار کای و به قول خودت یکی از پایه های حکومت آرک رو در فقط ازای زندگیم به تو حرومزاده میفروشم؟” با تموم شدن جمله اش سیلی محکمی توی صورتش خورد، این چندمین سیلی امروز بود، تقریبا دیگه دردی رو حس نمیکرد، فقط باز شدن زخم توی دهنش و خونریزی دوباره اش رو کمی اذیتش کرد ولی این باعث نشد لبخندش محو بشه.
“تو…. تــــــــــو بچه زبون نفهم به چه حقی…”
“کافیه سه یون” دست تاعو به نشونه سکوت بالا رفت و سه یون با تمام تنفری که توی صورتش مشهود بود دستش رو که یه بار دیگه برای پایین امدن توی صورت برادر خودش بالا رفته بود به ارومی کنار تنش پایین اورد، تاعو با چهره آرومی که میشد فهمید فقط و فقط یه ماسک از آرامشه و با لحنی که کم کم میشد عصبانیت رو توش دید رو به سهون کرد “چی میخوای؟”
لبای سهون با لبخند پیروزمندانه ای باز شد “تو چی میتونی بهم بدی تاعو؟” چشمای تاعو کمی تنگ شد و به پسر رنگ پریده روبروش نگاه کرد، توی وجود اون ذره ای ترس حس نمیکرد، کسی که جلوش بود ابدا شکننده بنظر نمیرسید، خوب میدونست بدون سهون به خدمت گرفتن وارث خیلی سخت خواهد بود پس بهتر بود با سهون کنار میومد تا همه چیز راحت‌تر حل بشه “هرچی که تو بخوای سهون، هرچی که تو بخوای”
چشمای سهون حالت سردی به خودش گرفت “یعنی میتونی کای رو بهم برگردونی؟ میتونی تیکه‌یِ پاره شده وجودمو برگردونی و مثل قبل دست نخورده اش کنی؟” دندونای سهون روی هم فشرده شد “نه نمیتونی، تو قدرت این کارو نداری، تو ضعیف‌تر از این حرفایی، پس ابدا فکر نکن من با موجود بی ارزشی مثل تو هم پیمان بشم”
دست پادشاه دنیای میانی با خشم زیادی تبدیل به مشت شد “یعنی تو حاضری بخاطر همه اونا بمیری؟ برای دنیایی که تو رو محکوم به بردگی کرد؟ یا برای مردی که دردناکترین روزای عمرتو ساخت؟ یا شایدم برای شیومین، وارثی که با وجود دونستن وضعیت فعلی تو بازم دنبالت نیومد، از خودت نمیپرسی چرا؟ من جوابشو بهت میدم، چون تا زمانی که پسره تو وارد آرک نشه شیومین میتونه به پادشاهیش بر 3 دنیا ادامه بده، آرکیدیا، دنیای زیرین و البته دنیای انسان ها، هر سه تا روزی که جونگهویِ تو پاشو توی آرک نذاره ماله اونه، اون خودخواهه، غیرممکنه اجازه بده بچه دو رگه تو جانشینش بشه، بر خلاف شما من شیومین رو خوب میشناسم، برادر بزرگتر من چیزی جز از بین رفتن تو و بچه‌ات نمیخواد، من فکر میکردم حداقل ذره ای از هوش خواهرت رو به ارث برده باشی و بتونی خودت جوانب رو در نظر بگیری”
سهون با تمام تنفرش مقداری از خونی که حالا از زخم سرباز لبش توی دهنش جمع شده بود رو به بیرون تف کرد و بعد با خنده عصبی گفت “من اوه سه یون نیستم که خودمو به هر دلیلی به تو بفرشم، شاید چند ساعت پیش برای چند لحظه بیشتر نفس کشیدن حاضر بودم خیلی کارا بکنم ولی الان… تنها دلیل نفس کشیدنم اینه که جونگهو سالم بمونه، باور کن بعد از به دنیا امدن جونگهو هیچ علاقه ای به موندن توی این دنیا ندارم، میخوای بدونی چرا؟ چون شما تنها بهانه زندگیم رو ازم گرفتین…” خنده عصبی کرد “یه خائن، کسی که خودش از بهشت رانده شده، کسی که لرد، دنیای میانی رو فقط و فقط برای تبعید اون بنا کرد داره برای من از خود‌خواهی میگه؟” سهون با همون لبخند اعصاب خردکنش سرش رو کمی خم کرد “میبینی که درسم رو خوب بلدم، تو برای رسیدن به پادشاهی آرک جنگ داخلی به پا کردی و تاوانشو با تبعید به اینجا پس میدی، تمام همراهات توی اون خیانت بزرگ هم تبعید شدن ولی به جایی که دیگه خطری نداشته باشن، هر 101 محافظی که به تو برای خیانتت کمک کردن به زمین تبعید شدن، بال‌های* هر 101 نفرشون بریده شد و اونا اولین نسل انسان رو به وجود اوردن، من درسام رو خوب خوندم تاعو خیلی خوب، حتی اگه شیومین هیونگ منو اینجا رها بکنه بهش خیانت نمیکنم، هرگز مثل تو زندگی توی این جای کثیف رو در ازای خیانت به کسایی که بهم زندگی دادن قبول نمیکنم، اگر نفس کشیدن من و جونگهو تهدیدی برای آینده آرکیدیا و شیومین هیونگ باشه جلو این نفس کشیدن رو هم میگیرم”
اخمای تاعو بدجور توی هم فرو رفته بود، دیگه از اون چهره به ظاهر دوستانه خبری نبود، با خشم از جاش بلند شد، از پله‌های سیاه رنگ پایین امد و جلو سهون ایستاد “یادت نره فرصت داشتی، من بهت اجازه دادم انتخاب کنی و تو دوباره اشتباه کردی…” روشو از سهون برگردوند و به سه یون نگاه کرد “هرجور دوست داری ازش لذت ببر فقط وارث رو میخوام… من باید بدهیمو به دوست جدیدمون بپردازم” با خشم زیاد سمت خروجی تالار به سمت مردی که سرتا پا سفید پوشیده بود و کلاهخ شنلش رو تا وسط صورتش پایین کشیده بود رفت

ادامه دارد….


نکته شماره 1: چون کیونگسو بخشی از وجود شیومین رو داشته پس از نظر تئوری میتونه محافظ بشه، محافظا یا بچه یه محافظ دیگه هستن که اصیل زاده محسوب میشن یا مثل جونگهو و کریس دورگه هستن و کیونگسو از نوع اوله چون شیومین پدرش محسوب میشه و خون اصیل زاده تو رگاشه

نکته شماره 2: با اینکه اصلااااااا نیاز نیست ولی بازم تکرار میکنم تاعو همون لوسیفر بوده از اول داستان هم لوسیفر بودهشما الان فمیدین.

نکته شماره 3: توی قسمت تاریخ خیانت تاعو بال‌های محافظا کنایه از قدرتاشونه که ازشون گرفته شد وگرنه محافظا بال ندارن، اونا فرشته نیستن

در صورت بسته بودن بخش نظرات (عدم نمایش باکس کامنت بالای کامنتهای گذاشته شده) نظرات خودتون رو روی قسمت آخر (درصورت باز بودن باکس کامنت) قرار بدید

برای دریافت رمز کامنتهای خصوصی در تلگرام، ایمیل و اینستا پذیرفته نیست اما نظراتی که فقط برای رسوندن نظرتون بهم هست موردی نداره خوشحال میشم در صورت عدم دسترسی به بخش نظرات فرستاده بشن

Print Friendly

265 Responses

  1. اگه دی او بعنوان فرزند شیو میتونه محافظ بشه خب کای هم میتونس!!!ینی ممکنه راهی برای زنده موندنش وجود داشته باشه؟؟؟???

  2. لوسیفر تائوعه؟؟؟؟؟!!!!! :becharkh:
    هنوز باورم نمیشه کای مرده :nanahat: :nanahat:
    یه حسی بهم میگه کای برمیگرده :yeees:
    عاغا راستی اهنگه یه مشکلی داره
    دان میکنم نمیتونه برا باز کنه. کلی بگم یه ایرادی اهنگه داره .خیلی دوس داشتم اون قسمته مشخص شده رو با اهنگش گوش کنم حیف :mazlum:
    باز ممنون خسته نباشین :rose: :myheart:

  3. از همون روزی که تاعو وارد داستان شد میدونستم ی ریگی تو کفششه، مخصوصا وقتی که مشخص شد جونگهیون جزو ادرکدیاس و تاعو هی به سهون میگفت که این بده و اینا !!، ممنپن، عااالی، برو بریم به ۶۳ :nish:

  4. عاقا من سه تا چیزو نفهمیدم اول از همه کلاغ سفید کیه؟؟؟ …من اول فکر کردم جونگهوهه ولی چرا شیومین گفتباید بریم بالاشو بچینیم ؟ :mazlum:
    دوم شیو کیو ترجیها زنده میخواد؟
    سوم این که مگه قرار نبود اگه کای بمیره هیلرشم باهاش بمیره؟؟(اولای داستان گفته بودی)
    فیکت خیلی عالیه خسته نباشی :heartme: :heartme: :heartme:
    من چون اول صبر کردم تا قسمتا زیاد شه یه دفعه ای بخونم یکم برام گیج کننده شده :mazlum: لطفا جواب سوالامو بده چونمن خیلی گیج شدم :becharkh:

  5. مث همیشه عاااالی و غی منتظره…. :kissme:
    بنظرم نقشی ک ب تاعو دادی عاااااالیه….نمیدونم چرا ولی حس میکنم خیلی بهش میاد…همه اکسو ی طرف باشن تاعو طرف دیگ…خیلی دوسش داشتم…. :charkhesh:
    کااایم…. :gerye: :gerye:

  6. تاعو حتی فکرشم نمیکردم لوسیفر باشه …واقعا جا خوردمو برام جالب بود……
    شومین چی کشیده …ولی واقعا دوست دارم دلیل کمک نکردنه بهشونو بدونم….
    وای حرفایه سهون عالی بود …راجبه کای ..اصلا میخوام فقط بگریم برا این دوتا …کای مرده ..وای اصلا برام قابله هضم نیست چرا … :gerye: :gerye: :gerye:
    چرا من عاشقه این داستانم..دیونشم به خدا ..مررررررسی حسابی :rose:

  7. Avatar for Xee[email protected]

    خیلی عالی بود ممنون عزیزم :aaaa:

  8. :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: من کایوووو میخوامممممم الهیییی دلم واسه سهون کوفته و کبابو هر چی بگی شددددددددددددددددد
    ایییی فاااااااااااک :mazlum: :gerye: :gerye: :gerye: :kissme:
    خیلی خوب بود توصیفایه سهون
    مرسی

  9. من به شخصه اصلااااا فک نمیکردم تاعو لوسیفر باشه..همیشه میگفتم اخی تاعو برخلاف ظاهرش اینجا چه مهربونه نگو خودش لوسیفر بوده اقا -_-
    مرسیییی

  10. سلام
    یعنی تنها چیزی که به ذهنم نمیرسید این بود که تائو لوسیفر باشه :wooo: :wooo:
    اینکه بابای سوهو یه روزی خیانت کنه به ذهنم رسیده بود ولی لوسیفر بودن تائو رو نه :huh: :huh:
    بااینکه شیومین کمک نفرستاد ولی مظمئنم دلیل خوبی برای اینکارش داشتهه بیچاره موقع مردن کای چی کشیده…هعیییی :aaar:

  11. دو ساعت تفکر انجام دادم کامنت نوشتم پرید!!!!
    دوباره smile
    اصن مرده ی جذبه و اقتدار سهونی شدم
    کای نمرده…من میدونم…اصن نمیدونم :aaar: :aaar: زنده ش کنید
    نمیشه کای بمیره
    هیلر بدون سکای هم مگه میشه؟!!!
    من منتظر کایم
    اینجا هیلره همه چی باید امکان پذیر باشه ما هم کیلریم وی لاو یو xee. :nish:
    ماشالله شیو
    بالاخره حرکت زد
    ینی چی این دختره ی بی شهور هی میزنه به سهونی
    اه
    اقا این بچه با اینهمه کتک ک سهون خورد واقعا چجوری سالمه!!!

    با تچکر
    XOXO

  12. مگه میشه … اصلا مگه داریم ؟؟
    کای مرده باشه ؟؟
    اینجا هیلره … هرغیر ممکنی ممکنه !!
    یعنی اینکه یهو کای زنده بشه هست … هست دیگه :mazlum:

    دلم برای شیومین می سوزه … هم براش ناراحتم … هم از دستش عصبانی ام

    دقیقا هدف سه کیونگ از کشتن کسی که عاشقش بوده چی بود‌؟؟ :mazlum:

    شرمنده … من یه مدتی نبودم … درگیر درسام بودم … ببخش :heartme:

  13. واااااو سهون عجب اقتداری داره!!! مخصوصا عاشق ون جمله ایم که میگه اگه بدونم نفس کشیدن من و جونگهو به ارک اسیبی میزنه جلوش یگیرم :heartme:

  14. من بعد از مدت ها اومدممممممممممممم
    الهی کای مردجیگرم اتیش گرفت براش
    خییییییییییییییییییییییییلی خوب بود داستان عالیییییییی بود
    بی صبرانه منتظر قسمت بعدم
    خسته نباشی داستانت واقعا عالیه

  15. وااااای کاااااای نهههههههههه :gerye: :gerye:
    من هنوز نفهمیدم ار مرد یا نه ولی از طریقه ی نوشتنت میتونم تشخیص بدم واسه قسمت بعدی سوپرایز های زیادی در پیش داریم.
    اونیییی زود اپ کن من :aaar: فایتینگ

  16. سلام عزیزم
    من خواننده ی جدید هستم راستش در عرض چند روز همه ی قسمتارو خوندم واقعا عالی بود واقعا جز بهترین فیکا که چ عرض کنم کلا داستانایی هست که خوندم واقعا یه موضوع جدیدی بود که من دنبالش بودم…امیدوارم زودتر قسمت بعدیو بذاری واقعا بی صبرانه منتظرشم

  17. وای وای وای آیلا جون این داستان فوق العاده اس واقعا مدیوونشم و اصلا دلم نمیخواد تمو بشه از بس که خوبه. ممنون به خاطر همه چی. :aaaa: :heartme:

  18. سلام
    اول از همه عرررررررررررررر کایم زنده است الهی قربونش بشم منننننننن :yeees: :yeees: :yeees: :yeees: :yeees: :yeees: :heartme: :heartme: :heartme: :kissme: :kissme: :kissme:
    جووووووونم فدای سهون که انقدر نترس شده میخواد از همهومراقبت کنه فداش شم
    ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
    اصن این قسمت کلی انرژی گرفتم نسبت به قسمت قبل :heartme:
    اجی یعنی شیومین به جونگهو قدرت میداده؟؟؟؟؟؟
    بااااورم نمیشه تاعووووووووو همون پسر تو دبیرستان!!!!!نههههههه
    لوسیفر اه اه اه سه یون حالمو بهم میزنه♥♥♥♥♥♥
    خب معلوم قسمت بعد کای میاد اون یارو کلاغ سفیدم میکشه با کمک لوکا و چانیول و کریس و جونگهوام به دنیا میاد
    همه جی به خوشیو خوبی به پایان میرسد
    هههه من چقدر خوشخیالم
    ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
    موتشکرم نونا
    So ly nonaaaaaaaa : :kissme: :heartme:

  19. عرررررررررررررررررررر…من دارم از فضولی میمیرممم…کار هر روزم شده اومدن و خوندن کامنت ها :charkhesh:
    و نکته های بیشتری میفهمم وقتی کامنت ها رو میخونم…به درک بهتر داشتن خیلی کمک میکنه!!!!!!یه سری ها یه چیزایی میگن که اصن خودم توجهی بهش نکردم….
    من قسمت جدید میخواااااااام :aaaa:

  20. من مرررررررررررررررررررگ….جییییییییییییییییییییییغ!!!!
    :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh:
    با تمام استرسی که این چپتر داشت ولی خوشحالم…خیلی خوشحالم!
    غم بزرگ مرگ کای فراموش نشده. ولی از اقتدار سهون لذت بردم!
    وای دختر تو دیگه کی هستی؟ واقعا تو مغزت چی میگذره؟؟؟؟؟ کی فکر میکرد تاعو همون لوسیفره!؟! میگم چرا کای ازش خوشش نمی اومد…حس میکرد یه جای کار میلنگه!!!
    موجود دو رو! چه به دوستی شون ایمان آورده بودم من ساده!!! کتک خورد به خاطر سهون! خیلی خوب نقششو بازی کرد! عالی بود! ابلیس!
    وای خدا…اونو ولش کیونگسو رو بچسب! یعنی این بشر در تمام دوران ها بوده! فقط هم مفید بوده! خیلی حال کردم با محافظ شدن اش…! فکر کن دوباره انسان میشد! دوباره یه زندگی سخت….
    سه کیونگ و کلا دست اندر کاران مرگ دی او از کرده شون پشیمون میشن….انسان موندنش الان بیشتر به نفع شون بود!
    وای خدا دارم جون میدم……اگر نفس کشیدن من و جونگهو تهدیدی برای آرکیدیا و شیومین هیونگ باشه، جلوی این نفس کشیدنو میگیرم…….واااااااای
    این همه جرات از کجا اومد؟ میخواد یادگاری عشقشو به نحو احسن حفظ کنه….فکر نمیکردم اینو یه روزی بگم ولی عاشقتم سهون….
    این چپتر خیلی لذت بردم.ممنون.جدی…خیلی ممنون!
    کاش میتونستم با آهنگش بخونم…دانلود نشد متاسفانه! خودمم پیداش نکردم!
    همینجوری عالی بود…با آهنگ که دیگه هیچی!
    :kissme: :heartme: :kissme: بازم ممنون :kissme: :heartme: :kissme:

    • مرسی که آهنگشو بهم دادی اونی
      اینجوری خیلی بهتر بود…
      حسابی تو جو داستان قرار گرفتم…عالی بود…بی صبرانه منتظر چپتر آینده ام!
      این دفعه که دوباره خوندم 101 چشممو گرفته! یه حس خاصی نسبت بهش دارم که اصلا نمیدونم چیه! خوبه یا بد!!!!!؟ نمیدونم…فقط توجه ام رو جلب کرده

  21. یه درصد فکر نمیکردم لوسیفر تاعو باشه تازه داداش شیو هم باشه :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh:
    ولی افرین به سهون وای دلم میخواد این خواهر رو بکشم :dislike:
    چرا نویسنده اینقدر قشنگ مینویسه؟

  22. یااااااااا علی :charkhesh:
    تائو کی وقت کرد لوسیفر بشه؟؟!!!
    الان که فکر میکنم باید برگردم همه ی قسمتای دوستی سهون و تائو رو بخونم.
    اصلا برام قابل درک نیییست!! (با اینکه از پوسترت فهمیدم)
    فصل دوم؟؟!!!؟
    اگه کای نباشه من چطوری موقع خوندنش کیف کنم خوووووو؟؟
    آیلااااااااااااا
    کااااااااااای :gerye: :gerye: :gerye:

  23. چیشد تاعو یکدفع ای ل.سیفر شد :huh: :huh: :huh:
    جانم تاعو با شیو داداشه؟؟؟ :huh: :huh: :huh:
    من توروابط خانواده شیومین گیج شدم چطور میتونه بل جونگهو ارتباط داشته باشه ؟؟؟ الان دی او و کای بچه های شیو و لوهانن :huh: :huh: مگه وارث ارک نباس از خون شیو باشه؟؟ اینا چرا اینقدر پیچیدس :gerye:
    سهون کی درس خوند و من خبر ندارم :huh: :huh: کای بهش یادداد :huh: :huh: ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدایی وقتی سهون اون حرفا رو میزد من هنگ کرده بودم که این از کجا این همه اطلاعاتو میدونه :huh:
    من این 101 فرشته رو نفهمیدم اینو میشه یکم بیشتر توضیح بدی؟
    کای نمرده درسته؟؟ چون اگه میمرد سهونم باید میمیرد اما اینطور نشد :wooo: ایششش اینا چرا یروز خوش نداشتن اخر سر این که یه روز خوش نداشتن عقده ای میشم :daqun:
    میگم اون کلاغه همون سکیونگ (نامزد کای)نیست ؟؟؟؟؟

  24. نمیدونم چرا
    ولی به طرز عجیبییییییییییی به تاعو حس خوبی دارم
    خودم میدونم,من یه ذره مشکل دارم
    ولی حرف های سهون خیلی با جذبه بود,خوشم اومد
    نکنه اون کلاغه سفید واقعا کلاغه اصلا آدم نیست؟؟
    یا اون جاسوسه فکر کنم سه کیونگه
    یه حسی بهم میگه کای زنده نمیشه،سهونم میمیره ولی تو زندگی بعدی بازم عاشق هم میشن.
    در کل وقتی هر قسمتو میخونم تا 1 ساعت تو توهم به سر میبرم
    همین الانم داشتم اون بخشی که سهون میگه تنها دلیل زندگیم رو گرفتی رو باز سازی میکردم.

  25. نمی دونم چرا ولی یه حس خیلی خیلی قوی به من میگه جاسوس شیومین،سه کیونگه و با کاری که با کای کرد امکان زنده شدن کای وجود داره!این حس منه!!!!!
    خسته نباشی
    مثل همیشه عالی بود :like:

  26. واو?خیـــــــــــــــــــــــــلی هیجان برانگیزشد?تائو!!!!!!لوسیفر!
    ولی چرا عجقم باید اینهمه کتک بخوره!?پیشی من???
    کایــــــــــــــــــــــا کوجایی که سهونتو کشتن???

  27. یه سوال فنی…
    خواهشا جواب بدید!! :chebedunam:
    مگه هیلر و شکارچی ها بهم وصل نیستن…مگه اگه یکیشون ضعیف شه اون یکی هم ضعیف نمیشه؟یابمیره اون یکی هم می میره….
    چرا کای مرد ولی سهون زندس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :huh:

  28. ییییس هیلر اومدم بخونم بعد از یه قرن از اپ شدنش خخخخ
    خیلی دیر به دیر به سایت سر میزنم خاک تو ملاجم
    خلاصه امشب اومدم تک به تک فیکهای عقب افتادمو دارم میخونم
    ممنون که با وجود تمام مشکلاتت بازم مینویسی

  29. سلام
    من تازه به جمع خواننده های داستانتون پیوستم
    انقدر داستانتون قشنگ بود که من آدرس اینجا رو به دوستم دادم که حتنا هرجور که شده این فیک رو بخونه
    میخواستم ازتون بابت نوشتن این داستان بسیار زیبا تشکر کنم smile
    امیدوارم من رو هم از این به بعد به عنوان یکی از خواننده های داستانتون بپذیرید :byebye:

  30. ایلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا جوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  31. همون اول گفتم چرا تاعو تو پوستره اونم اینجوری واییی تاعو آخه؟؟!خیلی این قسمتای آخر هیجانی تر شده .ممنون خیلیییی خوب بود.نه خسته.

  32. این قسمت رو چنددد بار خوندممم!!!خیلی دوسش داشتممممم!!!وااای عالییی بودددد..خیلی جذابببب بووووددددد…اجی معرکه ای…..انقده خرذوق شدم وقتی دیدم از نظرا راضی بودی!!! :yeees: امیدوارم همیشه همینطور بمونی.چون فیکت ارزشش بیشتر از این حرفاست.واااقعا فیک با ارزش و جالبیه :heartme: جا داره یه خسته نباشیددددد بلندم بگم بهت :myheart:

    • راااستی اهنگم معرکه بود ^^
      عررر sad(( تائو پاندام لوسیفر بود :|((( هقق هق هقیات :|
      ولی خو اجمال نداره smile) خیلی ایده جالبی بود.مطمئنم به فکر هیچکس نرسیده بود تائو لوسیفر باشه :yeees:

  33. میگما میشه بیای من مغزت رو باز کنم ببینم اینا رو از کجات در میاری؟؟؟؟؟ :huh: :huh: :huh:
    این قسمت فوق عالی بود انقدر که یهو همه چیز رو فهمیدم مخم پکید

    :myheart: :myheart: :myheart: :dislike: :dislike: :dislike:

    وای دلم نمیخواد هیلر تموم شه :cry: :cry: :cry: :cry:

    زود زود اپ کن دوست دارم :becharkh: :becharkh:

  34. سلام…مرسیییییییی خیلی خوب بود…من هنوز هم باور نمیکنم که تاعو لوسیفره…..کاییییییییییییییییییییییی??????کاییییی برگرد….راستی یه چیزی من هم مثل شما20فروردین به دنیا اومدم…یعنی تولد من و شما تو یه روزه….جییییییییغ….البته من 7از شما کوچیکترم ?????

  35. ععععع اون تاعوی لوس مظلوم مهربون گوگولی؟؟؟؟لوسیفرررررر بود؟؟؟
    ولی خداییش عااااشق این فن فیک شدم :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme:

  36. اننممم با گوهم یکی شدد??الانن فقط استرس دوتا چیز دارم
    یک اون کلاغ سفید جان کیه…دوووو واقعاا کایو نمیحوای بر گردونی?!؟؟میشهه هاااا ..فکک کن بههش???
    دلم برا سهون خییلیی مییسووزههه خداایی گناه داره…
    خیلی از موضوع راضیم تا الان…ولی همیشه عدالت رعایت نمیشه
    تو یه جاش گفتی که حتما بالاتر از قدرت و جایگاه شیومین کسی هست…خوب اونجا منظورت خدا بود!؟اگه بود که حواست به عدالت داستان باشه…بهه معنااا واقعییی فشار زندگیشونو من حس میکنم وقتی میخونم هر قسمت فیکو…هر قسمت سنگینه
    هم حسی هم فکری :becharkh:

  37. یعنی الان واقعا واقعا دیگه قرار نیست کای رو ببینمیم؟ نمی دونم چرا ولی نمی تونم باور کنم که کای مرده! هنوم دنباله اینم که یه معجزه ای رخ بده و کای دوباره به زندگی برگرده! هر وقت فکر می کنم کای مرده اشک تو چشمام جمع میشه :cry:
    واقعا دلم می خواد بدونم در زمان مرگ کیونگسو و کای و سونگمین چه اتفاقس افتاده به صورت کامل! همیشه فقط تیکه هایی ازش گفته میشه ولی می خوام به صورت کامل بدونمش کاش یه قسمت به اون زمان و اتفاقاش پرداخته بشه! تازه هیچ وقت تو حرفایی که از گذشته زده شده آشنایی زیادی از شخصیت سونگمین بهمون داده نشده فقط چند بار اسمش برده شد!
    خیلی خوب بود ممنون و همین طور از اپ دیت زودت هم ممنون خسته نباشی :heartme:

  38. اونی من مطمئن شدم تو به مرگ خواننده هات که نه حداقل به مرگ من کاملا راضی ای که اینطوری میزاریمون تو خماری.اونیییییییییییییییییییییی خیلی قشنگ بود. عاشقتم بوس بوس. :kissme: :kissme: :kissme: :kissme: :kissme: :kissme:
    شیومیننننننننن :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh:

    سهونننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh:
    کاییییییییییییییییییییییی :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum:
    تائوووووووووووووووووووووووووو!!!!!!!!!!!! :becharkh: :becharkh: :becharkh: :becharkh: :becharkh: :becharkh: :becharkh: :becharkh: :becharkh: :becharkh: :becharkh: :yeaahh: :yeaahh: :yeaahh: :yeaahh: :yeaahh: :yeaahh: :yeaahh: :yeaahh: :yeaahh: :yeaahh: :yeaahh: :heeey: :heeey: :heeey: :heeey: :heeey: :heeey: :heeey: :heeey: :daqun: :daqun: :daqun: :daqun: :daqun: :daqun: :daqun: :daqun: :daqun: :daqun: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum:
    مامانننننننننننننننننننننننننننننن من مرگگگگگگگگگگگگگگگگ :nanahat: :nanahat:
    ممنون اونیی مثل همیشه عالی بود خسته یوخ. :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :byebye: :byebye: :byebye: :byebye: :byebye: :byebye: :byebye: :byebye: :byebye: :byebye: :byebye: :hiii: :hiii: :hiii: :hiii: :hiii: :hiii: :hiii: :hiii: :hiii: :hiii: :hiii: :hiii: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart:

  39. خیلیییییییییییییییییی عالی بود… :rose:

    کای مـــــــــــــــــــرد؟؟؟؟یعنی واقعا مرد؟؟؟؟یعنی باور کنم؟؟؟ :aaar: :aaar: :gerye: :gerye: :daqun: :daqun:
    منکه میدونم داری باهام شوخی میکنی… :mazlum: :mazlum: :aaaa: :aaaa:
    اگه کای بمیره که از نظر من داستان تموم شدست… :gerye: :gerye:

  40. خب..من طبق معمول هر قسمت تو هنگم??
    بازم مثل همیشه گل کاشتی…❤~❤
    هر چند من دلم برای سهون کبابه ولی روشنه…خیلی امیدوارم…??
    خیلی زیاد خسته نباشی…?
    امیدوارم زودتر مشکلاتت حل شه و فصل جدیدم زودتر شروع شه…^^
    موفق باشی…?

  41. :heartme: :heartme: :heartme: :heartme:
    لوسیفر تایو بوده ؟؟؟ ینی اونموقع هم که همکلاسی سهون بوده لوسیفر بوده ؟ ینی میدونسته سهون هیلره ؟؟؟
    شیومین چقدر درد و سختی میکشه هییییییییییییی
    آیلا الان کای نابود شده ؟ اگه از آرکیدیا بره پس ینی قرار ه متولد بشه تو زندگی بعدی ؟
    نمیشه نرررره ؟؟ نمیدونم چرا هنوز امید دارم من خیلی خیلی به معجزه اعتقاد دارم اینکه یه چیزی و یه اتفاقی پیش بیاد
    سهووون خیلی دوسش داشت و الان خیلی تنهاست کاااااااای :gerye: در کل ذهنم پرت اینکه کای نباشه نمیشه . هییییییییییییی
    :daqun: :daqun: :daqun: :daqun:
    آجی خسته نباشی :kissme:

  42. سلام…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه………….من باور نمی کنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم :gerye: :gerye: :gerye: ……………………………….چراااااااااااااااا؟؟؟چراااااااااااااااااااااااااااا تااااااااااااااااااااااااااعو………..ای خـــــــــــــدا؟؟؟؟………………………………. :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: دارم میمیرم از وحشت…………………..خییییییییییییییییییللللللللللللللللیییی سوپرایز هیجان انگیزی بود …………عاشقتم آیلا ولی تورو خدا یکم مهربون تر از این سوپرایزا بزار که من قلبم ضعیفه…….ولی مثل همیشه عالی بودی…….عاشقتم……..فایتیییییییییییییینگ :yeees: :yeees: :yeees: :nish: :nish: :heartme: :heartme: :heartme:

  43. سصلام سصلام سلاممم….واااااایی کی اپ کردین ک من ندیدممممممم :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: اقاا ینی من در حد تیم ملی گیج شدم کیونگسو یه دفه از گجا اومد و چطور شیومین پدرش شدددددددددد؟؟؟؟؟؟
    چلییییییییییز جواب بدین :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry:
    به هر حال میدونم نمیدین :dislike: :dislike: :dislike: :dislike:
    کلن خیلیییییییییییییییی خووب بود خیلیل خیلی خیلی معرکه بود من عااااااشق تاشا شدم قربونش برم مننن….اووووووف سهون خوب تاعو رو خیط کرد ااااا اصلا انتظار نداشتم لوسیفر معروف تاعو کثااااافت باشههه الهی گور ب گور شه :nish: :nish: :nish: :qorqor: :qorqor: :qorqor: :qorqor: :chebedunam:
    بهنرینی تو نویسندههه.ممنونم از اینکه با وجود گرفتاری نوشتی اونم ب این خوبی :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme:
    بی صبرانه منتظر اپ کردن دباره امممم :kissme: :kissme:

  44. تایووووووووووووووووو وااتتتتتت؟نههههههههه بیشور عوضییییییی دوروووو ازش متنفرمممممم من فک میکردم واقعا ادمهههههه پس بگو چرا کای از اینکهسهون باهاش باشه خوشش نمیومدد
    حالا جدی جدی نمیشه کایو برگردونن هیییییع
    فک کنم اون سفیده همون عقاب سفیدس
    وااای عاشق سهون شدم تو این قسمت لایکککککککک

  45. یبار تو عمرم فک کردم تائو ادم خوبه ی داستانه :heeey:
    لوسیفر از اب درومد :heeey:
    ینی من راجبه کسی نظر ندم بهتره..اخه لوسیفر؟کیییللل می ناموسن :khande:
    الههی شیومینه مادررر…مارشمالویییی مننن..شیوهان عیز اوری ثینگ :aaar: :heartme:
    خیلی از حرفایه سهون خوشم اومد،خیلی باجذبه حرفید واقعا عشق کردم :kissme: :yehet:
    مشاور کیم؟کیم جونگده؟کیم جونمیون؟کلاغه سفید؟
    خیلی از اینکه اینجوری به شک کردن بیوفتم خوشم میاد :nish:
    مرسی از اهنگ
    من همیشه دان میکنم..کاره همون عینک سه بعدیو انجام میده :nish:

  46. این که گفتی به خوبی و خوشی تموم میشه امیدوارم کرد :yehetohorat: البته دیگه کای رفته :gerye:
    ممنون .دوست داریم هم فیتو هم خودتو :kissme:

  47. جوری اخه تاعو.لو سیفره..اخه تو قسمتای قبل اونطوری ک رفتار میکردو نگران سهون بودد..همش کمکش میکرد.. حسش و…
    ی سپال دیگه کلاغ سفید.. متوجه نشدم منظورشو.. میشه ی کوچولو توضیحش بدی.. مرسی عزیزم :*

  48. وای این قسمت چه هیجانی داشت…
    اصلا فکر نمیکردم تائو لوسیفر باشه…!!!
    پوستر این قسمت رو که دیدم گفتم ااااا تائو اینجا چیکار میکنه…!!!
    نگو آقا لوسیفر بودن…

  49. همه ی شخصیت های اکسویی تو داستان خوبن به جز تاعو…اصلا چی شد یه هو!!! :huh:
    شیومین و تاعو داداش ؟؟؟ چرا بچه ی یه شکارچی و هیلر باید جانشین باشه مگه یه نژاد دیگه از اونا برتر وجود نداره مثل سوهو :wooo:
    خیلی دستت درد نکنه منظر قسمت بعدی هستیم :heartme: :heartme:

  50. وااااااایییییی این داستان و همه پیچیدگیاش محشرههههه :like:
    ولی من دارم مثه چیییی حرص میخورمممم خیلی واسه سهون و کای ناراحتم :aaar:
    عاقاااااا اخه چجوری میتونی انقد قشنگ بنویسی که ادم حظ کنهههه❤️❤️
    کااااای توروخدا نمییییییر :gerye:
    بدجوری منتظر قسمتای بعدیم :smile:
    مرسی کلللیییی واقعا دمت گرم :myheart:

  51. عاغا
    سه کبونگ جاسوس شیومینه ؟ :write:
    من حس میکنم کای رو هم نکشته اون چیزا که ریخت روش خوبش میکنه آره ؟ :daqun:
    گونا داره آخه :aaaa:

  52. من هنوز واسه کای ناراحتم :aaar: :aaar: :cry: :cry: :gerye: :gerye: …..ولی هنوزم ایمان دارم که زندس :nish:
    خیلی قشنگ بود :cheshmak:
    مرسیییییی :heartme: :heartme:

  53. :yeees: افرین سهونااااااااااااااااااااااااااا کای را رافراز نمودی :yeees:
    :myheart: دستت سلامت خیلی خوبی :myheart:
    :yeees: امیدوارم مشکلاتتم زود زود حل شن :yeees:
    :nanahat: اوخی تاعوووو من تاعو بد دوس ندارم :nanahat:
    :cry: اصلا به بچه میاد :cry:
    :qorqor: یااااا شیومین بپر برو دیگه اینهمه ادمو با تر و دلهره معطل کردی :qorqor:
    :qorqor: و همچنان میخوام این اوه سه یون رو جوووووووووووووووری چکش بزنم
    :qorqor: جوری چکش بزنمممممممممم که بره بچسبه به دیوار دنیای میانی برم نگرده :qorqor: :qorqor: :qorqor: :qorqor: :qorqor: :qorqor:
    :qorqor: :qorqor: :qorqor: :qorqor: والا دختره چندش نچسب….. :qorqor: :qorqor: :qorqor: :qorqor:
    :kissme: سپاس :kissme: :
    :gerye: ممنون که دل ما کیلرا رو شاد میگردانی :gerye:
    :cheshmak: :cheshmak: دوستت دارم موفق باشی :cheshmak: :cheshmak:
    :yeees: فایتینگ :yeees:

  54. عاااااااالی بود مثل همیشه ولی هنوز باورم نمیشه که تاعو لوسیفر بود :wooo: اخییی سهونی بدبختم :gerye: کای چراااااا چرااا مردی؟؟؟ :gerye: :gerye: :gerye: فیکت واقعا محشره عالیه فایتینگ :smile:

  55. واااااااااااااای چجوری ی فیک میتونه اینقد خوب باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    تاعو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    هروخ این فیک آپ میشه احساسیو بهم میده که ادیسون تو اختراع برق داشت ….
    در این حد ….
    ممنون و منتظرررررررررررررررررررررر…

  56. آخه تاعو ؟؟؟؟؟؟؟
    کسی که به نظرمن بی آزار ترین بود ….

    وای خدا این معز خلاقتو از کجا آوردی عالیههههههههههههههههه

    فقططططط کای رو برگردون اینطآری داستان خیلی جداب تر میشه البتع الان نه یگم بگذره … یهویی تو یه موقعیت حساس پیداش بشه smile)))) :becharkh:

  57. واااااااااو. :becharkh: اصلا فکرشم نمیکردم که تاعو لوسیفر باشه!!! :becharkh: :charkhesh: :gerye: خیلی شوکه شدم!! :mazlum: خیلی غیر قابل پیش بینی بود. :becharkh: دمت گرم. :like: هنوز بخاطر هنگم!! :wooo: :wooo:
    سهون چقد شجاعانه با تاعو حرف میزد!! :yeees: :yehet: مثل کساییه که چیزی برای از دست دادن نداره. :mazlum: درسته که کای مرده؛ :mazlum: ولی باید مواظب جونگهو باشه. :cry:
    وای.جونگهو رو از سهون نگیرن! :gerye: :charkhesh: ! کاش زودتر شیومین دست بکار بشه!! :yehetohorat: :like:
    از این ایمان سهون،به دوستاش و شیومین،و کلا مخالفتش با تسلیم لوسیفر شدن خیلی خیلی خوشم اومد. :yeees: :yehetohorat: :like: چقد قشنگ تاعو رو عصبانی کرد!! :nish: :becharkh: حال کردم. :like: :yehet: هوووووف!! :heeey: دوس دارم خواهرش ج/ررر بدم!!! :qorqor: :qorqor:
    اونجا که شیومین با تاشا حرف میزنه منظورشون از “مشاور کیم” احیاینا بابای سوهو نیس؟؟؟ :huh: :becharkh: یا من دچار توهم شدم؟؟!! :wooo: منظورشون از “کلاغ سفید” چیه؟؟ :huh: :gijiviji: “کلاغ سفید” کیه؟؟؟ :mazlum: چرا اگه پیداش بشه،نجات دادن سهون سخت میشه؟؟ :daqun: عررررررررر. :gerye: من دارم دیووونه میشم!!! :becharkh: :charkhesh:
    وای،شوخی میکنی؟؟! :yehetohorat: :yeees: !فصل دوم هم داره؟؟ :yehetohorat: آخ جووووووون. :yehetohorat: :like: :charkhesh: یعنی الان آخرای فصل یکه؟؟ :mazlum: :daqun: :cry: کی فصل دو رو میذاری؟؟ :nish: :yehetohorat:
    عااااااااااااالی بود :like: :myheart: .واقعا عالی بود. :yehet: :yehetohorat: :yeees: بهت افتخار میکنم!!!! :yeees: :rose: :heartme: دمت گرم. :myheart:
    منتظر ادامش هستم بدجووووووووووووور!!! :bunny: :bunny: :yehet:
    فایتینگ :kissme: :heartme: :rose:

  58. من هزاران سوال و نقد دارم ولی نمیشه ینی ترجیع میدم اینجا عنوان نکنم.ولی شدییییید دلم میخواد صحبتامو یه جوری بهت برسونم. :smile:

  59. من از همون اولم به تاعو حسه خوبی نداشتم :/
    میدونسم یه ریگی به کفششه! :|
    وایییییی مرسیییی
    عین همیشه عالیییییییی ♡___♡

  60. من الان هنگم :daqun: الان یه حسی دارم مثل اینکه داستانو نصفه نوشته باشن…مشکل از تو هم نیست آیلا جون…مشکل از خودمه خیلی رفتم تو کفش…الان تو خماری کاری ک شیو میخواد بکنه و کاری که سه یون میخواد بکنه و آینده جونگهو و شیو و خیلی چیزای دیگه موندم…قششششششنگگگگگگ تو باتلاق خماری گیر کردم الان…اون یه تیکه با آهنگ خیلی ترسناک شده بود…اصلا خوف برم داشت…سهونم ک معلوم نیست این شجاعتش از کجا اومده…حالا همه اینا ب کنار محیط و داستان رو که برای خودم تصویر سازی میکردم شبیه یه جایی شده بود ک قبلا هم دیده بودمش بخاطر همین تاثیرش روم هزار برابر شده بود…الان قیافه من دیدنیه…عین کسایی شدم که به مغزشون بوتاکس تزریق کردن…
    الان من اینم :becharkh:
    مثل همیشه فوق العاده…ببخشید که بخاطر اصرارای ما تو زحمت افتادی و با وجود همه مشکلاتت این قسمت فوق العاده راز آلود (از نظر من راز آلود البته) رو آپ کردی…همیشه از هیلر حمایت میکنیم…همیشه از نوشته هات حمایت میکنیم…چهارتا استخون دستمونم تو دهن حسودا خرد میکنیم…وااااللللللاااااا…
    ولی نمیدونم چرا وااااقققققعععععاااااا نمیدونم چرا این قسمت علاوه بر سورپرایزاش خیلی حالمو یه جوری کرد…سورپرایز تو فیک زیاد داشتیم ولی هیچوقت اینجوری نشده بودم…نمیدونم چجوری این حس عجیبو توصیفش کنم…بیانش خیلی سخته…ولی یه حس عجیب خییییییلیییییی آشناست…نمیدونم کسی میتونه منو درک کنه یا نه…
    فک کنم دارم دیوونه میشم،یادم باشه یه سر به دارلمجانین بزنم :nish:

  61. ووووای دستت دردنکنه خیلی عالی بوددددد ولی من هنوزم منتظرم تموم شه دوباره از اول کامل بخونم خخخخخخ مرسی من فقط دوگانگی گرفتم چرا مردن کای کل آرکیدیا دید ینی میتونه علتش دختره باشه؟یا این که کای در واقع نمرده؟اصلا اصرار ندارم کای نمرده باشه نمرده باشه نهههههه دلم خیلی براش تو این دو قسمت تنگ شده جاش خخخخخخخخخخیلی خالیه

    • ووووای دستت دردنکنه خیلی عالی بوددددد ولی من هنوزم منتظرم تموم شه دوباره از اول کامل بخونم خخخخخخ مرسی من فقط دوگانگی گرفتم چرا مردن کای کل آرکیدیا دید ینی میتونه علتش دختره باشه؟یا این که کای در واقع نمرده؟اصلا اصرار ندارم کای نمرده باشه نمرده باشه نهههههه دلم خیلی براش تو این دو قسمت تنگ شده جاش خخخخخخخخخخیلی خالیه آها راستی یه سوال یه جایی از داستان یادم میاد لوسیفر قبلا یه هیلر بوده که جدا شده ینی برادر وارث هیلر بوده؟شکارچیش کی بوده؟یا من قاطی کردم؟ لطفا زودتر آپپپ کن پلیزز خشک میشم از انتظار

  62. مثل همیشه خوب بود

    فقط کای نمرده دیگه برمی گرده نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :cry: :cry:

    بی صببرانه منتظر قسمت بعدم :yehetohorat:

  63. مثه همیشه عالی بود عااااااالییییی :heartme: :heartme: :heartme: واقعا قلمتو دوس دارم
    خیلی عالی مینویسی بهت تبریک میگم :heartme: :heartme: :heartme:
    تا حالا که عالی بوده ینی فصل دومش چطوریه ؟؟؟! :yehetohorat:
    کاش دوباره کای برگرده پیش سهون و جونگهون :aaar: :mazlum:
    راستی اون کلاغ سفید کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  64. آبجی جونم واقعا ممنوووونم مثل همیشه عالییییی بود واقعا هیلر یه فیک قوی هست به جرئت میتونم بگم بهترین فیکی که تا حالا خوندم هیلره.موضوعش طوریه که آدمو شدیدا به خودش جذب میکنه و هیچ کم و کاستی نداره .
    ولی خداییش شدیدا جا خوردم.آخه اصلا انتظار نداشتم که تائو همون لوسیفر باشه .وبه نظرم بهترین صحنه ی این قسمت هم همون جایی بود که سهون فهمید تائو همون لوسیفره.
    حالا میمونه کای. واقعا هیچی ندارم بگم.مرگش خیلی ناراحت کننده بود.نمیدونم امکانش هست که کای زنده بشه یا نه؟ چونکه فقط انسان ها بودن که بعد از مرگ و حسابرسی دوباره با یه اسم جدید متولد میشدند ولی کای دیگه به شکارچی تبدیل شده بود و انسان نبود .حالا نمیدونم چه اتفاقی میفته. واقعا این فیک غیر قابل پیشبینیه و همین ویژگی هم باعث جذابیتش میشه.
    آهنگ هم خیلی با فضای داستان جور بود طوری که انگار کل اون اتفاقات توی دنیای میانی رو میتونستی جلو چشمات ببینی.
    خب آجی جونم بازم ممنونم بابت داستان قشنگی که واسمون مینویسی . :myheart: :myheart:
    خسته نباشی. :myheart: :myheart: :myheart: :myheart:

  65. مرسی مرسی مرسی مرسیییییییییییییی
    واقعا عالی بود… محشررررر بود.
    ایده هاتون واقعا جذاب بودن. خیلی جالب یه دنیای جدید با قوانین جدید درست کردین. واقعذ خارق العادس smile
    حیف این فیک. واقعا خیلی تو ایران خواننده داره اما می تونست تو سطح جهانی هم کلی اسم در کنه.. امیدوارم برنامه واسه ترجمش داشته باشید.
    خیلی ممنون بابت این قسمت.
    خسته نباشی
    پ.ن: کایییییی، خواهشا برگردهههههه

  66. تاعو لوسیفره :wooo: واقعا شکه شدم 4 بار اون تیکه رو خوندم تا باورم شد :chebedunam: سهونه شجاع رو دوست دارم ولی خیلی ناراحت کنندس :cry: یعنی کای دوباره برمیگرده :gijiviji: خیلی دوس دارم بفهمم کلاغ سفید کیه :gijiviji: منتظر قسمت بعدی هسدم :nish:

  67. هعیییییییییییییی ……
    کاییییییییییی :aaar: :gerye:
    کومائو چینگویا
    عاولی
    خسته نباشی
    انشالله مشکلتم حل شده باشه و اگه حل نشده حل بشه
    منتظر ادامه ی فیکتم
    وایییی اون فصل بعدیش ک میگی قشنگهههههه …….
    واییییییییی ……
    مشتاقم زودتر بخونمش :heartme: :kissme: :rose:

  68. اه هر کسی که به سهون نزدیک شد در واقع همگی ی ربطی به دنیای اینا داشت
    یعنی اصلا ادم معمولی توی زندگیش نبود
    مرسی عالی بود :myheart: :myheart: :myheart:

  69. اتفاقا چن روز پیشا ک داشتم هیلرو برای بار 1000 میخوندم با خودم گفتم دیگ خبری از تاعو نیس :| بیا اینم خبر :| ولی دیگ واقعن فکر اینجاشو نکرده بودیم :yeees: به شدت شدت منتظر ادامم و نگران شوورمم هستمممم :aaaa: کااااااییییی :gerye: از سهون این قسمتا هم خیلی خیلی خوشم میاد ولی خدایی تاعو عجب فیلمیه :| سوالی ک دارم اونه که تاعو میگفت یه برادر داره که نامزد مینی ئه و اینا اونا واقعی بوده؟ برادرش کیه؟

  70. آقااااااااااا
    ینی چیییی ؟؟؟
    ینی واقعا کای مرد ؟؟
    اخه مگه میشه 56 قسمت جون بکنه بعد بمیره
    نههههههههههههههه آیلااااااااااااا

  71. عاااالی بووود…
    امیدوارم بفهمیم چرا شیومین نتونس کایو نجات بده…این قضیه که خیلی دوسش داشت و مرگش واقعا ناراحتش کرد واضحه?
    الان سهون دیگ واقعا چیزی برای ازدست دادن نداره…ازاین شخصیته شجاعش خیلی خوشم میاد(گرچه غم انگیزم هست)
    شیومین تصمیم داره تاعو رو ازبین ببره؟!!
    ینی جاسوسش کی میتونه باشه؟!!⊙_⊙
    ممنووون…خسته نباشی❤?

  72. تائووووووو :huh:
    تورو خدا نگو واقعا واقعانی کای مرد :gerye: من هنوز امید داشتم زنده بشه :gerye:
    ایول سهون عجب جوابی داد به تائو :nish:
    اجیییییی میسی

  73. واااااای عشقم ازیه طرف کفم برید به خاطر هیجان داستان :like: :like: :like: :like: :like: :like: :kissme: :kissme: :kissme: :kissme: :kissme:
    ازطرفه دیگه هم اخخخخخخخخخ جون همشری هستیم جووووووووون :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh:

  74. الان دقیق بخوام حالمو بگم یکم هنگم
    تائو :wooo:
    نمیدونم چرا همش دارم حس میکنم کلاغ سفید همون کای سیاه خودمون که دوباره متولد شده خودم میدونم توهمه
    خب تقصیر شماس وقتی تائو لوسیفره احتمالا کلاغ سفیدم زغالخته خودمونه دیگه
    خلاصه این که عالی بود ممنون
    و خیلی دوست داریم ماهایی ک کامنت میزاریم و اون گشادایی که نمیذارن ولی دوست دارن

  75. مفهوم چیزی که توی پوستر نوشته شده چیه؟!بهم توضیح بده لطفا!میخوام بدونم تا چه حد به اون چیزی که فک میکنم نزدیکه.
    قسپتی که سهون درباره ی انسان ها حرف میزنه و 101 محافظ که به زمین تبعید شدن… این از کجاس؟!چرا نسل انساتو اینطور گفتی میخوام بدونم
    آیا اینا از تورات یا انجیلن یا خودت نوشتیشون؟!
    19.19تایید شد
    ممنونم

    • معنیش اینه
      شاید شما باید تاریکی رو قبل از تحسین روشنایی بشناسید یعنی اینکه تا وقتی تاریکی رو به درستی نشناسید نمیتونید روشنایی رو ستایش کنید یعنی اینکه اول باید بدونی تاریکی چیه تا روشنایی برات جلوه کنه

  76. وای وای عالیییی فوق العاده!!!!! ینی اونجا که گف هنوزم
    میتونی منو تاعو صدا کنی هنگیدم چن بار خوندم که ببینم درست فهمیدممم !!!!تاعو!!!! آجی با فیکت یاد کنستانتین میوفتم !فضاش مث اونه :heartme: آهنگم هم ملودیش هم متنش با فضای داستان خیلی مچ بود :like: خسته نباشی :like: خیییییلی خوب بود :kissme:

  77. من میدونستم من همیشه میدونستم گول اون چهره مظلومو جیغ جیغوو زر زروی تاعو رو نباید خورد :qorqor: :qorqor: :qorqor: یعنی اونقدری که از سه یون بدم میاد از سه کیونگ بدم نمیاد :nanahat: امیدوارم کای بیاد با شوالیش همه اینا رو نابود کنه :yeees:
    خیلی خوب عشقم مخصوصا وقتی با آهنگ داشتم میخوندم موهای سرمم به ارتفاع چند متر سیخ شده بود :charkhesh: :charkhesh:
    منتظره قسمت بعدیم افتضاحا.ممنون :kissme: :heartme:

  78. خب من که حسابی با دقت خوندم و لذت بردم وجا داره بگم تف تو روی سه یون :qorqor: دختره ی اسکل بدبخت.تاعو بهش نمیومد ازین غلطا بتونه بکنه خیانتو و جنگ داخلی و اینا…اون جاسوس کیه؟؟؟ سه کیونگ شاید بخواد سهون و جونگهو رو نجات بده ولی اگه جاسوس شیو بوده باشه که کای رو نمیکشت :wooo: آقا این سوهوی بدبخت کجا رفت خبری ازش نیس :gijiviji: فرض کن سوهو جاسوس باشه خخخخ.آهاااا و اینکه خییلیییی خوبه که فصل دوم هم داره چون اصلا دلم نمیخواد که تموم بشه واقعا داستانش هیجان انگیزه :heartme: :like: و یه نکتهههه شاید من اشتباه یادم مونده اما مگه اینجوری نبود که اگر شکارچی یه هیلر نابود شه اون هیلر هم دیگه مهلتش تموم میشههه؟؟؟ :gijiviji: :wooo: :chebedunam: نمیدونم والا…بازم مرسی خسته نباشی :myheart: :heartme:

  79. شاید باور نکنی اما هیلر اولین. فیکی هست که من واقعا عاشقشم و برای قسمت های بعدیش لحظه شماری میکنم.این قسمت عالی بود مثل بقیه قسمت ها. واقعامرسی از زحمت هات :heartme:

  80. یعنی هر کسی به ذهنم رسید لوسیفر باشه به جز تاعو :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: خیلی عالی بود :heartme: :heartme: :heartme: خیلی هم دوستش داشتم :rose: :rose: :rose: :rose: من که بی صبرانه منتظر قسمت بعد هستم :myheart: :myheart:

  81. یعنی لحظه ای که توضیح دادی لوسیفر ویژگی هاش چیه و یه زمانی منبع آرامش سهون بوده، صد درصد حس کردم تائو عه!!!! چند خط پایین تر که اسم تائو رو دیدم اصن همین جوری مونده بودم!!!
    چرا همیشه توی داستانای خوب، یه آدم خوب که همیشه توی حاشیه س و دیده نمیشه، میتونه منبع تمام بدبختیا باشه!!؟؟؟ sad(((((
    چقد من فکر میکردم تائو خوبه! :|
    من هنوزم فکر میکنم کای زنده میمونه، یا زنده میشه….
    اون کلاغ سفیدم احتمالا سورپرایزمون میکنه…؟ ینی شخصیه که از اول داستان میشناختیم…!؟
    و اینکه اون نیروی نفوذی که الان داره به شیومین کمک میکنه، شیوونه؟
    نیست…؟ هست…؟
    چه وضیه آخه :nish:
    مرسی از اینکه زود آپ کردی و مرسی از آهنگ، خیلی مناسب بودش…

  82. راستش قسمت قبلی که کای مرد من هنوز امید داشتم یه راهی برای برگشتش باشه…ولی این قسمت کلا ناامید شدم..ناراحتیش برام بیشتر بود…
    این کلاغ سفید کیه؟؟؟ بالاتر از لوسیفره؟
    عاقا من میگم این جاسوس شیومین ممکمه سه کیونگ باشه…نمیدونم حس میکنم شاید میخاد گذشته رو جبران کنه و خودش به آرامش برسه…
    پلیز قسمت بعدی رو زود بزار منکه بیصبرانه منتظرشم….کلا هیلر برام پر از اتفاقای غیر منتظزه ست
    فایتینگگگگ چینگووو :myheart:

  83. اینقدر کلمات و خوب انتخاب کردی و جملات و صحنه هارو قشنگ توصیف
    کردی که احساس کردم دارم فیلم میبینم . :yehetohorat:
    از خوندنش واقعا لذت بردم ممنون عزیزم و خسته نباشی :heartme:

  84. تاعووووو؟؟ تاعو لوسیفره؟؟ :wooo: :wooo: شوکه کننده ست ولی خیلییییییی بهش میاد :nish: :nish: :nish:
    اون جاسوسه همونیه که میخواست نجاتش بده؟ :huh: امیدوارم سهونو از اونجا ببره بیرون..
    عزیزم شیومین تموم مدت داشته از جونگهو محافظت میکرده؟ الهی بمیرم واسش.. :gerye: :gerye: :gerye: چ تهمتایی تاعو بهش زد :aaar: :aaar:
    این کلاغ سفید خیلی منو کنجکاو کرده..چیکاره ست دقیقا؟ از لوسیفر سرتره؟؟ :huh: :huh:
    جووونم سهون..خیلی خوب جواب تاعو رو داد..آفرین خوب لهش کرد :yeees:
    ممنون..مثل همیشه عالی بود..آهنگم خیلی بهش میومد.. :myheart: :myheart: :like:
    آخ جون فصل دوم هم داره؟ با تعریفایی که کردی خیلی مشتاق شدم بخونم.. :yehetohorat:
    امیدوارم فقط کای زودتر برگرده :gerye: :gerye: :gerye:

  85. خووووب خوووب خوببببب…
    اینجا چندتا سوال هست…
    ا ول اینکه شیومین مگه تاعو رو نمیشناخت پس چجوری رابطش با سهونو نفهمید یا حتی لوهان؟؟؟؟
    اگه لوهان مراقب سهونه یعنی تمومه این اتفاقارو از قبل پیش بینی میکرده؟؟؟؟
    ا ن جاسوس سه کیونگه؟؟؟؟
    اوووووویییییییییی خیلی جالب شده..
    آدمو به چالش میکشونه…
    مرسی..

  86. سلام اونی…ببین اونی اگ من هر قسمت کامنت طولانی میذارم و‌کلی سوال میپرسم دست خودم نیست…من فیکو یبار کامل میخونم و جاهایی ک حتی یه درصد ابهام داره برام رو‌چنبار میخونم اما دلم اروم نمیشه تا نپرسم…البت شمام ک‌ جواب این دخترک کنجکاو رچ‌نمیدی..‌
    خب از لوسبازیم بگذریم،خودم حالم بدشدsmile?
    سوالاموبترتیب میپرسم:
    ۱.ببین اجی جونگهو پسرکای و سهونه،خب چطوری میشه بخشی از‌وجود شیومین؟؟کایم ک اصن بچه شیو‌نی…اخه هیچ‌ارتباط خونی بینشون وجود نداره.‌.تازه وارث ارک‌مگ نباس بچه شیو‌باشه؟؟درسته هر کی میره اونجااز فرزندان شیوعه اما نباس ارتباط خونی داشت باشه وDNAشیو رو‌داشت باشه؟؟
    ۲.پس کیونگسو اصیل زادس خب بنی بچه لوهان و شیومین میشه اره؟؟کیونگسو‌پسر شیومین بود پ چرا این‌همه وقت یه نقشای دیگ داشت؟؟میدونم بخاطر نفرته اما شیومین خودش نمیتونست پسرخودسو ازاین نفرت زودتر رها کنه؟؟
    اوووف این سه یون بشدت رو اعصابه…چنان میگ منو با سهون مقایسه نکن و…خوبه یه چندش و بقول داداشش هر//زس…والا..اجی اگ میشه ته فیک این و سکیونگ و تاعو رو به بدترین شکل ممکن بکش دلمون خنک شه‌…تاعو،تاعو،تاعو…چقد بده افراد برای انتقام خودشونو تو قالب دوست نشون میدن…پسره کثیف…میدونستم تو‌لوسیفری،فحش دادنم رو زودتر شروع میکردم…اه‌‌ بمیری تاعو…
    راستی اون قسمتی ک ۱۰۱فرشته و…ازخودتونه یا نه واقعیه؟؟
    اونی من هرکاری کردم اهنگ باز نشد برام…?
    ابجی چن قسمت دیگ مونده؟؟خداخدامیکنم زود تموم نشه…
    تشکرات فراوان☺☺فوق العادس،فوق العاده??
    زودی اپ کن…شرمنده انقد طولانی شد…دیگ رفتم بخدا??

    • فقط یه نکته منظورم از لوسبازی اینه که خودم رو‌دخترک خطاب کردم…هه
      راستی این یادم رفت واااااااای سهونم اونجل ک گفت تنها بهونه زندگی اصن گفتم این‌پسر چی میکشه…ایلا جون یکم بهش رحم کن.‌‌
      افرین سهون افرین…قربونش برم من(ب سبک هنری?)
      میگم اینجور ک‌معلومه کای زنده نمیشه اما من هنو امید دارم…
      دیگ واقعا بای

  87. جونگهوی بیچاره :mazlum:
    خیلی دلم برا سهون میسوزه :cry: اصن این قسمت که گفت شما تنها بهانه زندگی منو گرفتین اتیشم زد :nanahat:
    شدیدن منتظره فصل جدیده هیلرم :bunny: مرسی که این قسمتو زود اوردین :heartme:

  88. شاهکار ؟؟ یه چیزی اون ور شاهکار بود هیچی نیمتونم در برابر این قسمت بگم تک تک جملاتشون عالی بود تک تک کارها تک تک حرفا همه چیز عالی بودن این سبک نوشتن با اینکه دور از واقعیته اما توصیف هات باعث شد که به راحتی لمسشون کنیم جیغغغغغغغغغغغغغغغغغ عالی بود :gerye: :gerye: :gerye: قسمت بعد جنگ واقعی رو میبینم ؟ :aaar: ممنون که اینقده خوب مینویسی اینکه یکی از خواننده های نوشته ات هستم افتخار بزرگیه جیغغغغغغ عررر عالی بود :gerye: :gerye: :charkhesh:

  89. سلام منو یادته میدونی چند وقته دیگه داستانتو نمیخونم….نمیدونم چرا یهویی دلم برای هیلر تنگ شد…..من خواننده ی پرو پا قرصت بودم ولی انقدر دیر دیر گذاشتی اعصابم خورد شد…ول کردم…اما حالا تصمیم دارم باز شروع کنم
    موفق باشی :yehetohorat: :yehetohorat: :yehetohorat: :yehetohorat: :yehetohorat: :yehetohorat:

  90. :gerye: عالییییییییییییییییییییییی عالیییییییییییی عالیییییییییییی عالیییییییییییی عالیییییییییییی عالیییییییییییی عالیییییییییییی
    مرسی. :gerye: طفلی تاعو بچم شده لوسیفر :gerye:
    :gijiviji: اگه کای مرده باشه خودمو می کشم :gerye:
    :kissme: با تچکر :becharkh: :charkhesh:

  91. عزیزم….ایلار جونی…خیلی خیلی خوب بود..مثل همیشه شوکه کننده و پر از سوپرایز…ولی دلم میخواد دلیل سه یون رو بدونم

  92. عرررررررررررررررررررر وایییییییییییی عرررررررررررررررررررر
    من هنگم اصن…خیییییییییلی سنگین بود این پارت…3 دفعه خوندم….عرررررررررر
    تاعو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اصلا درک نکردم اینجاشو …این تاعو که همون تاعوئه هیچ کس نمیدونست این کیه یعنی؟!؟ عرررررررررررررررررررر…حرفای سهون رو میخوندم ذوق میکردم -_- خیلی قشنگگگ حال تاعو رو گرفت….عرررررررررر چه قده شجاع شد یهو بچم…. عرررررررررر
    عزیزمممم جیگرم برای شیو کباب شد…بیشتر از وقتی که مرگ کای رو خوندم برا شیو غصه خوردم :gerye:
    یعنی کای واقعا مرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟حالا سهون به درک-_- شیو گناه داره خب….نمیشه یوری کای برگرده؟؟؟؟ :gerye:
    عزیزمممم کیونگسووووووووو…بخشید :yehetohorat: فک کنم جاسوس شیو سه کیونگ باشه… و اینکه علاوه بر خود دی او شیو به خاطر سه کیونگ هم از دی او خواست که ببخشدش….شاید هم چرت گفتم -_-
    من نفهمیدم….مشاور کیم کی بود؟ که خیانت کرد!؟!؟قسمتای قبل رو درست نخوندم که نمیدونم کیه؟!؟!؟کلاغ سفید چی؟!؟اصلا نفهمیدم قضیش رو!!! قسمت های قبل رو درست نخوندم یا بعدا معلوم میشه؟؟؟؟؟؟ :huh:
    چه قده طولانی شد!!!!
    خواهشا قسمت بعدی رو زود بذااااااار :gerye:

    • منظورم از یوری! یه جوری بود!!!!!!!!!!!
      راستییییییی یادم رفت….یعنی کلا از همون اول هم شیو با جونگهو ارتباط داشته؟؟؟؟چرا یهویی انقد همه چی یهویی آشکار میشه؟؟؟؟؟؟؟ :gerye:
      سهون خیلی منطقی با وارث بودن جونگهو برخورد کرد….البته اینو باید قسمت قبل میگفتم…میدونسته یا باهاش انقد زود کنار اومده؟!؟ :becharkh:

  93. یااااا خودددد خداااا.. این یکی دیگه برا ذهنم زیادهههههههههه….تاعو…همون گوگولیه…نه بابا شوخی میکنی :mazlum:
    من یهو هیحان گرفتم حالم بدههه…قاطی پاتی کردم اتصالیم حتمیه.. :gerye: :gerye: :gerye: من به شخصه بعد از تموم شدن هیلر باید یه بار بشینم بخونم ببینم اصلا کلا چی شد همچینی شد…. :becharkh: :becharkh:
    یه سوال یعنی فصل اول داستان تموم نمیشه یا فصل دوم یه ماجرای دیگس :like: :huh:

  94. جیغغغغغغغغغغغغ
    فوق العاده بود
    ای جااااااااااانم
    سهونی من چقدر با اقتدااااااااار جواب تاعو رو میداد
    عااااااااآااااااالی بود

  95. اقا تا یه ربع هنگ بودم … تاعو :wooo: لوسیفرررررر :charkhesh:
    آقا سوالی فنی دارم این چیزا رو سهون از کای شنیده؟؟؟ یا از کسی دیگه چون یادم نمیاد اینارو از اون کتابای کای خونده باشه سوادشم نداشت :chebedunam:
    الهی جونگهو قدرتی که شیو واسش میفرستاده رو به مامانش میداده ! :myheart:
    و اینکه فضولیم گلید اون جاسوسه کیه؟ :huh: … این وسط سه کیونگ چه غلطی داری میکنه ؟؟؟ جاسوسه میخوره بهش باشه ولی حس میکنم جاسوسه فراتر از سکیونگه
    هیییییی کایییییییی :mazlum: باز یادم اومد مرده :gerye: برم به گریه ام برسم :gerye:

  96. سونبه هیلر در کل خیلی عالیه ولی من از همه بیشتر این قسمتو دوس داشتم وقتیم فهمیدم تائو لوسیفره داشتم پس میوفتادم :/
    عین این کسایی که رو ابر نشستن دارن حال میکنن ولی یدفعه اون ابره غیب میشه اونام پرت میشن پایین من الان دقیقااااااااااا اونجوری بودم :/
    ولی درکل جو این قسمت خیلی خیلی باحال بود مخصوصا با آهنگه ♡_♡

  97. تاعو ….لوسیفر اصلن نمیشد فکرشو کرد …به هیچ وجه
    حالم ازش بهم میخوره
    شیومین بیچاره چقدر داغونه
    سهون چقد گناه داره بچه..چه عذابی میکشه.
    کای برمیگرده ..کای نمرده …من کای خیلی دوست :gerye:
    عالییی بود …کایو زنده کن ..کای نباشه سهونم که علاقه ای به زندگی نداره اصن داستان بدون کای :gerye:
    قسمت بعدو زودی بزار
    خیلی منتظرم ادامشو بخونم
    مرسییییییییییییییییی :heartme: :heartme: :heartme:

  98. پس لوسیفر بزرگ تاعو….
    اول اروم بود بعد وحشی شد..
    خوشم اومد شیومین اونقدراهم بیکار نبودهـ..
    جاسوس دارهـ. و خوشحال کنندســ
    حالم از خاهر سهون بهم میخورهـ…
    چقدر سعی کرد نظر سهونو عوض کنه و نتونست چون سهون امید نداشت امیدش کای بود و الان فقط منتظر جونگهو بدنیا بیاد بعدش محو شدهـ :mazlum:
    دلم واسه سهون خیلی میسوزه و خوشحالم داره مقاومت میکنهـ :bunny:
    مرسی از تو که آپش کردی :kissme:
    مرسی که وقت میزاری :heartme:

  99. سلاااااممممممممم عرررررررر فوق.العاده بوووووووووووووووووووود.
    عررررررررررررررررررررررررررر جیخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
    مرگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
    قسمت بعد عرررررررررررررررر.

  100. و یه سوال دیگه برام پیش اومده که جاسوس کیه ؟؟؟؟؟
    ایا سه کیونکه ؟؟؟؟؟
    خداااااااااااااا چرا انقدرد گیج کنندس فیکت از قسمت اول تا الان یه قسمتو راحت نفهمیدم همیشه گیج شدم سره هیلر
    بازم ممنون

  101. خیلی از جواب دادن سهون به تائو خوشم اومد
    و بالاخره شیو یه حرکتی داره میکنه
    ولی ایا واقعا کااااااااای مرده ؟؟؟؟؟؟؟ منکه باور نمیکنم تا اخر داستان
    دستت درد نکنه
    عالی بود

  102. مرسی مرسی، من تائو رو خیلی دوس داشتم اخه چررررا :gerye: من ایمان دارم کای میتونه برگرده :yeees: اون جاسوسه سه کیونگه فک کنم :yeaahh:

  103. چه قدر اولاش تاعو به نظرم موجود خوبی میومد :|
    الهی شیو چه قدر داغونه بچم
    تشکر خیلی خیلی خوب بود دلم کباب شد واسه سهون sad

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *