…Fanfiction Healer – Ch 66.But I Love YOU

سلام ببخشید دیر شد دیگه خودمم نمیدونم چرا انقدر نوشتنش طول کشید

اطلاعیه: این قسمت برای دانلوده اگه نظرات اونجوری که دانلودا هست نباشه از قسمت بعدش که قسمتای فوق مهممممم و تقریبا پایانی هست رو رمزی میکنم و فقط به کسایی که توی این قسمت کامنت دادن رمز میدم (میکا یه حرف جالبی زد: توی دبستانم بین دانش اموز خوب و بد تفاوت قائلن خواننده های تو هم دیگه فک کنم بالای 10 سال رو داشته باشن… یه فرقی بذار لطفا…) منو میشناسید دیگه هی کوتاه میام هی کوتاه میام یهو هم میترکونم جوری که دیگه وای وای… (یه متنی بعد از لینکا گذاشتم اگه دوست داشتین بخونین)

آهنگ این قسمت خیلی خوبه ها دان کنید

فیک

ohsehun40-52 (2)

آهنگ

ohsehun40-42 (2)

(کلیپ مبارزه قسمت قبل)

ohsehun40-42 (2)

(همونطور که قبلا گفته بودم این مبارزه رو دیده بودم و هرکاری میکردم چیزی بهتر از این برای اون قسمت توی ذهنم نمی امد خب منم با ذکر منبع ازش استفاده کردم شمام گفتین میخواید ببینیدش… من اصلا توی شخصیتم دزدی نیست… اگه چیزی رو ا جایی بگیرم میگم حتی ایده رو :nish:  )

یه چیز جالبی این چند هفته توی حرف زدن با خواننده هام متوجه شدم که فکر میکردم توی یکسال دیگه رفع شده باشه

تقریبا هرکسی که قبلا با من برخورد نداشته و الان با من دوست شده میگه که قبل از دوست شدن با من فک میکرده من خیلی مغرورم و کلا اخلاق خوبی ندارم و الان ازم معذرت میخواد برای فکرش

برام عجیبه… من چیکار کردم اینجوری درباره ام فکر میکنن؟ واقعا قضاوتی که از روی حرفام اینجا میشه اینه؟ واقعا؟

خب دروغ چرا من خیلی مغرورم ولی منظورم از غرور این نیست که فقط خودمو آدم حساب کنم برعکس… من خیلی سریع گرم میگیرم با دیگران و تقریبا با کسی دعوا نمیکنم مگه اینکه خودش اذیتم کنه یا به خانواده ام توهین کنه که البته جدیدا همونم واکنش نشون نمیدم حتی به کسی که بهم میگه توله و توهین مستقیم به والدینم میکنه هم جواب نمیدم چون میگم خب احتمالا اصلا نمیدونه معنی حرفش چیه و کم بودن اطلاعاتش ارزش اذیت کردن خودمو نداره ولی اگه واقعا فک میکننی من بد اخلاقم یا نه به قول بعضیا ترسناکم بیاین باهم حرف بزنیم هان؟

شایدم باهم دوست صمیمی شدیم هان؟

نظر شمام راجع به من چی بوده؟ عوض شده؟ الان چیه؟ اینارم اگه خواستین تو کامنتا بگید

در صورت بسته بودن بخش نظرات (عدم نمایش باکس کامنت بالای کامنتهای گذاشته شده) نظرات خودتون رو روی قسمت آخر (درصورت باز بودن باکس کامنت) قرار بدید

برای دریافت رمز کامنتهای خصوصی در تلگرام، ایمیل و اینستا پذیرفته نیست

Print Friendly

282 Responses

  1. کامنت قبلی نظر واسه داستان بود الان میخوام نظرم رو راجع به خودت بگم آیلا جان?
    راستش ما هیچ وقت با هم حرف نزدیم ولی من صادقانه میگم که هیچ وقت فکر نمیکردم مغروری…البته نه اون غروری که خودت گفتی چون اون مقدار غرور برای هر دختری لازمه چه بسا که خودمم مغرورم.ولی خوب میدونم که غروری که منو تو و شاید خیلیا ی دیگه داریم لازمه?حالا از غرور که بیایم بیرون به نظرم دختر باحالی هستی و راحت میشه باهات حرف زد و ازت انتقاد کرد البته همه میدونن که انتقاد با توهین خیلیییییییییی فرق داره?به نظرم آدمه رکی هستی و این خیلی خوبه منم رکم و به نظرم یه رنگ و یه رو بودن بهتر از تظاهره?? در هر حال خوشحالم که باهات آشنا شدم و این که تونستم نظرمو راجع بهت بگم?????

  2. این قسمت چقدر بدد بووود???? آهنگی هم که پیشنهاد داری خیلیی غمگین ترش میکرد???
    ولی خیلی قشنگ بود با این که گریه کردم ولی خیلی دوسش داشتم?????
    خدا کنه سهون و بچش خوب بشن?? حسم میگه لوک رفت خونه ی شیوون که جسم کای رو بیاره که شیومین زندش کنه??

  3. Omgقسمت اخرش همراه با اهنگ چقد دردناک بود تا دو سه دیقه همش جملات تاشا و چن رو میخوندم و گریه میکردم تا اهنگ تموم شد
    ایلا خیلی خوب مینویسی من خیلی کتاب میخونم مخصوصا رمانای خارجی واقعا سبک نوشتنت عالیه میتونم اینو تشخیص بدم خلاقیت هم ک ماشالا

  4. خوده آهنگه رو که گوش دادم تا 2 هفته افسردگی مزمن گرفتم چه برسه به اینکه بخام با فیک بخونمش
    ممنوووون و آهنگه هم خیلی قشنگ بود??

  5. عالییی بوددددددد????????????❤️❤️????❣?❣??❣???❣?❣?❣??❣???❣?❣??❣?❣???❣?❣??❣?❣?❣?❣???????????????❣??❣?????❣?❣?❣?❣?❣?❣???????????

  6. واااااو این قسمت چه گریه دار بود! موقع خوندنش یه کم اعصابم هم از دست بقیه خورد بود و این شد یه بهانه برا گریه ی درست و حسابی :gerye: ولی هم ارومم کرد هم ازش لذت بردم :myheart:
    راجع به حرفات هم در مورد این که رو خانوادت حساسی خوب میفهمم چی میگی. من تقریبا از اون اول که شروع کردی به گذاشتن فیک تو وبلاگ (الان دیگه بچه بزرگ شده…سایتی شده برا خودش :nish: ) خواننده ی این فیک بودم و از همون اول احساس میکردم هم خودت با بقیه نویسنده فرق میکنی هم فیکت با بقیه فیکا … اما تا حالا هیچوقت فکر نکردم که مغروری…شاید بعضی وقتا اعصابت خورد بوده باشه اما فکر نمیکنم تا به حال انتظار بیجایی از خواننده ها داشتی.ممکنه بقیه برداشت اشتباهی کرده باشن!

  7. دلم برا تاشا و چن سوخت :cry: :cry: :cry: :cry:
    کااااای برادر کجایی؟؟؟ :daqun: :mazlum: :gerye: :gerye: :gerye:
    سهون و جونگهو … :aaar: :aaar: :aaar:
    بازم عالی بود :heartme: :rose:

  8. نمیدونم چی باید بگم این داستان هیلر سهون و نگهبان کای نیست این داستان داستان ملیون ها هیلر و نگهبان این داستان داستان امید و عشق. ..و شجاعت من ممنونم فقط همین

  9. وای تاشا و چن عالیی بود :aaar: :gerye: :gerye: بهم نرسیدن…اعترافه چن.. :gerye: :aaar:
    ..یعنی سهون میمیره .. :gerye:
    کایم که مرده ..
    اصلا نمیدنم قراره چی بشه :charkhesh: :mazlum:
    مرررسی :rose:

  10. اخییییییییی چننننن عزیزمممم بیچاره خیلی گناه دارههههه تاشارو من خیای دوست داشتمممم خیلس اون قسمت رودوش سفیدش خوب بود ای جانممم
    فقط خواهشا کای برگرده من میدونم
    چانیول واقعا خیلی احمقانه رفتار کرد بکی این دفه واقعا حق داشت
    چرا همه فک میکنن سهون از رو خودخواهیش خودکشی کرده اون به خاطر ارک اینکارو کرد
    اون جمله اخرو واعا دوست داشتممممممممممم
    اجی زودتر به اپ

  11. من از همون روز اول که شروع به خوندن هیلر کردم تصورم ازت این بود که یه آدم شادو باحالی هستی(مثل خودم) :khande: :khande:

    رمان که حرف نداره ولی میخواستم بدونم نمیشه توی تلگرام هم رمان رو بزاری؟؟ :kissme: :kissme:

  12. مرسی از این قسمتو و در کل کل قسما های زیبا این داستان بسی عالی و خفن :rose: :rose:
    من با شما یک بار حرف زدم بنطر من از نوع ادم های قوی و مهربون میایدsmile البته این نطرو با توجه به داستان و حرف هایی که گاهی میزنید میگم (فقط نمیدونم چرا من یکم میترسم ازتون D: مثل کای یکم ترسناکین . ببخشیدا :mazlum:
    در کل من از اون موقعی که حرف زدیم خیلی دوست داشتم باهاتون بیشتر اشنا و دوست شم :bunny:

  13. دستت درد نکنه خیلی خوب بود :rose: :heartme: شیومین واقعا تصمیمای سختی باید بگیره هامسولیتش زیاده بچه…ای بابا کای پاشو دیگه.سهون هم که بهوش نمیاد

  14. به به بالاخره رسیدم ب ۶۶ :nish: ، تبریک ب خودم، تبربک ب زی پخاطر داشتن خواننده ی فعالی مثل من :cheshmak:
    دوس داشتم این قسمتو خیلی :heartme:
    و درمورد خودتم، خیلی نمیشناسمت، فقط میدونم مینی نویسنده ی قابلی هستی.. تو تلگرامم بت گفتم، خواستم تاکید کنم روش :bunny:
    اخلاقتم مطمعنم ادم کوول و باحالی هستی، چو‌واقعا جواب پی امامو عالی میدی :rose: مختصر و مفید smile ، کی میگه ترسناکی؟؟ :heartme: چه حرفایی میزنن بعضیا :khande: تنکس انی وی، برم به ۶۷?

  15. سلام ایلا عزیز :kissme:
    من میخوام تو تلگرام باهات حرف بزنم! :aaar: ایدیتو چطور پیدا کنم
    بی زحمت بفرست ایمیلم :gerye: خیلی دوس دارم باهات دوس بشم بچه باحالی هستی :haha:

  16. واییییی آیلا… حساس نیاش عزیزم. آدم ک با دو سه بار چت کردن نمیتونه اخلاق طرف مقابلو تشخیص بده ک! اذیت نکن خودتو. راستی…. تاریخ آپ خاصی داری؟؟؟

  17. سلام
    از اون موقع که این قسمتو آپ کردی من الان تونستم بیام و بخونمش
    چه قدررررررررررر غمگین بود خیلی خوب نوشته بودیش
    متشکر

  18. من دیگه هرروز دارم اینجارو چک میکنم….
    دخیییییی…آپ کن خواهشا :cry: :gerye:
    دیگه واقعا طاقت ندارما…همش فک میکنم یاسهون میمیره یا کای زنده میشه…
    ازین بلاتکلیفی درمون بیار sad

  19. واییییی من ۴باره دارم قسمت اخرشو میخونم و گریه میکنم عررررررر جیییییغ وای تا حالا اینقد احساساتی نشدم غیر قشمتی ک کای مرد وای راستییییی من هنوز نمیتونم باور کنم که کای مردههههههه نمرده مگه نه؟ :aaar: :aaar: عالی مینویسی فیکتو من دارم زار میزنم مامانم پوکر نگام میکنه :gerye: :gerye: همینطو عالی ادامه بده

  20. من هنوز باورم نمیشه کای مرد :gerye: :gerye: :gerye: سهون هم که به این وضع افتاده :gerye: :gerye: :gerye: پس کو هپی اند :gerye: :gerye: :gerye:
    خسته نباشی ممنووووووووووون :heartme: :heartme: :heartme:

  21. وااای ایلا میتونم بگم تقریبا سر این قسمت من عررررررررررررررررر زدم، عزیزم عشقم اخه این چه کاریه تو میکنی
    تاشا گناه داره، اخیییی یعنی اینا اصلا نمیتونستن باهم باشن
    چرا اخه
    چه قدر اون قسمت اخرش قشنگ بود واقعا خوشم اومد از متنش
    ♥♥♥♥♥♥♥♥♥
    کاااای کاااااای کاااااای کای زنده میشه ببین ایلا من کی بهت گفتم
    من میدونم من میدونم که اون ذغال سیاه زنده میشه
    سهونم سالم میمونه عررررررر یعنی چی عضو جونگهو دچار نقص شده
    د اخه این یعنی چیییییییی
    ایییییییش
    رو مخیاااااااا میام برااااتااااا
    ♥♥♥♥♡♡♡♡♡★★★☆☆☆■■■★
    ممنون خوشگله
    منتظر اپ قشنگتیم ایلایی :kissme:
    +18 یادت نره :nish:

  22. من سر این قسمت خیلی گریه کردم :mazlum: :cry:
    دلم برای چن میسوزه :aaar: :aaar:
    چرا باید اینطور میشد :aaar: :aaar:
    نــــــــــــــــــــــــــه :gerye: :gerye:
    چن چنی :gerye: :gerye:
    مرسی خیلی خوب بود

  23. عاقا من الان بالای هزار دفعس این چپترو خوندم sad(( اونقدر که برای تاشا گریه کردم دیگه اشکام خشک شده sad(
    دلم برای سهون میسوزهههههههههههه sad( :aaar: :aaar:

    خیلی دربارش بد قضاوت میکنن :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: خو بیچاره چیکار کنه sad(( عررررررررررررررررررررررررررررررر
    میگم من خیلی فکر کردم به ی نتیجه ای رسیدم :/ :mazlum: :mazlum: :mazlum:
    نکنه کای برگرده و بجاش سهون بمیرهههههههه :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar:

    اگه اینطوری بشه من خودکشی میکنمممممممم :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum:

    جاااااان من هردوشون زنده بمونن :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum:

    راستی ی سوال : تو فصل اول همه چیز مشخص میشه ؟؟؟ یا فصل دوم ؟؟
    ی سوال دیگه :mazlum: تاعو لوسیفره ولی چطوری قبلا دوست سهون بود و ….. منظورمو میگیری ؟؟؟؟ برام خیلییییییییییی عجیبه اخه تاعو خیلی طبیعی دوست سهون بود ، خیلی نگرانش بود همیشه …. بعد یهو معلوم شد لوسیفره :/

    من سکای میخوااااااااااااااااااااااااااام :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye:

    راستی نمیشه تاشا برگرده sad( آخه چن گناه داره … اینقدر عذاب میکشه ی دلخوشیش تاشا بود که اونم …. :gerye: :gerye: :gerye:

  24. سلام عشقم، خوب من که از اول این فیک بودم و همش گفتم تو بهترینی! اصلا حوصله داستان ها و فیک های دیگرو ندارم فقط هیلر رو دوست دارم تا حالا پونصد بار از اول خوندمش انقققدددر که قشنگه خلاصه خسته نباشی فقط یه چیزی بگم؟ میشه یکم???? چانبک توش بذاریی؟؟ مرسی

  25. عــالـے بـود نفسـم اما من اونطور که رو مرگ تاشا بغضم گرفت رو مرگ کای نگرفت واقعا سرنوشتش خیــلــے غم انگیز بود و باید بگم واقعا احسنت به انتخاب اهنگت کلا میبرتت تو حس اصلا حس میکنی به جای چن و تاشا هستی اما من هنوز سر نظرم هستم که کای نمرده چون اگه شکارچی بمیره هیلرش هم میمره

  26. سلام اجیییی :heartme: :heartme: :heartme: :heartme:
    اول یه عذر خواهی بکنم چون من زود تر فایل فیکو دان کرده بودم ولی نتونستم کامنت بذارم
    این قسمتم اشکم دراومد :aaar: :aaar: :aaar: :aaar:
    واقعا نمیدونم چی بگم اصلا قلمت فوق العادستتتتتتت فوق العاااااااااااااده
    درباره سوالت هم باید بگم ، راستش منم همینطوری در موردت فکر کردم که یه کوچولو مغروری ولی کم کم متوجه شدم که اشتباه درموردت فکر میکردم :rose:
    اجی واقعا ممنون که اینقدر زحمت میکشی :heartme: :heartme:
    لاب یوووو :heartme: :heartme: :heartme:

  27. واییییی عرررررررررر جیغغغغغغغغغغ دادددددددددد هوارررررررر سلاممممممم
    ابلا خیلی دوستت دارم واقعا میگم قلمت بی نظیره اصلا نابود گوده
    فقط اینکه با خواننده هات توی تلگرام حرف میزنی؟
    :yeaahh:

  28. سلام ^^ مرسی بابت این قسمت شدیدا احساسی :aaar:
    خسته نباشی عزیزم :kissme:
    واقعا داستان دیگه به اوجش رسیده. احساس می کنم مسیرش با اون چیزی که قبلا بود خیلی فرق کرده!
    من این داستان رو از نصفه هاش خوندم ولی قلمت هم ساده بود هم روون و چون توضیحات واضح بود، من دیگه قسمت های قبلش رو نخوندم. خیلی دوست دارم بخونمشون و همه چیز رو درست تر بفهمم ولی فیک خوندن من همین جوریه ^^” دست خودم نیس!
    و اینکه راجع به چیزی که گفتی، بله :nish: من فکر می کردم خیلی آدم بی اعصاب و مغروری هستی. بهت حق میدم. هر قسمت رو کلی براش زحمت می کشی و آخر سر اون فیدبکی رو که انتظارش رو داشتی دریافت نمی کنی پس حق داری به خواننده ها بدخلقی کنی یا تهدیدشون کنی… ولی خب… حالا نظرم عوض شده :rose: مخصوصا تو طی این چند قسمت اخیر :cheshmak:
    خسته نباشی عزیزم… منتظر قسمت بعدی هستیم :heartme:

  29. این فیک همه چیزش قشنگه همه چیزش.واقعا آخرش احساسی بود.با اینکه چند قسمته کای نیست وسهونم کمتر هست چیزی از جذابیتش برام کم نشده.خیلی ممنون وخیلی خسته نباشی.

  30. بابا چرا تکلیف سهونو کای فلک زده مشخص نمییییشه :gijiviji: :nanahat: عخییییی اصلا فک نمیکردم تاشا و چن اینگولی بشن :mazlum: هعیییی :mazlum: خسته نباشی فیکت فوق العادس واقعا ارزشش بشتر ازیناس که 200تا کامنت بخوره.باید ازش فیلم بسازن ناموسا :nish: :sut: :heartme: ایشالا که این جونگهو نقص عضو نداشته باشه یعنی خوب بشه آخه سهون چجوری از بچه معلول نگه داری کنه :write: :chebedunam: منتظر قسمتای پایانی فصل اول هسدییییم :byebye: :rose: :hiii: :heartme:

    • همیشه خواهرم بهم پیشنهاد میکرد این فیک رو بخونم ولی من از فیک های ام پرگ خوشم نمیومد . البته باید اعتراف کنم که یکی از دلایلی که نمیخوندمش نویسنده اش بود :nish: ولی وقتی اومدم پی دی اف دان کردم و خوندم هم نظرم درباره داستان و هم درباره نویسنده ی عزیزش عوض شد :rose:
      این فیک داستان واقعا قشنگی داره و واقعا ارزش خوندن داره :like:
      ممنون :heartme:

  31. می خوام یه اعتراف کنم من دارم فیکو ترک می کنم ولی فیک تو این قدر خوبه که نمی تونم ولش کنم
    من برم این قسمتو بخونم بعد بیام نظرمو بگم :heartme:

  32. دخمل تو محشرییییییییییی
    درسته که من زیاد اهل فیک خوندن نیستم ولی فیک تو یه چیز متفاوت و عالیهههههه
    :rose: :rose: :rose:
    مخصوصا داستان چانبک این فیک خیلی قشنگه…با اینکه من سکای و کایسو شیپرم… :myheart:

  33. یه چن وقتی بود بخاطر ضایع کردنای سوهو توسط چن چن خان اعصاب مصابشو نداشتم…اون تیکه ی اخرو ک خوندم اشکمو در اورد…الا عکسشو ببینم احساستم قلیان میشه :| بعله من یه همچین ادم جوگیری هستم
    شیو لوکارو فرستاد پی کای اره؟ من چقد خوشحالم smile ضایم نکنی یه وخ
    دلم واسه شیو هم کبابه…مرد قویه داستان ک هیشکی حواسش پیش نیس
    -____-

  34. چن چنم :mazlum:

    من هیچ پیش فرضی راجع بهت نداشتم تا توی تل درباره یه وان شات باهات حرف زدم!
    خیلی هم دختر گل و خوبی هستی و همونجور که خودت گفتی سریع گرم می گیری!
    راضیم ازت خدا حفظت کنه :nish:
    قول یه فیک کایسو رو هم بهم دادی که خیلـــــــــــــــی منتظرشم :kissme:

  35. اهان راجبه شخصیتت و مغرور بودن و اینا
    خوب من تو گروه تلگرام فیکت بودم
    حتی اون زمانایی که بخاطر کپی غیرمجاز ناراحت بودی و نمیخواستی داستانو ادامه بدی
    تو اونجا با همه چت میکردی و بنظرم مغرور نیستی
    والا ادم خیلیارو میبینه خارج از اینکه بعضی وقتا رول شخص خاصیو میرن تا باهاشون حرف میزنی صدتا پوکر تحویل میدن
    اما تو اصلا اینجوری نبودی :nish:
    تا جایی که میشد جواب همرو میدادی
    به هر حال تو دانشگاه میری و الان حتی چنل هم داری
    و بدون شک روزی خداتا میان پی ویت
    تو با هر کدوم بخوای صدصفحه حرف بزنی که نمیشه :yehet:
    یا اینکه از نظر بعضیا مغرور نبودن اینه که هی قربون صدقه بری و قلب قلب و بوس و قربونت برم و اینا
    ولی من خودم مخالفم
    ما الان هممون شخصیت مجازی محسوب میشیم و روابطی که توش شکل میگیره یه مرز خاصی داره
    درسته که من ممکنه با خوندن نوشته هات عمق احساسیو که توش گذاشتی درک کنم و باهاش بخندم یا گریه کنم
    اما در اخر ما دونفریم که همو نمیشناسیم و روابطمون حدود خاصی داره
    خیلی چرت و پرت گفتم ما در کل نیتم این بود بگم نه مغرور نیستی :khande:
    حس میکنم تو فقط مثل خودم خسته ای..خسته :khande: :heartme:
    تا این حدی که میشناسمت هم بنظرم اخلاقای خاص و جالبی داری :bunny:

  36. من از اولین دفعاتی که تاشا تو فیک اومد و به چن گفت اوپا منتظر زوج شدنشون بودم :gerye:
    عصن عزا گرفتم تاشا اینجوری شد :gerye:
    اما مهم اینه همو دوست داشتن..همیشه که همه پایانا نباید خوش باشع :cry:
    البته بعید نیست تو این قسمتای باقی مونده یهو یه حرکت بزنی :haha:
    ایلا عست دیگر :khande: :heartme:
    از یه طرف از این کارای سهون عشق میکنم..حس میکنم کای و سربلند میکنه :yehet:
    از یه طرفم دوست دارم سر اینکه به خودش و تربچه اسیب رسوند یه دس بزنمش :qorqor:
    شیومینم هم که…. :gerye:
    الهی فداش اخههه :gerye:
    اخه مگه یه فندق چقد تحمل سختی داره؟؟؟ :cry: :aaar:
    راجبه ننه بابای سوهو هم حرفی ندارم :heeey:
    مخصوصا باباش :heeey: :heeey: :heeey:
    و من همچنان امید دارم تائو به راه راست هدایت شه :khande:
    با اینکه مطمئنمم با تموم شدن هیلر منتا یه هفته دپرسم اما دارم میمیرم که ببینم چجوری تمومش میکنی :nish:
    حتی اگه اخرش بگم”ااا از اولم معلوم بود”یا”چهه ساده تموم شد”
    البته میدونم که این نمیشه و مثل همیشه غافلگیر میشیم و یه پایان عالی مینویسی :bunny: :heartme:
    همینکه این داستانو با این حجم حوادثی که توش افتاد به یه پایان برسونی خودش واقعا یه مغز میطلبه در حد لالیگا :khande:
    اهنگا هم که عالی :heartme:
    واقعا مث سینما 6 بعدی میشه :nish:

  37. “سلام من همونم که گفتم نمیتونستم کامنت بذارم.!!!

    خیلی وقته دارم فیک رو دنبال میکنم و قبلا که فیک گروه داشت اونجا نظرامو گفتم و واقعا عاشق فیکتون هستم خیلی زیاد
    وقتی که پی دی اف قسمت یک تا 53 رو میخوندم از شدت هیجان خوابم نمیبرد ?

    خلاصه فیکتون حرف نداره

    ولی کاش زود به زود اپ میکردین که هیجان فیک تو دل ادم نخوابه
    که الان دیگه تموم شد افسوس گذشته رو نباید خورد ?

    ممنون از زحماتتون

    این قسمت و قسمت مرگ کای واقعا اشکم دراومد !
    و یه چیز دیگه من عاشق چانبک هیلرم یعنی فوق العاده دوسش دارم من تاحالا کلی فیک چانبک خوندم اما هیچکدومشون به اندازه ی چانبک هیلر به دلم ننشسته چون حس میکنم شخصیت واقعی چان و بک داره نوشته میشه

    عالی بود
    با ارزوی موفقیت برای شما

  38. بشدت منتظر رمزگشایی قسمت بعدم..واقعا خیلی چیزا هست که فکرم رو مشغول کرده…
    الهی چقده اخه گناه دارن این دوتا…چن و تاشا…عاشق اینم که هر شخصیتی برای خودش داستانی داره واقعا الکی نیستن هیچ کدوم
    فایتینگ چینگوو

  39. این خیلیییییییییی عالیههههه …
    اولین باره نظر میدم چون تازه یافتم اینجارو -_- میخوام واقعا به شما بخاطر فیک عالیتون خسته نباشید :aaaa:
    ممنووون ..

  40. سلام!!! :yehet: :hiii:
    من خیر سرم فردا امتحان دارم!! :becharkh: اومدم سایت و چک کردم!! :heeey: دیدم حلواااااااای من!!! :yehetohorat: :yeees: هیلر و آپ کردی!! :yeees: هیچی دیگه!! :heeey: بیخیال کتاب و امتحان شدم واسه یه ساعت!!خخخخ :mazlum: :khande:
    خیییییییییلی خوووووب بود :like: :myheart: .مررررسی.عالی بود!!! :heartme: :rose:
    الهی!! :mazlum: دلم واسه تاشا و چن کبااااااب شد!!! :gerye: :gerye: زوج خیلی مظلومی بودن!!! :cry: بخصوص چن! :aaar: :aaar: !تنها عشقشو از دست داد. :daqun: الهی. بچم!!! :mazlum:
    تاشا خیلی شخصیت جالبی داشت!! :yeees: :like: چقد قوی و مغرور بود. :heartme: :rose: خیلی خاص بود. :like: :yehet:
    کیونگی چقد در مورد گذشته ش کنجکاو شده!! :nanahat: ولی از حرفای کریس خیلی خوشم اومد!! :yeees: اینکه گذشته ی کیونگی مهم نیس!!مهم الانه … :heartme: :like:
    عزیزم .بکی… :mazlum: چقد چانبکش خوشگل بود. :kissme: :heartme: :yeees:
    شیومین ،لوکا رو دنبال چی فرستاد؟؟؟ :huh: :wooo: اووووووه. :bunny: خیییییییییلی درموردش کنجکاوم. :nish: :yehetohorat:
    مررررررسی.خسته نباشی. :myheart: :heartme:
    منتظر ادامش هستم. :rose: :bunny:
    فایتینگ :byebye: :like: :myheart:

    • اوه راستی . :nish: درمورد آهنگ.. :yehet: .خیلییییییییییییی قشنگ بود.ممنون!!!!!!! :bunny: :rose: :like:
      یه چیز دیگه: :aaaa:
      من هیچوقت فکرنکردم که تو مغرور یا ترسناکی!! :cheshmak: !اتفاقا بنظرم خیلی مهربون و خاکی هستی. :myheart: کلا انرژی مثبتی!!! :write: :heartme: و خییییییییییلی واسم جالبی. :nish: بخاطر هیلر،خیلی در موردت کنجکاوم!!! :yehetohorat: چون از نظرم هیلر معرکه است،و خب،مطمئنا هر نوشته ایی بازتابی از نویسنده شه!!! :yehet: :like:
      ماشاالله!! :rose: خدا حفظت کنه!! :heartme:
      فایتینگ :byebye:

  41. اوه مای گاد
    باورت نمیشه آیلا واقعا با اون آهنگ کلی برای تاشا و چن گریه کردم گریه هااااا
    اوووه لعنتی چقدر عمیقا ناراحت شدم
    خیلی خیلی ناراحت کننده بود تازه یه سری هم واسه سهون و کای بغض کردم
    هووووووووووف چقدر این پارت احساسی بود
    آیلا جونم خسته نباشی
    واقعا نمیدونم چی بگم :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry:
    تاثیرگذار بود :aaar: :aaar:

  42. عاقاااااااا ب قول چانیول اوپا اوووه شت…. :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh: :charkhesh:
    ینی میخام بگم جیییییگرم کبااااااب شد….انقد گریه کردمااااااا….خودم شکست عشقی بخورم اینجوری داغوووون نمیشم….الهی بگردم واس چن چنی….ینی مردم برااااااش….آهنگش قاتل خامووووش بود….اصصصصن نمیتونی درک کنی با اون پاراگراف آخرت چققققققققد حال کرددددم…..
    چانبک هم خییییییلی خوب بود بالاخره بعد از این همه جنگ و درگیری کشت و کشتار ی رگه هایی از عشق و محبت دیده شد…
    کااااااااااش لوکا جوگینمو بیااااااااره :gerye: سهونم بچمم از این وضیت خلاص شه….بیبی شونم سالم باشه…. :daqun: :daqun: :gerye: :gerye:
    خسسسسسه نباشی عزززززززیزم….مث همیشه غافل گیرانه هیجان انگیز دقیق و عااآااااااااااااااااالی…..دمت گرم…. :heartme: :kissme: :kissme: :hiii: :rose: :charkhesh: :byebye: :bunny: :yeees:

  43. این قسمت جز عالی ترین و قشنگ ترین قسمتا بود :like:
    ینی عاشق اینم که واسه خط به خط داستانت وقت میزاری و یه چیز ابکی نمینویسی
    لوکا رفت دنبال کای؟
    الهی بمیرم واسه چن :gerye: بیچاره یه نفرو داشت که اونم از دست داد :gerye: قشنگ اشکمونو دراوردیا :gerye: اهنگه ناااااابودم کرد :daqun:
    تا جایی که یادم میاد هیچ وقت تصور بدی ازت نداشتم و به نظرم مهربون و دوست داشتنی هستی و اینکه تخیلت فوق العاده توپه فقط وقتایی که دیر اپ میکردی جوش میاوردم در حد چییییی :khande:

  44. اخرش اشک منو در اوردی من بیچاره بک بسته دستمال کاغذی تموم کردم جوری گریه میکردم که مامان بابام کفتن مگه کسی مرده که اینجوری گریه میکنی؟؟؟؟!!!!
    قربون ببببکم بشم چه جالب عصبانی میشه یعنی عاشق دلداری چانم و اما از همه مهمتر چن و تاشا الهی برای مظلومی و بیچارگی چن نمیرم ….. .
    ولی هنوز که هنوزه دارم گریه میکنم .

  45. :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar:
    منو کشتی بابا… :daqun: :daqun: :daqun:
    من صبح زود دیدم آپ کردی با کله اومدم خوندم…ولی الان افسردم… :cry:
    چانبک خیلی عالی بود :heartme: :heartme:
    امیدوارم لوکا با خبرای خوب برگرده :mazlum:
    چن یه بار توی فیکی ازش خوندم…خاکشیرش کردی :gerye: خیلی شخصیت مظلومی داره :gerye:
    مثل همیشه عالی :heartme: دستت درد نکنه :heartme:

  46. چن :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: خیلی خیلی غمناک بود میخام گریه کنم
    تاشا :cry: :cry:
    من :mazlum: :mazlum: :mazlum:
    نویسنده :aaaa: :aaaa: :aaaa: :aaaa:
    عالی بود ممنون

  47. هروقت میبینم قسمت بعدو گذاشتی یه جیغ میزنم :nish: :yehetohorat:
    وای من اخرش قشنگگگ اشکم در اومد :mazlum: :daqun:
    مرسی عزیزم خیلی خیلی خسته نباشی :heartme:

  48. اهنگ چقد متاسب بود بامتن :mazlum: چقدتلخ بود ولی درعین حال قشنگ :mazlum: هرچی به اخر هیلرنزدیک میشیم دلم بیشترمیگیره…چقدخوبه که به تک تک کاراکترا اهمیت میدی و داستانشو برامون تعریف میکنی…راستش منم اوایل فک میکردم یه ادم تخص و عصبانی هستی ولی وقتی باداستانت همراه شدم خیلی چیزا دستم اومد تو حق داشتی بهمون سخت بگیری هیلرکاریه روز دوروز نبود مطمینم مدتها براش وقت گذاشتی ارزششو داشت خوندنش و باتو اشناشدنش…ممنون :heartme:

  49. تاشا :aaaa: دخترکممممم :gerye: میدونی یکی از نکات مثبت فیکت اینکه دخترا نقش مهمی توش ایفا میکنن نسبت ب بقیه فیکا ک اصن موجودی ب نام دختر نیس توشون :| جونگهو نقص عضو :aaaa: به طرز مخوفی سکای خونم اومده پایین :cry: دلم برای کای تنگ شدههه :nanahat: راستی روز تولدمو آپ کردی ^^ خوشحال شدم :kissme: مثه همیشه عالیییی :becharkh: :heartme:

  50. چقدر این قسمت قشنگ و غمگین بود و پر احساسات لطیف
    عواطف ناب و بی غل و غش چن و تاشا
    ودر آخر انتخاب خاص کلمات و جمله های رد و بدل شده ما بین این دو عاشق
    همراه با آ هنگ زیبا
    باعث شد لذت وافری از این قسمت ببرم ممنون عزیزم و تبریک بابت حسن سلیقه

  51. دلم برا تاشا میسوزه :gerye:
    دختره خوبی بود :charkhesh:
    وایی اهنگه معرکه بود مرسی بابت پیشنهادت :heartme:
    الان واقعا هیچی نمیتونم بگمـ
    باورمم نمیشه قراره این فیک تموم شه
    فقط امیدوارم جونگهو سالم باشه
    مرسیییی :kissme:

  52. قبلا هم چن بار بهت گفته بودم ک شدیدا در موردت کنجکاوم.ولی اینکه دقیقا چ مورده یا اینکه چ فکرایی راجبت کردم و نمیتونم اینجا بگم.ولی خیلی دلم میخواد یه بار مفصل باهم حرف بزنیم.راستش فکرمو حس هام درموردت ضد و نقیضه.دوس دارم با حرف زدن باهات ب یه شناخت درست درمون برسم.و خب خیلی نقد و پیشنهاد در مورد این داستان داشتم و دارم.چون من هیلره تو سریع و خشن و می پرستم . ولی بازم نمیشه اینجا عنوانش کرد.چون شاید از حالت عمومی در بیاد و خصوصی بشه یا بین انتقادام ذهن بقیه رو نسبت بهت عوض کنم.چن من متاسفانه خیلی تند حرف میزنم.اصولا شوخیا و صمیمیتامم خرکیه دگ اگه تا الانم حرفه بدی زدم ب نوناییه!خودت ببخش

  53. آجی جونم این قسمت رو خیلی دوس داشتم واقعا عالی بود.الان که این قسمت رو تمومش کردم اشک تو چشمام جمع شده . کم کم داره گریه م میگیره نمیدونم حسی که الان دارم رو چطوری توصیف کنم .وقتی جملات این قسمت رو میخوندم با تک به تکشون رابطه برقرار کردم هر کدوم از صحنه هاشو دوس داشتم .میدونی هیلر با این که یه داستان تخیلیه ولی خیلی راحت تو زندگی ما قابل لمسه.قابل درکه .دیالوگ های شخصیت های داستان واقعا روی مخاطب تاثیر میذاره طوری که اصلا حس نمیکنی که فقط داری یه رمان یا داستان رو می خونی انگار که داری یه زندگی واقعی رو جلو چشمات می بینی .
    آرک،دنیای میانی،لرد،وارث آرک ،نگهبان،محافظ،شوالیه ی تاریکی ،شکارچی و بالاخره هیلر… میدونی آجی جونم همشون رو دوس دارم. با همشون خاطره دارم.واقعا الان نمیدونم حسی رو که دارم چطوری به زبون بیارم الان که دارم اینارو مینویسم هنوز دارم آهنگی رو که واسه دانلود گذاشته بودی رو گوش میکنم واقعا آهنگ فوق العاده ای هست و کاملا هم با فضای داستان جوره.غمگینه.اه بازم اشک تو چشمام جمع شد.راستش اصلا دوس ندارم هیلر تموم بشه اصلا .این قسمت واقعا با رو ح و روانم بازی کرد هههه .
    آجی جونم خیلی ممنونم ازت به خاطر داستان قشنگی که واسه ما می نویسی. واقعا ممنونم .امیدوارم حسی که نسبت به هیلر داشتم رو به خوبی بیان کرده باشم آخه میدونی من یه کوچولو ادبیاتم ضعیفه واسه همین نگران بودم که خوب ننوشته باشم.
    خب آجی جونم امید وارم همینطوری به نوشتن ادامه بدی و اینو بدون که من طرفدار پروپاقرصتم. :like: :like:
    خیلی دوستت دارم :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart: :myheart:
    خسته نباشی. :byebye: :byebye:

  54. همیشه دلم میخواست بدونم چن واقعا به کی میتونه تکیه کنه خیلی از احساس بین چن و تاشا خوشم اود ولی حیف :nanahat: همه چی عالی بود این قسمت واقعا!و اون صحبتای آخر بین چن و تاشا هم کلا نابودم کرد :aaar: خیلی ممنونم که آپ کردی و منتظر قسمت بعدم مخصوصا بخاطر اینکه گفتی قسمت بعد خیلی خاصه واقعا کنجکاو شدم ببینم چی میخواد بشه!!بازم ممنون :heartme:

  55. اوخی…چانبک! چقدر عشق ان اینا❤️
    مردم خدا…از ترس عصبانیتش زده بود بالا.نازی چان تا حال هیلرشو خوب کنه دووم آورد! :myheart:
    بیخیال گذشته نشو کیونگ…
    زندگی توعه…باید بدونی چرا و چجوری به اینجا رسیدی
    چه شیرین چه تلخ…کوتاه نیا :nanahat:
    :daqun: وات ده …….
    نمیشه آهنگ نذاری…مردم از گریه!!! چه وضعشه آخه؟ خیلی غمگین بود! جگرم کباب شد!!!!!!!!!!!! دلم برا جفتشون میسوزه ولی بیشتر برا چن… میتونم تصور کنم بعد از این دیگه همون آدم قبلی نمیتونه باشه.
    وای خدا…میگردی میگردی دردناکترین دیالوگ ها و آهنگارو میذاری برای یه صحنه ی غمگین…انتظار داری خواننده هات زنده بمونن؟ من که از افسردگی مردم!
    :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar:

  56. سلوم اونی رمزو کی بهمون میدی؟؟؟؟چطور اصن میدی؟ :nanahat:
    از نظرم فیکت عااالیهههه من اینجا دارم خودم جر میدن به حدی از خود ازاری رسیدن به خاطر فیک که دارم صورتمو خط خطی میکنم :khande:
    آیدی تلگرامم اینه لطفا خواهش میکنم به پات میوفتم رمزو بفرست بهش من معتاد این فیک شدم هر قسمتو صدبار میخونم:
    @EXO_kai
    اصن به ایمیلم آیدیتو بفرست خودم میام میگیرم رمزو

  57. اهنگ خیلی به اون قسمت داستان میومد…اشکم رو دراورد اصن…حرف هاشون هم خیلی قشنگ بود :like:
    دلم برای چن می سوزه :mazlum: بیچاره تاشا :cry:
    وااای ینی جونگهو ناقص شد :gerye:
    نمیدونم چرا احساس میکنم شاید سهون بیمیره
    دلم میخواد گذشته دی او رو بفهمم که چرا شیومین قسمتی از وجودشو داده به دی او
    بیچاره شیومین هم خیلی غصه میخوره :aaar:
    فک کنم خیلی حرف زدم بسه دیگه :nish:
    و در آخر هم مرررررسی مثل همیشه فوق العاده بود :kissme:

  58. سلوم……
    عرررررررررررررررر این خودش غمگین بود … این اهنگه دیگه چ بود دادی باهاش گوش کنیم…؟!
    گذشته از شوخی عاشقه اهنگه شدم خیلی قشنگه :heartme: هنوز داره پلی میشه… :myheart:
    این قسمت عالی بود ولی حس میکنم قسمت بعدی قراره بترکونیمون دود شیم بریم هوا…
    خب خب
    اول از همه من هنوز بشدت عزادار کایم… اصن فکرشو میکنم گریم میگیره … سهون و ک دیگه نگو… اون از کای… این از بچش …
    تو این قسمتم ک وقتی بکهیون گف ک اگه چان میمرد هیچ وقت سهون رو نمیبخشید تحت تاثیر قرار گرفتم چون تصورشم آدمو عذاب میده
    بعدشم سردرگمیه کیونگی … اوخی گناه داره
    و همینطور سوهو… بچم یه غلطی کرد هنوز داره تاوان میده … واقعا موندم آخر با کریس به کجا میکشه
    اونم از حال بده شیو و لوهان
    ولی قسمتی که به گریه انداختی منو قسمته چن و تاشا بود… یعنی واقعا چن حق زندگی نداره … چرا اینجورین باهاش… وای خدایا… مگه دستم به لوسیفر نرسه… یه اره برقی برمیدارم به سالاد شیرازی تبدیلش میکنم…
    انگار تو این قسمت فقط خبر از حال سه کیونگ نیافتم … خیلی بهش امیدوار شدم… یعنی میتونه کای رو برگردونه یا واقعنه واقعنی کای دیگه برگشتنی نیس…
    :gerye: :gerye: :aaar: :like: :gerye: :aaar: :mazlum: :mazlum: :gerye: :aaar:

  59. اومدم بیام اینجا اشتباهی رفتم تو یه پست دیگه کلا جریان پیچید=|
    نه خیالت راحت تو خیلی خوبی فقط به کسی رو نمیدی و این خیلی خوبه^^
    مرسیییییی

  60. سلام من دیروزم کامنت گذاشته بودم
    ولی برام یه سوالی پیش اومد: اگه تاشا توسط لوسیفر آلوده شده پس چطوری یکی از نگهبانان آرک بوده؟؟
    یکیم که سرنوشت کاراکتر ها تا آخر این فصل معلوم میشه یا باید منتظر فصل جدیدی باشیم؟؟
    البته قبلا هم گفتی که داستان هپی انده و من به همین خاطر تا الان هیلر رو دنبال کردم.
    ببخشید اگه خیلی حرف زدم.
    بای

    • خب شما دور از جوووون مثلا فرد x از فامیلاتون اگه هپاتیت بگیره دیگه جز خانواده محسوب نمیشه؟ اینم همونه دیگه… سرنوشتشون معلوم میشه ولی برای فصل دو یه چیزایی میمونه اگه به خودتون مربوط هست که بخواین بدونین یا نه

  61. فیکت عالیه ولی من یه چیزی رو درک نمیکنم…!!!
    همه ی کاراتر های توی این فن فیک کره ای هستن…!!!ولی به نظر من نباید اینطور باشه ها…چون ..اححح نمیدونم چیجوری منظورمو بفهمونم

    یعنی کللللل محافظا و شکارچیا و همه ی مشاور های که توی آرک هستن کره ای ــن(یا چینی)؟؟؟؟ نمیشه که!!!
    نمیدونم منظورمو گرفتی یا نه؟ :wooo:
    اصن ولش کن/////////////
    ولی این قسمت خیــــــــــــــــلی گریه دار بودددددد
    دلم میخواد برم دوباره از اول هیلرو بخونممممم

    • تاشا کاملا کره ای نبود پدرش کره ای بود عکسشو ببینی میفهمی، لوکا اصلا کره ای یا چینی نیست عکسشونو که گذاشتم دیگه دیگه…. بازم بودن کاراکترایی که اینجوری بودن

  62. ین قسمت خیلی عالی و غمگین بود و بسی دوستش داشتم ♡
    بنظر من تو اصلن مغرور نیستی تو نظرات دیگران برات مهمه ، اینکه دیگران چ حسی نسبت به چیزی که براش زحمت کشیدی داشتن نمیدونم چرا دیگران اینو بر مغرور بودن و بد بودن یکی حساب میکنن اما بنظرم تو خیلی مهربون و صمیمی و شخصیت شوخ طبعی داری .
    ی چیز دیگه البته ببخشیدا اما احساس نمیکنی ی چیزی یادت رفت بزاری ?

  63. خیلی خوب بود?خسته نباشی
    ببین این که میگن تو یه آدمه مغرور و بد اخلاقی چیزی که اونا از ظاهرت اونم با فاصله ی زیاد برداشت میکنن و مطمئنا نمیشینن و با منطق بهش فک کنن،فک کردن سخته واسه همین بدون منطق قضاوت می کنن و البته مردم چیزیو میبینن ک دلشون میخواد و تو هرچقدر که تلاش کنی ضدشو ثابت کنی تا خودشون نخوان باور نمی کنن(البت همه اینطوری نیستن ولی خب ?)؛من کاملا درکت می کنم چون همین حرفا درباره منم هس اونا دورنتو نمی بینن پس حرفاشون واقعیت نداره و البته همونطور که گفتی اگ یکم بت نزدیک تر میشن نظرشون عوض میشه پس تنها ری اکشن تو باید نسبت به اون آدمایی که از دور دربارت نظر میدن بیخیالی باشه? اینارو گفتم چون اگه حرفای اونا برات مهم باشه و بخوای خلافشو بهشون ثابت کنی اذیت میشی☺?

  64. داشتم اهنگ درد عمیق و گوش پیکرم صحنه مرگ تاش تو ذهنم اومد یعنی باورم نشد تا شا مرد و حرفاشون با چن همش جلو چشم بود راستشو بگم تو عمرم فیک چن نخونده بودم واین اولین بود و تاثیر گذار ترین به جان دختر کوچولوم اسباب کشی داریم و نمیتونم تا سه هفته دیگه به سایت حتی سر بزنم چون میریم مشهد زندگی کنیم هر زمان تونستم قسمت آخرو میخونم و برات نظر میذارم

  65. عالی بود …جونگهو میمیره؟؟ :cry: اخییی چن چنم :cry: تیکه اخر فقط گریه کردم :aaar: خیلیییییی قشنگ بود خیلی هم غمگین :aaar: عالی بود مثل همیشه :nish: ممنون :heartme:

  66. اونی تو عالیی و مغرور هم نیستی واقعا اینو از ته دلم میگم تو بهترین اونی هستی ک تا حالا داشتم. ممنون بابت این قسمت :kissme:
    فایتینگ

  67. Rasti yadam raft ino begam,
    Chera doruq man avalash fek mikardam k bad axlaqi, rajebe maqrur budan vali aslan chenin fekri nakardam,
    hala axlaqo dashtam migoftam… man vaqti dalile narahat shodanat az xanandeharo fahmidam kamelan dark kardamo bht haq dadam,
    Va in k man xodamam chenin adami hastam, az har kodum az dustan k miporsam rajebe qable dustimun hame migan k man xeyli maqruro bad axlaq b nazar miresam az dur vali dar vaqe xeyli mehrabunam (tarif az xod nabashe, una migan dige, khkhkh) hata 1ki az dustaye samimim qablan az man motenafer bude, fekon, ye chizaie rajebe hesesh b man qabl az in k beshnasatam migoft k shax dar ovordam,
    Xodesham migoft k dar vaqeieyat axe un chizam
    Vase hamin hamishe adamaro tu in mavared kamelan dark mikonam
    Va in k motevajehe in mozu shode budam k dar asl adame bad axlaqi nisti,

  68. man dg harfaye baqie ro tekrar nemikonm…dele mnm bara chen kabab shod…tarsnak?….nononono….toam mese khodami baba….maqruuuuuuuuur!etefaqan chon shabihe mani hesabi bahat hamzadpendari mikonm kkkkk…harchi hasti tarsnak nisti…..

  69. واااااای…عالی….حرف نداری بخدا??
    از دیشب هی میخوام بیام نظرمو بگم…ولی دوباره هوس میکردم که این قسمتو بخونم…??
    بیچاره چن???
    شاید باورت نشه ولی از دیشب 5 بار خوندم این قسمتو…..حالا بماند که چند بار آهنگشو گوش دادم…?????

  70. درباره این قسمت میگم ک عاااااالییییی بود… :heartme: :heartme: :kissme: :kissme:
    و اما مغرور بودنتون….منم تقریبا همین نظر رو دارم…یه خرده هم ازتون یه جورایی حساب میبرم… :chebedunam: :chebedunam:

  71. من بهت افتخار میکنم آیلا چون هم نویسنده عالیی هستی هم دختر خوش اخلاقی :rose:
    آهنگ خعلی تاثیر گذار بود?
    چه بلایی سر هونی وجونهو میاد؟?
    کای چی میشهههههه؟؟؟?
    واسه گرفتن رمز میشه آیدیت رو بزار تا تو تله ازت بگیریم?

  72. تو بهترینی جدی میگم.. من همون اول از قوه ی اخیلت خیلی خوشم اومد و رو اینم تاکید میکنم همونطور که همیشه میگم تخیلاتت جوریه که توش واقعیتو حس میکنی ..نمیدونم میتونی بفهمی یا نه ..چیزی که من همون اول فهمیم از داشتان پیش از مرگ و بعد از مرگ دو سومش واقعیت بود و یک سوم دیگش تخیل واقعا لذب بردم..همیشه موفق باشی ایلای عزیز :heartme:

  73. عاقا یه چی دیگه :/
    ممکنه سهون هم بمیره و بره پیش کای ؟؟
    ولی گفته بودی که چون ی رانده شده کایو کشت حتی روحشم از بین میره ..
    ولی هرجور میخای اخرشو تموم کنی بکن فقط خوش باشه و تا تهش سکای باشهههههههsad((( حالا هر جور گه هست …
    یه جور غافل کننده باشه +___+ :becharkh:

  74. این قسمت یکی از اون قسمتای غمناک بود…
    موقع حرفای چن و مخصوصا اون آخرش واقعااااا خخیلی گریه گردم …
    خیلییییییییییییی تاثیر گذار بود….
    نمیدونم چی بگم چون اصلا نمیشه با کلمات توصیفش کرد …
    بهترین فیک اکسو …. یا … چه میدونم دیگه اصلا نمیشه توصیفش کرد از بس این فیک عالیههههههههههههههههه :becharkh:
    ولی واقعا عاشق اون آخرشم ….
    مخصوصا این …
    Leave me alone
    But I love you …
    واااااااااااای دارم روانی میشم این خیلی عالیههههههههههههههههه عرررر :gerye:

    راستی من اصلا نمی شناسمت ولی تصور من ازت کاملا برعکسه ://
    به نظر من تو یه دختر مهربون بااحساس باحالی @___@ از اول تصورم همین بود و اصلا عوض نشد smile))

    قسمت بعد و میشه زودتر بزاری +____+ پلیززز ممنون:|

    سکاییییییی ??
    امیدوارم کای برگرده وگرنه من تا یه ماه افسردگی میگیرم
    جدی میگماااااا بدون شوخی -___-
    کای … سهون … سکایمممممممممممممممممممممممممم عرررررررررررررررر
    sad((

  75. میتونم تصور کنم بکهیونه بیچاره چقدددد ترسیده واقعا خیلی وضع افتضاحی بوده
    چن با این این شرایطه زندگیش وکاریی که مجبوره انجام بده بلخره تونسته یکیو داشته باشه که عاشق باشه ولی همونم اینطوری از دستش رفت…واقعا غم انگیزه خییییلییی غم انگیزه
    ینی سهون میمیره وفقط وارث میمونه؟!!
    عااالی بوود …ممنووون

  76. چنننننننننننننننننن :gerye: :gerye: :gerye: تاشااااااااااااااااااااااا :aaar: :aaar: :aaar:
    چرااااااااااااااااااااااااااااا :mazlum: :mazlum: :mazlum:
    خدااااااااااااااااااااااااااااا :aaar: :gerye: :mazlum:
    داغون شدم یعنی :cry:

  77. دلم واسه چن کباب شد جدا … :aaar: :cry:
    جونگهو نقص عضو بشه ؟ نه نمیخام :gerye:
    اصن بدجور هی میخوره تو پرم امروز
    هیییییی برم به گریه ام برسم
    مرسی

  78. الهی واسه چن بمیرمممممممممممم :gerye: :gerye: :gerye:
    چقد حرفاش رمانتیک بودددد :aaar: :aaar: :aaar:
    جونگهووو..وای خدا کدوم عضوش ناقص شده بچم :daqun:
    سهوووونننننن :mazlum: چانبک :mazlum: شیومین :mazlum:
    لوکا رف کجا؟ ممکنه رفته باشه کایو بیاره آرک؟؟ :huh: :huh: آخه شیو گف به اندازه کافی از خونه دور بوده :chebedunam: آخ جون اگه اون باشه سهونم حالش خوب میشه :bunny: :bunny:
    ممنوووون..مثل همیشه عالی بود :like: :myheart: :myheart:

  79. عاااااغااااااااااااا …. قلمت عاااااااااااااااالیه محشره …
    توصیفا و صحنه سازیا واقعا عاااالی بود … آهنگ هم که حرف نداشت …
    خسته نباشی … ممنون

  80. آیلااااا????

    آیلاااا هلااااک شووووو????
    مررررررگگگگگگ شوووووووووووووو

    چرااا تاشا اینطوری مرددددد??????

    چرااااا اینطوری کشتیش?????

    عی خدااااااااااااااااااااااااا ?????

    میاممممممم میکشمتتتتتتتتتتتتتتت(الکی مثلا من جراتشو دارم با اون چمشای قلمبه ی خوجملت که آدمو تا زیر گور میبره و بر میگردونه =|)

    آیلاااااا چراااااااااااااا

    سهونو هم که میخوای فرتتتتت کنییییییییییی

    چراااااااااااااا

    آیلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

    (جواب تو: شکلک پوکر@-@ ≥≤)

    • نه جواب من دوتا شکلکه اول لبخنده ملیح دوم بیه… دوتاه بیه… اینمه بیا…. کلی بیهههههههههههههههههه خواستی تصویری ببینی بگو برات بفرستما

  81. یعنی چی که ممکنه سهون زنده نمونه :gerye:
    نقض عضو :gerye: جونگهو :gerye:
    چن :gerye:
    تاشا :gerye:
    الهی بکهیون نگران چانی شده :yehetohorat: بایدم باشه ناسلامتی شکارچی و همسر و پدر بچشه :yehet:
    مرسی :byebye:

  82. سلااااام…?
    من اتفاقا از همون اول به نظرم اومد که شما خیلی شوخ طبع و مهربون باشی…??
    .
    .
    .من میرم بخونم….بعدش میام نظرمو میگم…??✋✋✋✋

  83. :aaar: :aaar: :aaar: من واقعا دلم برای چن و تاشا میسوزه
    چن خیلی از خود گذشتگی میکنه شیومین چرا یکاری واسه چن نمیکنه اخه
    یعنی من داغون شدماااااااا این اخرش :aaar: :aaar: :aaar: خیلی غم انگیز بوووووود
    چن واقعا تنها شد :mazlum: :mazlum:
    ممنونم :heartme: :becharkh:

  84. ینی فقط دلم الان میخواد عرر بزنم
    واقعا دلم برای چن و تاشا میسوزه،چن همیشه مثله بیچاره ها زندگی کرده،به نظرم اگه چن برای شیومین مهم بود یه کاری میکرد که چن روی خوشبختیو ببینه
    دیگه داره حالم از کاراش شیو بهم میخوره،پسرشو برای کارای خودش فدا کرد
    خب ازینا بگذریم….
    ایلا،شما همیشه برای من قابل ستایش بودین و هستین ولی خب یه جاهایی من واقعا ازتون میترسم
    خب درسته شما مغرورین،ولی به نظرم کسی که قلمی به اون خوبی و قوی ای داره بایدم به خودش بباله و مغرور باشه
    اما یه جاهایی با تهدیدایی که کردین از خوتون تو ذهن من یه هیولا ساختین،با اینکه من همیشه از همون اول براتون نظر میذاشتم و میدونستم که منظرتون با من نیست ولی خب به مروره زمان واقعا میترسیدم که نظر نزارم ،ولی من همیشه در قبال داستانی که مینوشتین خودمو مسئول میدونستم که نظر بزارم چون میدونستم که نویسندگی چه کاره سختیه
    تا به امروز شما برای من مثله یه هیولای دوس داشتنی بودین ولی از این به بعد یه فرشته ی دوس داشتنی هستین چون واقعا امروز از دیدنه این متنی که گذاشتین خوشحال شدم
    مرسی :heartme:

  85. مرسی عزیزم برای این قسمت زحمت کشیدی. میرم میخونم میام نظرمو میدم.راجب ترسناک بودن هم حقیقتش به چشم من ترسناک نیومدی بیشتر به نظرم دختر مهربون و شوخ و قابل احترامی میای :heartme:

  86. مرسی عزیزم برای این قسمت زحمت کشدی. میرم میخونم میام نظرمو میدم.راجب ترسناک بودن هم حقیقتش به چشم من ترسناک نیومدی بیشتر به نظرم دختر مهربون و شوخ و قابل احترامی میای :heartme:

  87. ینی از اول این فیک دلم برا همه کباب شد و خوب خوشحالی هم داشت ولی با استرس…
    چن چن تنها کسی بود ک قلبم براش تیکه میشد…الهی بگردم دورش
    زندگیش همیشه سخت بود کاش تنها امیدش نمیرفت…
    سهونی هم ب نظرم واقعا کار اشتباهی نکرد!!!چقدررر به همشون سخت گذشت در تمام طول فیک
    کاش بعد از ب دنیا اومدن جونگهو فرصتی باشه ک استراحت بکنن و خوشحال باشن
    مث الان ک میخوان برن هاوایی :nish:
    امیدوارم لوکا با کیم کایِ اعظم برگرده سهون خیلی ظلم شد بهش عزیزم
    خیلی اذیت شد…
    چان :aaar: :aaar: :aaar: چان چاااانننننن :aaar: :aaar: :aaar: بکهیونیییی :aaar: عاقا مای چانبک فیلینگز :aaar: :aaar: :aaar:
    وای اون اخرش
    میخوای ما رو بکشی دق بدی
    من میدونم
    خیلیییییییی ناراحت کننده بود
    گریه اور بود
    غم انگیز بود
    چن شیییییی :aaar: :aaar: :aaar:
    اون صحبتای اخرشون قلبو درد میاورد
    طفلکم :aaar: :aaar: :aaar:
    ی روز خوش ندید
    عاقا بیا و یه کاری برا چن بکن بچم…

    واقعا همه کامنتا رو تا اخر میخونی؟؟,خیلیی ایول داریا
    با اون مشغله اینهمه کامنت با این طول !!!!!!
    언니 짱이다 :like: :heartme:
    برا غرورتم …
    به نظرم مغروریا ولی غروری ک همه باااید داشته باشن
    ولی ن برای ما
    شاید برای بقیه
    حالا ی مقداارررر خیییلییییی کم تو بعضی حرفات ب خاطر ناراحتیت نمایان میشه
    ولی خوب ما هویجوری دوست میداریم
    تچکر از خودت
    از فیکت از ایده ت
    از اشتراک گذاریت
    از اینکه وسطش ول نکردی
    و تچکر از همه خواننده هایی ک کامنت دادن
    طومار شد واقعا :nish:
    Xoxo

  88. اگه سهون یا وارث بعدی چیزیشون بشه واقعا خیلی نامردیه…..
    امیدوارم این همه فداکاری ارزشش رو داشته باشه….
    وارث دردسرساز کوچولو….. هنوز به دنیا نیومده، این همه تلفات به وجود اومد. اگه چیزیش بشه… باباش، تاشا و چن، سهون و خیلیای دیگه، به طرز نا امید کننده ای تلاششون از بین میره…….
    خیلی قشنگ بود. خیلی خیلی. بهت تبریک میگم که انقدر ذهن باز و خلاقی داری.
    درباره سؤالت هم، من نمیشناسمت، پس نمیتونم درباره شخصیتت چیزی بگم. تنها چیزی که میتونم دربارش نظر بدم داستانته که واقعا دوستش دارم و ممنونم که مینویسیش.

  89. ازش سهون بدش بیاد؟؟؟ وای یکم درکش کنن خوب????
    کایو جلوی چشمش کشتن?????اح
    بازخوبه چن درکش میکنه?❤
    وای چن??عزیزم از همه مظلومتره?
    اخی?
    بدم اومد ک میگن بچه ی سهون فقط مهمه???خودش چی پس?عجبا.
    بکی ک میگه چیزیت میشد سهونو نمی بخشیدیم ببخشید تقصیرسهون چیه این وسط??
    عجب/:
    سکای???????

  90. ????غمگین بود ولی خوب بود حس میکنم شیومین لوکا رو دنبال کای فرستاد بعد این همه اتفاقای غمگین حداقل باید یه اتفاق خوبم باشه
    خسته نباشی☺☺?

  91. خیلی عالی بود مثل همیشه..اون قسمت ک تماشا داشت میمرد خیلی ناراحت کننده بود..وای سهون چی میشه..ااصلا دلم نمیخواد تموم شه

  92. من هنوز در حال فانتزی زدنم که مثل هر فیک یا فیلمه دیگه ای کای زنده بشه :gerye: :gerye: :gerye:
    دلم برا شیو سوخت چقد فشار روحی روانی رو تحمل کرده بچه :nanahat:

  93. چقدر غمگین بود…
    بیچاره چن و تاشا…
    خیلی دوسشون داشتم…
    چه عشق قشنگی داشتن…
    ???
    آدرسی که شیومین به لوکا داد جای کای بود…؟؟؟
    لوکا رفت کای رو بیاره…

  94. من میشه یه چیزی بگم اول..
    بحث مغرور بودن یا بداخلاق بودن شما نیست ..شما نویسنده خیلی قابلی هستی ک من ب استعدادت احترام میزارم حتی اگه به نوشتنت هم مغرور بشی از نظر من کاملا حق داری چون داستانت واقعا عالیه :rose: و خیلی بالاتر از ی فنیکشنه معمولیه من بشخصه کتابتو بین سای_فای بوک های مورد علاقم حساب میکنم و مطمئن باش اونقدر تجربه دارم که بتونم بصورت حرفه ای ازت تعریف کنم و باعث افتخارمونی اما…
    چیزی که توی این سایت خیلی دیدم که باعث شه واقعا عصبانی بشم(و تا الان هم چیزی نگفتم الانم میگم چونکه خودت ازم خواستی) تهدید کردن نویسنده هاست … من خودم بشخصه نشده پستیو بخونم و نظر نذارم (و دلیلش مطمئنن تهدیدای نویسنده نبوده!) و بنظرم اکثر افراد هم وقتی از چیزی لذت میبرن میخوان در بارش صحبت کنن اما وقتی یه پستیو باز میکنم و اول از همه میبینم که نویسنده نوشته اگه کامنت نذارید رمزی میکنم یا کلا داستانو پاک میکنم فقط و فقط یه حس منفی بهم دست میده که باعث شده تا چند هفته به سایتتون سر نزنم(حسی ک باعث میشه فکر کنم نویسنده براش مهم نیست ما از داستان لذت بردیم یا نه و فقط وفقط ازما میخاد نظر بزاریم عین یه قرداد) البته این حق شماست که از ما انتظار نظرو داشته باید و ماهم وظیفمونه برای پیشرفت روند داستان نظر بذاریم اما فک میکنم که دیگه تو این سایت بیش از حد روش زومم شده و کمی ازار دهندس .. و فک میکنم خودتم قبول داشته باشی اینکه من با عشق بیام برای نویسنده مورد علاقم نظر بزارم خیلی فرق میکنه تا از ترس رمزی شدنو چیزای دیگه..بخش سرتو درد اوردم ولی دیگه تو دلم مونده بود من کاری با اونایی ک نظر نمیزارن ندارم اما فقط خواستم بدونی که از نظر من ک کامنت میزارم چجوریه :mazlum:
    قلمت حرف نداره و عاشق داستانتم :heartme: امیدوارم کسی از حرفام ناراحت نشده باشه چون من فقط نظرمو گفتم..

  95. سلام خسته نباشی
    ممنون که آپ کردی
    هنوز نخوندم ولی مطمئنم که عالیه
    راستی دوستای منم خیلی بهم میگن که تو نگاه اول آدم مغروری به نظر میام
    ولی هیچوقت ازم عذر خواهی نمیکنن:|
    در کل مرسی که آپ کردی
    بایییی

  96. اونی خسته نباشی
    من هنوز نخوندم ولی مطمئنم عالیه
    راستی همه دوستای منم بهم میگن که اولش ازم یه ذهنیت مغرور داشتن
    ولی ازم عذر خواهی نمیکنن :|
    در کل خیلی ممنون که آپ کردی
    بایییییییی
    لا لا لا لا

  97. خب چی بگم بهت نشستم حسابی گریه کردم خودم دلم گرفته بود تو هم نمکدون دس گرفتی رو من نمک میپاشیدی
    خیلی دلم برای چن سوخت
    اجی اجازه دارم از متن اخر یه جا استفاده کنم متن انگلیسی میخوام ازش عکس بگیرم از عکسش استفاده کنم آیا اجازه میدی پلیز جواب بده
    راستی خسته نباشی

  98. آهنگ خیلی زیبایی بود.
    جملات آخر چن و تاشا فوق العاده بود.تا ته قلبم آتیش گرفت.
    کلی اشک ریختم، مظلوم واقع شدن جفتشون.بیشتر اما دلم برای چن سوخت.
    عالی بود عالی.دیگه بالاتر از عالی چی داریم من نمیدونم.هر چی هست همونی.

  99. اجییییییییییی……چن و تاشا????????? وای عزیزم…. آهنگ…..????????? اون quote کی نوشته بودی…. اینقدر زااااااااااار زدم که نگو…. الهی بمیرم واسشون……???????
    لوکاااااا…. عرررررر لوکا رفت دنبال کای… عررررررر حتما سه کیونگ کاری کرده که کای بتونه دوباره برگرده….. عررررررررررر ماماننننننننننن???????????
    سهونااااااااا….. طاقت بیار…. طاقت بیار????????????
    چانبکم…..??????????? وای خدا…. با وجود حال بدشم باز بکهیون و بقیه واسش مهم ترن… نمیتونه از جاش بلند شه ولی بخاطر عشقش بلند میشه….?????????
    عزیزممم سوهووووووو….. چقدر دلم واسش میسوزه…..????????
    دی او….. واقعا واسه چی تاریکی واسش آشنا بود؟؟؟؟ اگه بخشی از وجود شیو رو داشته باشه…. صبر کن…. شاید اونم مثل سه کیونگ بوده….. یعنی بخشی از تاریکی بوده ولی بعد با شیومین پیمانی بسته که یادش نمیاد و بخاطر همین شیو بخشی از خودشو بهش داده…. یعنی سه کیونگم اینجوری میشه؟؟؟؟؟؟ وای خداکنه بشه…. دلم واسش کباب شد قسمت قبل…. عررررررر????????
    کلا عرررررررررر….. چقدر من این قسمت زااااااااار زدم….. مررررررررررررررررسی اجی جان…..?????????????????
    پ.ن. در مورد حرفای آخرت باید بگم که قبلا هم که یبار تو کانال اینجوری نظر سنجی گذاشته بود گفتم… از همون اولم از رک بودنت خوشم میومد… بعدشم این کاملا درسته که اگه کسی به خانواده توهین میکنه به آدم بر بخوره…. مثالیشم که جدیدا خیلی مرسومه همینی که خودت گفتی…. بعد اصولا اینا میزارن پای محبت… در حالی که محبت نیست…. به هیچوجه نیست…. ولی خب میگم من که والا نه تنها ازت چیز بی منطقی ندیدم، خیلیم دوست دارم… تاحالا چندین بارم باهات حرف زدم…. نمیدونم یادت هست یا نه ولی خب تا حالا حتی در مورد انتخاب رشته هم ازت کمک گرفتم و خیلی آروم و کامل واسم توضیح دادی… کاری که خیلی معدود کسایی انجام میدن…. در کل خواستم بگم عاشقتم همه جوره??????????❤❤❤❤❤❤???????

  100. واااااییی عرررررررررر الهی بمیرم برا بک برا چان برای کاااااااااایییی براااا سهووووون :gerye: :aaar: :gerye: :aaar: سر تیکه تاشا و چن قشنگ عرررررر زدمممممممم
    عرررررررررررررر آهنگش محشر بوووود
    تا قسمت بعدی میمیرم

  101. ایلااااا من ععررر زدم قشنگگگ :charkhesh: بمیرن برا چنننن
    بزا تاشاااا برا کایییی :gerye: برا سهوننن برا جونگهو
    برا بکی برا خودم برا لی سومان برا سارا که هنو نخونده :gerye: اهنگگگگممم عالی بودددد بوس بوس منتظر قسمت بدم

  102. سلامممم
    خوبین؟
    امیدوارم جونگهو دچار نقص عضو نشه گرچه خیلی بعیده با این اتفاقی که افتاد
    لحظه مرگ تاشا خیلی ناراحت کننده و غم انگیز بود به خصوص با آهنگ که گوش میدادم تاثیرش خیلی بیشتر بود واقعا آهنگش قشنگ بود :aaar: من که گریم گرفت
    با شناختی که من از شیومین پیداکردم احتمال خیلی زیاد میره نجات سه کیونگ
    بی صبرانه منتظر قسمت بعدم
    خیییییلی ممنونم بابت این قسمت
    خسته نباشین :smile:

  103. آجی آهنگه با روح و روانمون بازی کرد :gerye: منم مثل بچه ها فکر نمیکردم سر این فیک برا دختر پسری گریه کنم اما چن و تاشا خیلی گناه بودن هنوز اشکم بند نمیاد :gerye: :gerye:
    راستی لوکا رفت دنبال چی؟نکنه کای؟؟؟؟؟؟یعنی واقعا میخوام جوابه ؟آره باشه
    ولی با این که این دوتا اون دنیا به هم برسن مشکلی ندارم عالی بودآجی ممنون :kissme:

  104. واقعا این قسمت یکی از بهترین قسمت های فیک بود
    خیلی خیلی احساسی بود
    دلم برای چن سوخت؟)):
    نویسنده خیلی خوبی هستی ،به شدت قلمتو دوست دارم ؛و این قسمت هم مثل بقیه قسمت ها گل کاشتی *_*ممنون*_*

  105. اصلننننننن فکرشم نمیکردم برای چن توی یه فیک ناراحت بشم! :gerye:
    ببین انقد خوب مینویسی که حای برای چنم آدم دلش میسوزه! :aaar:
    سوال زیاد دارم اما چون مطمئنن برات تکراری میشه صبر میکنم که شاید قسمتای بعدی جوابشونو بگیرم :mazlum:
    هعیییییی :mazlum: :mazlum: :mazlum:

  106. از همون قسمتای اول دلم برا چن میسوخت که همچین زندگی داره حالا هم که تاشارو از دست داد sad
    من هنوز امیدوارم مای یه جوری برگرده
    نمیدونم الکی امیدوارم یا نه ولی امیدوارم جایی که لوکا میره پیش کای باشه هی
    سهونم :'(((((((
    عالی بود مرسی

  107. چقد غمگین بود :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: فک کنم لوکا رفت دنبال کای وای تاشا چقد گناه داشت ولی فک کنم چن مظلوم ترین آدم داستانه حتی از سهون مظلوم تره :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: تورو خدا بعدی رو زودتر بذار خیلی منتظر بودم دیگه خشک شدم :gerye: :gerye: :gerye: لوسیفر عوضی همین یهو دلم خواست بهش بگم اشک چن درآورد

  108. خیلیییی غم انگیز و تاثیرگزار بود خیلییییییییییییییی
    عالیییییی بود
    فوق العاده بود
    تک تک لحظات چن و تاشارو اشک ریختم
    دیگه نمیدونم چی بگم فقط خیلیییییی قشنگ بود
    چرا اینقدر غمگینه همه چیز :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :aaaa: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye:
    و اینکه شخصیت فوق العاده عالی با قوه تخیل بالا و البته خیلی صمیمی دارین از نظر من :heartme:

  109. فوق العاده بود..مثل همیشه…اهنگ و متن اخرش قلب ادمو میشکنه…خییلی خوب بود..میتونستم دردشونو حس کنم.بی نظیر بود..یکی از تیکه های مورد علاقه م تا اینجا..
    آیلا (زهرا)تو عشقی..من هرگز راجبت همچین فکری نداشتم و از اول دوست داشتم باهات دوست باشم و تو همیشه هر سوالی یا کمکی خواستم با حوصله جواب دادی…مرسی عزیز دلم..نویسنده جونم :kissme: :rose:

  110. من دقیقا یادم نمیاد چی فکر میکردم شاید فکر میکردم مغروری
    کلا اگه فکر بدی میکردم یا پشت سرت حرف زدم ببخشید اونی :heartme:
    این اخریه قلبم به درد اومد :cry: :aaar:

  111. واییییییییییی عالییییییییی بوددددد
    اخر چرا؟؟؟؟ کاش بهم میرسیدن این تاشا و چن! sad
    در جواب حرفات باید بگم من تا حالا به این فکر نکردم که ممکنه چجوری باشی:|
    ولی الان که بهش فکر میکنم تو برای من فقط یه الگویی
    به این فکر نمیکنم که ممکنه چجوری باشی یا اخلاقت چی باشه یا هرچی!
    بالاخره قرار نیست که همه مثل هم باشن هرکی یه اخلاقی داره و من درجایگاهی نیسم که بخوام درباره ی بقیه قضاوت کنم
    بدون هیچ اغراق میگم! من تو رو به عنوان یک الگو برای خودم میشناسم
    چون من عاشق نوشتن هستم و از قلم تو خیلییییی خوشم میاد و همش سعی میکنم که یه جورایی مثل تو بنویسم! :write:
    نمیدونم که جوابم ربطی به سوالت داشته باشه یا نه!؟ ولی من حرفم رو زدمsmile :nish:

  112. زیباترین و غم انگیز ترین قسمت فیک همین بود ، واقعا تاثیر گزار و قشنگ ، بلاخره ی نفر قدر این چن چن بدبخت منو دونست ، خسته نباشی واقعاااا عااالی بود

  113. آنقدر تو شوکمممممم که اصلا نمیدونم چی بگم….فقط بگم که خیییییییییلی گریه کردم…خیییییییییلی آنقدر گریه کردم که حس میکنم اشکام خشک شدن اصن….
    احساساتم نسبت به این قسمت آنقدر قویه که تو کامنت نمیشه گفت….

  114. وای..خییلییی غم انگیز بود..خیلییی :mazlum:
    حتی از مرگ کایم تاثیر گذار تر بود..اصلا این تیکه چنو تاش خودش میتونست یه وانشات کامل باشه..مرسی که میزاری قلم زیباتو بخونیم و لذت ببریم ..الان تو مود شکلک گذاشتن نیستم اگه بودم احتمالا قلب میذاشتم.
    راستش من واقعا خیلی تحت تاثیر صحنه های رمانتیک قرار نمیگیرم ولی این خیلی قشنگ بود ..اگه قبلا فکر میکردم ذهن خلاقت از قلمت جلو تره الان نمیتونم تصمیم بگیرم..
    کلافگیای چن نه فقط تو برخورداش با تاشا، بلکه کل این قسمت مشخص بود..اونجا که رفته بود پیش سهون.. :mazlum:
    هعی اصن همه چیه این قسمتو تحت شعاع قرار داد برا من..فقد امیدوارم چن به قولش عمل کنه و تا آخر دنیا دنبالش بره و لوهانم به قولش عمل کنه و جبران کنه
    مرسی و خسته نباشی ♥

  115. سلام اونی
    مسافرت بودم نت نداشتم تا برگشتم اینستامو چک کردم دیدمت وااااااای ینی مُردَما خدا وکیلی
    :becharkh:
    اونی بقیه ی تابستون میای شیراز بیام ببینمت روی ماهتو ماچ کنم؟!
    :kissme:

  116. خوب این اولین باریه که برات کامنت میزارم.برام جالب چرا بهت گفتن مغروری چون این مدت چند ماهی که healer و شناختم و حرفات و خارج داستان میخونم اصلا حس نکردم که شخصیت مغروری داشته باشی.
    اینم بگم healer اولین متفاوت ترین فیکی بود که خوندم. قلمت و داستان پردازیت و خیلی دوست دارم.
    فقط جون هر کی دوست داری زودتر قسمت های بعدی و اپ کن،این قسمت های آخر دل تو دل ما خواننده ها نیست…..

    • به جان احمدم که میخوام خار تو پاش نره من میخوام بنویسم ولی تابستونه و شیراز به جهرم نزدیک همش 2 ساعت راهه یهو عمه و عامو یهو دلشون تنگ میشه ناهارشون بر میدارن میان خونه ما تازه به همونم قناعت نمیکنن میگن مهدی شمام غذاتون بردارین سپیدان همین بغله بریم اونجا و اینگولی میشه که ما میریم در دل طبیعت و تا دست به سمت گوشی هم میبریم پشت دستی میخوریم… قشنگ 4 تا پاراگراف این قسمت رو تو حموم نوشتم

  117. بیچاره این چن چه قدر تنها و بدبخته :mazlum: خدایی خیلی نامردیه در حقش تنها کسیم که دوسش داشت و نمی خواست ارش سواستفاده کنه رو از دست داد البته برادرش هم هست!
    چرا همه میگن سهون فقط برای خودش این کار رو کرده؟ از بس که اینا طول دادن که بهش برسن خوب سهون هم فکر کرد که بچه اون جا به دنیا میاد و گفت که اگر تحدیدی برای ارک باشن دوتاشونو می کشه! به نظر من سهون از خود گذشتگی کرد نه خودخواهی :nanahat:
    خیلی خوب بود ممنون :kissme:
    هنوزم تو دلم هست یعنی دیگه کای برنمی گرده؟ چرا من همش منتظر یه معجزم که اون و برگردونه؟ نمیشه کسی که شومین لوکا رو فرستاد که بیارش کای باشه؟

    • اه راستی اینو یادم رفت بگم..انگار برا سهون کشتن تنها یادگاری عشقش اونم با دستای خودش آسون بوده -_-
      درسته اولین بار بخاطر خودش بود..ولی این دفعه دیگه بخاطر آرک بود..همه جا مظلوم واقع میشه طفلک..
      حالا سالم میمونه دیگه نه؟ نیایم یهو کای زنده شه جونگهو به دنیا بیاد سهون بیفته بمیره؟؟ :becharkh:
      اممم..من دیگه الان دپ نیستم و میخوام یه سوال بپرسم و یه خواهش بکنم :nish:
      هیچ راهی نیس تاش برگرده واقن؟ سرنوشتم میشه از سر نوشتاا :nish:
      خواهشمم اینه که میشه لختی شیوهان داشته باشه؟ دلمان تنگ شده است باو :daqun: :nish:

      • اوووووووو فک کننننن….. پسندمی بدم پسندمییییی… طفلی سهون یه جوری میگن انگار خیلی خوشال بوده نه…. نامردا… گل تو سر نویسنده که خودممم… خخخخ

        • من الان مث چی خوشالم که جوابمو دادی :charkhesh:
          کلن سر جواب دادن ذوق مرگ میشم چه میشه کرد بی توجهی بد دردیه :nish:
          صوبت دیگه ای ندارم فقد امیدوارم عمو و عمه و بقیه خانواده محترم یکم از شمارو به مام قرض بدن..خیلی حساس شده عاخه :becharkh:

  118. سلام خسته نباشی این قسمت هم عالی بود درمورد قسمت اخرشم که گفتی چطور فکر میکنیم من هنوزم فکر میکنم ترسناکی ….ولی مغرور نه…فکر نمیکنم مغرور باشی ولی ترسناک هستی …

  119. ای جان چن عشقم، ولیدمن گریه م نگرفت، ادم های احمق، سهون وایه نجات ارک خودشو و بچه شو به خطر انداخت اینا حق ندارن سرزنشش کنن، من میدونستم کای بر میگرده :yeees:

  120. مثل همیشه عالی بود…..
    اون قسمتش که لوکا باید بره جایی دیدن کسی. خیلی کنجکاوم بدونم کیه.یعنی ممکن یک وقت کای باشه. راستش هنوز نمیتونم باور کنم کای برای همیشه مرده باشه.
    نقطه تراتژیک این قسمت،لحظه های آخر،تاشا و چن بود.با اون آهنگ معرکه.خیلی غم انگیز و رمانتیک بود.اشکم درومد خواهر.
    بی صبرانه منتظر قسمت بعدی هستم.برای سهون نگرانم.اخرش چی میشه……

  121. اول اینکه باید بگم که شخصیت هر فرد رو میشه از نوشتش فهمید ، منم چون به نوشته ها و توضیماتت بیشتر از داستان توجه مردم نشون میده ، شخصیت جالبی داری ، و اینکه فیکت عالیه و ایده هات عالی تر ، خسته نباشی

      • تک تک قسمت های تاشا و چن اشک ریختم لعنت بهت حتی الانم که بش فکر میکنم میخوام گریه کنم … من قبلا هم برای احساسات چن گریه کردم اما فکرشم نمیکردم که اون تاشا رو دوست داشته باشه آهنگ خیلییییی بد بود تا پلی شد دیگه از حد خفگی هم رد کردم فکر نمیکردم بخوام برای یه رابطه ی دختر پسری گریه کنم اما برعکس تک تک جملات رو دوست داشتم وایییییییی که چقد از این چپر متنفرم حتی نمیدونم چطور احساساتم رو بگم همین الانم دارم آروم آرو م گریه میکنم سر پل صراط ازت نمیگذرم آیلا :aaar: درباره ی سوالت هم من اولاش که شروع کردم به خوندن فیکت خیلییییی دوست داشتم و الانم واقعا دوست دارم اما ازت میترسم منظورم اون ترسی نیست که بهش فکر میکنی تا حالا شده یکی از استادات رو خیلی دوست داشته باشی بعد هر موقع میبینیش از عکس العملی که انجام میده در برابرت میترسی من چنین حسی دارم وقتی کامنت میزارم دوست دارم این متن چهار خطی که میفرستم برات رو بخونی و لااقل یه کوشولو لبخند بزنی تنها چیزی که از ته قلب خوشحالم میکنه میکنه همین . من بدون اینکه بشناسمت یا توی پی وی باهات حرف بزنم به خوبی میدونم که مغرور نیستی به خوبی حس میکنم نظر خواننده هات برات مهمه نظر دوستات برات مهمه عکس العملشون برات مهمه برای همین چنین فکری نکردم که مثلا مغروری برای همین این فکرای پوچ رو از ذهنت دور بنداز :cry: اینقد گریه کردم سرم درد گرفت تشنه ام هم شد خیلیییییییی بدی خیلییییییی . من نخوام هیلر تموم بشه چیکار کنم نمیتونی هی کشش بدی من نمیخوام تموم بشه :aaar: :aaar:
        پ.ن : اون اشتباه ضایع ام هم زد بدجوری قهوه ایم کرد شما از اثزات انتظار بیش از حد بدونید :sut:

    • من خوندمش…..شخصیت پردازیت خییلی خوبه….اصلا فک نمی کردم واسه شخصیتی مثل تاشا که تا الان زیاد هم پررنگ نبوده اینطوری احساساتی بشم….

  122. منم میترسیدم نمیدونم چرا واقعا..شاید بخاطر این بود که اولین ویسی که تو چنلت شنیدم اون بود که پشت سرم هم فحش میدادی و اینا :/ خب دیگه اعتراف ام رو کردم?الانم برم بخونم مرسی اونی فایتینگ

    • عشقم،
      قبل از اینکه پی دی اف این قسمت رو دانلود کنم؛بذار به حرفات جواب بدم
      آیلایی،
      همونطور که روز اول گفتم، به نظرم ترسناک می اومدی تا مغرور! درسته. مغروری. اما به تلاش هات مفتخری. نمونه ی بارزش هیلر.
      صحبتامون این رو واضح میکرد که سر نوشتن این فیک، چقدر سختی کشیدی. از مسافرت های نرفته گرفته تا نوشتن توی اوج بیماری و بد حالی. با این حال شخصیت مهربون و صافته که تا الان که تقریبا دو ساله هیلر رو مینویسی، اما باز هم برای رمزی کردن قسمتا دو دلی. این دو دلی فقط و فقط نشون از قلب پاکته.
      و اینکه…
      آهاااان پوستر این قسمت به شدت عیز مای استایل!!
      خیییلی خوبههههه!!
      عاهان•-• لطفا این دودلی رو بذار کنار و یکم قاطی کن-_____- همشون گندن ماشالله! زشته نفهمن باید نظر بدن -__-
      بوووووووووووووووووووووووووووووووس :kissme:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *