Fanfiction Healer – Ch 68. (Re)Birth

آیم بک اند ساری

(Xia هیچ ربطی به فیک نداره)

به دلایلی این قسمت دیر شد ( اینبار نزدیک به 6 بار نوشتم واقعا نمیفهمم چطور بعضیا توی 2 ساعت 1 قسمت خیلی خوب مینویسن واقعا که آدمای خیلی توانایی هستن من هرکار میکنم توی دو ساعت فوق فوق فوقش 1 ص بنویسم)

در عوضش این قسمت 18 ص استش برید حالشو ببرید یعنی خودم 1 ساعت برام طول کشید که خوندم

دخترا و احیانا پسرای عزیزم خیل خیلی خیلی با دقت این قسمت رو بخونید خودتونم کنترل کنید هنوز 1 قسمت دیگه مونده و من قولم یادم نرفته

ohsehun40-52 (2)

آهنگ رو هم پیشنهاد میکنم

ohsehun40-42 (2)

سعیم بر اینه تا قبل از 3 مهر و شروع مدارس پرونده هیلر رو ببندم

در صورت بسته بودن بخش نظرات (عدم نمایش باکس کامنت بالای کامنتهای گذاشته شده) نظرات خودتون رو روی قسمت آخر (درصورت باز بودن باکس کامنت) قرار بدید

برای دریافت رمز کامنتهای خصوصی در تلگرام، ایمیل و اینستا پذیرفته نیست

Print Friendly

204 Responses

  1. وااااایییی…من چقدر سر این قسمت عرررر زدمممم??????
    دلم خیلی به حاله جونگهو سوخت??? آهنگه پیشنهادیت عالی بود ولی من واسه این قسمت نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم?به خاطر همین با اون آهنگی که چند قسمت قبل گذاشته بودی که خوانندش سارا نامی بود این قسمتو خوندم??
    الان تنها اومیدم به اینه که گفتی داستان هپی انده?? امیدوارم جونگهو کاری کنه سهون زنده بشه??

  2. برای اولین بار دیدم خواهر کوچیکم برای یه فیک گریه کنه اون هی ازم میپرسه فیکت کی آپ میشه…اون سه سال از کوچکتره خخ منم به عنوان خواهر بزرگتر باید براش قصه ی شب هیلرو بهش بدم.
    انقد این چپتر غرق خووندن بودم که اصلا متوجه اتفاقات اطرافم نمیشدم .کای بودن سهون با اون بچه….آه گریم میگریه

  3. وای سهون مرد یعنی ..یعنی به مرگه کای فکر کرده بودم ولی هیچ وقت نخواستم قبول کنم سهون روزی بمیره …وای همش یاده اوایلله هیلر افتادم همون زمانی که سهون قبول کرد هیلر شه و اومد خونه کای ..اون کتکا و حرفایی که از کای شنید و بعد بارداریش …رفتاراشون عشقشون…
    وای باورم نمیشه هیلر بعده این همه مدت که میخوندمش داره تموم میشه …
    واز اون غمگین تر دردناک تر اینکه سهون مرده ….اصلا نمیتونم باور کنم …چر اخه زندگیه کای اینقدر دردناکه …چرا سهون اینقدر سختی کشیدو رویه خوشیو ندید…وای اصلا باور نمیکنم یا شاید نمیوام قبول کنم سهون مررده ..
    فقط یه قسمت دیگه باقی مونده ..
    بیچاره جونگهو ..توصیفاتت از جونگهو بی نظیر بود به طوری که حتی میتونستم درده اون بچه رو حس کنم ..ویا حتی لحظه گریش واقعا عالی بود…
    این فیک بینظییره بوده وخواهد بود…
    ولی یعنی اخره خوش هرچیم باشه با مرگه سهون هیچ خوشیه به نظرم نداره…مگر زنده شدنش..که محال میبنم…میخوام برم گریه کنم فقط ..وااای ..
    مرررسی خیلیییی…عالییییییی بودددد…

  4. عالییی بوددددددد????????????❤️❤️????❣?❣??❣???❣?❣?❣??❣???❣?❣??❣?❣???❣?❣??❣?❣?❣?❣???????????????❣??❣?????❣?❣?❣?❣?❣?❣???????????

  5. واااااای قلبم از ناراحتی داره وایمیسته سهوووووون??
    الهی بمیرم واسه کای و جونگهو
    ولی مطمئنم که اتفاق خیلی خوبی میفته
    اون یه ذره خونی که شیومین نگه داشت به خاطر سهون نبود؟

  6. وااای اومدییییی…..ومنم تازه اومدم…نمیدونم چرا انقدر دیر به امدیت میرسم….
    ♥♥♥♥♥♥♥
    واااایییی عررررررررررررررر کایییییییی زنده شد من دورش بگردم….وووووو اول شکارچی بیدار شد…
    اخیییی عزیزم..شیو گناه داره….
    وااای سهووووون….نمیمیرهههه که من مطمئنم…ولی اخه چطور ممکنه برگرد…عزیزم جونگهووووو چه نازه؟؟؟
    اجی یعنی چون ناراحت یا عصبی شده بود چشماش اونجوری شد…مگه سهون نمرده پس نمیتونه ازش تاثییر اخییی جونگهو تا کایو دید چه گریه ای کرد….
    ♥♥جوجه فسقلی♥♥
    کلا این قسمت کلی عرررررر زدم….مخصوصا حرفای کای که به سهون میزد….عرررررر اجی زود اپ کنیا

  7. !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    خیلی عالی بوووووووووووووووووود
    یه ساعته گریه ام بند نمیاد!
    بچه ی بیچاره! ناااازی!
    چه گریه ای کرد قربونش برم!!!
    دلم کباب شد…وای خدا
    ای جونم…قربونت بشم که به این زودی یتیم شدی…آخه این چه بلایی بود که به سرت اومد؟
    وقتی فکر میکنم این تازه اولشه و تو مدت عمر طولانی ات قراره کلی درد و رنج رو تحمل کنی و مثل شیومین دم نزنی جگرم آتیش میگیره!!!
    انقدر گریه و بغض ات روم تاثیر گذاشت که نمیتونم رو قضیه ی از دست رفتن هیلر عزیزمون تمرکز کنم! فکر نمیکردم سهون رو از دست بدیم! نقش اصلی داستان بعد از اون همه سختی خیلی بد رفت…خیلی!

  8. اول نمیخواستم بخونمش این قسمتو چون طاقت دیدن مرگ سهون رو نداشتم اما بلاخره خوندمش عالی بود میدونی من عاشق پایان های خوشم و از دیدگاه من پایان خوش یعنی بازگشت سهون نه اینکه من تصمیم گیرنده باشم اما امیدوارم اینجوری باشه به هر حال ازت ممنونم به خاطر داستان قشنگت

  9. سلاااام آیلاااا چه خبر؟؟(^.^)
    چیکارا میکنی با دانشگو و ترم جدییییید؟!(●__●)
    عررر هشت روووز بی نتیییی اونم در جوار آپ حساس ترین قسمت حساس ترین فیک حساس ترین نویسنده ی کل فیکشنا واقعا سخت بود-ಥ_ಥ__- پدرم در اومدددددo(╥﹏╥)o
    همون روزی ک داشتم ازت آمار آپ رو می گرفتم دقیقا داشتم ساکامو میبستم بریم اصفحون(T▽T)><
    بگذریم کلا این سفره ب پول بنزینش هم نمی ارزید=\….
    حالا منو داشته باش! یه خواننده ی مشتاق و وظیفه شناس داری ک با وجود آوار مکافات فیکتو دنبال میکنه. اون کیههههه؟؟
    آفریننننن منمممم دیگهههه?✋?(^_^)(^▽^)
    این وسط من تا پیامکتو دیدم پریدم یه کافی نت و پی دی اف هیلر رو به بدبختی دان کردم.(●__●) بدبختیش هم اونجا بود ک ننه ام مث برج چیز بالا(●__●) سرم خیمه زده بود میخواست(●__●) ببینه این کار مهم بنده ک ب خاطرش همه ی پوس لبشو کند چی هِ =\\(●__●)
    حالا بیا و پوسترای +۱۸ فیکا رو از چشمای تیز بین معلم پرورشی مملکت قایم کن??(¬_¬)ノ(ノ*゚ー゚)ノ
    خلاصه برات بگم پی دی اف دان شد ووووووو ما رفتیم ک دلایل فحش هایی ک گفتی خوردی رو بخونیم(〜^∇^)〜
    البته ناگفته نماند اولین کامنتی ک دیدم وهمه ی مزه ی فیک ب اف رفت این بود=|| :ƪ(‾.‾“)┐
    "واقعاااا سهون مرررررد ؟؟؟ چرااا کشتیششششش؟؟"
    یکی بگه زهر ماااار?ಠ_ಠ خب از اون اول معلوم بود میمیره دیگهههه (⊙_☉)
    اون بکهیون بدبخت چی مینالید پس برا سهون ک بدن هیلر موقع زایمان و تا چند ماه بعدش به اف میرهههههه(//・_・//)
    خو یکم منطقی باشید دیگه=\ #مرسی_اه
    حالااا فیکت خانوم خانماااا
    هووووف آیلا قبلش یه چیزی بگم بت، تو دلمه نگم عقده میشه واسم(^_^;)
    وقتی فیکتو میخونم و یادم میاد نویسنده اش همون دختر چشم مشکی(◍•ᴗ•◍)❤ و کیوتیه ک اگ خمیازه بکشی دستش تا مچ میره تو دهنت(♥ω♥*) و تو صورتت زل میزنه تا یه جوش پیدا کنه بترکونه همه(♥ω♥*) ی متن به اف میرهههههه(´∀)
    و به همین دلیل بود ک بنده موقع مرگ سهون نه تنها گریه ام نگرفت، بلکه بغض هم نکردم! ( ´ ▽
    )ノ
    خب دیه بریم سر اصل مطلب. هیلر! قسمت 68 (عرررر با یک جمع شه میشه سیکستی ناینننن!! پوزیشن مورد علاقه ی من(⌒▽⌒)!!!)

    “شیومین نباید خودش رو گناه کار بدونه. مطمئنا فشاری ک اتفاقات و حوادث اخیر روی روح و جسمش گذاشته اونقدری هست ک تصمیمی ک برای خانواده ی نچندان خوشبخت کیم گرفت رو بپوشونه! هر چند این از خلوص روحو خاصیت وارث بودنشه ک با وجود لطافت و ضخامت های زیادی ک اطرافش هست، چیزی مثل این تصمیمِ سخت اونو به سمت تحمل عذاب وجدان سوق بده.
    و….
    به شدت با لحظه ی بیدار شدن کای کیف کردم! و برای بار چندم فهمیدم ک قابلیت های تو توی توصیف و تجسم و نوشتن موقعیت های مختلف رو به هیچ وجه نباید دست کم بگیرم!
    و نکته ای ک توی این قسمت بیشتر از هر چیزی مورد توجه خواننده ها واقع شد؛…
    مرگ سهون.
    خب، کاملا منطقی و قابل پیشبینی!
    شاید برای کسی ک با چشمِ دل تمام فیک رو دنبال میکرده و منتظر بازگشت با شکوه خانواده ی کیم کای بوده، قطعا درکِ مرگِ سهون تا اندازه ی زیادی غیر ممکنه،
    ولی بیاید با توجه به شواهد به این اتفاق نه چندان خوش آیند نگاه کنیم،
    بکهیون که موقع و بعداز بارداری در کمال صحت و سلامتی و کنار شکارچیش بوده، بعد از تولد هانیول دچار ضعف جسمی میشه،
    پس این کاملا واضحه که سهون با وجود حمله ها و شوک های اخیر، از جمله مرگ کای، ماجرا های دنیای میانی و همچنین چاقویی که به وضوح اونو ضعیف ترکرده، بعد از متولد شدن جونگهو بمیره!
    البته این خلاقیت و پایان داستان رو می طلبه که نویسنده چطور میخواد خواننده هاش رو راضی کنه!
    اوممم… عاشق جونگهو شدم! اون واقعا فوق العاده است! هیچ فکر نمی کردم به بکهیون و هانیول حسادت کنه!!!
    در یک کلمه،
    این قسمت
    از یک تا ده، نمره ی یازده رو گرفت!
    همه چیز اونقدر خوب بود ک کسی نتونه برای تکذیب یا نقدت برای خودش جای مانور بذاره
    و این بیش از اندازه جای افتخار داره^^”

    _خدات داده جواب ندی=|||(¬_¬)ノ قسمت آخر میام هر چی فحش بلدمو تو یه کامنت به همراه چیزای مثبت بیس و یک مینویسم =||| بعد هم میرم میمیرم=|||

    دوست دارت،
    میکی(*^▽^*)

    • چرا لوم دادی خخخخخخ جوشششششش خخخخخ خدایا خیلی خوب بود، دستم کنار زبون کوچیکت خیلی کاپل خوبی میشن

      اوه این جمله چقدر سنگین بود (شیومین نباید خودش رو گناه کار بدونه. مطمئنا فشاری ک اتفاقات و حوادث اخیر روی روح و جسمش گذاشته اونقدری هست ک تصمیمی ک برای خانواده ی نچندان خوشبخت کیم گرفت رو بپوشونه! هر چند این از خلوص روحو خاصیت وارث بودنشه ک با وجود لطافت و ضخامت های زیادی ک اطرافش هست، چیزی مثل این تصمیمِ سخت اونو به سمت تحمل عذاب وجدان سوق بده.)

      میک میک جوششششششش بزن (خاک به سرم حالا خواننده ها فک میکنن من چه ادم چلومیما)

      • من دیگ خمیازه نمییی کشممممممم(」゚ロ゚)」
        پ چی کلی روش فک کردم میخوای سنگین نباشه(●__●)
        انقدررر جوش زدم ک خدا میدونه فقط میترسم بیام نزدیکت صورتم به فنا بره?? ヽ(*≧ω≦)ノ

  10. سلام…
    من یه خواننده قدیمیم که یه مدت نویدم و الان دوباره این داستان رو خوندم…
    !!!!!یه سوال خیلی مهم دارم!!!!
    تاعو همون لوسیفره!
    اون دورانی که بعد از تجاوز جی آر به سهون، سهون خودکشی میکنه … تاعو کلی میاد و بهش سر میزنه! حتی با لوهان هم حرف میزنه!!!!!! کریس، سوهو، چان و بک هم اونجا هستن!!!! چطوره که هیچکی تاو رو نشناخت؟؟؟؟؟؟؟
    و این که جونگ آپلود صدای قلب بچه سهونم میشنود. ..کای هم میشنوه! چطور اونجا صدای قلب تاعو رو نمیشنون؟؟؟؟؟
    من واقعا تو این قسمت مشکل دارم :/
    [email protected]
    خوشحال میشم اگه جواب رو به ایمیلم بدین…با تشکر ویژه از داستان خوبتون♥

    • ببین عزیزم تاعو هر موجودی نیست اون لوسیفره میتونه خودشو پنهان کنه، همونطور که کای و بقیه متوجه حضور خواهر سهون اطرافشون نبودن در حالی که همیشه داشت دنبالشون میکرد اونا قدرت مخفی شدن رو دارن چون خیلی قوی بودن حتی شیومین هم نمیتونست متوجهش بشه تا خودش نخواد

  11. عررررر سهون مردددددد ای جانمممممم کایییی ییچاره واقعا گناه دارهههه هقققققققق
    جونگهو چه باشعوره ولی خیلی براش سختهههه
    عاشق توصیف احساسات کای به بچش شدمممم چقد سختههههه اصا اون موقعی که خاطراتشونو مرور میکرد من داغون شدمممممم هییییییع
    اجی مطمینی اخرش هپی انده؟
    فیکت واقعا عالیه و واقعا عالییی صحنه هارو توصیف کردی سر فیکت من تموم احساسای تک تک کارکترا رو واقعا حس کردم و باهاشون گریه کردمو خندیدم واقعا دلم برا فیکت تنگ میشه
    مرسی که این فیکو نوشتی هرچند دلم برا سهون تنگ میشه ولی خب حتما باید میمرده دیگههه

  12. در یک کلام فوق العاده بود
    خیییییلییییییییی خوب بود خیییییییلیییییییییییی
    مخصوصا اونجایی که شیومین داشت کای رو دوباره زنده می کرد
    عاشق این فیک بودم الان صد برابر شد

    • نمیتونم هیچ کلمه ای برای توصیف حس ام از این قسمت بگم جدی بی هیچ خودشیرینی ای این داستان و این قسمت کامل ترین نوشته هایی بود مه خونده بودم تو زندگیم همه احساسات و از جمله قشنگترین و دردناک ترینشون تو این قسمت دیده میشد موقع خوندن تک تک کلمات قلبم دردمیگرفت و گریه میکردم اهنگ پیشنهادی هم خیلی کمک کرد به تاثیر گذاری قسمت واقعا ممنون و اینکه باورم نمیشه که داره تموم میشه این داستان

  13. سهووووووووووووناااااااااااااااااااااااااااااا :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye:
    بیچاره کای :aaar: :aaar: :aaar:
    جونگهوووووووو گناه دارهههههههههههههههه :gerye: :gerye: :aaar: :aaar:
    تو رو خدا پایانش خوب باشه توووووورووووو خداااااااااااااااااااااا :gerye:
    من تحمل ندارم :aaar: :aaar:
    سهونو بگردون به داستان تو رو خداااااااااا :gerye: :aaar: :gerye:

  14. ممنون اونی .واقعا کارت حرف نداشت.
    اولین ادمی هستی که اینطوری اشکمو دراورد.
    الانم سردرد دارم شدیییییییییییییید. :cry: :cry: :cry: :cry:
    عالی بود. :heartme: :heartme: :heartme:

  15. با اینکه چندین ساعت از خوندنش گذشته اما بازم تو شوک ام
    مرگ سهون خییییلی غیرقابل حدس نبود اما انگار همش تو دلم انکارش میکردم هی میگفتم”نی بابا این اتفاق نمیوفته نهه عصن مگه میشه؟”
    برای همین وقتی خوندمش و اینا بکل هنگ کردم :daqun:
    نمیدونم چرا این قسمت منو یاده اولین پارتای هیلر انداخت
    فووق العاده با اون قسمتا خاطره دارم و الان که میگی هیلر دیگه یذره مونده تا تموم شه واقعا گریه ام میگیره :aaar:
    شیومین واقعا مقاومه و مهربونه
    کای هم الان حق میدم بهش از کنترل خارج بشه
    سر قسمتای جونگهو بسی عر زدماااا
    “ینی قسمت اخر چهههه اتفاقی قرارهه بیوفتههه؟”این تنها چیزیه که الان تو مخمه
    درهرصورت کاملا بهت مطمئنم میدونم هیلرو خوب تموم میکنی :heartme:

  16. بالاخره آپ کردی :charkhesh: :charkhesh: :bunny: :bunny: :bunny: سهووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :cry: :cry: :cry: :cry: کااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای :yehetohorat: :yehetohorat: :yehetohorat: :yehetohorat: :yehetohorat: من مطمئنم سهون هم زنده میشه گفته بودی هپی اند ناامیدمون نکنیا فیکات قشنگن مرسیییییییی :myheart: :myheart: :myheart: جونگهو :wooo: :wooo: :wooo: :nanahat:

  17. آخه چی بگم بهت.
    عاشقتم.اینقدر خوب مینویسی که یادمون میره این فقط یه فیکه.توش غرق میشیم.
    من که عملا از دست رفتم.اول میخواستم بهت ناسزا بگم بعد دلم نیومد،بعد یه پنج دقیقه گفتم واقعا از یه فیلم سینمایی که میشه دید جذابتره،واقعا حیفه که نمیشه این داستانو به تصویر کشید.
    خیلی حرف زدم، واقعا عالی هستی، هر چی بگم وصف اون چیزی که تو ذهنم هست رو نمیکنه.دوستت داریم.ممنون زیاد.

  18. سهون مرد ؟ :huh: چیشد ؟ :huh: مگه میشه .عزیزم کای گناه داشت ولی بیشتر از همه جونگهو گناه داره یعنی بی مادر بزرگ شه؟ :aaar: :huh: :aaar: :gerye:
    دلم سوخت ولی بازم عالی بود عزیزم داستان هات عالی هستن خیلی قشنگ هستن من خیلی داستان ها تو دوست دارم ولی خیلی وقت نمیکنم نظر بزارم بخاطر همین سعی خودمو میکنم نظر بزار :rose: :heartme: :kissme:
    :kissme:
    :rose:

  19. عزیزم جنگهو یه شخصیت نانازی داشت .
    وای خیلی عالی بود
    نمیدونم چرا اونجا که گفتی سهون تا30سال برای کایه به این نتیجه رسیدم که قراره برگرده .
    مرسی خسته نباشی
    عالی بود خیلی عالی بود
    اما کلا سهون توی این فیک خیلی گناهی بود کلا یه روز خوش نداشت امیدوار بودم موقعی که بچش به دنیا میاد خوش باشه که اونم نشد
    ولی واقعا این فیک تمام جملاتش با حساب و کتاب خاصی نوشته شده بودن و باعث افتخار من بود که خوندمش . :heartme:
    مرسی خسته نباشی. :rose:

  20. وایییییی خیلیییی خوب بوددد
    کاش هرچه زودتر قسمت بعد رو بزارییییی
    میگماااا چرا وقتی من داشتم میخوندم هیچ حس ناراحتی بهم دست نداد
    الان که داشتم کامنتارو نگاه میکردم دیدم همه ناراحتن
    اقا من اصن ناراحت نیستم و به نظرم یه همچین چیزی توی فیک احتیاج بود
    و الان خیلیییییی قشنگتر شده!
    موفق باشی
    و خسته نباشی!???

  21. خیلی عالى بود واقعا این داستانو دوست دارم کاش تمام قسمتاشو براى دان میزاشتید الان دارم دوباره از اول مى خونمش خیلی خیلی ممنون منتظر بقیش هستم :nish:

  22. سهون مرد :gerye:
    واقعا کلی عرررر زدم مخصوصا وقتی اهنگ رو هم پلی کردم
    واقعا اهنگش خیلی به اون قسمت داستان میومد
    با آخرش که کای اومد پیش جونگهوخیلی حال کردم واقعا قشنگ بود:heartme
    اولش هم که شوالیه کای بیدار شد استرس گرفته بودم که نکنه بلایی سر شیومین بیاد
    دلم هم واقعا برا جونگهو سوخت :cry:
    و در آخر هم مرسی مثل همیشه عالی نوشته بودی منتظر قسمت بعدم

  23. سهون….مرددددد؟ ؟؟ سهون جدی جدی مرد؟
    معمولا نقش های اصلی نمیمیرن…نه؟ ولی سهون مرد؟؟؟
    وای…وااای…وااااای???
    خب میرم سراغه بعدی(?):
    کای زنده شد…یهتتت…خیلی خوشحالم که برگشته خیلیییییی?
    کای وقتی غرورشو کنار گذاشت و به شیو التماس کرد…
    جونگهو کوچولو چقدر بامزست…خیلی کوچولوئه? وقتی باباشو دیدو گریه کرد خیلی بامزه بود…
    کای میخواد سهون برگرده تا 30 سالش کامل بشه..
    میشه بیشتر هیلرش بمونه.. تا ابد؟
    میدونم تو نویسنده ای ولی یه توجهه کوچولوئی هم به حرفم بکن…خخخ?
    داستانت خیلی قشنگه…یه جاییش رو گیج میشدم ک نمیفمیدم …مخصوصا ماجرای لوکا….بهرحال ..مرسییییییی❤
    اگه میشه تا قبل از شنبه تمومش کن? ممنون?

  24. واااای برم بخونم بعد نظرمو میگم
    ولی تو نظرات فهمیدم سهون میمیره ://

    ولی من کاملا امادگیشو دارم و میدونم برخلاف همیشه زیاد اشکم درنمیاد چون من قبلا هم تو قسمت قبلی گفته بودم احتمال داره سهون بمیره sad( ??????????

    ولی من به تو و داستانت ایمان دارم و و قبلا هم گفتی یه طوری تمومش میکنی که همه راضی باشیم و هپی انده ^__^ :kissme: :kissme: :heartme: :kissme:

    من هیلرو حتی از هری پاتر هم بیشتر دوسش دارم …
    این گل هم واسه ی تو
    :rose:

    خب دیگه برم بخونمش *.^

  25. :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: خیلی بدییییی ایلااااا
    خیلییییییییییی بدیییییییییی
    چرا کشتیششششش اخههههههههههههههههههههه هااااااااااااااننننننننننننننن
    من الان میام پیویییییییییییییییییییییت چرا اخهههههههههههههههههههههههه

  26. میگم بعد اتمام داستان فایل پی دی اف میذاری؟؟؟؟؟؟؟؟ …..داستان بعدی هم تخیلیه؟؟؟؟؟؟؟….آقا من چندتا از قسمتا رو گم کردم هی نگرانشونم :gerye:

  27. عرررر این چی بود دیگع :cry: :cry: :cry: یعنی ممن به فنا :aaar: :aaar: :aaar: من الان تمام شکی که در اثر اعلام نتیجه کنکورم بود بهم ریخت یجوری شک تو شک شد :daqun: :daqun: :daqun: نمیدونم چتو بگم الان هنگم :gijiviji: :gijiviji: :yeaahh: :yeaahh: :yeaahh: اآها اره اوا آره :mazlum: :mazlum: :mazlum: نه چی شد ؟؟ :huh: :huh: :huh: آقا من برم از این هنگولاسیون در آم دوباره کامنت میزارم

  28. :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum:
    مثل همیشه عالیییییییییییییییییییییییییییییی :aaar: :aaar: :aaar:
    واقعا دلم نمیخواد که فیکت تموم شه…چون من هر فیکی رو نمیخونم ….. و دارم به این فکر میکنم که اگه فیک هیلر تموم شه دقیقا باید چیکار کنم؟؟؟؟ :chebedunam:

  29. عاااااقااااااا فقد میتونم بگم نااااااااااابود شدم…..
    ینی اونجا ک کای اومد اتاق سهون منم ترکیدم…
    ساعت سه صبه و بالشت من خیسه….
    نابود شدم مجددن….
    اینا همش سختی کشیدن نمیشد ی مدت سه تایی راحت زندگی کنن؟
    واااااای دلم واس جونگهو کباااااب شد….
    آهنگ عااااااااالی بود….
    ایولاااااا…دستمریزاد….واقعن ملومه رو نوشته کار شده…..
    :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: اینم وضیت منه :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye:

  30. در طی نظر قبلیم در جمعیت کثیر خواننده هات اعلام حضور کردم
    من ادم بی احساسیم ولی واقعا با این پارت گریه کردم و خوشحالم که فیکت رو برای خوندن انتخاب کردم
    رابطه ی بین سهون و کای رو به زیبایی هرچه تمامتر نوشتی و من میتونم کلمه به کلمه احساس ازش دریافت کنم
    کارت معرکست آیلای عزیز
    حتما ادامه بده و حتما داستان بنویس بی شک نویسنده بزرگی خواهی شد
    هپی اند با سد اند بودن داستانت بخودت مربوطه و من بعنوان خواننده بخودم اجازه دخالت نمیدم مطمئنا ذهن توانات پایان فوق العاده ای رو در نظر داره
    باز هم امیدوارم این استعداد شگرف رو پی گیری کنی
    خسته نباشی
    بی صبرانه منتظر پایان این داستان زیبا هستم
    آرام

  31. من اصلا نمیتونم اینجوری ادامه بدم ینی خیلی خیلی ناراحت شدم واقعا کا کای گناه داشت البته فک میکنم سهون بیدار میشه ولی به نظرم کای میمرد بهتر بود تا فک کنه سهون مرده یا باور کنه یا واقعا مرده باشه نهههههه :gerye: :gerye: :gerye: خیلی احساسی بود خیلی خیلی خیلی فرق نویسندگیت با اونی که میگی همینه صحنه ها ملموسه درد منتقل شد کاملا چچچقد من عاشق اون گربه کردن جونگهو شدم چقد قشنگ بود مرسسسسسسی خیلی منتظر بعدیم واقعا واقعا زیاد و ناراحتم ک تموم میشه و خوشحالم ک انتظارم تموم میشه فک کنم بعد کامل شدنشم چندین بار بخونمش

    • ولی فک کنم اون خون سه کیونگ که شیو برداشت یه کاری کنه برای سهون ولی واقعا این سهون کای بوبخت هر چی بلا بود سرشون اومد مردن یکیشون دیگه خیلی گناه دارن نکنه جونگهو بزرگ کنه تا 16 سالگی بعد کای یه بلایی سر خودش بیاره؟ یا جونگهو شاید مامی سهونشو بیدار کنه…
      یه سوال جا به جایی وارث بعد از مدگ وارث اوله یا مثلا میشه قبل از این که وارث قبلی بمیره قدرت جا به جا بشه؟؟؟الان سهون مرده ینی مجازاتی که بهش به عنوان هیلر دادن تمومه؟نکنه ببرنش جهنم؟ اگه بیدار بشه سهون اونوقت بازم ب عنوان هیلر؟ یا میره زندگی بعد؟؟ ووای بره زندگی بعد کای چی پس نه هر جور حساب میکنم اشکم قراره دربیاد :gerye: :gerye:

      • قدرت میتونه بدون مرگ وارث قبلی جابجا بشه فقط قدرت وارث فعلی کمتر میشه چون قدرت مطلق باید وارث بر تخت باشه وارثی که از سلطنت کنار میره بیشتر قدرتاش معمولی میشه

  32. ووووویییییییییییییییی :daqun:
    من از قسمت 64 عقب بودم همه رو امشب خوندم …
    و …
    از دست رفتم ! :gerye: :gerye: :gerye:
    عرررررررررررر خدایاااااااااااااااا :gerye: :gerye: :gerye:
    خیلی محشر بود . اهنگ و پارتهای اخر بد فوق العاده شده بود . :yeees: :heartme:
    بیگ لایک
    راستی من معمولا با اسمه sara 13 نظر می ذارم ولی خب الان با پنل نظر گذاشتم . :nish:
    خخخ حوصله نداشتم بیام بیرون بعد نظر بدم :nish:
    قسمت بعدی رو زود بذار لطفا باجه ؟؟؟ من طاقت ندالم :mazlum:

  33. وااااااااااای خداااا :gerye:
    اولش کلی ذوق کردم کای برگشت…خیییییییییلی قشنگ بووووووووووووود قلمت آخه من از دست تو چیکار کنمممممم؟!؟ :gerye:
    عزیزمممم سهوووووونم عرررررررررررررررررررر مررررد وااااااااااای هنوز باورم نمیشههههههههه تمام امیدم به جملات آخر این قسمته

  34. هورااااااااااااااا :charkhesh:
    آپ کردیییییییییییییی :charkhesh: :myheart:
    من برم دان کنم، بخونم، بعد میام باز نظر میرم :gerye: :charkhesh: :heartme:

  35. عجیب بود که اینقد دلم گرفت به هرحال این یه داستانه اونم از نوع خیالی ولی من چنان غرقش شدم که دست کمی از کای نداشتم…همه اینا به خاطر قلم فوق العادته..ممنون ازت که همچین حسی رو بهم دادی خیلی کم پیش میاد من داستان خوندنی حس همدردی کنم یا دلم بگیره….برخلاف انتظارم که مرگ کای بود سهون ناگهانی رفت ولی فک کنم کای به بهترین شکل به زندگی برمیگرده …بااینکه غم انگیز بود ولی اخرش که کای پسرشو دید بهم حس خوبی داد خیلی خوب…ممنون ازت :heartme:

  36. وقتی کای مثلا مرده بود خیلی احساس بدتری داشتم ولی الان هنوز مرگ سهونو نتونستم هضم کنم برا همین هیچ عکس العملی ندارم هنوز ولی یجوریم!! ولی از اونجایی که کای گفت سهون 30 ساله آینده ماله خودشه و اجازه نداره بره یه روزنه امیدی برام باز شد :nish:
    وااای سر سفید شدن چشای جونگهو ترسوندن اون سه تا من منفجر شده بودم :khande: از همین الان اعلام میکنم عاشق جونگهو شدم بدجوراین بزرگتر بشه چه شود.اوووف
    بعدا بنظرم یه فیک مستقل از جونگو بنویس خیلی جذابه لامصب
    بابت قسمت جدید ممنون :rose:

  37. واااایییی…اصلا نمیدونم چی بگم…کلییی گریه کردماااا..خیلی ناراحتم..وقتی کای بچرو دید خیلی قشنگ بود..البته همش قشنگ بود.عالی بود عزیزم..

  38. آخه من چی بگم؟؟؟؟؟؟ قبلا هم چند بار بهت گفتم قلمت محشره … عالیه … حرف نداره … هروقت این فیک دیر میشه اتفاقا من بیشتر منتظرم تا یه شاهکارو بخونم … وقتی فیکو میخونم اینقد میرم تو فیک که هیشکی حتی مامانم جرعت نمیکنه صدام بزنه … آخه من الان گریمو چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟ گناه دارن جفتشون … هم کای هم سهون … خیلی درد و سختی کشیدن …. گناه داشتناهز هم جداشن … ولی واقعا دلم میخواد بدونم فصل دوم داستان میخواد به کدوم سمت بره … ممنون خیلی محشر بود …

  39. :mazlum: وای ایلا خدا بگم چی کارت نکن.با این قسمت شوک عصبی، روحی،روانی و احساسی همش یک جا بهم وارد شد.اصلا نفهمیدم چه نظری برات نوشتم دیروز.از اول تا اخرش فقط عرررررر زدم. :cry:
    اول از همه چیز به خاطر توانایی و استعدادت تو نوشتن و دغ دادن ما تبریک میگم.جدای از شوخی واقعا عالی مینویسی.باعث میشی خواننده ها با تمام احساساتشون درگیر داستانت بشن :rose:
    و ممنون از اینکه نظر خواننده هات برات مهم و به سوالاشون جواب میدی :heartme:
    یک سری سوال داشتم که ممنون میشم جوابشون و بدی…..وقتی داستان و میخوندم، برام سوال پیش اومد که چرا شیومین یک مقدار از خون سه کیونگ و نگه داشت. الان فکر میکنم نکنه برای برگردوندن سهون ازش استفاده کن و عایا شیومین از قبل میدونست که سهون قرار بمیره؟
    دیگه اینکه برام همیشه سوال بود وارث ارک و کی انتخاب میکن؟و عایا وارث خودش انتخاب میکن که مادر و پدرش کی باشه؟و اینکه پدر و مادر وارث بر چه اساسی انتخاب میشن که این بار سهون و کای انتخاب شدن؟
    در آخر اینکه مینی فصلی که بعد هیلر مینویسی،با همین شخصیت های تو هیلر و ادامه شه دیگه..و قرار چند قسمت باشه….بعد اون مینی فصل پرونده هیلر بسته میشه یا با قسمت بعدی…و اینکه به غیر از هیلر،فیک دیگه ای هم نوشتی؟آگه اره بگو از کجا دانلود کنم.
    راستی از آهنگ هایی که میزاری این flower و hurt خیلی پسندم بود….لیریک این دو تا با متن و جو داستان خیلی هماهنگ بود.همیشه برام جالب بود آهنگ ها رو بر چه اساسی میزاری…از قبل آهنگ ها رو داشتی یا بعد اینکه متن و می نوشتی دنبال آهنگ میگشتی…بعد چه طوری آهنگ و پیدا میکردی اخه مخصوصا این دو تا آهنگ خیلی به داستان میومد….
    ببخشید خیلی سوال پرسیدم… :nish:
    من خودم هونهان شیپرم ولی این سکای هیلر تو ویران کرده من و….خودم طرفدار اینم که همیشه نباید به خوبی و خوشی و شنگول و منگول تموم بشه ولی آگه تو قسمت بعدی سهون و به کای و جونگهو نرسونی، من به شخصه ناکام از دنیا میرم :aaar:
    خیلی دوست میدارمت :kissme:

    • انتخاب وارث آرک فقط به دست لرد یا خداس یعنی از بین هزاران هزار محافظی که متولد میشن یکیشون انتخاب میشه تا به وراثت برسه و انتخاب والدینش هم باز به دست لرد هست دلیلش هم چیزایی مثل پاکی صداقت وفاداری عشقه که حتی اگه خودشون مثل سکای انکارش کنن ولی بازم خدا ازشون اگاهه
      هیلر با قسمت بعد به امید خدا پرونده اش بسته میشه و مینی فصل داستانی جدا از هیلر داره ولی شخصیتاش شخصیتای هیلر هستن یعنی میشناسینشون فیک دیگه هم دارم که قبلا توی وبلاگ آپ کرده بودم ولی به دلایلی هنوز توی سایت نذاشتم بعد از هیلر و در حد فاصل نوشتن sequal و پایان هیلر اون فیک آپ میشه
      راستش من خیلی خیلی زیاد اهنگ دارم اصلا هم به لیریکشون توجه نمیکنم بیشتر حسی که موقع گوش دادن بهش بهم القا میشه برام مهمه ولی گاهی مثل این قسمتایی که گفتی متنشون هم با فیک هماهنگ میشه من گاهی حتی معنی اهنگی که گوش میدمو نمیدونم مثل همین اهنگ آخر ولی بعد میفهمم خیلی به موضوع میومده بیشترشون رو مدت هاس دارم ولی بعد از نوشتن فیک میرم توی آرشیوم دنبال آهنگ مناسب متن پیداش میکنم

  40. یعنی چی من نمیفهمم مگه میشه :heeey:
    یا پنج تن سهونم مرده :aaar: :aaar:
    یا امام زاده کای سهونم رفته :gerye:
    یهنی اون تیکه که کای اومد بهش گفتن سهون رفته دلم میخوایت ساعت سه صبح عر عر کنم :gerye:
    اخه ایلا جون من وقتی میخوایتم این قیمتو بگیرم از خوشخالی داشتم بال در می اوردم هی میگفتم کایهون داریم اما چی نسیبم شد :aaar: :qorqor:
    واقعا دیگه هیچ انگیزه ای برای ادامه ندارم ولی ادامش میدم چون میدونم نویسنده ی گلی مثل تو که کای رو زنده کرد سهونم زنده میکنه :nish:
    وگرنه به امام حسین قسم تا هر جای دنیا بری میام و با اسید خفت میکنم :daqun:
    من شوخی ندارم خسته نباشی :nish: :kissme:

  41. :mazlum: من دیشب خوندمش میخواستم حرف بزنم اما یک کلمه هم نمیتونستم بنویسم حتی نمیدونستم چی بگم گفتم فردا میام و کامنت میزارم اما الانم وقتی بهش فکر میکنم مغزم میاسته :aaar: درباره ی پوستر من هیچ وقت فکر نمیکردم جونسو رو شبیه سهون ببینم فکر کردم سهون رو گذاشتی جای جونسو بعد وقتی رفتم پایین نوشته بودی xia اصلا ربطی به داستان نداره یعنی دو دقیقه هنگ کردم جونسو کجا و سهون کجا اما خدا وکیلی خیلییییییی شبیه همن اینجا یا من اینجوری میبینم :huh: آهنگی که دادی عالی بود من خودم به شخصه یکی از تاثیر گذار ترین جاهایی که در هر شرایطی به طرز افتضاحی روم تاثیر میزاره قسمت های kai pov بوده و هست یعنی من همیشه درباره ی احسسات کای کنجکاوم و حرفاش بی نهایت شفاف و پاکه نمیتونم هیچ حرفی بزنم لطفا درک کن اصلا یاد دیشب میوفتم میخوام یکی رو بزنم به جون خودم اگه به نوشته ات اعتماد نداشتم و مطمعن نبودم که خودت هم بهترین کار رو ارائه میدی اینقده فوشت میدادم :gerye: :gerye: :gerye: این چپر نابود کننده بود اصلا نمیتونم به چپر بعد فکر کنم اصلا قابل پیش بینی نیست از یه طرف حسی بم میگه قرار نیست سهون خوب بشه و از یه طرف واییییییییییییییییییییی دارم روانی میشم میخوای چیکارش کنی ؟ میشه تقلبی برسونی بم یه پارتی بازی چیزی یعنی دارم نابود میشم :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: من الان فهمیدم چرا نوشته ات اینقده عالیه چون همه ی قسمت هاش از پیش تعیین شده و برای تک تک اتفاقات فکر کردی .. من یه سوال دارم سهون توی اون زمانی که سه کیونگ و کیونگسو و کای باهم بودن یعنی منظورم وقتیه که کای شکارچی شد 500 سال پیش باهاشون بود و اون قسمتی که گفتی مال فصل دومه به همین مربوطه نع ؟ نمیدونم چیزی غیر از این به ذهنم نرسید سهون پسر خدمتکاری بود دیگه ؟ من هنوز باورم نمیشه یعنی کم تر از پنج روز دیگه هیلر تموم میشه غیر قابل باوره :aaar: :aaar: :aaar: فصل دومش رو دقیقا کی شروع میکنی من میخوام هیلر تموم نشده دوباره شروع بشه چون من یکی از معتادای این فیکم :mazlum: مثل همیشه بینظیر ممنون بابت آهنگ جونسو خیلییییییییییییییی خوب بود :cry:

  42. خیلی قشنگ بود ولی دستت درد نکنه اشکمو درآوردی :gerye: یعنی ب عمرم همچین نویسنده ی باحالی ندیده بودم آیلا جان…من زیاد کتاب و فیلمای تخیلی و علمی نگا میکنم ولی این فیک شما واقعا محشره…فکر همه چیز و همه جاشو کردی…اینقدرم خوب و روان توصیف میکنی ک دقیقا همون صحنه ها میاد جلوی چشم…امیدوارم تا قبل مدارس تمومش کنی چون من و خیلی از خواننده های دیگه احتمالا نتونن بخونن :mazlum: :myheart: :myheart: :myheart:

  43. از آخر بگم…وای وقتی کای جونگهو رو تو بغلش گرفتم وگریه ام گرفت..الهی چقده براش سخته :gerye: …
    عجیب این مهر جونگهو تو دلم نشسته..از الان خیلی دوستش دارم :heartme:
    و مثل همیشه عالی بود عزیزم :kissme:

  44. Vaaaaaayyyy .??? Dshab khundamesh ama enghad zar zdm ydm raft nazar bdm ??❤❤❤❤❤ fghat mitonm bgm aliiii bood aliii …. Rastesh az ghabl hads mizdm hmchin etefaghi gharare biofte khodmo amade krde boodm (az onjai k narahati ghalbiam drm chnd ta ghors khordm bd khondamesh ) ????? …… Taze Dshab ham vahshatnak tarin kabose zendegimo didm … Khab didm mashin exo tasadof karde bad to akhbar migoft khanande javan Oh Sehun fot kardn … Dashtm ba chagho ragamo mizadam … :/ khyli ziad rom tasir gozashte bood ???????

  45. من که گفته بودم سهون میمیره، من کاملا اماده بودم واسه این اتفاق :write: الانم خیلی گریه م نمیاد در حد بغض :gerye: من بهت اعتماد پارم عشقم هر کاری کنی خوبه :yeees:

  46. وااااای وااااای وااااای :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: یعنی خوندم وضع روحیم داغون شد…من و پریسا هیلر رو خوندیم…وای :gerye: واقعا خیلی خوب بود نونااااااا… :gerye: آهنگش هم معرکه بود..همه حوادث رو جلوی چشمام میتونستم تصور کنم…قلمت خیلی خوبه :yeees: بی صبرانه منتظر قسمت آخر هستم. .فایتینگ :yeees:

  47. یعنی من رسما به فنا رفتم :gerye:
    خیلی خوب بود خیلی… دیشب قبل از خواب خوندمش و همچنان لحظه به لحظش جلو چشمامه..
    ممنون خسته نباشی :heartme:

  48. :cry: :cry: :cry: جونگهو به دنیا اومد . چقدر وضعیت بدی شد
    سهون :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar:
    از صمیم قلب آرزو میکنم سهون پیش کای و جونگهو بمونه
    عشق کای و سهون حیفه که تموم بشه
    آیلا جونم با اینکه گفتی هپی اندینگه بازم از ته اش میترسم هووووووف :mazlum: :mazlum:
    میشه سهون و برگردونی ؟؟ :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :heartme:

  49. :gerye: آخه چرا با ما اینکارو میکنیییی :gerye: کای زنده میشه سهونم میمیره :mazlum: جونگهوم :daqun: من که اشکم در اومد هم اون تیکه که کای رفت بالای سر سهون هم اونجا که رفت پیش جونگو :aaar: النم که یه قسمت دیگه بیشتر ازش نمونده و منم غمباد گرفتم :mazlum: موفق باشی :kissme:

  50. واو. خییییلی خوووووب بووووود. عالی بود. :yeees: :like: :myheart:
    سهون، عزیزم. الهی. :aaaa: :aaaa:
    وای صحنه هایی که شیو داشت کای و بیدار میکرد، خیلی قشنگ، جالب،و معرکه بوووود. دمت گرم. :yeees: :heartme:
    وقتی سهون مرد، کای خیلی بیچاره بنظر میرسید.همه ی حالت ها و احساسات کای، خیلی خوب توصیف شده بود. عالی بود. :gerye: :yeees:
    وای، اونجا که چشمای جومونگ، سیاه شد، من ترسیدم. :chebedunam:
    مامان سوهو چقد فهمیده اس، خیلی ازش خوشم میاد. :like:
    همه چیز این قسمت، عالی، بود. همه چیز، کاملا حساب شده بود. :heartme: :yeees: :like:
    واقعا خسته نباشی. دست مریزاد. :myheart:
    فایتینگ :heartme: :rose:

    • ببخشید این ادمکه :aaaa: اشتباه شد. :mazlum: :gerye:
      جومونگ هم اشتباه شد. بخدا تقصیر کیبرد گوشیمه. معذرت میخوام :gerye: :gerye:
      منظورم جونگهو بود. :cry: :heartme: :heeey:

  51. من الان له لهم ۳ صبح خسته و کوفته با یک چشم بشینی پای هیلر و ااون اتفاقه وحشتناکو بخونی :mazlum: :gerye:
    اصن منهــدممم :gerye:
    من برمــ بمیرمـ :gerye:
    مـــرسے آیلایی :mazlum:

  52. خیلی خوب بود..??
    اون لحظه که کای داشت با جونگهو حرف میزد??
    خیلی خوب حساشونو القا کردی.. :cry: :gerye:
    سهونیم….? :gerye:
    الان دقیقا ساعت 2:47دقیس..منم دارم گریه میکنم… :cry:
    بیصدا گریه میکنم که اعضای حانواده بیدار نشن…?? : :cry: :cry:

  53. هن؟!وات ؟!چی شد… سهون ….. مرد؟! من هنگم الان… نه خدایی مرد ؟! :huh: :aaaa:
    کایی بمیرم برات… شانس نداری اصن… الهی… :aaar:
    ولی شیومین کارش درسته ها… فقط حیف که آخرش اینجوری شد… از چانیولم خوشم اومد… خوب حال جون گوکو گرفت… راستی کاراکترش کوکی ، مکنه بی تی اسه دیگه… نه؟
    الهی سوهو … بچم ناراحته… اینو به مادرش برسون خدایی دلم کباب شد…
    اینا به کنار… جونگهو چه تازه لامصب… دلم میخواد بخورمش… خیلی کیوته… واقعا کای چجور دلش اومد حتی یه نگاهم بش نندازه… الهی خب باباشو میخواسته… چکار کنه بچه… وقتی دو تا بابا داره ولی نداره خب حق داره به هانیول حسودی کنه… ولی عب نداره… الان یه بابا داره شاه نداره… نگران نباش جونگهویاااا… بابات مثل کوه پشتته… بیچاره تازه کار هس ولی نترس نمیکشتت :nish:
    خدایی من هنو دارم برا سهون گریه میکنم… با اینکه هنوز مرگشو قبول نکردم ولی نمیتونم جلوی اشکامو بگیرم… مثه تو فیلما حرف زدم :nish: … ولی خدایی اگه یکی بلند شه فک میکنه خل شدم ای نصفه شبی گریه میکنم… من به امید هپی اندت زندما… وگرنه که الان به جای گریه ، زجه میزدم… خیلی غم انگیز بود… ولی بازم عالی نوشته بودی
    ارزش این همه صبر کردنو داشت واقعا… مرسیییییی… دمت جیز… وای یعنی قسمت بعدی تمومه؟!… ارهههههههه نهههههههه…. نمیدونم… اخرشو میخوام ولی نمیخوام تموم شه :daqun: خب دیگه در آخر … نخسه پهلوون :yehetohorat: :heartme: :hiii:

  54. حتی فکرشم نمیکردم سهون بمیره… تصوره اینکه هرکسی تو این فیک بمیره رو میکردم بجز سهون
    خیلی قشنگ بود! گریم بند نمیاد اصن … دختر تو عالی ای♡♡
    بیصبرانه منتظر چپتر بعدیم، میدونم که کاملا قراره تمام اشکام جبران شه♡__♡

  55. ایلا عزیزم عالی بود با اینکه تو شوک اتفاقم ولی بهترین اتفاق یا بهتره بگم بهترین روال برای فیک با وجود غمنگیز بودنش همین بود ……و اینکه مثل همیشه با انتخاب اهنگ منو شوک کردی چون واقعا بهترین نتخاب بود برای این قسمت پوسترم که عالی مثل همیشه قلم عالیت ???❤??
    منتظر قسمت بعدم هستم شدیدا عاشق رابطه جونگهو با کای شدم دورش بگردم من چه نوزاد با فهم و شعوری
    ممنون از اپ کردنت خیلی ممنون بخاطر این فیک که هیچوقت نتونستم پیش بینی در موردش داشته باشم حتی الانم که همه چیزش باید روشن شده باشه چون قسمتای اخرشه ولی باز حدس زدن درمورد قسمت بعد غیر ممکنه :kissme: :kissme: :kissme:

  56. من یذره یادم رفته! یه هیلر که میمیره بعدش چی میشه؟
    به زندگی بعدی میره؟ ی دنیای زیرین؟ یا چی؟؟؟
    این چند قسمت اخیر دیگه امیدی به زنده موندن سهون نداشتم و با توجه به روحیاتی که تو از خودت نشون دادی تا حالا میشه حدس زد کت کلا سهونی زنده نخواهد شد توی این داستان :nish:
    و هپی اندی که میگی با ذهنیت ماها فرق داره کلا! :mazlum:
    اون تیکه که کای متوجه مرگ سهون شد، واقعا خوب بود! با آهنگ خیلی هماهنگ بودش! مرسی که اینهمه وقت گذاشتی که این قسمت انقدر عالی از آب دربیاد… :heartme:

  57. سلام
    جالبه عجیییییییب مهارت دیوونه کردن خواننده هاتو داری.
    من رسمااااااا بعد خوندن این قسمت مجنون شده بودم
    اگه نگفته بودی قراره خوب تموم شه مرده بودم مطمئنممممممممم اینو که میگم
    خیلیییییییییییییییی خوب بودااااااااااا خیلییییییییی اون قسمت گریه جونگهو اون قسمت سفید شدن چشاش اصلا قیافشو دیدم مردممممممممممممم
    لحظه ای که کای فهمید سهون مرده
    ببین آیلاااااااا یعنی کشتییییییی منو تو کشتییییییی الان واقعا باطنی زنده نیستم دختر!

  58. ببین من وقتی یه چیزی واقعن شوکه ام کنه و واقعا زیبا باشه و روحمو تحت تاثیر قرار بده بی اختیار اشکام شروع میکنن ب ریختن و قسمت مرگ سهون و قبلترش جایی ک کای ب التماس افتاد همینجوری شدم تبریک میگم دختر چون معدود فیلم یا داستانایی منو ب این وضع اتداخته بود ( تنها فیکی ک غیر از هیلر اینجوری شدم پاش لاو کیلر بود ک خودت معرفیش کردی بم ) خلاصه ک کارت محشره و میتونم بگم هیلر بهترین فیکی ک تو عمرم خوندم :yeees:

      • دانلودی نیست توی Aff گذاشته میشد که نویسنده فصل اول که لاو دیلر بود رو کلا غیر فعال کرده کسی نمیتونه بخونه فصل دو هم لاو کیلره که اون رو هم نصفه ول کرده فصل یکش یکی از بهترینا بود تا اونو نخونی فصل دوش رو نمیفهمی

        • من چند وقت پیش یعنی تو همین شهریور لاو دیلرو خوندم اون موقع که باز بود smile
          الانو دیگه نمیدونم لاو کیلرم که تازه نویسندش باز کرد و 29 قسمته
          سری سومش که داره مینویسه

  59. واااای خدا سهونکم ….. ولی اشکال نداره واقعی که نیست داستانه … smile
    این فیک باید, فیلم بشه… با انگلیسی ترجمه بشهههه و فیلم بشه عااااالی میشهههههه … حیفه همین طوری بمونی حتی اگه فیلمش گی و ام پرگم نشد دختر و پسری هم بشه عالی میشه بعد سهون و کای هم ببیننش بعد خبرش برسه بهشون که فیک سکای بوده بعد تصمیم بگیرن واقعا ریل بشن خخخخخ
    فانتزیام تو حلق بدخواهات هاهاهاهاها

  60. سلام خوبی؟
    واقعا عالی بود ،کیف کردم ، اخطار اولی که نوشته بودی مو به تنم سیخ کرد واقعا ترسیدم و نمیخواستم بخونم اما بعدش دلو زدم به دریا و خوندم که خداروشکر خیلی ترسناک نبود
    اما سفید شدن چشمای کوچولو هه اسمش همین الان یادم رفت
    بازم منو ترسوند
    موفق باشی ایلا و همچنین خسته نباشی

  61. عالییییییییییییی بودددددددد :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar:
    سهون و کای :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye:
    اصلا باورم نمیشه سهون مرده :mazlum: :daqun: :daqun: :daqun: :daqun:
    جونگهو بیچاره e~e
    من نمیفهمم سهون باید برگرده :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :aaar: :aaar: :aaar:
    پوستر هم عالی بود درست مثل اهنگش :aaar: :aaar: :aaar: :aaar:
    ابجی عالی بود خیلی عالی فقط میشه یه کاریش کنی برگرده نزار همینقدر که به مدرسه ها مونده خرابمون کنی . من دلم شکست برگردونش توروخدا به خاطر کای و جونگهو و خوانندگان و …
    گناهی که نکرده بره :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum:
    ممنون خواهر مثل همیشه بازم عالی فقط سفارشاتش یادت نره ها نزار یه غم تو دلمون بمونه :heartme: :heartme: :heartme: :rose:

  62. من تو قسمتای قبل شک کردم که شاید بلایی سرسهون بیاد.الانم یه حسی بهم میگه شاید اون یک سوم خونی که شیومین گذاشت توی جیبش به کار بیاد.واینکه کای به راحتی نمیزاره سهون بره وبایدم اینطور باشه.ویه چیز دیگه..
    امروز روز سختی داشتم تقریبا خیلی سخت ولی گریه نکردم .اما وقتی داشتم اون صحنه ای که کای اومد تو اتاقو میخوندم یا در واقع میدیدم گریه کردم .خیلی تاثیر گذار بود برام.
    ممنون.واقعا خسته نباشی.

  63. خدای منننن.??????????
    سهون خیلی مظلوم مرد???
    جونگهو خیلی مظلومه
    من حتی موقع مرگ سهون اشکام تو چشمام جمع شد ولی گریه نکردن ولی اونجا که کای راشت با جونگو حرف میزد زدم زیر گریه??
    صب کن ببینم.یعنی روح هون هنو زنده اسس؟؟؟اگه باشه پس میتونه برگردددددههه???
    وای مرسی عالی بووود??
    4یک بعدیت چیه به حول قوه الهی تا مشتری شیم?

  64. ای داد بیداد
    عرررررررررر
    سهونو کشتی ؟؟؟؟؟ :mazlum:
    گناه داشت
    ولی کای میخواد چکار کنه ؟
    میخواد روح سهونو تو این زندگی نگه داره ؟

  65. خیلی عالی بود خیلی مثل همیشه عالی :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum: :mazlum:
    مرسیییییییییییییییییییییییییی :heartme: :heartme: :heartme: :heartme: :like: :like: :like:

  66. آجی یعنی با این قسمت من کیو رو کهه نابود کردی بقیه رو نمیدونم :becharkh: :becharkh: یه جعبه دستمال کاغذی حروم کردم :gerye: :gerye: :gerye: تک تک صحنه ها رو تصورم میکردم گریم میگرفت عین فیلم سینمایی جلو چشمم رد میشد بگم چی نشی :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar:
    اوج این قسمت به نظرم اونجایی که کای اومد تو اتاق و نگاهش به سهون بود قشنگ درکش میکنم و یکی دیگم اونجا که رفت جونگهو رو ببینه نابود شدم با گریه این بچه قشنگ حس ناراحتی و گله داشتنشو میفهمیدم وقتی کای اون حرفارو زد انگار زنده شد بچه :cry: :cry:
    من میدونم مارو ناامید نمیکنی آجی هپی انده من بهت اطمینان کامل دارم حتی اگه چندین سال طول بکشه سهون برمیگرده اصنم اشکال نداره این وسط عشق کای محک میخوره عمیق تر میشه :heartme: عاشق اینم شخصیت جونگهو رو وقتی بزرگ میشه ببینم راستی آجی هانیولم خوب کیسیه برا جونگهو مثل اینکه بدشم نیومده :nish: فقط اگه قراره این دوتا باهم باشن یا اصن با هرکی باشه جونگهو به احترام کای و سهون پوکر فیس با جذبمون باید تتتتتتتاپ باشه وسلام موید باشی

  67. اول این قسمت من خوشحال بودم کای اومده فکر میکروبی شاد میشه حالا چی شد ؟ سهون مرد بله سهون مرد من بغض کرده بودم خلاصه یه جوری برش گردون
    بعد منظور از اون محکومیت و بخشش چی بود حالا که سهون مرده روحش کجاست ؟
    بعد تکلیف تاعو چی شد؟ همین فقط شکست خورد؟ نه تنبیهی نه گیری؟
    موفق باشی

  68. اول سلام و خیلی ممنون که آپ کردی
    دوما مثل همیشه بلکه بهتر از همیشه بود
    نمیدونم چی بنویسم که تمام احساسم رو به این فیک بیان کنه
    خیلی خیلی دوسش دارم
    اگه میشد ازش فیلم بسازن من مطمئنم که از خوشی میمردم
    خسته نباشی خواهری دم قلمت گرم

  69. سلاممم
    واااای من انقدر سر اون تیکه که سهون مرد گریه کردم مخصوصا آهنگ تاثیرش رو بیشتر کرده بود???????
    واقعا حالا مرد سهون؟مرد؟آخه اون پاراگراف آخر که کای میگفت از حقش نمیگذره یه جوری بود
    یعنی میشه سهونم بیدار بشه؟?جونگهو خیلی ناز بود
    بیپاره بچم تا دید باباش اومده پیشش شروع کرد گله کردن ازش
    کای هم خوب منت کشی کرد
    کیونگسو حرفایی رو زد که دقیقا من داشتم با خودم میگفتمشون
    خدایی همونقدر که با بیدار شدن کای خوشحال شدم با مرگ سهون هم حالم گرفته شد..هعیییی??
    بابت این قسمت خییبیییییلی ازتون ممنونم❤
    خسته نباشین??

  70. وااااااااااااای خدایا دلم کباب شد براشون کههه :aaar: :mazlum: آخیییییییییی جونگهوووو بیچارههه :cry: یعنی اگه کای زودتر اجازه میداد کای سهونو ببینه همچین اتفاقی نمیفتاد؟! :nanahat: :gijiviji: اونجاش که بک با هانیول رفت جلو جونگهو واقعا دلم سوخت :nanahat: :cry: کای میخواد جنازه سهونو نگه داره رو اون تخت؟ خب اینطوری خیلی دردناکه هم برا خودش هم جونگهو…
    شیومین میخواد سه کیونگو برگردونه؟ :mazlum:
    آخییییییییی سهونی بمیرم برات چرا این بچه اینطوری شد خب من دلم آتیش گرفت :daqun: :cry:
    تا قسمت بعدیو آپ کنی من جونم درمیاد میدونم :mazlum: واقعا بگم این فیک عااااالیه فوق العاده قشنگ و جذابه خیلی دوسش دارم. :like: حتما حتما پی دی افش که قرار بگیره نگهش میدارم. :heartme: مرسی آیلای عزیز که این حس قشنگتو با ما به اشتراک گذاشتی :heartme: :byebye: :rose: :myheart:

  71. من داغونم
    جونگهو
    کای
    سهون :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: خیلی قشنگ و احساسی بود
    کایم ..سهونم .. :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry:
    نمیشه سهون برگرده :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar:

  72. خیلی قشنگ بود…
    واقعا عالی توصیف کرده بودی…
    اونجایی که کای اومد تو اتاق و دید که سهون مرده و اونجایی که اومد پسرش رو دید باهاش حرف زد دقیقا انگار داشتم فیلم میدیدم…
    اون دو تا تیکه رو خییییلی دوست داشتم…
    بنظرم بهترین قسمت تو کل فیک بود…
    واقعا عالی بود…
    الان اینقدر احساساتی شدم که نمیدونم چی بگم…
    واقعا مرسی که اینقدر انرژی میذاری عزیزم…

  73. ینیا با این قسمت اشک من که خیلی خیلی کم گریه میکنم دراوردی. دوست دارم بهت فوش بدم انقدر این قسمت گریه دار و غمگین و قشنگ بود. حالم :haha: بدشدت گرفته شد? اصلن فک کنم کشته بده. اهنگم لامصب خیلی خوب بود اصلن ایلا بترکی?? بشدت منتظر قسمت بعدیم اونو دیگه خواهشا انقدر طول نده…

  74. ینی با این قسمت اشک من که خیلی خیلی کم گریه میکنم دراوردی دوست دارم بهت فوش بدم انقدر این قسمت گریه دار و قشنگ بود ، اصلن فک کنم کشته بده . اهنگم لامصب خیلی خوب بود اصلن کلا ایلا بترکی :aaar: بشدت منتظر قسمت بعدیم اونو دیگه خواهشا انقدر طول نده …

    • عررررر خیلی خوب بود… خیلی تلخ بود… خیلی باهاش ارتباط بر قرار کردم… خیلی راحت تصورش کردم… بدجوری بغض کردم اما در عین حال حس شیرینی رو هم تجربه کردم..
      ولی
      خیلی طول کشید… 2 هفته هر روز سایتو چک کردم… کلی حرص خوردم.. کلی انتظار کشیدم… مردم :|
      خب
      مثل همیشه خیلی عالی ظاهر شدین و انتظارات رو جبران کردید.
      باید بگم
      ممنون… خیلی خیلی ممنون *-*
      لطفا
      سعیتون رو بکنید که قبل شروع مدرسه ها تمومش کنید.
      .
      .
      .
      این سوالا حین خوندن داستان برام پیش اومد و منم نوشتم ولی بعد ازینکه این قسمت تموم شد یکم اصلاحشون کردم. نمی تونستم سوالم رو دقیق بیان کنم برای همین چندتا سوال پشت هم پرسیدم. ببخشید، من خواننده ی بدی هستم که به خاطر اینکه داستان رو از اول اولش نخوندم انقدر سوال برام پیش میاد ولی واقعا نمی تونم برم و از اول بخونم. امیدوارم سوالام اذیتتون نکنه. (که صد البته می کنه)
      پ.ن: همیشه انقدر سوال داشتما ولی خب ساکت می موندم تا قسمتا رو بخونم و خودم حالیم شه همه چیو ولی این بار می پرسم ^^
      اولین سوال: روح کای و شوالیش از هم جدان؟ وقتی که کای مرد، کاملا تبدیل به شوالیش شد؟ اگه نه پس چرا شوالیش از همه چیز خبر داشته ولی خودش نه؟.. با تیکه ی آخر داستان فهمیدم که این دو یه جورایی از هم جدان… پس یعنی روح کای به کلی خواب بوده ولی شوالیه بیدار؟ شوالیه هم همون احساسات کای رو داره، درسته؟
      سوال دوم: چرا شیومین کل خون سه کیونگ رو استفاده نکرد؟ چجوری بیشتر از خودش مایه گذاشت؟
      سوال سوم: سهون به زندگی بعدی میره؟ نمیشه تو زندگی بعدیش دوباره هیلر کای باشه؟ یعنی همه چیزو فراموش میکنه؟ این عادلانه نیست. ارواح مردگان ما مراقب ما هستن… اوا… حالا که کامل خوندم، بازم یه چیزایی دستگیرم شد. سوالم رو عوض می کنم: الان روح سهون کجاست؟ آیا روح یک فرد خودش میتونه تصمیم بگیره که به زندگی بعدی نره و تو همون زندگی ای که هست بمونه؟
      سوال چهارم: قبل از وجود انسان ها آرک وجود داشته؟ خب بله. چون کسی بوده که شیومین رو باردار بوده. ما تو داستان خوندیم که انسان ها بعد از کاری که لوسیفر کرد، به زمین تبعید شدن. 101 نفر. و نسلشون شروع شد. اگه کاملا درست متوجه شده باشم. خب یعنی قبل شیومین و زمان حاکمیت سایر وارثین بر آرک، انسان ها وجود داشتن؟ در چه حالتی؟ یه سوال، آرک بهشته؟ من این داستاننو کاملا از اول نخوندم برای همین خیلی از اینجوری سوالا برام پیش میاد. شرمنده
      سوال پنجم: عمر متوسط شکارچی ها، هیلراشون، مشاورین و وارث چقدره؟ بخش اول عمرشون (از کودکی تا جوانی) مثل آدمای عادی میگذره ولی بعدش کندتر پیر میشن؟
      .
      .
      .
      خیلی کامنت طولانی ای شد. شرمنده. ممنون. خسته نباشید
      :kissme:

      • وااااااااااااااای خیلی معذرت میخوام ولی اینو باید بگم چون تو گلوم می مونه…
        از اینا نمیشه که آخرش یه صحنه جونگهو بزرگ میشه ولی دقیقا شبیه سهونه و کارای اونو میکنه؟ :nish:
        یکم تو شوک داستانم من الان :|
        مرسی… دیگه کامنت آخرم بود.. برای امشب :daqun: :kissme: :heartme: :aaar: :like:
        :byebye:

      • کلا روح یه شکارچی از شوالیه اش جداس مثل این میمونه که دوتا روح توی یه بدن زندگی میکنن مثل این میمونه که بدنش توسط یه روح دیگه تسخیر شده که هر ازگاهی کنترلشو دست میگیره برای روحش یه روح معمولی وحتی کمی ضعیف تر زا روحا انسانهاس چون جسمش رو با یه روح خیلی قوی و تاریک به اسم شوالیه شریک شده برای همین وقتی فرصتش بهش داده شد کاملا خوابید ولی شوالیه بیدار بود و ناظر (این رو راستیتش از یه مطلب درسی بیرون کشیدم من روانشناسی میخونم و توی روانشناسی و مبحث هیپنوتیزم یه همچین واقعیتی توی وجود انسانم هست که وقتی توی خواب هیپنوتیزمیه با اینکه خوابه ولی یه ناظر که ما بهش میگیم ناظر پنهان شاهده همه اتفاقات اطراف هست و بعدا حتی اگه دستور فراموشی کامل اتفاقات به فرد داده بشه هنوز میشه اونا رو برگردوند چون ناظر پنهان اراده داره و چیزی رو از دست نمیده (اوه اوه علمی شد مطلب))
        خون سه کیونگ به عنوان جادوگری که کای رو خوابونده بود یه قدرت خاص داشت که میتونست کای رو بیدار کنه بدون اینکه عامل عمل یعنی شیومین دردی بکشه و از روح و قلب خودش قدرت بذاره تا کمبود اون قدرت رو پر کنه اینکه چرا کامل استفاده اش نکرد توی قسمت بعد میفهمین ولی گفتم دیگه شیومین از روح خودش مایه گذاشت و برای همین ضعیف شده بود
        روح سهون مثل روح یه انسان نیست و با مرگش قسمت اعظمش از بین میره برای همینم اونا به کای گفتن سهون رفته و چیزی که از بین بره قدرتی نداره
        قبل از جنگ و تبعید 101 نفر انسانی وجود نداشته چون این اتفاق برمیگرده به هزاران هزار سال قبل زمانی که زمین وجود داشته ولی انسانی نبوده وارثین قبلی بر آرک حکومت میکردن و موجوداتی که قبل از انسان و در دنیا های دیگه زندگی میکردن برخیشون هنوزم هستن و برخیشون از بین رفتن و بعد از جنگ میشه گفت وسعت امپراطوری آرک بیشتر شد چون زمین و اسان ها هم بهش اضافه شدن
        آرک نمودی از بهشته ولی توی خوده فیک چندجا گفتم که بهشتی وجود داره لرد یا همون خدا وجود داره فرشته ها وجود دارن که توی بهشتن میشه گفت محافظین نگهبانا و موجودات آرک به ترتیب رتبه اشون موجودات درجه پایین تره بهشتی هستن که توی مکانی پایین تر از بهشت زندگی میکنن و شخصی به عنوان وارث مثل رابط و متوازن کننده روابط بین بهشت با همه جهان ها وجود داره یعنی دست آخر وارث خودش هم یه خدمتگزاره به خداوند
        شکارچی ها که قبل از شکارچی شدن انسانن از بعد از اونم دیگه پیر نمیشن و تا زمان پایان قرارداد تغییری نمیکنن، هیلرام دقیقا به همین منوالن قبلا انسان بودن و توی یه نقطه از زمانشون که همون زمان مرگشونه متوقف شدن، مشاورین و وراث آرک همه محافظن و تا 16 سالگی مثل آدما رشد میکنن ولی از 16 سالگی به بعد و ورود محافظین دو رگه به آرک و هم ترازیشون با محاظین اصیل ساکن آرک دیگه سنشون مطابق زمان آرک محاسبه میشه که هر سالش تقریبا معادل با 10 سال زمینی البته با اختلاف 3 ماهه یعنی 9 سال و 9 ماه یعنی هر 9 سال و 9 ماه یکبار زمینی یکسال به سنشون اضافه میشه

        خیلی خوب بود که اینا رو پرسیدی چون اینا جز چیزایی بود که تقریبا نگفته بودم ولی توی پلات و برای درک خودم از دنیایی که ساختم بود الان بقیه هم میتونن بخونن

  75. :mazlum: عجبا خدایا پروردگارا دل تو دلم نیست. :charkhesh:
    این آهنگم که فوق العاده است. خیلی خیلی به جا بود. :heartme:
    (من قبلا قسمتای اولو خونده بودم، بعد یه مدت نخوندم، حالا بیشترشو تا اینجای داستان یه جا خوندم :becharkh: )

  76. یعنی جییییییییییییییغ…. گریه، زاری، زجه، ناله و ….. واسه این قسمت کمه…… آخ الهی من بمیرم واسه جونگهو?????????? طفلک چجوری همه چیو میفهمه و سعی میکنه آروم باشه??????? وای وقتی کایو دید که اومده تو اتاق و زد زیر گریه??????????
    سکایممممممم??????? وای یعنی خاطراتی که هی کای با خودش مرور میکرد داغونم کرد????????
    واسه جونگهو کباب شدم وقتی هاتیول و بکی رو دید و اونجوری ناراحت شد???????? الهی بمیرم بچم?????????
    آجی دستت درد نکنه????????….. خییییییییییلی عاااااالی بود??????
    فقط الان منتظرم ببینم چی میشه…. دارم پس میوفتم…..

  77. منم کاملا با کای موافقم باید سهون رو برگردونن سهون باید 30 سال هیلر کای بمونه و برای ادامش هم خودش می تونه تصمیم بگیره!
    وای بیچاره بکی و هانیول بک فقط می خواست جونگهو رو خوشحال کنه بدترش کرد
    خیلی خوب بود ممنون

  78. واقعا محشرررررررر بود عالی ….حرف نداشت
    اینقدر لذت بردم که هنوز هیجان زده ام و انگار تازه
    میخوام شروع کنم به خوندن . دلم نمیخواد تموم بشه
    ولی کنجکاوم برای قسمت آخر بی صبرانه منتظرم
    :heartme: :heartme: :heartme: :heartme:

  79. اصلا ان قد داغون شدم و قلبم تیکه تیکه شد که نمیدونم چی بگم. دوست دارم الان پیشم بودی بغلت میکردم،زار زار گریه میکردم.سهوووووووووون…………….. :gerye: :gerye: :gerye:
    من همین جا رسما و کتبا اعلام میکنم که با خوندن این قسمت هیلر مررررررگ شدم…. :gerye:
    اولش که میخواستم دانلود کنم، قلبم از هیجان داشت میومد تو حلقم.دستام خدایی میلرزید.آخه چی کار کردی تو با روح و روان ما…سهووووووووون :gerye:
    قبل هر چیز بگم پوستر و خودت درست کردی؟محشره…. آهنگ که اصلا نگو.اسم دقیق آهنگ و لطفا بزار میخوام ترجمه شو پیدا کنم.
    از اون قسمتی که گفتی آهنگ و گوش بدین و کای رفت سهون و ببینه….عرررررررررررررر.. :gerye: من هنوز بعد کلی گریه،دارم هنوز فین فین میکنم…حالا یک بار دیگه همه با هم سهووووووووون… :aaar:
    وای اصلا وقتی کای رفت داخل و دید سهون رفته…..اصلا نمیدونم چی بگم.احساساتم خارج از بیان و با کلمات نمیگنجه. وای اون جاش که به کای گفتن بسه سهون رفت….اصلا قلبم تیکه تیکه شد.می خواستم خودم و از پنجره پرت کنم بیرون……
    همش بغض گلوم و گرفت بود تا اون جا که جونگهو گریه کرد…آنچنان زدم زیر گریه.عرررررررررررررر. …. آخه چرا….بعدش چیزهایی که کای به جونگهو زد که اصلا آتیش گرفتم.. :aaar:
    :daqun: ان قد داغونم که دیگه نمیدونم چی بنویسم…
    جان من، نمیشه سهون برگرده.سهووووووووون :aaar:
    خدایی وضعم خیلی خراب. بعدا اگه سوالی داشتم است میپرسم.
    سهووووووووون :aaar: :aaar: :aaar:

    • پسره توی پوستره سهون نیست Xia هست ولی بخاطر اینکه اینجا وحشتناک شبیه سهون بود گذاشتمش البته اهنگ هم دقیقا از خودشه میخوام لیریک رو بذارم با اهنگ تو چنلم اگه عضوی اگه هم نستی اسمش Flower هست

  80. عررررررررر
    هو هووووووووووو
    هیلر آپ شده
    اونم ۱۸ صفحه~~~~~
    دنسینگ کینگ~~~
    آی گات دت گوود گووود~~
    آی جاست وانا دنس
    یس آیم اباوت تو گو گت لیفتد~~~
    برم بخونم
    خسته نباشی

  81. :aaar: :aaar: من توان تایپ کردن ندارم :gerye:
    چرا چرا واقعا چرا باید سهون بمیره :aaar: :gerye:
    وای آجی بگو که آخرش هپی انده بگو سهون زنده میشه میاد پیش کای و جونگهو :gerye: :gerye:

  82. من دانلود میکنم شب میخونم خب؟!!!!
    قشنگ امادش کنم با یه لیوان نسکافه و هندزفری ????
    بعد دوباره میام عررررر میزنمممممم
    پیویت هم عرررر میزنم
    خسته هم نباشی لاوم :kissme:

    • به هرچیزی فکر کرده بودم جز مرگ سهون :mazlum:
      خیلی غمگین بود…وقتی سهون مرد…و وقتی بکهیون هانیول رو پیش جونگهو برد من واقعا اشکم دراومد :gerye:
      مرسی مشتاقانه منتظرم ببینم اخر این فصل چی میشه :heartme:

    • بیه..تو مخیله م یکک درصد احتمال دادم اینجوری شه هااا..یک درصد..حالا وقتی به یه چیزی صد در صد احتمال میدم .. :heeey:
      به نظرم کای حق داشت از شیومین عصبانی باشه البته عصبانیتش منطقی نبود اما بهرحال یجورایی قابل درکه..برا همین در این مورد مقصر مرگ سهون نیست..البته این فکر منه هیچ دخلیم به کای نداره مسلما دوست داره خودشو مقصر بدونه بخاطر همه چی..معمولا همینجوریه دیگه..منم نمیدونم چرا و خب دوستم ندارم بفهمم ..
      حرفای کیونگو دوست داشتم..خبری از لوکا نبود این قسمت…
      اون جایی که کای کارای سهون یادش میاد یهو دلم برا حضور سهون تو فیک تنگ شد..
      منتظر ادامه شم ..مرسی :myheart:

    • آیلا از دستت عصبانیم :qorqor:
      چرا سهونو کشتی :gerye:
      دلم برای کای خیلی سوخت :cry:
      اونجایی که جونگهو به هانیول حسودی کرد که آتیش گرفتم :daqun:
      امیدوارم پایان خوشت به نحوی باشه که همه ی خواننده هاتو که الان داغونن راضی کنه
      خسته نباشی
      ممنون :myheart:

  83. یه لحظه فک کردم قسمت آخره تپش قلب گرفتم :aaar:
    اصلا دلم نمیخواد تموم شه ولی واقعنم دوس دارم بفهمم آخرش چی میشه! :gijiviji:
    برم بخونم :charkhesh:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *