Fanfiction Healer – Ch 69.Now – The END

بنام خدا

خب بچه ها خیلیا خبر داشتن فیک هفته قبل اماده بود ولی به احترام تاسوعا و عاشورا آپ نشد و من گفته بودم امروز اپ میشه

این قسمت واقعااااا زیاده چون من فانتزی 69 قسمتی شدن هیلر رو داشتم و در اصل بیشتر از دو قسمت رو توی یه قسمت نوشتم و شما شاهد 30 و چند صفحه فیک خواهید بود

ohsehun40-52 (2)

آهنگ این قسمت که واقعا دفعه اولی که پیداش کردم لحظات مربوط بهش رو جلو چشمم دیدم اصلا و میتونم بگم اون بخش از هیلر بر پایه حس این اهنگ نوشته شد

ohsehun40-42 (2)

و چون 1000% ازم لیریکشم میخواید اینم لیریک

ohsehun40-42 (2)


حالا حرفای نهاییم

قبل از هر موردی یه تشکر میکنم از تک تک اونایی که موندن، خوندن و بهم انرژی دادن، امیدوارم با اخرین کامنتشون خاطره خوبی برام بسازنم و حالا مواردی که میخواستم بگم

اولین مورد دوستانی که تلگرام دارن. من قبلا توی چنلم فقط اخبار فیکامو میذاشتم ولی الان یک هفته هست توی چنل بجز اخبار، مینی فیک و وانشات هم میذارم پس اگه دوست دارید از اخبار دقیق، مینی فیک و وانشات لذت ببرن @xeefics  جوین بدن

دومین مورد درباره پی دی اف کامل. من تصمیم داشتم در اولین فرصت بذارم این فایل رو ولی مهرنوش جان و مهفام جان قانونی برای سایت گذاشتن که به دلایل کاملا موجه ما فایل کامل فیک ها رو زودتر از دوماه بعد از پایان نذاریم توی سایت، پس این پی دی اف اواخر آذر ماه توی سایت قرار میگیره دوستانی که از طریق تلگرام و اینستاگرام منو دنبال میکنن اونجا اعلام میکنم کسایی هم که نمیکنن همین حدودای بیست-بیست و پنج آذر منتظر فایل کامل باشید

قبل از مورد سوم خواهشی که دارم حالا که فیک تموم شده و شما کامل داستانش رو میدونین اگر کسی بینتون هست که بلده و میتونه یه کار حرفه ای برای من انجام بده؟ یه کلیپ تیزر خیلی شیک میخوام برای هیلر که توی یوتوب آپش کنم چون بزودی هیلر ترجمه میشه لطفا اگر کسی بود بهم خبر بده

 

سومین مورد فصل دوم هیلر. همونطور که میدونید قرار نیست یه فیک کامل باشه یه مینی فیک یا سکوال برای این فیک نوشته میشه به اسم

Hell Hunter

اعلام شروع فیک و اخبارش از طریق همون دو گزینه که گفتم اگر به اونا دسترسی ندارید به سایت سر بزنید و توی ستون موضوعات یا دسته ها وقتی این دسته فعال و قابل مشاهده بشه یعنی اپلود فیک شروع شده

دلیلی که بلافاصله آپ نمیشه اینه که من تصمیم گرفتم این مینی فیک رو کامل بنویسم و بعد آپ کنم که مشکل عقب افتادن از نوشتن نداشته باشم تا اون زمان من یک فیک، یه مینی فیک و یه دو شاتی براتون آپ میکنم که همه کامل هستن اولین مورد هم فیک ترجمه ای Punishment for Love   یا مجازات عشق با زوج کایسو هست که ترجمه ارکیده و من هست امیدوارم لذت ببرید تیزر این فیک هم سه شنبه همین هفته آپ میشه (دوستانی که کایسو شیپ نمیکنن. من به عنوان یه سکای شیپر این فیک رو بهتون پیشنهاد میکنم این فیک رو بخونید ژانر تخیلی و قلم فوق العاده و احساسی داره)

 

راه های ارتباطی با من

 

چنل تلگرام: @xeefics

ایدی شخصیم (اگر کاره واجبی دارید): @Aylaxee

اینستاگرام: @Ayla_mj

ایمیلم (اگر نیاز داشتین):[email protected]

 

در صورت بسته بودن بخش نظرات (عدم نمایش باکس کامنت بالای کامنتهای گذاشته شده) نظرات خودتون رو روی قسمت آخر (درصورت باز بودن باکس کامنت) قرار بدید

برای دریافت رمز کامنتهای خصوصی در تلگرام، ایمیل و اینستا پذیرفته نیست

Print Friendly

152 Responses

  1. سلام من همین الان فیکتو تموم کردم خیلی قشنگ بود انگار که خوده خواننده تویه فیک حضور داره هیجانش زیاد بود من هم باهاش خندیدم هم گریه کردم تا حالا فیکی به این شدت احساسی نخونده بودم خوب میشه گفت زیاد از پایانش راضی نبودم در کل فیکت عالی بود عالی واقعا منو در گیر خودش کرد امیدوارم همچنان فیکایه ب این زیبایی بنویسی واقعا ازت ممنونم خسته نباشی خدا قوت قلمتم جادو میکنه

  2. ……………..
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ………
    .
    .
    .
    .
    .
    واااااااااااااااااییییسییی موررررددددددیییییمممم????
    خب اهم اهم (خودتو جم و جور کن دخترّ. خب باشه باشه صبر کن. . . . . واااایییی نمیشه که هیلر تموم شده میفهمیی؟. . ……. ا وه راس میگیا حالا که نگاه میکنم میبینم نه تو جیغ بزن راااحت باش خودتو خالی کن)
    ععععععرررررررررپرتتنسنصجفغ?(⊙_⊙)(⊙_⊙)o_O\(^o^)/تهش دهنم کف کرد جیغم تبدیل به یه چرت و پرت شد.
    خب بریم سراغ سوالا
    ۱-آیا سهون و کای از همون اول با هم لاو میترکونن؟(به تو چه دختره ی چش سفید?؟..خب سوال بود?)
    ۲-شایان به ذکره که کای 500سالشه بعد سهون ۲۰سالشه سهون چجوری میخواد بقیه عمرشو باهاش بگزرونه در حالی که خودش یک فرد زنده و عادیه؟
    ۳-عایا سهون خودشو میکوشه(یا کای میکشتش. یا یه کاری میکنه(سهون)که بمیره)تا با زندگی با کای و هیلر شدن برای اون بتونه باهاش زندگی کنه و بچشون رو بزرگ کنه؟
    ۴-چه اتفاقی برای چان و بک افتاد؟و همینطور چن؟

    تبریک میگم بابت فیک فوقولعادت که غوغا کرد و حتی قراره به یه زبان دیگه ترجمه بشه و این برای ما افتخاره?????
    دوستت داریم هممون ??
    برات آرزوی موفقیت میکنم????
    و یه معذرت خواهی به تو و تموم نویسنده های عزیز سایت بدهکارم چون نمیتونستم براتون نظر بزارم و شادتون کنم ???و اینم بگم خودم خیلیییی ناراحت بودم که …
    خلاصه اینکه حلالم کن تو رو خدا ???

    .
    .
    .
    .
    .اخیییییییییییییشش ??خالی شدمااااااا
    الانم دارم از حرص خودم هر فیکی که خوندمو نظر میزارم
    چقد حرف زدما ?به اندازه ی تموم نظرایی که برات نزاشته بودم حرف زدم
    جوابام یادت نره
    بای?

  3. سلام عزیزم من امروز فیکت خوندم بدون اغرار یکی از بهترین ها بود واقعا ب خاطر قوه تخیلت تبریک فقط یه خواهش لطفا مینی فیکت یه طوری باشه ک توش تکلیف آخر زندگی سکای معلوم بشه یعنی آخرش حتی حقیقت میگه میمونن باهم و بعد یدوره حتی کوتاه از حکومت بچه اشون ب تصویر بکش میدونم محورت کای فقط تو مینی فیک ولی خواهشا اینا هم لحاظ کن با تشکر بانو

  4. نمیدونم چی بگم که درخور تعریف کار فوق العاده ت باشه.به بهترین شکل و منطقی ترین حالت ممکن تمومش کردی.عالی بود.سر لحظه بهلحظه ش اشک ریختم، نه فقط به خاطر فیک به خاطر تموم شدنش هم بود یه جورایی از تموم شدن و خداحافظی و اینا بدم میاد،یه جور بدی دلم گرفته بود، وقتی آخراشو میخوندم انگار داشتم از یه عزیزی خداحافظی میکردم.بی تعارف عررر میزدم.
    پایدار باشی و موفق و همچنان فیکهای قشنگ برامون بنویسی.
    دست گلت درد نکنه.دوستت دارم. بوس بوس.

  5. من الان ری اکشنم ناراحته!!! چرا تو گزینه ها نیست؟! من خیلی هیلر دوست دارم ….. اصلا نسبت به تموم شدنش حس خوبی ندارم! نه این که نحوه تموم شدنش بد باشه … یه جورایی مثل وقتیه که کتاب جلاد لاغر دارن شان رو تموم کردم.الان خیلی نمیدونم چی باید بگم فقط میدونم که هیلر خیلی فیک قشنگی بود و منتظر کارهای بعدیت هستم
    موفق باشی

  6. وااااهاااای…. باورم نمی شههههههه
    فوق العاااااااااده بوووود. من واقعا شوکه شدم . این فیک عالی بود. به جرئت می تونم بگم بهترین فیکی بود که تو عمرم خوندم. همه صحنه هاش تک تک لحظه های احساساتیش … میتونم بگم انقدر خوب نوشته شده بود که تونستم تمام داستان رو روبروی چشمام ببینم. عشقی که یواش یواش بین کای و سهون بوجود اومد. به دنیا اومدن جونگهو. دوباره عاشق شدن سهون. ووووای نمی دونم چی بگم فقط تنها کلمه ای که تو دهنم میاد شگفت انگیزه شگفت انگیز… من از خواننده های جدیدم و سه ماهه که فیک و دنبال می کردم و تا حالا نظر نذاشته بودم چون موقعیتش پیش نمی اومد و عذرخواهی می کنم ولی واقعا بی انصافی بود اگه واسه قسمت آخرش نظر نمی زاشتم .
    انقدر خوب بود که من حس می کردم می تونه جزو بهترین داستانایی باشه که تو عمرم خوندم . مخصوصا آهنگاش که حس رو کاملا به آدم القا می کرد. واقعا خوشحالم ازاینکه این فیکو خوندم و آیلا جون ازت تشکر می کنم که هیلرو نوشتی و این حس خوبو به ما دادی. من خودم به شخصه هر کی رو می بینم چه اکسوال چه غیراکسوال چه غریبه چه آشنا بهش آدرس سایتو می دم می گم برو هیلر بخون . حتی بعضی هاروهم زور کردم و بعضی هام با این فیک سکای شیپر شدن.
    ازاینکه هیلر فصل دوم هم داره بدجوری خوشحالم…..عررررررر
    واینکه مشتاقانه منتظرم و هر روز میام به سایت تا ببینم از کی این فیک آپ می شه و از طریق اینستا هم دنبال می کنم کاراتو .و می خوام بگم اینکه هیلر داره ترجمه می شه خیلی خوبه چون مردم دنیا می تونن بخوننش و این حس عالی رو تجربه کنن.
    هزاااار دنیا ممنون … خیلی حرف زدم…

  7. خدای من تموم شددددد ? واقعا ….. باورم نمیشه یک سال شد من از سال پیش شروع کردم خوندن هیلرو اجی باورم نمیشه ایلا جون واقلا دستت طلاست عزیزم واقعا لیاقت رشته ی انسانی رو داشتی خوب کاری کردی عزیزم دستت هم درد نکنه فیک بسیار عالی بود فکر می کنم خیلی باید خسته شده باشی بالاخره یه ساله?مرسی??

  8. الان یادم اومد کامنت نزاشتم?
    خیییییلی عالی بود خسته نباشی واقعا کارت عالی بود
    من جایی که جونگهو پیش جسد سهون میرفت خیلی ناراحت شدم ولی اخرش خیلی خوب تموم شد با اینکه دلم واسه سهون سوخت
    کای هم خیلی گناه داش طفلکی
    دمت گرم

  9. برام سخته ک باور کنم تموم شده.قسمت اخر خیلی زیاد بود خسته نباشی.ولی جوش با جو کل داستان یکم متفاوت بود.نمیخوام کامنت غمناک بزارم پس منتطر سکوال هستم

  10. سلام!
    من یکی از خواننده های پر پروپاقرص فیک هیلر بودم میتونم بگم قیمت های یک تا پنجاه و خوده ای رو دوبار کااااااامل وبا جزعیات (همزه ندارم)خوندم من خیلی دیر دیر موفق میشدم فیکتو بخونم اوایل که می تونستم مداوم بخونم برات نظر میذاشتم امابعد دیگه نتونستم تقریبا چند ماه بعدش پیدات کردم وخوب خیی آپ کرده بودی خوندم و نظر گذاشتم اما تایید نشد و من باز تلاش کردم اما نشد و خب بیخیال شدم یا به عبارتی پای قسمت گذاشتم بعد ها دوباره ادامه فیکتو هوندم و بعد ها دوباره هربار بیشتر از ده قسمت بود که من بخونم و این اخریا یه پنج قسمتی بود و من هربارر به یه شکلی نمی تونستم نظر بزارم
    اینارو نگفتم تاسرتو به درد بیارم
    تو زندگیم ادم بی چشم و رویی نیستم و از اونجایی که خودم یه نویسنده و اکسو ال هستم میفهمم ارزش نوشته چه قدررربالاهه و تشکر از نویسنده ای که همچین قلم جادویی و زیبایی داری چه قدر ضروری
    اینارو گفتمتا بگم ممنونم
    تشکر کنم به خاطر وقتی که گذاشتی و انرژی ای که صرف کردی
    ممنونم برای این اندیشه های زیبایی که بی منت در اختیار ما قرار دادی و تو واقعا سخاوتمندی که چنین نوشته های زیبا و ارزشمندی رو بدون پول در اختیار همه قرار میدی
    من خیلی وقت ندارم شاید پیامم بهت نرسه ولی منونم
    من خیلی به هیلر فکر کردم وخیلی چیزا ازش یاد گرفتم
    به هشق کایسو میبالم و امیدوااارم همه ادما بتونن چینی عشق خالصی رو تجربه کن و تو هم همین طور و من!
    یکی از رون ترین قلم هایی بود که خوندم و تا عمر دارم فراموشش نمیکنم
    قلمت به دام نشست
    امیدوارم روزی بتونم جبرا کنم
    منتظرم باش
    Stella

  11. این فیک عالیییییییییییییییی بود….البته عالی کلمه مناسبی نیست…ولی خوب کلمه بهتری بلد نیستم…
    بعد از تموم شدن فیک یه احساس خاصی داشتم …احساسی که بعد از تموم شدن سریالای فوق العاده قشنگ به آدم دست میده…
    یه احساس خوشحالی برای خود فیک و یه احساس خلا…خلا یه چیز فوق العاده که یه مدت بهش خو کرده بودی توی زندگی
    به قول بقیه ما با هیلر زندگی کردیم….
    و اینکه فیک هیلر نه فقط به عنوان یه فیک اکسو بلکه به عنوان یه داستان زیبا توی ذهن هممون میمونه…
    و آخرین حرفم اینه که ازت ممنونم برای ساختن این اثرماندگار و اینکه بی نهایت منتظر hell hunter هستم…

  12. واااااااای دلم میخواد جونگهو و هانیول رو بخورم ??
    واقعا فیکت عالی بود همه چیزی ممنون خیلی زیااااد❤
    منتظر مینی فیک هم هستم

  13. آقا اول از همه من یه ایش بگم، سومین باره دارم این کامنت رو می نویسم. هر بار تا یه جایی می نویسم بعد یه گیج علی بازی در میارم و تب بسته میشه :|| میخوام خنج بر صورت بکشم. ایششش
    .
    .
    سلام سلام ^^”
    امیدوارم خوشحال و سلامت باشی خانم نویسنده ^^

    نمیگم نمی دونم از کجا شروع کنم چون با توجه به اینکه سومین بارمه دقیقا می دونم چی بنویسم -__-
    پیشاپیش از طولانی بودن کامنتم پوزش می طلبم.

    خب اول تبریک میگم. یه تبریک خالصانه و از صمیم قلبم. جرئت شروع کردن همچین ژانری با همچین کاپلی، ادامه دادن اون با وجود تمام سختی هاش، و به “پایان” رسوندن این “اولین همیشه ماندگار” واقعا ستودنیه. این پایانه بیانگر خیلی چیزاست و داستان زندگی کردن رو با خودش یدک میکشه. دوستان عزیز حرفای قشنگی زدن، “ما با هیلر زندگی کردیم”.
    فیک ها و داستان هایی که خوندیم معمولا فراموش میشم. تب هیلر بعد از یه مدت می خوابه، زمانی میرسه که این پست ماهی یه بار کامنت بخوره ولی مهم اینه که هیلر میمونه. تو ذهن و قلب هممون. چون خیلی بیشتر از یه فیک معمولی بود. امیدوارم خودت هم در تمام عمرت هیچ وقت از نوشتنش پشیمون نشی و همیشه به خودت افتخار کنی. هیلر در جایگاه خودش بهترینه! می تونم به جرئت بگم منسجم ترین، با معنا ترین و به یاد ماندنی ترین فیک فارسیه.

    دوم چی می خواستم بگم؟ آها جونگهو! من عاشق این بشر شدم. اگوج پگوج گوگولی مگولی که میخواستم انقدر بچلونمش که لواشک بشه.. با اون زبونش *-*
    کاراکترای اکسو رو بذاریم کنار، اینکه تونستی اینجوری منو یا به احتمال زیاد خیلی از خواننده های دیگه رو عاشق جونگهو یا هانیول – کسایی که هیچ تصویری ازشون نداشتیم – کنی بیانگر اینه که چقدر حاذقی ^^ دیگه خودت تا ته حرفم رو برو. کامنتم طولانیه نمیشه بیشتر از “جیگرم” تعریف کنم.

    سوم، دختر این معرکه بود! همه چیز این پایان عالی بود! به نظر من پایان هیلر بهتر از این نمی تونست باشه. به قول خودت (اصلا و ابدا) ماست و خیاری نبود ولی هپی اند بود *—* بسی سپاس. وقتی می گم همه چیزش یعنی همه چیزش! احساسات پاک کای، معصومیت جونگهو، عشق دوباره ی سهون، هانیول خنگ، هانبین خنگتر از اون، سه کیونگ کوچولو! *—-*
    با اینکه آخرش بود و حدس میزدم که چی بشه ولی انقدر استرس داشتمممم که نگوووو. خانم نویسنده ی ما غیر قابل پیش بینیه! البته اوایلش که نمی تونستم حدس بزنم خیلی ترسیدم که کای بره با هارا.

    چهارم، وای وای میشه دیالوگا و صحنه های برجسته رو بگم؟ این فیک منو تا سر حد مرگ هیجان زده میکنه. من شنبه خوندم ولی تا امروز نتونستم کامنت بذارم. یعنی مخ دوستام رو خوردم تو مدرسه ^^”
    شاید به نظرت خیلی مسخره بیاد ولی صحنه ای که جونگهو داد میزد و به کای میگفت من کار بدی نکردم. آخ من انقدر با این صحنه ارتباط برقرار کردم که نگووو. صحبت های جونگهو با سهون، شیر موووز، جشن فارغ التحصیلی، خداحافظی کای با سهون، روز اول کای توی مدرسه… همه ی اینا عالی بود ولی از نظر من داستان همونجایی که جونگهو پرتره ی سهون رو بهش نشون داد به اوج رسید و بعد مریض شدن جونگهو که بدون کوچکترین توصیفی، منو غم زده کرد.
    انصافا چطور میشه؟ نویسنده بدون کوچکترین اطناب کلامی، سیلی از احساسات رو سمت خواننده سرازیر میکنه. من خودم نوشتن رو خیلی دوست دارم و روی متن فیک هایی که می خونم بسیار حساسم. ولی هیچ وقت حتی نوشته های خودم از نظرم مهر رضایت نمی خورن چون به نظرم توضیحات زیاد خرابش می کنن.
    فیک نوشتن دیگه شد لق لقه ی دست هر کی پاپری. خیلی کم میاد که یه فیک خوب پیدا بشه. برای همین من خودم به شخصه بیشتر فیکای انگلیسی می خونم. فارسی ها که فقط شده ت/ج/ا*و/ز و ب/ر/د*گ/ی و اینجور حرفا :| توهین به بقیه ی نویسنده ها نباشه ولی واقعا دیگه فیک خوندن شده وسیله ی برطرف کردن نیاز ج//ن//سی… بگذریم. دیالوگ مورد علاقمم این بود:
    “اگه دوست دارین حمام نمک بگیرید سمت خونه ما برین، مامانم با تمام وسایلم انداختم بیرون چون توی چشماش نگاه کردم و گفتم عاشق معلم تاریخم شدم” و “خداحافظ عشق 500 ساله من”
    اینم دوست داشتم : “پس برای همینه که وقتی خوشحالیم اینجا تالاپ تالاپ میکنه، خدام خوشحاله داره برای ما دست میزنه؟”
    .
    .
    .
    بیشتر دارم که بگم ولی فکر کنم دیگه سرت درد گرفته باشه:
    در آخر یک “خسته نباشید”
    یک “بسیار سپاسگزارم”
    یک “متاسفم”
    و یک “دلم برای هیلر تنگ میشه”
    به نویسنده ی مورد علاقم بدهکارم.
    پس
    خسته نباشی برای همه ی ثانیه هایی که پای این شاهکار گذاشتی.
    بسیار سپاسگذارم بابت خلق هیلر و تمام احساساتی که باهاش بهم هدیه دادی.
    متاسفم که از اول همراهیت نکردم و نتونستم یکی از اون خواننده های خوبت باشم. دلم میخواست بیشتر بشناسمت و بیشتر باهات ارتباط برقرار کنم.
    و
    دلم خیلی برای هیلر و تمام بالا و پایین هاش تنگ میشه… لطفا نذار تموم بشه.
    .
    .
    .
    میهی smile

    • پ.ن:
      فیک های فارسی بسیار خوبی مثل هیلر پیدا میشه. توی همین سایت فیک های بسیار قشنگی پیدا میشه پس روی صحبت من با همه ی نویسنده ها نبود. امیدوار به کسی برنخوره. روی صحبتم با اون عده ای بود که شورش رو در آوردن ^^”
      و
      یادم رفت بگم آهنگا همه محشر بود ^^”

      • ای بابا… ببخشید مثل اینکه کامنتم تمومی نداره ^^”
        یه سوالم برام پیش اومد:
        وارثین هم وقتی می میرن به زندگی بعدی منتقل میشن؟ اونا چی میشن؟

        • اونا بعد از اتمام وراثت تبدیل به محافظ درجه یک میشن یه جور کناره گیری از قدرت برای پادشاه انگار وقتی هم بمیرن بستگی به خواست خودشون میتونن دوباره محافظ متولد بشن یا انسان یا هرچیزی

  14. یکم باور نکردنیه….اینکه هیلر دیگه تموم شده یکم ناراحتم میکنه…چون این فیک جزو بهترین هایی بوده که به عمرم خوندم…آیلا جونم….خیلی خیلی خسته نباشی…مرسی که اینقدر ذهن خلاقی داری و مرسی که اینقدر قلمت خوبه(((:…از ته قلبم میگم…که واقعا نویسنده قابلی هستی…هیلر یکی از بهترین هاست و برای من پر از احساسات خوبه…خیلی خیلی زیاد…منتظر کارای بعدیت هستیم…بی نهایت خسته نباشی….(:❤

  15. چیزی نمی تونم بگم جز اینکه محشر بود یه چیزی بیشتر از فوق العاده. صحنه به صحنه این داستانو حس کردم گاهی خنده و بعضا گریه.واقعا تاثیر گذار بود این حد دقت و ظرافت تو کمتر اثری دیده میشه.تموم شدن هیلر حس خیلی عجیبی داره برام انگار بعد از این یه چیزی کمه و نیست دیگه. خسته نباشی عزیزم ممنون بابت نوشتن داستانی که مطمئنم تا مدت ها میمونه تو ذهنمو منتظر کارای بعدیت هستم ^____^

  16. خب بالاخره با مشقت های فراوان و تلاشهای آیلا عزیز هیلردوست داشتنیه من تموم شد با تاسف فراواااااان….هعیییی…دیدی یه فیلمیو خیلی دوس داری بعد که تموم میشه چقد ناراحت میشی؟!منم الان همون حسو دارم البته ازطرفی هم دوس داشتم بدونم تهش چی میشه ولی خب اینکه هیلردیگه ندارییییم ناراحت کننده س.
    میدونم یه سکوال هم داریم ولی خب اونم کوچولوعه زود تموم میشه >_<
    پایانی که در نظر گرفتی واقعا مناسب بود واینکه با اتفاقای ساختگی مثل زنده شدن سهون یا همچین چیزی تمومش نکردی و این جای تعجب نداره چون با توجه به ذهن خلاق و واقع گرای تو همچین چیزی بعید نبود و ما منتظر یه پایان خوب مثل این بودیم نه یه سر هم بندی که خب به خواستمون هم رسیدیم البته ناگفته نماند که اگر یه سکوال براش درنطر نمیگرفتی من این انتقادو میکردم که داستانو تو ابهام گذاشتی ولی این مشکل هم رفع شده خداروشکر.
    در اصل اگر کسی ازم بپرسه بهترین فیکی که خوندی چی بوده به جرئت میگم هیلر.هم داستان بیخودی کش پیدا نکرد و هم اتفاقا به طور جالبی پیوستگی داشت و یه جورایی علت و معلول هم بودن نه سرپوش برای رفع اشکالات و نواقص.توصیف هات عالی بود و حست به خوبی منتقل میشد و با کمی دقت میشد فهمید که برای هرسطر چقدر تو انتخاب کلمات وقت گذاشتی.بابت همه زحماتت ازت تشکر میکنم و امیدوارم کارهای بهتری روز به روز ازت ببینیم و هیلر هم به اندازه شایستگی هاش که خیلی بیشتر ازیناس شناخته بشه.
    اووووووه چقد حرف زدمممم ببخشید وقتتو گرفتم.راستی اینم بدون که خیلی مهربونی چون برخلاف اون همه سایلنت ریدر و سختی هایی که برا آپ کردن وجود داشت ولی بازم فیکو رمزی نکردیو گذاشتی همه ازش لذت ببرن که البته خیلیاشون حقشون نبود.یکم سخت گیری و مقاومت داشته باشی بهترازاینه که زحماتت به راحتی دراختیار کسایی قرار بگیره که قدر نمیدونن حتی اگر این کار به قیمت این باشه که انتقادهایی ناروا پشت سرت بشنوی چون درهرصورت هرطور که زندگی کنی حتی به سلیقه مردم،بازم پشتت حرف درمیارن پس قدر خودت و ارزش کارهاتو بدون.
    دیگه واقعا برم خخخخ.تشکر و آرزوی سلامت و موفقیت. خدافظی

  17. اول سلام…(:
    خوبی؟ اول یک خسته نباشید جانانه بت بگم^^
    من سه شنبه بالاخره تونستم به هر سختی که بود با لب تاپ و بیام سایت خیلی وقته پیش گفته بودی بعد عاشورا میزاریش واسش لحظه شماری میکردم اما فشار درسا باعث شد نتونم بیامsad
    خب بالاخره سه شنبه خوندمش اها راستی اهنگشم خودم خیلی میدوستم ^ 6 ^
    بعد از break که تموم شد واسه هیچ فیکی انقد گریه نکرده بودم
    دست خودم نبود با تک تک کلمات پارت یکی مونده به اخر و اخر زجه میزدم انقد گریه کردم که خودمم تعجب کردم اینهمه اشک از کجام اومده اصن من فیکو تار میخوندم چون گریم متوقف نمیشد … این نشون دهنده ارتباط عمیقی بود که تونسته بودم توی این یک سال (واو واسه خودش یک عمریه نه؟؟؟!) با هیلر برقرار کنم خیلی عجیب بود ولی من واقعا با این فیک زندگی کردم * *
    عامل اصلی سکای شیپر شدن من که هنوز بعد یکسال دیوونه ی سکای موندم و میمونم
    اولین فیکی که واقعا تک تک لحظاتشو تحسین کردم…
    شاید خیلیا بگن هپی اند بود چرا انقد گریه کردم راستش خودمم نمیدونم شاید دلتنگی شدید بخاطر اوه سهون و پایان فیکی که یک سال باش بزرگ شدم خیلی حالم عجیب بود همش زار میزدم sad
    اصن این دو روز نمیتونستم بیام سایت که کامنت بزارم اصن وضعیت روحیم خیلی داغون شده بود
    با اینهمه مطمنم بهترین پایانی بود که میشد نوشت چون من واقعا بهت ایمان دارم کا تنها کسی که میتونه فیک رو به بهرین نخو پایان بده فقط خوده نویسندس
    شاید خیلی کلیشه ای باشه حرفام ولی در نهایت صداقت و از ته قلبم میگم
    بد جوری دلتنگ هیلر میشم واز الان در انتظار افتر استوری میمونم smile
    خیل سخته بدون هیلر sad
    -_-
    هعی کلی حرف تو دلم بود انقد هول شدم یادم رفت حالا اگر روزی به تله دسترسی پیدا کردم باز میگمت چون من خودمو مدیونت میدونم میدونم خلیا اذیتت کردن و ادمای نخاله خیلی سد راهت شدن ازت ممنونم که موندی و این فیکو تو ذهن دوست دارانش ثبت کردی امیدوارم حمایت ما ناراحتیای این مدتتو پاک کنه و من میدون چ دختر قوی هستی که مقابل اینا
    ایستادی^ ^
    بازم ممنونم
    و از صمیم قلب برات آرزوی موفقیت و شادکامی میکنم
    لاو یووووووووو

  18. من این قسمت آخر به اندازه ی همه ی هیلر هیجان داشتم
    یه حدسایی زده بودم که شاید دوباره سهون زنده شه ولی فک میکردم یک سالشه…خخخ.اصلا درباره ی زمانش فک نکردم
    من همیشه آخرین نفرم میفهمم آپ شده…واسه همین دیر نظر میزارم.ببخشید
    دستت درد نکنه آیلا جون خیلی زحمت کشیدی.واقعا جزو بهترین فیک هایی بود که خوندم. و من با هیلر بود که سکایی لاور شدم.بازم ازت ممنونم.الانم که فقط منتظر ادامه ش میمونم
    موفق باشی عزیزم

  19. واقعن نمیدونم چ بگم؟؟؟؟ افقط می تونم بگم این بهترین پایان و مناسب ترین پایانی بود که انتظاشو داشتم و اینکه قلمت فوق العادست به شدت منتظر فصل دومشم
    بازم ممنون برای همچی

  20. خدای من
    کاش هیلر هیچوقت تموم نمیشد
    بیشتر از عالی بود این فیک
    عالی هزاران بار کمه در برابرش
    واقعا غبطه میخورم به شما و تخیلاتت و مغزت و قلمت
    و امیدوارم همیشه از این ایده های ناب داشته باشی و موفق باشی عزیزم
    موزیک خیلی با متن مچ بود
    با اینکه طول کشید ولی چقدررر زود تموم شد این فیک
    هپی اند در عین سد اند بودن!!!!
    کارت حرف نداره
    مطمئنم این فیک رو هیچوقت تا اخر عمرم یادم نمیره
    و منتظر فصل 2!! و پی دی افش هم هستم
    این فیک ارزش داره بارها و بارها و بارها خونده بشه
    مرسی ک به اشتراک گذاشتیش
    دلم برای جونگهو کباب بود
    الهی من دورش بگردم ک اونقد عاقل و در عین حال بچه ست
    کاش پاش خوب میشد
    ونجایی ک پاپا میخواست!!!!خدایا
    واقعا دیوونه کننده ست
    دنیای جالبی بود مرسیی بازم
    بازم بگم ک تاکید بشه بیصبرانه منتظر پی دی اف کاملش هستم
    همین الان دلم تنگش شد خوب
    حیف هیلر بود تموم بشه
    سوگوهه سویو کریگو کوماوو
    سرانگ هه یو 3>

  21. آیلا جون واقعا نمیدونم چی بگم چه جمله ای استفاده کنم چه تعریفی یاچه تشکری کنم که فوق‌العاده بودن فیکتو به نمایش بزاره،خیلی سر فیکت صبر کردم فکرمیکنم واقعا ارزششوداشت،واقعا از صمیم قلب ازت ممنونم وتحصینت میکنم ???????????✋?❤???????????❣

  22. نمى دونم باورتون میشه یا ن … وقتى تو دسته ى هیلر ستاره رو دیدم اشک تو چشمام جمع شد .. هیلر قبل از فیک واسه ى من یه خاطرس . یه خاطره ى خیلی شیرین
    خسته نباشین ^_^ منتظر فیکاى بعدى هستم xee ❤️

  23. خب بالاخره سایت برا من باز شد و میتونم مث ادم نظر بذارم قبلا تو تل تشکرات کردم ولی بازم وظیفه بود اینجا اظهار وجود کنم
    من از نیمه های فیک شرو به دنبال کردنش کردم و یجورای محوش شدم
    اعتراف میکنم بهترین فن فیکشن و بهترین داستان تخیلی بود که تا حالا خوندم
    خلاصه خسته نباشی واقعا ممنون بخاطر داستان فوق العادت و منتظر کارهای بعدت هستم

  24. واقعا هیلر نظیر نداره خیلی نویسنده ی قابلی هستی اونی
    این یکی از بهترین فیکایی بود که خوندم هیلر حتی اسمشم قشنگه

  25. جیییییییییییییییغ خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
    محششششششششششششششر بود بی نظیییییییییر بووووووووووووووووود مررررررررررررررررررررررررررسیییییی

  26. عرررررر
    جیییییییییییییییییییییغ
    مردم خدا… تو با ما چه کردی؟
    در اوج ناامیدی
    همینه…هپی اند به این میگن!!!
    یه سهون دیگه که همون سهونه و خاطرات سهون قبلی رو داره! و خیلی هم دیر برنگشت!!!
    عالی بوووووووووود.بازم همون جمله ی “کی فکرشو میکرد” میاد به دهنم
    خوشحالم که سهون به خواست و میل خودش اومد پیش کای و جونگهو…بنده خدا تو زندگی قبلی اش بچه اش رو ندید و مرد. برا همون عاشق بچه ها بود… برای جونگهو از همه خوشحال تر ام…
    سوهو!!! خیلی جالب بود. اصلا انتظار نداشتم برگرده!
    اصلا کل فیک یه طرف این قسمت آخر یه طرف…گل کاشتی آیلا جون. روحمان بسی شاد و خرسند گشت?
    ممنون که با وجود اون همه سختی تا تهش ادامه دادی و اثر ات رو در اختیار ما قرار دادی. خیلی ازش لذت بردم و خوشحالم که شروع اش کردم! با اینکه از تموم شدنش ناراحتم، ولی پایان اش رو دوست داشتم و به امید فیک بعدی میمونم! کایسو نیز دوست… در نتیجه میگم فایتینگ چون این آخرش نیست. تازه اولشه…
    منتظر هنرآفرینی هات هستیم?

  27. ایلا جوووووون خسسسته نباشی عزیزم هم باورم نمیشه هم دلم تنگ میشه حالا چجوری تا فصل دوش صبر کنم خاهشن ابجی بازم از سکای بنویس ایده هات عالین لنگه نداره ای کاش فصل دوشو فیک میکردی نه مینی فیک چون یه سهون جدید وارد شده هرچند دلم واسه اوه سهون میسوزه ولی حیفه که هیلر تموم شه عررررررر

  28. وایییی خیلی قشنگ بود ولی ایلا جون من واقعا منتظر بودم خود سهون بلند بشه دوباره نه همزادش تو زندگی بعدی ولی در کل عالی بووووووووووودددد ?????و من واقعا خیلی دوسش داشتم مخصوصا اینکه قبل از اینکه هیلرو هم بخونم سکای شیپر بودم و اصلا فیک نمی خونم ولی تا دیدم این زوج اصلیش سکای نمی دونی چجوری شروع کردم به خوندن?????این اولین فیکی بود که خوندم و واققققققققققققققععععععاا عالی بود ولی کاش خود سهون بلند می شد???????ولی خسته نباشی در ضمن بی صبرانه منتظر فصل دوم و پی دی اف کاملشم چون واقعا دیوونه ی سکای ام خواهش می کنم یه فیک سکای تخیلی دیگه هم بنویس که مثل این عالی باشه اگر بنویسیش حتما می خونمش

  29. ایلا جان این بهترین فیکه سکایی بود ک خوندم ??
    لطفا ب نوشتنت ادامه بده و من بی صبرانه منتظره فصله دومم??فقط فصله بعدو کی میزاری من خیلی کنجکاو شدم درمورده رابطه ی این دوتا?؟؟

  30. ایلا جونم چطول مطولی دوست دارم بوس بوس ??اقا من ناراحتم چرا تموم شد نباید تموم میشد ??من سر این فیک چه خاطراتی که نداشتم ??از تعریف کردنش برای دوستای غیر کی پاپرم که تفاوت تاپ و باتم و نمیدونستن ??من نمیدونی با چه بدبختی اول سهونو دختر میکردم بعد وسطش میگفتم پسره اقا جات خالی تا دلت بخواد کتک خوردم ??نفهمن بی شعورا الدنگ .یبارم جا حساس بود+18اونجاها که من علاقه دارم ??مادر گرامم اومده بود میگفت چی میخونی چی نوشته ??و من با چه بدبختی که رمان از این ایرانیای چرته و فلان بیسار? (داستان های غزل و هیلر)
    قسمت اخرم که ای جان سهونم اومد دوباره من به فداش میدونستم میادش یوهو ??عاشقتم ایلی
    قسمت اخرم که خودت ناظر بودی مهمون اومد سوار شد رو کلم مجبور شدم تو اتوبوس بخونم هیلرو و بگم ost عالی بود عاشقش شدم
    جونگهو هم پسر خودم ماله خوده خودمه شوخیم ندارم من رو شوهر و بچم غیرت دارم ??
    و بعد این فصل دوم یه فیک بلند باشه که من قوربونت میشم ??نشدم که همون به مینی فیکشم راضیم ?فقط یه چیزی من تو حسرت یه کیسی یه ………خلاصه تو حسرت +18موندم اقا مینی فیکت +18باشه چون بنده حچریم ????
    و باید بگم یکی از بهترین فیکا بود که خوندم دسته گلت دردر نکنه
    بابت تاخیر در کامنتم شرمندتم دانشگاه داشتم
    منتظر کارای بعدیت هستم
    قوربلونت بوج بوج? ???

  31. وااااااای سلام اجیییی نمیدونی چقدر خوشحالممممممم واااااای این بهترین فیکی بود که خوندمممممممممممممممممم واقعاااا عالیه با قسمت اخرش عین دیوونه ها هی گریه میکردم و هی میخندیدم وتقعاااا عالی بود عزیزم جونگهو اون موقعی که گفت منم میخوام مثل هانیوا پاپا داشته باشم و … رسما دلم کباب شد ای جانممم تو این مدت چقدر کای تحملش بالا رفته اون لحظه ای که سهون پرتره ی خدشو رو دیوار ئید انگار یه سطل اب یخ روم خالی کردن واقعا اون جایی که هانیول تو بغل سهون بود و تو نشیمن خوابشون برده بود واقعا یه لحظه حس کردم که اوه سهون برگشته وااااااای عرررررررر
    اخرش موقع فرق التحصیلیشون من یکی که رسما دیوونه شدمممممم ای جانم اعتراف سهون به کااای مای خنگولی خودمممم
    چقدر خوبه که سهون گذشتش و عشقش مثله یه خواب براش یاداوری شده
    جمله ی اخرش واقعا عالی بود تمام اشتباهاشون تو یه لحظه از جلو چشم گذشت و واقعا از اینکه این فیکو به طور کاملا تصادفی دیدم و تصمیم گرفتم بخونمش خوشحالم و از اینکه تو خاطرات یه سالم این فیک وتصویراش بودن خوشحالم انگار این فیک و داستانش یه بخشی از زندگیم شده بودن واعا برام سخته که تموم شده ئلی ئاقعا بهترن داستان و پایانو داشت من هیچ وقت از زوج سکای خوشم نمیومد ولی از وقتی که این فیکو خوندم به تمام معنی عاشق این دو تا کله شق لجباز دیونه ی عاشق شدممم
    اجیییی دلم برات تنگمیشه امیدوارم بتونم فیک جدیدتم بخونم و اینکه مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

  32. لطفا اول مینی فیک اول رو بنویس خیلی دلم می خواد ادامه فصل رو بدونممممممممم
    تیری خدا فصل دو رو کایسو نکن کلا من فقط دوست دارم سکای باشه البته با این حال می دونم تو هرچی بنویسی خوب میشه
    شرمنده دو بار کامنتگذاشتم

  33. سلام
    نمیدونم بگم خوشحالم که فیک تموم شد و حداقل از اعصاب خردی تو کم شد و یه پایان درجه یک براش گذاشتی (عین خود فیک) یا بگم ناراحتم که دیگه ادامه ای درکار نیست یا شایدم باشه!
    دلم نمیخواد هیلر تموم شه.میدونی انتظارات رو بردی بالا .به شخصه دیگه فقط دنبال فیک های تخیلی میگردم که تعدادشون کمه.
    اگه یه فیک دیگه شروع کردی هیلر رو هم بذار.اصلا یه کاری کن فصل بعدی رو درباره زندگی کای با کیم سهون بذار فصل بعدش رو بزرگ شدن جونگهو و جانشینی فصل بعد رو… نمیدونم،فقط اینو میدونم که نمیخوام حالا حالاها تموم شه مثل هری پاتر هی ادامه بده بیرون.از تمام زحماتی که کشیدی ممنونم و صمیمانه ازت تشکر میکنم اما یه خواهش یه فصل کامل بذار نه مینی فیک.
    و یه درخواست عاجزانه دیگه.اگه دوباره شروع کردی ازت میخوام دقیقا روزها و ساعت های مشخصی رو برای آپ در نظر بگیری و مثلا بکنی یه روز در هفته و عصرها که نه خودت اذیت بشی که بگن کجایی و کی میذاری و از این حرفا و نه ما مجبور بشیم هر روز سایت رو برای قسمت جدید بگردیم و عر بزنیم که ای وای قسمت جدید از دستم در رفته یا اصلا هنوز گذاشته نشده(به عنوان انتقاد بود).این طوری باعث آرامش ذهنی هممون میشه.
    راستی یه بار دیگه بگم .من عاشق فیکت هستم و طرفدارش میمونم .نمیدونی به چندنفر فیکت رو معرفی کردم و سکای شیپر شدن .تو یه نویسنده عالی هستی و من خیلی خوشحالم که اتفاقی فیکت رو توی سایت دیدم و دیگه نتونستم ولش کنم. همون طور که انتظار میرفت یه پایان عالی درخور یه فیک عالی.اما باید بگم برای چند قسمت آخر فیکت اینقدر گریه کردم که چشام دراومد حتی وقتی آهنگاشون رو هم میشنیدم گریه ام میگرفت.منتظر فصل کامل و جدید هستم.اونجا هم اسمم به جای …عوض میشه.
    یه سوال دوس نداری برات بفرستمش؟

    • راستش عزیزم ادرس دادن که یکم میدونی ناجوره، اینجا هم جایی هم ندارم که بگم خب ادرس اونجا رو بدم، البته توی شیراز شاید آدرس خونه عمه ام رو بدم اون شهرستانه (یکی از دلایل بزرگش اینه که دقیقا نمیدونم چی قراره به دستم برسه میدونی… ولی بذار با عمه ام هماهنگ کنم اگر اوکی داد ادرس اونا رو بهت میدم)

  34. یعنی تموم شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    خو من چیکار کنم معتاد شدمممم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    عرررررررررررررررررر…خیلییییییی قشنگ بووووود
    قلمتتتتت محشررره

  35. ,hhhhhhواااااای…من برم بخوووونم….دین دیرین دین دین…دیرییین دی دیری دیننن دیرین…من برمممم…مرسی که اپ کردییییییی

  36. الان برا دوم که میخونم این قسمتو خیلی عالی و قشنک و شوکه کننده بود
    اصلا فکر نمیکردم سهون بمیره هی میکفتم که الان زنده میشه الان زنده میشه یعنی سر اون قسمت عررررررر زدم عرررررررر برا بار اول که داشتم میخوندم جلو مامانم بودم شک کرده بود به عقلم اما باحال تراز اون اخرای فیک بود که دوباره با سهون روبه رو میشه و همه چیه خونه کای براش اشناس و اینکه بچه های کای و چانیم خیلی خوب بودن عاشق علیا حضرت شدم من …
    دستت درد نکنه که خیلی توپ بود

  37. قسمت اخررر?
    من اومدم پی ویت کللی عررر زدم اما هنوزم که به قسمت اخر فکر میکنم باز عررر میزنم?
    و البته بعدش یه لبخند بسی گل گ گشاد میاد رو لبم?
    ایلا قبلنم بهت گفتم الانم میگم:عاااالی تمومش کردددی فوق العااادهههه?❤
    من واقعا با گریه داستان و خوندم?
    اشک شوق بود انگار
    گریه میکردم اما همزمان میخندیدم?
    هیلر برام همیشه خاصه?
    اینکه تو کل داستان اتفاقای واقعا خارج از حدس و باورمون افتاد و بعد تو قسمت اخر اینجوری یه عاشقانه ی قشنگ نشون داده شد واقعا عالی بود???
    بشششدتتتت موافقه فصل دومم چون بنظرم خیلیییی اتفاقا با وجود جونگهو و زندگی جدید سکای میتونه بیوفته که واقعا جذابه?
    الان تو فکر من کلی داستان اومده براش
    دیگه ببین ایده و تخیلای تو چی میشن?
    ولی حتی اگه همون مینی نوشتی هم ذوق مرگ میشم
    مرسی بابت حس خوبی که تو این یک سال بهم دادی*-*
    بوچ بوچ

  38. بسیار زیبا و منحصر به فرد نوشتی
    امیدوارم همیشه موفق باشی چون قلمت عالیه
    توقع داشتم پایان خوبی نداشته باشه این فیک ولی برعکس هپی اندینگ بود
    بی صبرانه منتظر فصل دومش هستم
    خسته نباشی

  39. خسته نباشیییییی…
    بلاخره تموم شد….
    ممنون که مارو با دنیای آرک آشنا کردی دوستم …
    سوالای زیادی تو ذهنم بی جواب مونده ولی باز ممنون بخاطر داستان و قلم قشنگ و خوبت ….
    و خیلی بیشتر ممنون به خاطر پایان عالیت ….
    امیدوارم کارهای بیشتری رو ازت بخونم …
    و خیلی خوشخال و ممنونت میشم اگه هیلر قسمت بعدی ای داشته باشه ….
    یه دنیا سپاس و تشکر و آرزوی موفقیت ….
    ???????????????

  40. واقعا الان چیزی ندارم که بگم و احساساتم رو چطوری بیان کنم.فقط میتونم بگم بهترین فیکی که تا حالا خوندم هیلر بود.و خوشحالم از این که تصمیم گرفتی ترجمش کنی مطمئنم طرفداراش روز به روز بیشتر میشه.خیلی ممنونم به خاطر فیک قشنگی که واسمون نوشتی راستش کلی خاطره باهاش دارم .حتی وقتی اهنگ هایی که هر قسمت واسه دانلود میذاشتی رو الان گوش میکنم یاد هیلر میفتم.خب نویسنده ی گلم بازم ممنونم ازت .بیصبرانه منتظر فصل جدید هیلرم.
    خسته نباشی.^_^

  41. عالی بود آیلا واقعا عالی بود
    میدونی قشنگیش این بود وقتی سهون هیلر کای شد 18 سالش بود و وقتی تو زندگی بعدی هم عاشق کای شد 18 سالش بود . خیلی خوب شد که دوباره تا ابد باهم بودن . انگار مثل چانبک روح هاشون علامت گزاری شده بود که باز تو سرنوشت هم بودن . تو همه ی زندگی های سهون کای عشقش بوده .
    آیلا باید بگم یکی از قشنگ ترین فیک هایی که خوندم هیلر بود چندین بار باهاش گریه کردم حتی پارت آخر هم گریه کردم . خیلی برام خاص بود یه داستان معمولی نبود . من چندین ماهه که همراهشم از همون اوایل .
    ممنون که اینقدر خوب نوشتی که اینجور برامون خاطره ساز شدده نمیتونی تصور کنی چقدر دوسش دارم .
    موفق باشی و دوستت دارم
    منتظر بقیه نوشته هاتیم

  42. من تازه متوجه شدم قسمت آخرو گذاشتی
    هیلر یکی از قوی ترین فیکهای اکسو و به جرات میشه گفت کل کیپاپه
    خوشحالم که قراره ترجمه بشه و بقیه هم بفهمن ما چه نویسنده های قَدری داریم
    واقعا بهترین فیکی بود ک تا حالا خوندم و امیدوارم همینطور به نوشتن عالی و فوق العاده‌ت ادامه بدی
    فایتینگ ✌

  43. سلامممم
    واهاهای من تازه امروز وقت کردم بیام هیلر رو دان کنم و بخونم بخاطر همین دیر نظر گذاشتم شرمنده?
    وقتی سهون مرد خییییییلی ناراحت شدم ولی خب از اونجایی که گفته بودی هپی اندینگه حدس زدم که مثلا سهون رو میخوای به زندگی بعدی ببری و دوباره با کای روبه روش کنی آخه قبلا یه داستان تخیلی خونده بودم یکی از شخصیت های اصلی مرد و نویسنده همینجوری چندسال بعد به دنیا برش گردوند بعد رو همین حساب اولین چیزی که اومد تو ذهنم این بود؛ برای همین گریه نکردم
    آهنگی هم که گذاشتین واقعا خیلی عالی بود??
    ای کاش میشد یه فصل دو مینوشتین براش که مثلا ادامه این باشه ☺البته بازم به خودتون مربوطه که چیکار میخواین بکنین دلی خب چون دیدم تو کانال پرسیده بودین برای همینم من نظرمو گفتم
    بابت این داستان فوق العاده زیبا که مطمئنا کلی هم زحمت براش کشیدین خیییییییلی ازتون ممنونم?❤
    خسته نباشین??

  44. دوباره سلام..من کامنت گذاشتما ولی چون پرسیدی فصل 2 کامل بنویسی یا مینی فیک…اومدم بگم فصل 2 بنویس لطفا واقعا نمیدونم بدون هیلر چیکار باید کرد..

  45. این همه فیک خوندم هیلر با همش فرق داشتع و یکم زیادی خاص بودع….خیلی خوب بود خستع نباشی اجیییییی….قلمت بیستع…دوس دارم فصل دومشم بنویسی…درکل مرسی.. بابتش میدونم زیادی سختی کشیدی…عشقمیییی بوس بووووس

  46. بشدت فیک فوق العاده ایی بود اولین فیکی که من در این حد عاشقش بودم و هستم .
    با خوندنش خیلی حس های مختلفی بهم دست داد و این عالیه . هیچ وقت یادم نمیره وقتی اطلاع میدادی
    فلان روز عصر اپ میکنی همه کاراهم جلو جلو میکردم تا زود و به موقع فیک بخونم و برای اپ شدتش لحظه شماری میکردم( درست مثل زمانی که پسرا میخوان کامبک بدن و لحظه شماری میکنی تا زودتر ببینیش) راستی هیچ وقتم یادم نمیره چطوری باعث شدی با فیکی که نوشتی گریه کنم و بعد بطور احمقانه ایی به هیجان بیام .
    و دراخر ایلا همچنان بنویس و بنویس و بزار ما با داستان های خیالیت و فوق العاده و خفنت همچنان بمیریم و دوباره زنده شیم و همینطور کمتر حرص بخور ..
    و بشدت منتظر فصل دومم و ازت حمایت میکنم
    ممنون بابت زحمات

  47. واقعا عالی بود نمیدونم چرا انتظار یه پایان غمگین داشتم دقیقا از وقتی سهون مرد .اصلا فکر نمیکردم که یه سهون دیگه متولد بشه.??دلم واسه کای میسوخت اول داستان چقدر پر قدرت و خشن به نظر میرسید اما اونجا که گریه کرد خیلی شکننده بود.
    از نظر من بهترین فیک تخیلی عمرم بود چون اکثر کسایی که تخیلی مینویسم یا ول میکنن یا پایان اونجور که به یاد موندنی باشه،نمیشه
    هیلر اولین فیکی بود که باهاش گریه کردم و واسه خودمم عجیب بود چون فیکایی هستن که کلن ژانر غمگینی دارن اما هیلر روم خیلی تاثیر داشت :]
    تشکر از شما ایلای عزیز برای نوشتنش
    موفق باشی ♡.♡
    دلم واسه هیلر تنگ میشه اون فیک دیگرو حتما بنویس

  48. با اینکه هنوز نخوندم اما قبل از خوندن هم میخوام نظر بدم چون میدونم محشرهه مثل همیشه و چون قسمت آخره بابت قلم فوق العاده تون بسیار ممنونم هیلر یکی از بهترین و به یاد ماندنی ترین فیک هایی بود که خوندم و امیدوارم باز هم بتونیم از نوشته های خوتون و همچنین از ذهن خلاقتون استفاده کنیم
    خسته نباشید و بینهایت مممنونممممم

  49. تموم شد هعیsad
    اخر شب دیدم قسمت بعدو گذاشتی جرات نکردم بخونم گفتم میخونم ذهنم درگیرمیشه فردا سر کلاس کلا تو چرتم ..از بس که این فیک ذهن ادمو مشغول میکنه..از اول انتشارش نبودم اما اخراش واقعا باهاش زندگی میکردم.. عالی بود این فیک محشر بود..تا لحظه ی اخرش ..عاشقتم که پایانش اینقدر خوب بود …خیلی دوسش داشتم و خیلی خیلی خسته نباشی ..ممنون بابت قلم عالیت…بی صبرانه منتظر hell hunter م…
    بازم ممنون

  50. واقعا یه خسته نباشی حسابی….به جرات میتونم بگم یکی از بهترین کارهایی بود که خوندم…چه کتاب چه فییک…حس تخیل این کار بی نظیر بود…واقعا از خوندش همه حس ها به آدم دست میداد…تو این قسمتش که از شروعش یه بغض داشتم لحظه خداحافظی کای دیگه بغضم ترکید گریه کردم…از لحظه وارد شدن کای به مدرسه و ملاقات سهون همش حس هیجان و کنجکاوی که چه اتفافی میخاد بیفته….عزیزمممم واقعا عالی بود خیلی خیلی خوب بود….بشدت منتظر ادامه این فیک و بقیه کارات هستم..

  51. خب از همون اول که قسمت اخر شرو شد داشتم دنبال سهون مبگشتم …هی …
    خوب شد کع سریع پیدلش شد نرفت کلی سال بعد …
    چقدرررررررر این بچشون حالیشه اصن ادم دق میکنه میبینتشون ….
    بهر حال …من به نظرم فصل دو بنویس …شایدم یه چند شاتی کافی باشه …دلم میخواست مثه بکو چان ک یعنی تا ابد باهمن اینا هم اونجوری شن اصن TT_TTخلاصه که خیلی مرسی فیک خیلی شیکی بود و ایدشم دوست داشتم نو بود و خب قلم خوبی هم داری عزیز جان …بوس به تو :*:*:*:* ❤❤

  52. سلام دوستم! هیلر در کل کار خوبی بود، جذابیب های خودشو داشت . شخصیت پردازی های خوبی هم داشت، فک کنم یکی از بهترین فیک های فندممون باشه، ولی به نظرم بازم علارقم تلاشات یه مقدار تهش صورتی(به قول خودت) شد، و همین طور اگه همینو دو فصل میکردی هم خوب بود، چون جزئیات کار زیاد بود یه خورده طولانی شد، دوست دارم خیلی زیاد،موفق باشی

  53. واقعا عالی بود مرسی دستت درد نکنه امیدوارم ب زودی پی دی اف کاملش بزازی و همچنین بی صبرانه منتظر فصل دومش هستم

  54. be jorat migam k behtarin fic ie k ta be hal xundam healer bud
    fic e xareji o farsi xeyli ziad xundam vali hich kodum b paye healer nemiresidan
    vaqean azat mamnunam
    to foqoladeie
    hamishe hasrate ino xordam k joz cm gozashtan kare digeie azam bar nemiad
    vaqean in fic xeyli chiza behem yad dad
    vaqean foqoladas
    to ham foqoladeie k chenin chizi ro xalq kardi
    omidvaram be eng translate konish o tabdil beshe b behtarin fic e donya chon layeqeshe
    bazam azat mamnunam
    xeylili xeyli zahmat keshidi

    omidvaram hamishe movafaq bashi

  55. فوق العاده بود من انتظار چنین پایانی نداشتم واقعا از پایانش خوشم اومد فقط لطفا یه فصل دو براش بنویس منظورم اون چیزی که خودت می خوای بنویسی نیس اون رو هم حتما بنویس ولی خواهشا یه فصل دو راجع زندگی کای و کیم سهون بنویس خواهش می کنم یه مینی فیکم بود خوبه اصلا یه تک شاتم بود خوبه فقط راجع زندگی این دو تا بنویس لطفا
    و در انتها تو حرف نداری دختر
    ممنون
    خسته نباشی
    موفق باشی

  56. خیلی عالیییی بود پایانی غیر منتظره و خیلییی خوب
    خسته نباشی ایلا جان واقعا این مدت با خوندن هر قسمت فهمیدم چقد تحقیق و فکر پشت نوشتن هر خط این فکشنه
    مرسییییی???

  57. سلااام
    خسته نباشی
    حس میکنم با خوندن قسمت اخر یکی تیر خلاصو بهم زده
    خیلی خوب بود ، خیییلی
    من مدتی از فیک دلسرد شدم اما با این قسمتت شور و شوق اوایل درم به وجود اومد که حتما فصل دوم رو بخونم
    وقتی گفتن کای معلم شه حس کردم امکان داره سهون تو مدرسه باشه
    که همونطور هم شد وباحال هم بود
    بیشتر از اون جنبه ی فان اعتراف سهون قشنگ بود ، دوسش داشتم
    من بیصبرانه منتظر فصل دوم خواهم بود
    موفق باشی

  58. وایییییییی ایلاااااااااا عرررررررررررر مثل همیشه عالی بود با عالی بودنش کاری ندارم فقطططططط
    کاااااااااااای همین الان میزاشتی بقیشوووووووووووووووووووووووووووو
    دلم میخواد لدونم واکنش سهون بعد اینکه میفهمه جونگهو پسرشه و کای شکارچیش چیهههههه

  59. سلام
    باید بگم خلی خوشحالم که آخرش اینطوری تموم شد و خیلیییییییی هم ناراحتم که فیک جذاب دوست داشتنی هلیر تموم شد و باید بگم بهترین و برترین فیک سکای بوده که تا حالا خوندم.باید بگم قلمت افتضاح مممحششششرررررههههه و باعث شد برای اولین بار سر یه فیک من گریه کنم و بهت آفرین میگم که تونستی با این داستان باحال منو به وجد و اشکمو در بیاری.
    آهنگای متنت فففففوووققققققق عالی بودن دمت گرم
    در آخر خیلی هم خوش حال شدم که هیلر فصل دوم داره و من بی صبرانه منتظره خوندنشم و از قلم عالیت حمایت میکنم. اطمینان دارم که اگه قرار باشه این فیکو به عنوان یه رمان چاپ کنن خیلی موفق میشه و طرفدارای زیادی پیدا میکنه.
    و در آخر به شششششششششددددددددتتتتتتتت خسته نباشی و مممممنننننوووونن که با این داستان بی نهایت عالیت منو و دوستامو حیرت زده کردی.
    بوس بوس

  60. بالاخره خوندمش …
    عررررررررررررر
    عرررررررررر
    اولش حیلی گریه دار بوووووود
    اونجا که سهونو فرستادن به زندگی بعدی …
    عررررررر
    خیلی گریه دار بووووود
    چقد جونگهو اکول پکول بود
    خیلی گناه داشت
    عرررررررررررررر
    من احساساتی شدم
    خیلی خوب بود خیلی …
    واقعا واقعا دلم براش تنگ میشه
    امیدوارم زود زود با یه داستان دیگه برگردی
    :-*

  61. خیلی عالی بود واقعا خوشحالم که هر چند کوتاه اما فصل دو داره اما از طرفی هم ناراحتم که تموم شد π_πاز اینکه اینقدر خوب تموم شد واقعا ازت ممنونم راستی شخصیت جونگهو عالی بود و خیلی دوستش داشتم وقتی هم کیم سهون وارد داستان شد نمیدونم چرا ولی همش تو ذهنم یه شخصیت دیگه شکل میگرفت نه اوه سهون قبلی, من از کیم سهون خیلی بیشتر خوشم اومد تا اوه سهون با اینکه هر دو تا یجورایی یکی بودن ولی به نظرم اوه سهون یک شخصیت لوس تر و ناز پرورده تر داشت تا کیم سهون.
    من خیلی از قلمت چیزهای خوب و جالبی یاد گرفتم و امیدوارم همیشه موفق باشی و دوباره همچنین فیک تخیلیه زیبایی رو بنویسی خیلی ممنون و خسته نباشی(*^﹏^*)??

  62. عالی بود یعنی میگم عالی فوق العاده بود .اصلا و اصلا و ابدا پشیمون نیستم که این همه وقت به خاطر انتظار قسمت بعد و خوندن قسمتاش صرف کردم بلکه باعث افتخارمه که تونستم فیکت یا همون قلمت رو خوندم و بخاطر لحظاتی که با کلماتت و شخصیتهایه ذهنیت گریه کردم و خندیدم و با اهنگایی که پیشنهاد کردی تونستی این لحظات رو برایه خوانندگانت زیبا تر سازی کنی و همه را تحت تاثیر قلمت قرار بدی.
    حتی اگه 3یا4بار دیگه هم بخونمش اصلا خسته نمیشم .
    راستش چون همه جا میرفتم به طور اتفاقی تعریف داستانت را میشنیدم میخواستم ببینم چه فیکیه همه هر لحظه ازش تعریف میکنن همون پی دی اف اول رو داده بودی اونو که خوندم عاشقش شدم کنجکاو شدم و تا اینکه تا اینجا…
    طوری مینویسی که اصلا خواننده خسته نمیشه برا خواندنش حتی هر چقدر هم که ادامه داشته باشه بلکه برایه خواندن کلمات بعدش کنجکاو و بیصبرانه منتظره ببینه چیمیشه.
    این بهترین فیک که چه عرض کنم داستانی بود که تو عمرم خوندم و امیدوارم خواهد بود باشه.
    ممنون ابجی بخاطر همه زحمتایی که به خاطر این داستان کشیدی از صمیم قلبم ممنون و مچکرم.
    منتظر قلم های بعدیتم
    بدرود

  63. واقعا نمیدونم الان بخاطر تموم شدن هیلر عرررر بزنم یا واسه عااااااااااااااالی بودن این قسمت جیییییغ …
    مثل همیشه و برای بار صدم میگم … قلمت محشرررررررررررررررره …
    ایشالا هر جا هستی موفق باشی …
    راستی خداییش فک کنم اگه یه پلی لیست از آهنگای موردعلاقه ات بزاری حسابی طرفدار پیدا کنه … واقعا آهنگایی که برای هر قسمت میذاشتی عالی بودن …
    ور در آخر ممممممممممممنننننوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون

  64. خیلییییی خوب بود واقعااااا خیلی
    من همش منتظره برگشت سهون بودم ولی نه اینجوری و این غیر منتظره بودنش خیلی خوب بود?
    از همین الان منتظر فصل دومشم?
    واقعا خیلی خوب بودددددد خسته نباشی

  65. سونب بعضی چیزا هستن برا آدم خیلی با ارزشن . هیلر برای من ارزشش واقعا بالا بود . دومین فیکی که توی عمرم خوندم هیلر بود . هیلر برام پر از خاطره ست . دقیقا دو سال پیش بود که من هرروز اسم هیلر رو میشنیدم و تابستون بود که شروع کردم بخونمش من حتی دقیقا یادمه اولین جمله ی هیلر رو کجا نشسته بودم شروع کردم به خوندن . بارون میومد اون روز . ساعت 6 بعد از ظهر مرداد 94 روی مبل خونه مامان بزرگم ^^
    هر فیک منو یاد یه آهنگ میندازه و آهنگی که این فیک منو یادش میندازه crown تاعو ست. پس به خاطر ارزش و جایگاهی که هیلر توی قلبم داشت اون آهنگم همون جایگاهو گرفت . من فک میکنم حتی بدون توجه به متن اون آهنگ اگر گوشش بدم همه ی جمله های فیک و خاطره هام باهاش توی ذهنم بیاد . هیلر مثل یه زندگی واقعیه .
    و افتخار میکنم که نویسنده این فیک سونبه ی منه .
    موفق باشی سونبه . منتظر بقیه فیکات میمونم smile

  66. اصلا نمیدونم چی بگم..یه جاهاییش کلی خوشحال و هیجان زده میشدم یه جاهایی کلی گریه کردم..آخرش خیلی قشنگ تموم شد..واقعا میشد احساسات کای و جونگهو رو درک کرد..ممنون…خیلی دلم واسه هیلر تنگ میشه..

  67. محشر بود محشر .از روز اولی که شروع به خوندن این فیک کردم تا الان فوق العاده دوستش داشتم .هیچ وقت ازش خسته نشدم .همیشه برام هیجان انگیز بود.مطمعنن اگر 200 قسمت هم میشد خسته کننده نمیشد .فوق العاده نوشته بودی .دوست داشتم تعداد قسمتهاش بیشتر باشه ولی خب این دیگه بستگی به نویسنده داره .تخیلت فوقالعاده بود .واقعن بینظیر بود این فیک .هم باهاش گریه کردن هم باهاش خندیدم.خیلییییی فیک خاصی بود برام وخیلییی دوست داشتنی.عاشق شخصیت کای بودم از اول تا آخر .خیلی دوستداشتنی بود .غم انگیز بود این قسمت چون 6 سال جونگهو با یه حسم بیجون حرف میزد واقعن غم انگیز بود و اینکه کای دلش نمیومد بزاره بر.کلی گریه کردم سر صحبت های کای با سهون اخرش که میخواست بذاره سهون بره .آخرش هیلرش برنگشت خیلی غم انگیز بود .سهون واقعن دوستداشتنی بود ولی اینکه دوباره سهون و دید خیلییی قشنگ بود و اینکه این سهون جدید توی خوابش یه چیزایی از کای و خونش میدیده و اینکه پیش کای امنیت داشت و بعدم که عاشق کای شد رو خیلی دوست داشتم .در کل پایانش فوق العاده تموم شد و من نمیدونم چرا دوست داشتم ادامه داشته باشه با سهون جدید .ولی فوق الهاده بود داستان .محشر بود .بینظر بود .عالییییییییییییییییییییییییییییی بود .وخیلی منتظر فصل دومش ام.الانم احساس خلا دارم به خاطر اینکه فیک تموم شد.مرسیییی و خیلی خسته نباشی محشر بود

  68. خیلی خیلی خیلی خیلی (١٠٠٠تا خیلی) عالی بود خسته نباشید حسم نسبت به تموم شدنش خیلی مبهمه یجور بی قراری تو دلم بعد تموم شدنش ایجاد شد (یه حسی مثله ینی تموم شد؟!!)

  69. در عین حال که خوشحالم خیلیم ناراحتم واقعا هیلر جز داستانایی بود برام که اگه سالها طول میکشید هیچوقت از خوندنش خسته نمیشدم.درسته پایان خوشی داشت ولی بنظر من خیلی غم انگیز بود.غمی که جونگهو تو این 6 سال تحمل کرد که فقط مجبور بود با یه جسم توخالی درددل کنه و… برام خیلی ناراحت کننده بود و اینکه آخرم سهون خودمون که هیلر بود برنگشت و یه سهون جدید برگشت که بشخصه خودش اون تجربیات و دردایی که اوه سهون کشیده بودو نکشیده بود ولی خیلی راحت تونست قلب کایو تصرف کنه.
    راستی سوالی برام پیش اومد این سهون جدید انسان بود نه هیلر ولی ماهیت کای که شکارچی بود تغییر نکرده بود که هنوز پس زمانایی که نیاز به درمان و انرژی داره باید چیکار کنه؟؟این سهون که انرژی درمانگری نداره!!!

    من دیشب سر خوندنش 200بار پاشدم از پاش از این 200بار فقط نزدیک به 30-40 بارش رفتم یه چیز مفصل خوردم اونم ساعت 11 شب که پس نیفتم.کله خانواده متعجب شده بودن از کارام. بعد تموم کردنش داشتم از قسمت اولی که خوندمو برای خودم مرور میکردم واقعا تصاویری که از فضای این فیک برای خودم مجسم کرده بودم خیلی لذت بخش و خاطره انگیزن چون من هیلرو تو برهه ای از زمان شروع کردم که وضعیت اطرافم خیلی آشفته بود و خوندن این داستان برام زمانی برای آرامش گرفتن فراهم میکرد و مطمعنم نه تنها بعد از اینکه پی دی اف کلیش بیاد یبار دیگه از اول میخونمش,سالها بعدم اگر یادم بره این داستانو تو یه فلش ذخیره کردمو اتفاقی پیداش کردم بازم عین الانم که اینقدر عاشقانه این فیکو دوست داشتم دوباره میشینمو با لذت از اول میخونمش.
    در هر حال امیدوارم شروع فصل دوم زیاد فاصله نداشته باشه با این پایان.خیلی خیلی ازت بابت این داستان ممنونم.
    خسته نباشی

    • کای 6 سال بود که سهون رو از دست داده بود و با وجود داشتن هیلر ازشون استفاده نمیکرد و اجازه میداد بدنش درد بکشه پس نیاز نیست کیم سهون هیلر باشه کای بدون هیلر هم متیونه زندگی کنه

  70. هییییییییییییی کلی حرف دارم اینجا بگم ؟
    من همیشه احساس میکردم هیلر برادر بزرگتر د ادر وانه!! اینو هیچوقت بهت نگفتم اما حسش برام این بود
    دادر وان برای من مثل بچه ام میمونه و هیلر………..
    نمیدونم هیلر برای من پر از تجربه های اولین بود
    اولین سکای …….
    اولین ارتباط با تو ……
    اولین ام پرگ و کلی اولین دیگه
    از اینکه هیلرو از اول خوندم خیلی خوشحالم و بهت افتخار میکنم که انقدر قشنگ به فرجام رسوندیش
    مطمئنا اینطور نوشتن کار ساده ای نیست
    از نزدیک مشکلات زیادتو دیدم
    سر کپی … سر بی مهری هایی که بهت شد و خیلی چیزای دیگه که از پس همشون بر اومدی ….. هیلر نتیجه زحمتای توعه
    به شدت دلم براش تنگ میشه
    برای معماهاش …. برای پیچیدگیاش و حتی برای دردسراش
    همیشه از تموم شدن چیزایی که دوسشون دارم دلگیرمیشم هیلر هم از این قاعده مستثنی نیست
    شروع عالی ……. داستان بی نظیر و پایان به یاد موندنی همه و همه باعث میشه هیلر توی یاد همه خواننده ها برای همیشه بمونه
    خیلیا با هیلر زندگی کردن و خاطره دارن ……… خیلیا هیجان رو تجربه کردن

    هیلر برای دوست دارانش فقط اسم یه فیک نیست
    عنوان یکی از بهترین تجربه های زندگیشونه ……… این خودش یه موفقیته

    خیلی دوست دارم د ادر وان هم اینجوری باشه با اینکه واقعا از لحاظ لول بندی به هیلر نمیرسه

    ممنون که این اتفاقو برای همه ما رقم زدی …..
    من به هیلر دوست دارم بگم به یاد موندنی ♥

    • مهفام یه جوری ادبی حرف زدی نمیدونم چطور مودبانه بهت فوش بدم خ عو… یه چی بهت میگما…. میزنم بپوکیا هی میگه لول مول نترک فقط
      هیلر برای خوده منم اولین همه چیز بودف اولین ریسکی که کردمف برای اولین بار ریسک کردم تا بنویسم چیزی که عاشقش بودم و ازش میترسیدمف توی فیک اولین های زیادی بود شاید چون خوده فیک اولین بود برای من، درد که نه ولی خستگی زیادی رو با این فیک تجربه کردم که باعث شد چنیدن و چندبار بشکنم ولی با حضور تو و یه سریای دیگه که تا اخرش باهام موندن هیلر تموم شدف میتونم بگم (میدونم الان فوشه که میخورم) با این فیک عشق من به ارکیده 100% برابر شد این اون بود که دو سال قبل منو مجبور کرد تا اینکارو بکنم اونم نه با هیلر با پلاتی که نوشتم برای یه نویسنده دیگه، تنها کسی که هیچ وقت ازم نخواست ادامه بدم فقط با جملات تحسین برانگیزش یا گاهی با انتقادای تندش مجبورم میکرد سر پام وایسم، تو با اولین برخوردمون که میخواستی شکم منو سفره کنی و بعد با فوشای شیرین تر از تحسینت مجبورم کردی جلو برم من اینا رو یادم نمیره، یادم نمیره یه سریا که با وجود همه آزاری که از سمت من و بچه بازی هام دیدن بامز باهام موندن
      من با هیلر بزرگ شدمف بالغ شدم، نقطه ضعفامو پیدا کردم و یاد گرفتم نذارم کسی ازشون استفاده کنهف کنترل بیشتری روی خودم پیدا کردم و اینو مدیون شماهام تک تکتون که اینجا بودین و یادم دادین چه عیبایی دارم عیبایی که خیلیاشونو هنوز دارم ولی یادگرفتم با وجودشون کمتر برای کسی مشکل ایجاد کنم

      (خودم الان کامنت گذاشتم خخخخخ فک کن)

  71. اصن حس نمیکنم که هیلر تموم شده یابخام بهتربگم ناراحت نیستم که تموم شده معمولا اگه یکی از فیکای مورد علاقم تموم شه کلی غصه میخورم ولی ایندفه فرق داشت شاید ب خاطر اینه که هنوزم چشم براه بخش دوم هیلرم.درهرحال مدتهاست دارم باهیلر زندگی میکنم گرچه از نیمه های فیک خوانندت شدم ولی حس میکنم مدت زمان زیادیه که باهیلر همراهم…راستش انتظارشو نداشتم اینقد خوب تموم شه فشار واسترسی که این مدت کشیدیم انتظارداشتم یه پایان غمگین بخونم و اشکم دربیاد ولی با این پایان هیلر همیشه تو ذهنم دوست داشتنی میمونه..شخصیت کای چقد فرق کرد انگارکه همون کای قبلی نبود بااینکه سهون جدید شخصیت جالبی داشت ولی من سهون مرحومو بیشتر دوس داشتم ..کای همه جوره مورد علاقم بود چه پیرمردبودنش چ معلم و به روز شدنش…زیاد فک زدم رفع زحمت میکنم فقط ممنون که این مدت تحملمون کردی مرسی که برا هیلر وقت گذاشتی و ممنون که اینقد عجیب شرو کزدی و اینقد رویایی تمومش کردی…بدرود

  72. مرسی که اینهمه وقت با تمام مشکلات و اتفاقاتی که افتاد داستانو به آخر رسوندی!گرچه این آخرش نیست و همه دوس دارن ادامه شو بدون!
    اینکه روح سهون قرار بود به زندگی بعدی بره که کاملا معلوم بود، ولی واقعا غافلگیرکننده بود که روحش رفته توی کالبد کپی خودش که حتی اسمشم همونه! واقعا ترکیب داستان که به اینجا رسوندیش واقعا عالی و فکر شده بود، و این نشون میده تو توی رشته خودت ینی روانشناسی محشری!
    امیدوارم زودتر روز آپ فصل دوم برسه، گرچه انقدر قلمت خوبه که آدم دلش مینی فیک نمیخواد، یه فیک کامل میخواد!
    من خیلی کنجکاو بودم ببینم سه کیونگ چی میشه، جالب بود که شده خواهر سهون!
    حالا که سهون ابراز عشق به کای کرده، خب همه چی غیرعادی میشه! اگه قراره سهون با همین کالبد انسانیش با کای باشه، رابطشونمثل لی و زنش میشه که…! کای جوون میمونه و سهون روز به روز پیر میشه!sad
    آقا نمیشه سهون بمیره دوباره هیلر بشه!؟؟؟؟:|

  73. خیلی قشنگ بود ولی حیف تموم شد
    واقعا وقتی فیک تموم میشه یکی از بدترین لحظاته ادم تا دوماه مث دیونه ها میشه و تو فضای فیک زندگی میکنه گهگاهیم لبخندی ملیح بر لب ظاهر میشه که اطرافیان و شگفت زده میکنه
    خسته نباشی

  74. وای خیلی قشنگ بود خیلی عالی بود خیلی خیلی
    خدای من خیلی خوب شد که سد اند نشد تا فصل بعدیش بیاد من میمیرم
    هیلر عالی بود تا بحال داستانی مثل هیلر نخونده بودم فوق العاده بود مطمئنم هیچوقت هیچ چیزی مثل هیلر جذبم نمی کنه
    موفق باشی منتظر کارای عالی دیگت هستم

  75. وای اصلا باورم نمیشه هیلر تموم شد ..اصلا همیشه دوسش داشتم همیشه …
    تک به تکه قسمتاشو دوست داشتم ..بعضی قسمتا که بیشتر و قسمتایه اول همون حامله شدن سهون عاشق شدنشون اونا که واقعا برام خاطره انگیزن..خیلی شیرین …قبل از شروع شدنه مشکلاتشون….واقعا سهون درد کشید تو این مدت طفلی و جز عشقه کای تو اون مدت هیچ خوشی ندید…
    ولی از اینکهاون سهون نیست یه سهون دیگه جاشه ناراحتم ولی خب سهونی جدید و بدونه اون درد کشیدنه ها اومده ….یعنی تو این قسمت از هر دیدار سهونو کای قلبم به تپش میوفتاد ..بعده اون همه اتفاقات ..و حالا کای با یه سهونه جدید ….
    واقعا عاشقه این پایان شدم واقعا عالی بود خوشالم که اینقدر منطقی و خوب بود…
    جونگهو واقعا چرا اینقدر بامزه بود شخصیتش یه بچه لجباز و باهوش اصلا هممه چیو این بشر میدونست وااای حرفاش هر حرفشو واقعا دوست داشتم….
    لحظه دیدنه دوباره کایو سهون و جونگهو سهون ..بی نظیر بود حسو حالش با توجه به پیشینه ای که ازشون داشتم…
    واای خیلی دوست دارم هیلر هیچ وقت تموم نشه دوباره ببینم این سهون چی کار میکنه کای چه جوری بهش میگه اصلا میگه یا عکس العمله سهون چیه جونگهو با سهونه جدید واای خیلی دوست دارم بازم ازشون بخونم….خیلیییی
    و بازم چیزی که همیشه دوست داشتم بدونم ماجرایه کیونگو کای نامزده کای همه چیزایه کای قبله مرگ …و حرفه کای در مورده عشقه پونصد سالش سهون …واقعا راجشون کنجکاوم خیلییی همیشه بودم…کلا قبله مرگه کای یا فرزندخوندگیشون یا مثله فرزندایه شیومین شدن…
    مررررررسی و تشکر از اینکه این داستانه زیبا رو نوشتی واقعا بی نظیره فک کنم بی نظیر براش کم باشه حتی …فیکه هیلر و گلهایه کاغذی بهترینو قوی ترین فیکای ایرانیه که خوندم که حتی در حده یه فیک نیست در حده یه کتاب یه فیلم ..یه چیزه خیلی والا چیزی که بتونن همه بخونن و ازش لذت ببرن….چیزی که هر کی نخونه یه جورایی ظرر کرده …
    منتظره فصله دومشم حسابی …
    کاش این سکایم باز ادامه داشت ..خخخ به من که باشه اصلا نمیخوام هیلر هیچ وقت تموم شه از بس دوسش دارممم…حتی دوست داشتم هیلر ادمه داشته باشه تا جایی که زندگی جونگهو وقتی بزرگ میشه و جایه شیومین میاد و اتفاقات اون حتی چی میشه….
    باز تشکر و حسابی خسته نباشی

    • سلام عزیزم یکی از کسایی هستی که هرچی به عقب برمیگردم همیشه بودی، از اولین قسمتا تا اینجا بهم انرژی دادی اینو یادم نمیره
      فصل دوم یا همون سکوال یه تلفیق منطقی تر از خیال و واقعیته مثل هیلر لبه کفه خیالش قرار نیست بچربه دنیای هل هانتر شاید واقع گرا تر باشه نسبت به دنیای هیلر

  76. سلام … من اصلا نمیدونم چی بگم اصلا اصلا اصلا وااااااااااااااااااااااااااااای حتی نمیدونم چطوری حسمو بگم … عرررررررررررررررررررررررررررررررر?????
    هنوز نمیتونم باور کنم هیلر تموم شد ????جدی تموم شدددددددددد ؟؟؟!!! کای و سهوووون رسیدن بهم ؟؟؟!!! خوشبخت شدن ؟؟؟ ??? جدی تموم شدددددد !؟؟؟؟
    نمیتونم باور کنم عرررررررررررررررررررررررررررررررر???? هیچ وقت اولین روزی که هیلرو خوندم یادم نمیره ….. من از اولش نبودم و البته با اسمای مختلفی نظر میذاشتم این اواخر اسمم کلا همینه :/ ولی شاید خودت ندپنی در چه حد داستانت عالی بودهههههههههههههههههههه ?????? اما واقعاااااااا تأثیر زیادیییییی گذاشت روم خیلییییییییییییی زیااااااااااااااااد ???? چون این داستان مثل خیلی از فیکای دیگه نیست … که تو چندتا + ۱۸ و یه موضوع تکراری خسته کننده که آدم میتونه پایانشو حدس بزنه خلاصه نشده .. یه موضوع کاملااا خلاقانه با فضایی تخیلی و رمز آلود و خلاصه نمیدونم از همین چیزمیزا داشت … ??? من آدم احساساتی هستم و‌خیلی هم زود گریم میگیره و کلا اشکم دم مشکه :/ اما اگه گریه کنم زود هم یادم میره ولی سر هیلر …. واقعاااااااااااا اگه گریه میکردم …. از ته ته ته ته دلم بوووووووووووود تا مدت ها همدافسردگی میگرفتمممممم ?????? اصلا این داستان اوووون قدر قلمش عالی بووووووود که بی احساس ترین آدما هم با خوندش نمیتونن احساساتشونو بروز ندن حالا من که هیچی … هم خوشحال میشدم سرش هم عر میزدم هم هیجانی میشدم و کلی منگل بازی درمیاوردم و … خلاصه… و به جرعت بگم تنها داستان یا همون فیکی بود من با علاقه براش نظر میذاشتم نه اینکه صرفا از روی اجبار باشه ….. الانم دلم میخواد گریه کنم عرررررررررررررررررررررررررررررررر??????????? قسمتای فوق العادش زیاااااااد بود ولی من با دوقسمت به شدت متاثر شدم یکی قسمت چن و شاتا بود ?? یکی قسمت مرگ سهون ینی قسمت قبل یکی هم قسمت آخرش …. من سرش مردم … آهنگ ها عالبییییییییییی بووووووودن عالیییییییی ??????????????
    آیلا تو واقعاااااااااااا نویسندگیت خیلی خوبه اصلا نمیدونم چجوری بگم ولی یه چیزی تو مایه های فرا فرا فرا فرا فرا عالی … چون میتونی خیلییییییییییییی تأثیر گذار باشی و همه رو مشتاق به خوندن داستانت بکنی … و هییییچ وقت قابل پیش بینی نیستی …. ??
    من نمیدونم چطوری احساسات واقعیم نسبت به هیلرو بیان کنم … چون فقط یه داستان نبود …. پر از نکات مثبت و آموزنده بود … یه چیزی بود که آدم معتادش میشد … نمیشد ولش کرد … آدم با خوندنش تپش قلب میگرفت … عرررررررررررررررررررررررررررررررر?? این عرو نمیزدم نمیشد ????????
    جدی تموم شد ؟؟!!!؟!!؟؟؟ واقعنی ؟؟؟!!!؟؟ وااااااااااااااااااااااااااااای اون قسمت خداحافظی کای با سهون چقدررررررر قشنگ بود … چقدر با معنا بود .ًً.. شاید خودت هم نفهمی … الانم یادش افتادم گریم گرفت … یادش بخیر … تیمو …. عرررررررررررررررررررررررررررررررر?????? جونگهو …. واقعاااااااااااا دوسش دارم … هانیول .. عین بکهیونه ???
    ولی بیشترین چیزی که خوشحالم کرد …
    ??? جووووووووووووووونگ کوووووووووووووکم ??? بوووووود ????????? … وااااااااااااااااااااااااااااای اون لحظه که دیدم جونگ کوک تو داستانه هنگگگگ کردم مغزم اتصالی پیدا کردد…. واااااااااااای?? چقدررررر شخصیتش جالب بود تو داستان خیلییییییییییییی بهش میووووووووووومد ????? خیلییی زییاااد ??? ❤? اصلا من اول عاشق جونگ کوکم بعد عاشق کایهون(سکای) هستم ???? بعد فکر کن یهو ببینی تو داستانه .. عررررررررررررررررر??? خب خل میشه آدم:/
    وای خدا اون لحظه که کای سهونو دیدش توی کلاس ?????? من به جای کای هنگ کردم اصلا اون لحظه بدنم یخ کرد ?????
    آخرین جمله داستان …. ??✌
    اصلا نمیدونم چی بگم … یه داستانی متفاوت بود … ‌اون لحظه‌ای که سهون عکس خودشو دید .. اون لحظه ای که جونگهو آب پرتقالو با شیر موز عوض کرد …. عرررررررررررررررررررررررررررررررر??????? ولی من تقریبااااا نود و هشت درصد مطمئن بودم سهون دیگه برنمیگرده و زنده نمیشه بلکه حدس میزدم تو زندگی بعدی کای ببینتش …. و درست هم از آب درومد ??✋ من یه نابغم میدونم خودم لازم نیست کسی بگه @_____@ ????✌
    من نمیشناسمت ولی بنظرم شخصیت جونهو شکل خودته … باحال و مهربون و بامزه درعین حال به وقتش کاملااااا منطقی میشی و خیلی هم درکت بالاست …. ???
    خب دیگه فکر کنم خیلییییییییییییی زیاد نوشتم‌و میدونم چرت و پرت زیاد گفتم ولی خب …. ببخشید دیگههه … فیک مورد علاقمه …. اونم چیییی ؟؟؟ قسمت آخرش که شاهکاریه واسه خودش???????????
    من بی صبرانه منتظر فصل دومم فقط یه چیزی میشه تیری خیدااااااااا یکم از زندگی سهون و کای بذاری توش ؟؟ سهون و کای جدید ؟؟؟؟؟ من اینطوری باورم نمیشه به هم رسیددن اینقدر که عذاب کشیدن اینا ????? آخه کنجکاوم بدونم سهون چطپری میفهمه ؟ عاقبتش چی میشه ؟ مجمع چی ؟ و …. همه اینا تو ذهنمه تازه تا یه سکانس +۱۸ هم باشه عالی میشه ??? البته نذاشتی هم نذاشتی ?? عاشق عدد تعداد قسمتای فیکم ???
    ۶۹ !!!!!!! ????????????????? بی صبرانه هم منتظر سرکذشت کایم چون آخر خداحافظیش کفت عشق پونصد سالم :/ درنتیجه گیج شده بیدم -_- آخه کیونگسو بود :/ حالا اگه چیزی بشه که سهون باشه خوشحال میشم??
    خب دیگه فکر نکنم چیزی جامونده باشه برای گفتن البته بنظرم جامونده :/ حالا ولش اصلی هارو گفتم عر هامم زدم :/ دیگه بقیه مهم نیست ? یه ساعت و نیم طولید خوندم این قسمتو? تازه من خیر سرم سریع میخونم مثلا -_- آخه میخواستم تمام لحظاتش تو ذهنم ثبت بشه ??✌✌یه ساعتم که طولید نظر بتایپم ??? بازم ببخشید نظرم طولانیه ??
    از تمااااااام زحمتاتت بی نهاااااااااااایت ممووووووووونم ? لاو یو آیلا ????
    بای ✋

    • یه سوالو یادم رفت ?? چطوری ما دوتا سهون داشتیم ؟؟؟! اینجا یکم گیج شدم البته خب میدونم شبیه خودمون تو جاهای دیگه تو زمین هست ولی این فرق داشت الان ینی سهپن روخش دوجا بود ?? ؟!؟ میشه یکم توضیح بدی اینجا ؟؟ ??

      • جوابتو قبلا به مینا دادم یکم بری پایین تر میتونی بگی اره یه روح دو جا بود چون توی آرک علاقه دارن با زمان بازی کنن ولی اگر بری پایین تر توی جوابی که به Mina دادم میتونی دقیق بخونی البته اگر گیج نشی

        • نمیدونم گیج شدم یا نه :/
          خب گفته بودی دوسال تقریبا هم زمان زندگی کردن
          مگه روحشون یکی نیست ؟ پس چطوری تو دوتا بدن بود روحش؟
          البته اصن اگه سهون نمیمرد کیم سهون به وجود نمیومد:/ پس چطوری تو یک زمان با هم بودن :|
          نمیدونم خل شدم-_-
          تا حالا اصلااا پیش نیومده بود سر هیلر گیج بشم این اولین باره گیج شدم ولی واقعااا گیج شدما ???

          • نمیدونم چرا گیج میشی من خودم خیلی راحت میفهممش البته من فیلم اینجوری خیلی دیدم مثلا توی سوپر نچرال دوتا برادر توی زمان سفر میکنن و برمیگردن به زمانی که مادرشون برادر کوچکتر رو حامله اس اگر برادر کوچیکه توی اون جنگ و دعوا میمرد دیگه نمیتونست سفر زمان کنه که یه فکت ساده اس به طور کلی این تیکه بر این پایه اس که روح یه ماده نیست که مثلا مثل آب میوه اگر شما یه بطری آمیوه داشته باشی دیگه تموم هم بشه نشه توی یه لیوان دیگه هم باشه دقیقا مقابل این دیدگاهه یعنی روح ماده نیست انرژیه سیاله و میتونه توی یه زمان جاهای مختلفی باشه حتی توی دو بدن که توی فیک به اسم همزاد بیان شدن

  77. عالی بود عزیزم عالییییی
    مرسی ازینکه انقدر وقت گذاشتی
    هیلر کار فوق العاده دوستداشتنی بود که هرگز فراموشش نمیکنم و حتی شاید باور نکنی ولی بعضی دیالوگاش رو حفظم
    منتظر فیک بعدیتم

  78. از همون قسمت اول یه قسمتهایی از فیک انقد خوشحالم میکرد که باهاش ذوق میکردم، با یه قسمتهایی اشک ریختم، اصن نمیدونم در وصفش چی بگم، با قسمت اخر و این اهنگ قشنگ هم ک همش اشک ریختم

  79. فقط میتونم بگم عالی بود، حتی یه کلمه رم از دست ندادم، ایکاش یه کوچولو بیشتر ادامه میدادی اخرشو، ولی همینم فوق عالی بود، من وسطهای فیک دگ خسته شده بودم، از اسم ها و وضعیت شونو اینا، اما الان…. اصن نمیدونم چی بگم، اهنگ با فیک کاملا میخوند، همه چی بشدت عالی بود بازم بنویس، فایتینگ

  80. اول بکم که دو ساعت نیم داشتم میخوندم…قسمت آخر مثل یه وانشاتیه پر مفهوم و عالی بود ازونا که فقط 10 ساعت بعدش میری تو فکر…من تازه رفتم تو فاز هنری در جریانی،و فهمیدم تو تو نوشتنت خیلییی از نکات ادبی و سبک هارو رعایت میکنی…اصلا مهم نیست که اسم این رمان فیکه،این قلمتو خیلییی بهش ارزش داده که خیلیاا عاشقش شدن..آیلا یه فکری به حال قلمت کن لعنتی فقط نشین فیک بنویس خواههعشش میکنممم تو رمان قویم میتونی بدی بیرون………شخصیت جونگهو عالیهه درواقع اون حس و حال آروم و با وقار در عین حال شاد بچگونه خودته که از دورنت سر چمه گرفتع..همون قسمت از شخصیتت که خیلیا نمیفهمنو همش زر زر میکنن پشت سرت-_-…سهون بالاخره تونست یه کارو که خیلی دوس داره تو زندگیش انجام بده براش خوشحالم…خیلی از قسمتا بود که قلبم لرزید مثل اونجا که کای با جونگهو بازی میکرد..همشون خیلی شاد تر شدن قلب منم شاد تر شد در عین حال که از تمومی فیک ناراحتم….آقا یچیزی بگم باورت نمیشه من سر هیلر خیلییی وقتا نارحت شدم و دلم لرزیده ولی جز یه تیکه گریه نکردم اوتجا که مرگ کای از دید سهون بود ولیییی من وقتی خواهر سهون خودشو معرفی کرد گوله گوله بی صدا اشک ریختم آخههه خیلییی براش ناراحت بودم و انگار که غمو از دلم برداشت راحت شدم..خیلی دخار باارزشی بود…حالا بزنم فاز منگلی^^….آیلاااا این سهون 1 سال تقریبا هیلر بود تو دو سااالهههه مارو اسکل کردی ?? …پووووففف خخخ…و در آخر لاو یو*_* ….آخرین کامنت هیلر …سارسار?…هوو ارکیده-_-

  81. وااااای. دمت گرم. عالی بووووووود. خیلی خوب بود. مررررسی.
    وای جونگهو چرا انقد فهمیده بود؟ مو به تن آدم سیخ میکرد. هانیول هم خیلی گوگولی بود. خنگول بود. دوسشون دارم.
    وای اونجا که کای رابطش با شیو خوب شد، خیلی خوشحال شدم.
    خخخخ. بیچاره لوهانی. چقد خجالت کشید خوشگل من.
    وای خیلی باحال بود. کیم سه کیونگ!خیلی واسم جالب بود که خواهر سهونی شده بود.
    اونجا که کای با کیونگسو و جونگهو دنبال هم میدویدن خیلی زیبا بود. من یه لحظه احساس کایسو شدن داستان بهم دست داد.
    وای اعتراف سهون خیلی باحال بود.
    کای چقد عوض شد. خیلی جالب بود.
    اون صحنه ی خداحافظی کای و جونگهو با جسم بی جون سهون خیلی غم انگیز بود. عالی توصیفش کرده بودی. دست مریزاد.
    جونگ کوک هم شخصیت مرموز و جالبی بود.
    اونجایی که جونگهو سهون وبرد تو اتاق کای هم خیلی صحنه ی حساس و جالبی بود.
    وای من هنوزم خییییییلی خیلی در مورد کیونگسو کنجکاوم. بخصوص که میدونم فصل بعدی درمورد اونه.
    عالی بود. مررررسی. واقعا خدا قوت. دمت گرم. یکی از بهترین داستانایی بود که خوندم. واقعا دوستش داشتم. و درسته که هیلر تموم شده، ولی من همچنان دوستش خواهم داشت.
    منتظر بقیه ی کارات هستم گلم.
    فایتینگ

  82. آجی چهار ساعت طول کشید تا بخونم نمیخواستم یه کلمه هم از دست بدم یعنی عاللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللی بود ولی انقدر دوست دارم بیشتر بخونم از رابطه سکای که حالا با برگشتن سهون چی میشه ؟کای چطوری حقیقتو بهش میگه؟ رابطه سهون و جونگهو چطوری میشه؟یه شات سه نفره عالی از این خانواده میخوام حتی با خانواده چانی اینا حتی س.ک… سکای با هم میخوام ببینم واکنش سهون چیه اصن اگه قرار باشه خاطراتشو بیاد بیاره چکار میکنه خیلی چیزا میخوام آجی کلا پروام ممنون یه دنیا با این فیک زندگی کردم منتظر فصل دو و کارای بعدیت هستم خسته نباشی

  83. ی کلام فوق العاده بود اگه بخوام سه تا قسمت برتر بگم یکی خداحافظی چن و تاشا با اون اهنگ عالی و کلمات کوتاه بینشون بود یکی وقتی بود ک لوهان تطهیر شده بود و شیو بالای سرش رفت و کلماتی ک تو ذهنش میگفت عالی بود و اخرین قسمت ات ک شاهکار بود خداحافظی کای از جسم سهون بود ک اهنگ جنیفر بهترش هم کرده بود
    هپی اند هم از اون هپی اند ها بود ک اصن بهش فک نمیکردم خیلی باحال و خلاقی ایلاحون بی صبرانه منتظر مینی هیلر و فیکای بعدیتم

  84. هیچی نمی تونم بگم جز اینکه عالی بود
    دختر تو با این قوه تخیلت باید یه نویسنده حرفه ایی بشی یا یه فیلمنامه نویس
    من در طول این قسمت هزار بار مردم و زنده شدم، ذوق کردم غصه خوردم ، حسرت خوردم، ناراحت شدم خلاصه احساسات مختلفی داشتم
    تیکه اخر داستان که سهون به کای اعتراف کرد عااالی بود از اینکه کای میتونه دوباره سهون رو داشته باشه کلی ذوق کردم. کلی خوشحال شدم
    شخصا عاشق جونگهو هستم تخس لجباز دوستداشتنی
    اینکه کای معلم سهون بشه و سهون رو به عنوان شاگردش داشته باشه هوشمندانه بود هر چند ممکنه عمر ابن رابطه کوتاه باشه ولی کای و جونگهو استحقاق این اینو دارن
    بدون هیچ اغراقی باید بگم هیلر بهترین فیک فارسی بود که خوندم. و البته فیکی بود که تا اخر پیش رفت.
    هیلر فیکی بود که علاوه بر جنبه داستانی و تخیلی بودنش خیلی از واقعیت های زندگی رو به تصویر کشید و خیلی از تلخی های واقیعت رو در کنار شیرینی های زندگی به رخ خواننده کشید.
    همه ی داستان از لحظه شروع تا پایان شو دوست داشتم اینکه هر اتفاق و هر تصمیمی در این داستان یه منطق و دلیلی داشت به جذابیت داستان اضافه می کرد.
    من بی صبرانه منتظر فایل پی دی اف داستان هستم چون واقعا ارزش بارها خوندن رو داره
    برای خودت هم که اینقدر خلاق و با پشتکار هستی ارزوی موفقیت میکنم و منتظر کارهای جدیدت هستم و امیدوارم کیفیت و سطح خوب کارهاتو حفظ کنی
    مرسی بابت تمام احساسات ناب و جدید و خوبی که در طول داستان به من منتقل کردی ، مرسی که باعث شدی خیلی چیزا یاد بگیرم و از همه مهم تر اینکه ممنون بابت اینکه با داستانت لحظه های خوبی برام ساختی

  85. این داستان شده بود زندگیم باهاش میخندیدم و گریه میکردم…محشر بود عالی بود…و آخرش یعنی این قسمت شدیدا گریه کردم به خاطر سهون…تمام رویا این بود که سهون برگرده ولی نشد…این پایان منطقی تر بود ولی من شکست عشقی خوردم…حتی الان هم دارم گریه میکنم!!!
    عالی بود همه چی…واقعا عالی بود…اصلا نمیتونم باور کنم تموم شد…احساساتی که تو این قسمت بود خیییییییییلی عمیق بود… وااااااااااای دارم زار زار گریه میکنم اصن!!!
    واقعا انتظار برگشت سهون داشتم!!آقا من بعدا دوباره میام کامنت میذارم الان ففط دارم گریه میکنم!

  86. وای عالی بود
    چه قدر من جونگهو رو دسوت داشتم با هانیول چه دوستای خوبی شده بودن ولی حونگو مثل برادر بزرکتر هانیول می موند بچم مثل باباش شیطون بود
    چه خوب که سهون دوباره به زندگی کای برگشت واقعا می خوان بدونم که سرنوشتشون چی میشه!
    به شدت منتظر فصل بعدی هستم ولی یه چیزی رو خوب نفهمیدم کای تو زندگی اولش مگه عاشق کیونگسو نبود و هیچ وقت متوجه عشق سونگمین/سهون به خودش نشده بود؟ پس چرا گفت تو زندگی اولش هم عشق سهون رو از دست داده؟؟

  87. با هیلر زندگی کردم باهاش خندیدم و شادی کردم غم ودردو باهاش حس کردم
    پایانش عالی بود واقعا از خوندنش لذت بردم ممنونم عزیزم خسته نباشی
    بی صبرانه منتظر قسمت ویژه اش هستم

  88. در مجموع خییییلیییییییییییی عالی بود در حدی که من با وجود وقت کمی که داشتم همیشه دنبالش می کردم
    وپایانش هم خیلی دور از انتظار بود و البته خیلی خوب
    من به شخصه تماما منتظر بودم اه سهون دوباره برگرده

  89. سلام.خسته نباشی.
    پایان فوق العاده ای بود.داستانت خیلی قشنگ بود وخیلی هم عالی وجالب تموم شد.
    امید وارم شاد وموفق باشی.

  90. سلام نمیدونم چی بگم نمیتونم یک کمله بگم نمیتونم احساساتم رو بیان کنم بخدا من اینقده احساسی نیستم اما هیلر منو روانی کرده شاید باورت نشه اما همون اولش که اپدیت اینستات رو دیدم که اپ کردی اشک تو چشام جمع شد یعنی واقعنی در حین دانلود شدن پی دی اف که از قرار معلوم کلی هم کند پیش رفت کلی داشتم اشک میریختم نمیدونم از شوق بود یا از ترس اینکه یعنی هنوز باورم نمیشه واقعا باورم نمیشه هیلرررررر هیلر معروف که بیش تر از یه ساله منو از همون فورواد زیباش روانی کرده تموم شد اون فیکی که قرار بود با دوستم شروع کنم اونم فقط بخاطر اینکه پوسترش خیلیییییی خوشگله ( اون پوستر اولیه رو میگم که فارسی روش نوشته بود هیلر که هنوزم بک گراند لبتامه ) تونسته این همه روم تاثیر بزار این همهههههه کسی که فیک خون نبود رو فیک خون معتادی کنه کسی که سکای شیپر نبود خودش رو برا سکای تکه تکه کنه و کسی که برای اولین ام پرگ دیده اصلن و نمیدونست معنیش چیع شروع کنه به خوندن لغزش اونم با اون انگیلیسی دست و پا شکسته ای که من دارم من دارم میگم تو حتی باورت نمیشه چقدر هیلر رو دوست دارم چقدر عاشقشم و چقدر روم تاثیر گذاشته حتی باورت نمیشه علاوه بر اینکه من از هر قسمت از هیلر یه چیز جدید یاد گرفتم با تاخیر هایی که بین هر قسمت بود هم یه چیز یاد گرفتم اونم این بود وقتی آدم صبور باشه با اینکه تاخیر هست اما اون چیزی که در انتظارش رو بوده به همون مثیاس زمان کاملا ارزشش رو داشته یعنی هر دفعه توی این مدت بین اپ من از یه طرف خیلی ناراحت بودم که اینقد منتظر هیلرم و از یه طرف بیشتر ذوق میکردم برای قسمت بعد همیشه زیباترین قسمت هارو قرار میدادی حتی اون زمانی هم که از خودت راضی نبودی من کاملا ازت راضی بودم اما این اواخر اوج زیبایی و تاثیر قلمت رو نشون دادی که واقعا ستودنی و در عین حال روانی کننده اس :/ من هنوز تو هنگم ها واقعنی تموم شد یعنی واقعا واقعا واقعا واقعا خانواده ی کیم خوشبخت شد ؟؟؟ عررررررررررر حتی فکر کردن بهش هم باعث میشه کلی خرذوق بشم یعنی گاهی اوقات مامانم یا دوستام کلی مسخره ام میکنن چون من خیلی اوقات بعد از اکسو اسم هیلر رو میارم و کلی ازش جلوشون تعریف میکنم و مسخره ام میکنن که چطور میتونم با یه داستان کاملا تخیلی اینقدر احساساتی بشم میگن حتی اگه واقعی بود یه حرفی اما اصلا درکم نمیکنن که اینقد هیلر رو دوست دارم ( صادقانه میگم من اینقده هیلر دوست دارم که حتی توی مشهد یه دستبند خریدم که روش هیلر حکاکی شده :/ تا این حد ) اما هیچ کس نمیدونه که من بخاطر هیلر تمام لحظات سخی که این یه سال کشیدم رو تحمل کردم واقعا دارم میگم با تمام قلبم میگم هیلر باعث شد من همیشه امیدی داشته باشم شاید همه اونو به عنوان یه تفریح نگاه کنن یا به عنوان یه فن فیک گی که دو روز دیگه فراموش میشه شاید بعضی ها بخاطر سکانس های مثبت 18 میخوننش شایدم من در اولین باری که هیلر دیدم بخاطر همینا خوندمش اما الان نع من بخاطر خیلی چیزایی که قابل توصیف نیستن عاشق هیلرم شایدم نویسنده ی هیلر ندونه که چقدر روی خواننده هاش تاثیر گذاشته اما نمیدونه که خود نویسنده هیلر به اندازه ی هیلر برام ارزش داره من نه تورو میشناسم ( شناختی که خواننده هات دارن منظورم نیست ) نه تو منو میشناسی من یکی از این 1000 خواننده ی هیلرم ( حسی که الان بت دارم مث حسیه که اکسو دارم :/ ) اما همیشه حرفات رو دوست داشتم حتی دعواهات حتی عصبیت هات که کاملا هم بجا و درست بودن برخلاف حرف دیگران به قرآن عاشق بیوی توی سایتتم یعنی روانیشم یعنی هر وقت میبینم تغییر میکنه و میخونمش کلی میخندم یعنی عاشقشونما اصلا هیلر باز میکنم که بیوت رو بخونم :/ این قمپز بود ^^ درکل عاشق همه چیتم به مولا همه چیزت همه ی همه چیزت قلمت حرفات پیشنهادات آهنگات همه ی همه ی همه چیزززززز از ته قلبم میگم و این باعث میشه بیشتر ازت بترسم اونم بخاطر احترامی که برتا قاعلم یه بار تو چنل درخواست یه اهنگ دادی و تو شک بودم بفرستم برات یا نه بفرستم یا نه متاسفانه اولین بازدید هم بودم :/ وقتی هم واست فرستادم یعنی تو زندگیم اینقد ندیدم قلبم بزنه من تورو مثل یه معلم میبینم که عاشقشم و کلی ازش میترسم و اصلا جرات ندارم جلوش ظاهر بشم این قسمت آخر بود گفتم همه حرفام رو زده باشم و همینطور بگو کار فتو بوکی که قرار بود از پوسترای هیلر بسازی اون چی شد ؟ ساختی ؟ دیگه حتی اسمشم نمیاری sad راستی واقعا واقعا واقعا ببخشید من متاسفانه نه بلدم تیزر درست کنم نه زبانم اونقد خوبه که ترجمه کنم حتی لغزش رو هم دیکشنری به دست میخوندم :/ مطمعن باش اینقد دوست دارم که از هیچ کمکی که در توانم باشه دریغ نمیکنم sad الان اگه طولانی ترین کامنت شد ببخشیدا دیگه هیلر تموم شد گفتم در برابر یه فیک بیش از 1000 صفحه دوتا خط چیزی نیست چرت و پرت هم گفتم ببشید اینا از فوران و ذوق مرگی زیاده من برم ^^ #مرسی_هورااااااا

    • میدونی چیه دوست عزیز، فک کنم کاملا در مورد احساست به آبجی آیلا و هیلر درکت میکنم..لوهانم منو نمیشناسه، ولی شک دارم اگه یه روز بتونم برم ببینمش و ازش تشکر کنم که انقدر خوب بوده، بتونه درکش کنه..عجب دنیاییه..خخخ فقد میخواستم بگم عای اندرستند یوsmile

    • اینو دارم قبل از خوندن کامنتت شروع میکنم اگر ادامه بدم حتما سوالی پرسیدی ولی ف.ا.ک چقد بلندهههههه اوففف من برم اول برنجمو بپزم بعد بیام کامنتتو بخونم

      بعد از پخت برنج درخدمتتونم:

      راستش اولین مورد: میتونم بگم تو این مدت مخصوصا این قسمت کامنتای احساسی خیلی داشتم کامنتایی که خندودم، کامنتایی که گریوندم، کامنتایی که ترسوندم ولی کامنت تو، از اولین لغتش لبخند میزدم، الان ماهیچه های لپم درد میکنه، من خیلی میخندم ولی لبخند! نه زیاد، خندیدن برام شده وسیله دفاعی وقتی لبخند میزنم نشونه اینه که واقعا دارم لذت میبرم، من بی دلیل میخندم ولی بی دلیل لبخند نمیزنم ممنون که باعثش شدی، این از این دومین مورد: چرا باید استرس داشته باشی من یه آدم خیلی خنگ و یه وری ام که خیلی خیلی هم ترسوه باورت نمیشه ولی من از اولین قسمت هیلر برای این قسمت استرس داشتم و همراه با هر قسمت به این قسمت فک میکردم چون خیلی بد سابقه ام کارارو خیلی راحت شروع میکنم ولی خیلی سخت میشه کاری رو تموم کنم و بابام هم بخاطر همین الان 1 ساله هرچی التماس میکنم برم کلاس کره ای میگه تو برو مدرک اون دوتای قبلی که رفتی رو بگیر بیا تموم میکنم ولی مهر پایان نمیزنم به کارام میفهمی چی میگم سومین مورد: خاک به سرم چه یادشه…. راستش میخواستم چاپشون کنم ولی بعد دیدم این خیلی اجحافه در حق بقیه خواننده ها مخصوصا اونایی که توی اون زمان اصلا نبودن برای همین (مجبور میکنی آدم لو بده مهفـــــــــــــــــــــــام بیا بزنش برنامه امو لو داد) میخوام ورژن آنلاینش رو همراه با پی دی اف کامل بذارم توی سایت نمیدونم برای کسی اصلا مهم هست یا نه ولی خب خاطرات زیادی با هیلر ساخته شده حداقل برای من و معدودی مثل تو دوست داشتم راحت اون خاطرات رو در دسترس همه بذارم
      تو هم میتونی دانلودش کنی (اگر یکی بودم مثل نویسنده بیبی برث که خیلی معروفه میچاپیدم میفروختما…. ولی نه من اونم نه هیلر مث فیک اونه ولی خدایی مردم چه اعتمادی میکنن با چه جراتی چاپ کرد و گذاشت برای فروش)

      • آجی من میخوام نویسنده بشم میشه یه کاری کنی نویسنده شم؟؟
        ۸قسمت هم نوشته ـم
        کاپلش هونهان سهکای کایلو
        تیری خدا
        ❤❤❤❤

        • سلام عزیزم برای نویسنده شدن توی سایت ما باید منتظر فراخوان بمونی یه جور مسابقه که توش نمونه کارتو میدی و اگر انتخاب بشی پنل برات میزنن برای اطلاعات بشترم زیر پست ثابت اول سایت نظر بذاری مدیرا جواب میدن

          امیدوارم موفق باشی و شاهده آپ شدن فیکت توی سایت باشیم (کاپلاش چه باحاله…)

  91. من…من نمیدونم چی بگم..وایییییی خیلی..خیلی خوب بود…اصلااا انتظارشو نداشتم اصلاااا..نمیدونم چرا ولی از حرفات اینطوری برداشت کرده بودم که دیگه سکای نخواهد بود و حتی یه پایان غم آلود همراه با زندگی جدید کای که میتونه با کیونگسو باشه رو تصور کرده بودم..اصلا فکر نکرده بودم انقد پایان روشن و قشنگی میشه..سهون در عین جدید بودنش یه شباهتاییم به اوه سهون داره..خیلی عالی بود که اینجوری نوشته بودیش..و رابطه جونگهو و کای..فوق العاده بود..جونگهو یه چیز خاصیه..اونجایی که سهونو برد تو اتاق و بعدش کای اومد خیلی تاثیر گذار بود…چقد این دو قسمت بعد اون همه بلاتکلیفی و اتفاق بد چسبید..
    نمیدونم برا سکول دقیقا چه برنامه ای داری ولی اگه یه اشاره ای به بقیه م بشه من خیلی هیجان زده خواهم بود..اما میدونم نبودشم چیزی از ارزش های این فیک کم نمیکنه خخخ..چون به ذهن زیبات اعتماد دارم..بابت هیلر ممنون آجی آیلاsmile
    حرفای خودتو فراموش نکن و همیشه خوشحال باشsmile

  92. مثل همیشه عالی
    منی ک همه میگن مث سنگم و احساس ندارم با صحنه های احساسی گریه کردم ولی خدایی من شک کردم تو الهه ای چیزی باشی چون همه چیز خیلی دقیق بود خییییلی دقیق انگار ک خودت دیده بودی
    اگه بگم فیکت معجزه میکنه تعارف نکردم
    جمله سازی خوبی ندارم فقط اینو از ته دلم میگم به کارت ادامه بده همه کاراتو ساپورت میکنم دوستت دارم ابجی بزرگه بی صبرانه منتظر فیک بعدیتم
    میدونی چیه حالا ک فکر میکنم هیلر خیلی درونم تغییر ایجاد کرده اولیش اینه ک یاد گرفتم از چیزایی ک دارم ب وقتش لذت ببرم
    بازم میگم خیلی دوستت دارم موفق باشی بای بای

  93. ایلا جون آماده باش که میخوام یک نظر بلند بالا برات بنویسم….
    نمیدونم از کجا شروع کنم….. این قسمت و قسمت قبلی بهترین قسمت های هیلر بودن که به شدت من و به شخصه درگیر خودشون کردن….چیزی که اصلا فکر نمیکردم روزی یک فیک باهام بکنم.
    عاشق دیالوگ های کای تو این قسمت بودم…..عاشق جونگهو بودم.بچه ای که با اینکه سنش کمه اما درکی عمیق از همه اتفاقات و حوادث اطرافش داره، چه طور عاقلانه و صبورانه با شرایط زندگیش کنار میاد. واقعا شخصیتش درخور یک وارث بود.عاشق معصومیت و پاک بودن و تنهایی این بچه شدم.(وضعیت پای این بچه، چیز دیگه ای بود که خیلی معصوم و خواستنیش میکرد.)
    همین که شروع کردم به خوندن این قسمت، یک بغضی گلوم و گرفت……تا اینکه به جاهایی رسیدم که واقعا نتونستم به صفحه گوشی نگاه کنم و از ته قلبم اشک ریختم: اول قسمتی که سهون هنوز به زندگی بعدیش نرفته بود و جونگهو داشت با هاش حرف میزد و درد دل میکرد.قسمتی که آهنگ ( واقعا انتخاب آهنگت حرف نداره بشر) و پلی کردم و رسیدم به حرف های آخر جونگهو به سهون و در آخر به جایی که کای به سهون وقت خداحافظی باهاش گفت “خوب زندگی کن بچه….”، “خداحافظ عشق 500 ساله من”. این دو قسمت آخر آنچنان با روح و احساس من بازی کرد که واقعا با تمام وجودم اشک ریختم.انگار که دارم واقعا، ن یک داستان بلکه یک سرنوشت واقعی و که اتفاق افتاده میخونم……..تک تک لحظه های احساسی این قسمت و با تمام وجودم حس کردم…..یعنی هر چه قدر بگم عالی بود و محشر کم گفتم.
    برای پایانی که برای داستان در نظر گرفتی…..واقعا ازت ممنونم….یک ملت و از عزای عمومی دراواردی و دل یک ملت و شاد کردی…. (خدا دلت و شاد کن خواهر smile ) پایان واقعا زیبایی بود…..از وقتی که کای گذاشت سهون بره همش منتظر بودم ببینم که باز به سهون میرسه یا ن….وقتی کای برای اولین بار سهون و تو کلاس دید و وقتی جونگهو سهون و دم در دید، آآآه( به خدا این آه ام و آن چنان از ته دل کشیدم که نگو) دیگه چی بگم. به معنی واقعی دلم برا جونگهو کباب شد. از اول تا آخر برای غربت و مظلومیت جونگهو قلبم درد گرفت. جایی که بالاخره وقتی این بچه هم شکست و به کای گفت که دلش برای پاپاش تنگ شده، واقعا مردم، قلبم شییکست .( اصلا کلا با این قسمت روح موح و قلب واسه ما نذاشتی..)
    چه قد جالب بود که سهون خاطراتی از زمانی که هیلر بود و تو خواب دیده بود و احساسی به اون خونه داشت و فکر میکنم این واقعا سرنوشت سهون بود که دوباره به کای و جونگهو برگرده….راستی،راستش که چه طوری سهون هم هیلر بود و هم یک زندگی دیگه هم زمان داشت و درست نتونستم درک کنم!پس روح سهون هم زمان توی دو تا جسم بوده عایا؟ لطفا آگه میشه یکم این قسمت و شفاف سازی کن..
    هانیول خیلی جالب بود……شخصیت و همه چیزش شبیه بکهیون و چانیول بود..اخی، جااان چانبک.
    دوست داشتم در آخر کاملا به جایی که سهون، کای رو به خاطر بیاره برسه و با جونگهو مثل پاپاش رفتار کن و به معنایی واقعی اون لحظه شیرین که این خانواده به وضوح به هم می‌رسند و به تصویر میکشیدی….ای کاش این کارو میکردی…..صد البته به نظر تو به عنوان نویسنده و اینکه خواستی این طوری به پایان برسونی احترام میزارم.
    اصلا نمیخوام باور کنم هیلر تموم شده….زمستون پارسال بود که شروع کردم به خوندن هیلر و از اون موقع دنبالش کردم…..خلق یک داستان اون هم با این شخصیت ها و موضوع خیلی سخت و استعداد و خلاقیت خیلی بالایی میخواد…..قسمت هایی بود که واقعا با تمام احساسم میتونستم اتفاقات و احساسات سکای و دیگه شخصیت های داستان و حس کنم که به نظر من این نشون میداد تو چه قد از خودت تو هیلر مایه گذاشتی.
    د ر آخر باید بگم هیلر چیزی فرای یک فیک برای من بود…..داستانی بود که من و با تمام وجود درگیر خودش کرد و فراموشش نمیکنم.
    میدونی وقتی داشتم این قسمت و میخوندم به چی فکر میکردم!؟…… اگه یک روزی سهون و کای، هیلر و بخونن و شخصیت هایی که تو ازشون یه تصویر کشیدی (شخصیت هایی که تو واقعا به عرش رسونده بودی تو هیلر) چه واکنشی نشوی میدن….smile
    خیلی دوست میدارمت.

    • ببین افراد توی این داستان بعد از مرگ روحشون میره توی یه نطفه و خواب میمونه تا زمانی که به قولی خودمون میگیم بچه جون بیاد و از اونجا روح هم فعاله توی فیک به موضوع همزاد اشاره شده همه اعتقاد دارن توی دنیای 7 نفر درست مثل خودت هست مثلا 7 تا آیلا حالا با تفاوتای کم و زیاد توی رفتار و حتی کمی توی چهره من خودم یکی از همزادامو توی ونزولا دیدم از نزدیک نه ها عکسشو کپی برابر اصل خودم بود توی یه مرکز خیریه پرستار بود عکسش روی دیوار بود، از من حدودا 9 سال بزرگتر بود این تصویر همیشه توی ذهنم بود، تنها تفاوتمون شاید کمی توی تن رنگ پوستمون بود حتی موهاشم توی عکس مثل من لخت و خرمایی بود توی هیلر هم همینه اوه سهون میمیره روحش رو میفرتسن توی نطفه که سال 2013 داشته شکل میگرفته و کیم سهون متولد میشه اوه سهون درست توی سال 2015 برای اولین بار میمیره پس به عنوان انسان هردوشون دو سال تقریبا همزمان زندگی کرده بودن بعدم که سهون توی زمان میره جلو هنوز زمان برای جفتشون با یهس رعت جلو میرفته یه جور میتونه یه دنیا با زمان های موازی در نظر بگیری که مثل مدارهای زمین هست اوه سهون از یه قاچ زمان به یه قاچ دیگه منطقل شد ولی هنوز با کیم سهون روی یه خط استوا هست (برای اینکه بهتر بفهمی یه کره بذار جلوت اینجوری تصور کن که هر نصف النهاری که از بالا به پایین امده مرز یه ساله بعد مدارا رو هم در نظر بگیر حالا روی مثلا خط استوا توی حد فاصل دوتا نصف انهار دوتا نقطه بذار اگر یکی از این دوتا نقطه دوتا نصف النهارم بره اونور تر هنوزم با نقطه قبلی روی یه مدار استوا موازیه و یه ارتباط انکار نشدنی داره9 فک کنم گیج تر شدی

  94. وایییییی خداااااا!
    خیلییییی خوب بود!عالی بود! مخصوصا تیکه ی اخرش!
    خیلی خوب تمومش کردی❤❤❤❤
    بی صبرانه منتظره فصل دوم هیلرم!
    خیلییییی ممنون بخاطر نوشتن این داستان ویا این فیک?
    خیلییییی خوجل بود و من خیلیییی دوستش داشتم و دارم?
    خسته نباشیی و همیشه از این داستان خوشکلا بنویسی?
    بوس بوس??

  95. در یک کلام:فوق العاده!
    درست یه پایان بر خلاف انتظار همه!
    واقعا پایان خوبی داشت و اینکه سهون اینجوری برگشت پیشش واقعا برام جالب بودsmile
    مرسی بابت زحماتت و فیک فوق العاده ات

  96. خدایی اصلا فکر نمیکردم اینجوری تموم بشه…
    هنوز تو شوکم…
    نمیدونم چرا همش فکر میکردم اوه سهون زنده میشه…
    اصلا تو تصورم نمیومد چندین سال بگذره…
    وقتی خوندم حسابی شوکه شدم…
    خیلی خوب بود…
    بی صبرانه منتظر فصل بعدی هستم…
    الان یه عالمه سوال اومده تو سرم…
    اینکه رابطه سهون و کای چطور میشه…
    سهون پیر میشه و کای جوون میمونه و کلی چیزای دیگه…
    واقعا داستان جالبی بود هیلر…
    واقعا عالی بود…
    دستت درد نکنه واقعا خیلی واسش زحمت کشیدی…
    با هیلر جدید منتظرتم…

  97. خوندمش عالی بود
    این یعنی قراره سکای دوباره باهم باشن وقتی داشتم فک میکردم ک چقدر زمان دارن برای باهم بودن(چون سوهون انسان فانی و پیر میشه ولی کای نه)به این نتیجه رسیدم ک حتما ارک برای باهم موندشون نقشه ای داره مگرنه کای و ب سمت سهون نمیفرستادن
    تازه یه کاری نمیکردن ک سهون خاطرات سهون اصلی رو تو خواباش دیده باشه
    برای همین کلا ب باهم موندن همیشگی شون خییییلی امدیوارم

  98. واییییییییی عالی بود اونی.
    ممنون از فیک خیلی قشنگت که تا همین الان که همرات بودم نشده راضی نکرده باشیم.
    اونی با ارزوی بهترین ها برات .ممنون.

  99. عالی بود بهترین پایانی بود که میتونست داشته باشه..تو کار ترجمه هم موفق باشی خوشحالم ک این تصمیمو گرفتی مطمئنم میترکونه…دلم واسش تنگ میشه ولی منتظر فصل دو میمونم…موفق باشی;)

  100. خدای منننن آیلا خیلی خوب بود حتی قبل مردن دوبارشم کای دید احتمالا بعد مردن هم داوطلبانه هیلرش میشه مث بک و لو خدای مننننن عالی بود فک میکردم سهون دوباره میمیره بعد هیلر میشه ولی این خیلی خوب بود آخخخی کای عزززززیزمممممم چقد من جونگهو و هانیولو دوسدارم خخخخیلی… مرسی ک نوشتی خیلی عالی بود این فیک چند بار خوندم و چند بار دیگه هم میخونم مرسی ک داستانت انقد خوب بود

    • وای نصفشو نگفتم که اون جمله قرمزو با اجازه کپی میکنم احتمالا اینستا واقعا حقیقته… دلم برا بک تنگ میشه خیلی نگران چن موندم دلم میخواست جونگهو بازم خفن بازی دربیاره خخخخ سهون جدید زیادی خوردنیهههه مث مامان بابای جونگ آپ با همن اخرشم من میدونم میشه هیلرش هق هق هق خیلی مناظر مینی بعدشم بازم مرسی حتما ترجمش کن اگه خوب ترجمه بشه حتما فیک معروفی میشه

  101. تموم؟؟!!!????????خدایی پدرم سر این فیک‌ در اومد ولی ارزششو داشت???خسته نباشی منتظر کار های بعدیت هستیم??فایتینگ✊✊✊

  102. عاغاااااا
    تموم شد یعنی ؟؟؟؟
    من هنوز قسمت آخرو نخوندم -_-
    چیزی که میدونم اینه که خیلی دلم براش تنگ میشه با اینکه از اول شروع این فیک همراهش نبودم ولی مدت زمان تقریبا زیادی رو باهاش بودم و خیلی خیلی دوسش دارم
    کاملا معتقدم که این فیک یه چیز دیگه ست و از نظر سطح ادبیات ، داستان و قلم با هر چیزی که تا الان خوندم فرق میکنه
    امیدوارم بازم بنویسی
    ممنون و خسته نباشی :-*

  103. سلام آیلا وایییی نمیدونی چقد خوش حالم بالاخره بعد از دوهفته زجر کشیدن آپ کردی . فکرشو کن تازه از مدرسه اومدی حال و حوصله درس نداری ?یکدفعه میبینی هیلر آپ شده ??❤یعنی به معنای واقعی انرژی گرفتم.???❤?
    خیلی عزیزی گلم با قلم فوق العادت???

  104. منو ندیدی بدون بعدش خودمو حلق آویز کردم :| هرچی سر سر قسمت قبل خودزنی نکردم اینجا تلافیش دربیاد :|
    ممنووون بخاطر فیک قشنگت *—-*

  105. جاست عرررررررررررررر عررررررررررررررررررررر
    من واقعا خیلی داستانت رو دوست دارم…شاید باورت نشه ولی من با هیلر خیلی خاطرات شیرینی دارم..مرسی عزیزم که این مدت زحمت کشیدی..دوست دارم.❤❤❤

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *