FanFiction Punishment for Love-Ch.01 حالا مال منی

بچه ها ببخشید خوابم برد دیر شد آپش + اگر نظرات مثل تیزر عالی باشه قسمت دو رو جمعه میذارم و بگم قسمت 3 رمزیه وشتناکه ها گفته باشم رمز عمومی نیستشا هرکی رمز قسمت 3 رو میخواد باید روی قسمت های 1-2 نظر داده باشه

1 سپتامبر، 2014

بکهیون عزیزم،

از سئول متنفرم. از همه چیزش بدم میاد. دانشگاه، خوابگاهی که توش هستم، دانشجوها، اساتید…کاش هیچوقت برای تحصیل به اینجا نیومده بودم. شاید باید همه چیز رو ول کنم و برگردم… اما اینطور همه رو از خودم ناامید میکنم. دلم برای دوستام و خانواده ام تنگ شده، اما بیشتر از همه دلم برای تو تنگ شده. دلم پَر میزنه برای وقتی که برگردم و دوباره ببینمت.

دوست صمیمی ات، کیونگسو.

 

7 سپتامبر، 2014

امروز یه پسری رو تو کلاس شیمی دیدم. خیلی خوش قیافه و مهربون بود و لبخندی به لب داشت که قسم میخورم هر وقت لبخند رو لبشه، دخترا براش غش میکنن. اون سال بالائیه برای همین بندرت باهم تو یه کلاس هستیم. کلاس شیمی، نهایت خوش شانسیم بود! یه جورایی عجیب غریب میزنه و واقعا دلم میخواد بشناسمش. میدونی که من آدم خجالتی هستم. اما در اولین فرصت میرم و باهاش حرف میزنم. شاید بتونم باهاش دوست بشم.

راستی اسمش کایه.

 

14 سپتامبر، 2014

امروز یکم زودتر از روزای دیگه از خواب بیدار شدم چون کلاس شیمی دارم. بهتره بگم با کای شیمی دارم! تا حالا فقط چند باری در حد سلام احوالپرسی باهاش حرف زدم. اما امروز میخوام درست و حسابی باهاش حرف بزنم. یه پرس و جوهایی دربارهاش کردم و نمیدونم چرا وقتی فهمیدم همجنسگرا است قلبم یه لحظه وایساد! بیشتر اوقات با دوستاشه. سوهو هم یکی از دوستاشه اما اسم بقیه رو هنوز نمیدونم. نزدیک شدن و دوست شدن باهاشون سخته اما میخوام به خودم یه فرصت بدم. برام آرزوی موفقیت کن.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

کیونگسو سعی میکرد خیلی تابلو نکنه اما آخرش نگاهش به کای میافتاد که چند تا صندلی جلوتر ازش نشسته بود. کای هم متوجه شد و چندباری برگشت و بهش لبخند زد که باعث شد گونه های کیونگسو سرخ بشه و شرمنده تر از قبل بشه.

وقتی کلاس تموم شد کیونگسو صداش زد: “هی کای” و با دفتر یادداشتی که محکم به سینه اش چسبونده بود دنبالش رفت. کای برگشت و لبخند معروفشو تحویل کیونگسو داد و اونو دستپاچه تر از قبل کرد. احتمالا تابحال اینقدر نزدیک بهم نایستاده بودن.

“خوب چیزه…اوم، با خودم فکر کردم…می…میدونی تو که تو درس شیمی خیلی خوبی و…و منم فکر کردم شاید بتونم…میدونی…با…باهم د-درس بخونیم؟”

کیونگسو بالاخره جمله اش رو تموم کرد و بخاطر اینهمه تته پته کردن تو سرش به خودش فحش میداد. کای چندباری پلک زد، بهش خیره شد و به پسر کوتاه قدی که مقابل ایستاده بود گفت: “میخوای امشب باهم بیرون شام بخوریم؟”

چشمای کیونگسو از تعجب گرد شد و دهنش باز موند. چند دقیقه ای طول کشید تا چیزی که شنیده بود رو باور کنه.

“شا…شام بخوریم؟ معلومه! بله! یعنی…خیلی خوبه و…بله خیلیم خوبه!”

یکم زیادی تابلو بود و باعث شد کای خنده ریزی بکنه و موهای کیونگسو رو نوازش کنه.

قبل از اینکه بیرون رفتن رو به کیونگسو گفت: “راس ساعت 8 آماده باش. میام سراغت.”

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

  16 سپتامبر، 2014

بکهیون عزیزم،

باورت نمیشه! دیشب با کای شام رو بیرون خوردم. خدای من، از چیزی که فکر میکردم هم خارق‌العاده تره! خیلی مهربون و خوش برخورده و یه جنتلمن! اومد دم خوابگاه سراغم و رفتیم به یه رستوران شیک. فکر میکنم ثروتمنده، یه ماشین اسپرت گرون قیمت داشت. خیلی صحبت کردیم اما هیچی درباره خودش نگفت. همونطور که گفتم، آدم مرموزیه. فکر میکنم عاشقش شده باشم؟ فکر میکنم عاشق شده‌ام. با این وجود زمان میخوام تا بهش نزدیک بشم و بشناسمش، واقعا هیجان زده ام. بزودی چیزای بیشتری مینویسم.

پ.ن. برای تعطیلات برمیگردم.

 

30 سپتامبر، 2014

دو هفته گذشته و احساس میکنم بیشتر و بیشتر دارم عاشقش میشم. از وقتی باهم رفتیم بیرون، خیلی بهم پیام میدیم و تو مدرسه خیلی بهم خوش میگذره. دیگه بقیه دوستاشم میشناسم ، اونا سهون و چانیول هستن. فکر میکنم واقعا آدمای خشنی باشن! بندرت حرف میزنن و همیشه یه نگاه جدی و ترسناک دارن. برعکس اونا، سوهو خیلی باهام مهربونه. هروقت منو اطراف کای میبینه که باهاش میخندم و دستشو گرفتم، نگاه عجیبی بهم میکنه انگار دارم کار اشتباهی میکنم. نکنه بهم حسودیش میشه؟ برام مهم نیست. کای تنها دلیلیه که از موندن تو سئول خوشم میاد و خوشحالم. هنوزم خیلی چیزی درباره اش نمیدونم، حتی نمیگه کجا زندگی میکنه. یه جورایی عجیب غریبه اما مطمئنم بزودی میفهمم چون هردومون داریم بهم نزدیکتر میشیم و امروز بهم گفت که بزودی همه چیز رو میفهمم.

مطمئنم اونم منو دوست داره…حسش میکنم. اما هیچوقت حرفی نمیزنه. شاید خیلی خجالتیه یا شایدم مغروره. فکر میکنی من اول باید به عشقم اعتراف کنم؟ همین الان هم مطمئنم که عاشقشم.

~~~~~~~~~~~~~~~~

روز زیبایی بود. کیونگسو داشت کنار کای تو پارک قدم میزد و اون دستش رو گرفته بود. هردو داشتن حرفای بی اهمیت میزدن و میخندیدن و گاهی هم باهم لاس میزدن. همه اون لحظات عاشقانه داشت کیونگسو رو دیوونه میکرد. و بعد اون لحظه فرا رسید. کمرش به یه درخت برخورد کرد و بین هردو دستای کای که دو طرف بدنش بود، بین دستای کای گیر افتاده بود. صورتهاشون بهم خیلی نزدیک بود. قلب کیونگسو اینقدر تند میزد که مطمئن بود کای میتونه صداشو بشنوه. اگر کیونگسو میخواست اعتراف کنه، الان بهترین زمان بود. نفس عمیقی کشید و آب دهانش رو قورت داد. زمان درستی بود یا نه، بهرحال میخواست به عشقش اعتراف کنه. میخواست شجاع باشه و احساساتش رو بیرون بریزه.

آروم گفت: “ک…کای” اینقدر بهم نزدیک بودن که با حرف زدن کیونگسو لباهاشون تقریبا بهم برخورد کرد “من عاشقتم”.

با شنیدن اون کلمات، لبخند ملیح کای تبدیل به پوزخندی شیطانی شد. کای یکی از دستاشو تکون داد و گذاشتش روی سینه کیونگسو…درست جایی که قلبش بود و زمزمه کرد “حالا مال منی” و لبهای کیونگسو رو بین لبهاش گرفت و شروع کرد به بوسیدنش.

 

در صورت بسته بودن بخش نظرات (عدم نمایش باکس کامنت بالای کامنتهای گذاشته شده) نظرات خودتون رو روی قسمت آخر (درصورت باز بودن باکس کامنت) قرار بدید

برای دریافت رمز کامنتهای خصوصی در تلگرام، ایمیل و اینستا پذیرفته نیست

Print Friendly

172 Responses

  1. همیشه اول خودشونو خوب نشون میدن ؛ بعدا اون روی دیگشونو رو میکنن 😒
    از الان معلومه که خیلی فیک قشنگ و جالبیه و منتظر هیجانات پارت های بعدی هستم 😉
    موفق باشین 💖

  2. قشنگ نوشتی…با اینکه دیر شروع کردم بازم خوشحالم که میخونمش..حز کایسو نمیتونم کاپل دیگه این رو بخونم…بسکه عشقن این دو تا..مرسی اونی

  3. سلام من خواننده ی جدید فیکم.راستش از قبل شنیده بودم که این فیک خیلی عالیه ولی به خاطر حجم زیاد درسام وقت نمی کردم بخونم.الان بعد امتحانات تصمیم گرفتم شروع کنم. قسمت اولش که عالی بود و ترجمش هم حرف نداشت.واقعا ممنونم. good
    ناگفته نماند طرفدار پروپاقرص هیلر هم بودم. wink

  4. میدونی به شدتتتت شدتت شدتتتتت از این جور شخصیتای کای خوشم میاد!
    میدونم!دیوونم!ولی جدی اصلا وقتی با اون چشمایمغرور و وحشی با اون پوزخندای شیطانی تصورش میکنم چشمام خود به خود به خالت قلب در میان!???
    وای امیدواااااارم امیدوااارم فقط کیونگ سو شکست نخوره!هرچند کاملا مشخصه کای با چه قصدی جلو اومده اما امیدوارم کور سوی امیدی که در ذهنم وجود داره خاموش نشه و اون نشه که من دارم بهش فک میکنم!
    مرسیعزیزم خیلی عالی بود??
    ادامش?????

  5. اِممممم!سلام دوباره ای عرض شد! واهاهاهای خیلی باحال بود !من کلا ب نویسنده ی فیک واسه شرو دقت نمیکنم!ولی اینو خوندم گفتم وای چقد باحاله موضوعش! بعد دیدم ک بهلهه شماایی!البته طبق معمول با سرعت لاک پشتی من دوباره دیر مداحم شدم!خراننده ی جدید ک نیستم ولی این فیکو تازه شرو کردم بسمالله!برو ک رفتیم……

  6. خاک وچووووووووووووووو….لبخند شیطانی چی میگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    وااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

    سوهو همیشه عشقههه

    ترجمه اتم مثل نوشتنت محشره……عزت مطنفرم!!!!!!!!!!

  7. ب نظر میرسه کای این فیک از اون فوق دیوثاس همون اول ماچ کرد بچه رو
    و طبق معمول یک کیونگ اسکول عاشق داریم سهون و چانیول هم منو میترسونن
    من برم بعدی

  8. سلام
    این کای خیلی ترسناک به نظر میاد
    از کای تو هیلر بدتره فکرکنم?
    احساس میکنم کای یه هدفی از این خوبیاش داره?
    فکرکنم اگه برم قسمت بعد رو بخونم متوجه بشم?
    بابت ارجمه این قسمت خییییییلی ازتون ممنونم?❤
    خسته نباشید?

  9. سلااااام اوخییی کیونگی چ زود عاشق جونگین شده عزیززززمممم ولی چرا سوهو اینجوری نیگاش میکرد.؟؟؟؟؟؟واااااای یهو چرا کای پوزخند زدددددد؟؟؟؟یا جد اکسووووووو

  10. قبل از اینکه بخوام کامنت بزارم اینو بگم که کاش سایت رو یکم سبک تر کنن یجوری…نمیدونم قبلا حس میکنم نظر گزاشتنش بهتر بود همون زمانی که استیکرم داشتsad
    بی استیکر هم ادم دوس نداره نظر بده هم اینکه این مدلی سخت شده خیلی بده
    مینویسی کامنت رو ولی دکمه ی ارسال نمیاد-.-

    و حالا فیک:
    کایسو که عشقه منههههههههه دروغ چرا من این قسمتو دو روز پیش خوندم ولی هرکار کردم نظر نتونستم بزارم عصبی شدم بستمش
    ازونجایی که فیک عالیه و خیلی ترجمش هم خوبه و کاپلشم زندگیه به زورم که شده اومدم یک ساعته دارم نظر میزارم امیدوارم ثبت شه چون دیگه نمیکشممممممممممممم
    من بقیه ش رو میخوامsad

  11. وای بالاخره خوندمش!
    آخیش…
    عجب چیزیه!!!! از همین قسمت اول کلی استرس دارم! مردم از ترس!
    کیونگسویا….مراقب خودت باش…اوضاع خیلی سبز به نظر نمیاد!

  12. سلام علیکم….
    از وقتی قسمت اول و گذاشتی هی میخوام بیام بخونم.وقت نمیشه
    برا قسمت اول خیلی همه چیز تند پیش رفت و همه چیز خیلی یهویی بود به نظرم.ولی یک حس ترسی به آدم دست میده وقتی داستان و میخونه.کای خیلی مشکوک میزنه.یک جوری….
    من برم قسمت بعد و بخونم????

  13. سلام دوستم

    بالاخره بعد از یه مدت طولانی سایت برام باز شدددد

    تبلیغاتای فیکای جدید کایسو تو کانالا واقعا رو اعصاب بووود اونم وقتی خودم نمیتونستم بخونمشون…

    برای شروع عالی بووووود و ممنوووووووووون

  14. سلام خسته نباشید…امیدوارم با همین نثر روان ادامه پیدا کنه…آخه پیش اومده برام که مترجم نتونسته قسمت های شعرگونه رو رسا و قابل فهم ترجمه کنه…بازم خسته نباشید

    • سلام عزیزم این فیک شعر گونه نداره کلا همینه مترجمشم شغلش مترجمه ایه نون زن و بچه میده از این راه خخخخخ نگران نباش تمام سعیمونو براش میکنیم

  15. سلام
    خسته نباشین

    اوه اوه …. کای بسی خطرناک میزنه … از اینا که اولش جنتلمننو باهات خوبن تا عاشقشون بشی بعد به خدمتت میرسن … ولی کای این مدلی خیلی دوستتتتتتت…
    منتظرم ببینم چی میشه و چه بلایی سر کیونگسو میاد

  16. وییییییییییییییی عرررررررررررررر این کاییییییییییییی کیهههههههههههههههه وایییییییییییی پلیییییییییییددددددددددد این یچی هستتتتتتتتتتتتتتتتتتتت اخچون کایسوووووووووووووووو احچون صحنههههه لطفا به منم رمز بدینننننننننننننن عالی بود فایتینگ

  17. فک میکنم دلم میخواد هر چه زودتر ادامه اش رو بخونم و احساس میکنم کای توی این فیک مثل لبخندی که در انتها زده بود یه شیطان واقعیه. که البته خیلی بهش میاد.به دوستام میگم ها اما اونا اعتقاد دارن که کای مهربون خیلی بهتره اما من فک میکنم خبیث،خشن و ترسناک بهتر باشه و انگاری اینجا هم همین مدلیه.
    منتظر ادامه اش هستم.

    • تو واقعیت که کای خیلی مظلوم و کیوتهف خیلی خجالتی و دوست داشتنیه یه فرشته اس و اما توی فیک نمیتونم بگم… باید بخونی توی قسمت بعد خیلی متوجه میشی

  18. عرررررر. الان چی شد؟
    ووووی. کای چرا اینجوری خندید؟ مور مورم شد! نکنه کیونگسو رو گول بزنه؟ چرا کای یجوریه؟ چرا چان و سهون همش جدی هستن؟ سوهو کای رو دوس داره؟ وااااای. چقد کنجکاو کننده یود این قسمت اول.
    حلوای من.
    مرررررسی. عالی بووووود.
    منتظر ادامش هستم. خداقوت.
    فایتینگ

  19. خیلی این قست مرموز بود واقعا میخوام عاشقی کیونگی رو ببینم و البته کای که فکر نکنم حالا حالاها باشه ممنون برا این قسمت آجی منتطر ادامه ایم نمیشه چند بار تو هفته باشه راستی دلیل نویسنده برا فارسی ننوشتن چی بوده واقعا میخوام بدونم؟

    • میگه فارسی بیان کردن خیلی حسا براش سخته خوده منم نمیدونم چطوری هیلر رو فارسی نوشتم الان که داره ترجمه میشه خیلی راحت تر شده خوندنش برای خودم حتی

  20. کایسو رومانتیک خیلی دوس داشت ولی این لبخند شیطانی کای بدجور منو ترسوند چینگو فیک عالیه امیدوارم پارت بعدیو سریعتر بذاری ممنون از ترجمه خوبت

  21. سلاام من با اینکه کایسو شیپر نیستم ولی از اونجایی که خیلی از این فیک تعریف کردی و سبکشم بد سامه و تازه ترجمه ایم هست خوندمش ترجمه عاالی بووود خسته نباشین عزیزا قسمت اولشم خوب ادمو جذب و مشتاق کرد مرسییی

  22. کایه خشنننO ـــــO
    دی او مظلوم عررررررر
    من یک خواننده ی بشدت کم تحملم
    پلیززززز زود تر اگ تونــــــســــــتـــــــــیـــ
    اپــــــــش کــــــــــــن
    با تچکر✋✋✋???????❤❤?????

  23. انقدر قشنگ بود که وقتی دیدم تموم شد مشتمو کوبیدم رو صفحه کیبرد کامپیوتر=|
    عاااااااااااااااالی بودددددددددددد من میمیرم برای کایسو اینم که محشر بود خداییش
    وای چرا انقدر نظر گزاشتن سخت شده؟؟؟؟؟؟نیم ساعته میخوام نظر بزارم نمیشه

  24. چرا اینقدر کم عرعررر میگم کای گرگی خون اشامی چیزیه ینی میدونی خیلی برخورداش شبیه بود فک کنم سهون وچانیولم همون چیزین که کای هست
    به به کای منحرف مادر میزاشتی به قسمت2بکشه خب بعد..اهم ..اوهوم رامینداختی??
    ووویی خیلی باحال بود منتظر قسمت بعدیم ممنون❤❤

  25. o___________________________0

    هولی شششششششششششششششششششششت…اینا چه خفنن

    خنده شیطانی چی میگههههههههههههه

    همچی خیلی مای استایلن این دو نفر

    حالا سوالات اصلی از حاشیبه بیام بیرون…بعله

    شماره یک موجودیت سهون و چانیول که همچی یجورایی مثل کای هستن

    شماره دو سوهوووووووووو….بعله یا میدونه کای چجوریه یا حسودیش میشه یا دلش میسوزه

    شماره سهههههههههههههههه کای خیلی مشکوکهههههههههههههههههههههه

    خسته نباشید تا قسمت بعدی بدرود

    تاااااااااازه کایسو ایز ریل

  26. وواهااای خیلی خوب بود. شروعش عالی بود.
    همون اول کای زد به هدف و گفت شام بریم بیرون.
    کای خیلی مرموزه به نظرم یه کاسه ای زیر نیم کاسشه یعنی مطمئنم. کیونگسو بیچاره نشه یه وقت.وووواهااای خیلی هیجان دارم. کای هم که ماشالله هزار ماشالله همیشه آماده ست . حس می کنم کیونگسو قراره خیلی مورد آزار و اذیت قرار بگیرهههه.

  27. یا خدا!!! تو همین قسمت اول؟؟؟ماشاالله کای آماده بود پسرم :/ خسته نباشه واقعا.
    ولی خیلی جالبه!
    نه خدایی، ناموسا کای خیلی شیطانی و خبیث به نظر نمیاد؟؟؟

  28. خب در کل هیجانزدم! شروع داستانو دوس داشتم اینکه خواننده از طریق نامه های کیونگسو به بکهیون متوجه روند اشنایی کای و کیونگسو میشه ! شخصیت کای واقعا جذابه ولی این پوزخند شیطانی اخرش چی بووووود!!!

  29. خیلی خوب بود … نمی شه فکره کای رو خوند …به قلب کیونگ اشاره کرد و گفت ماله اونه و سوهو چرا باید از نزدیک شدن دیو به کای ناراحت باشه ؟!
    فکر می کنم کای اونطور که نشون می ده نیست ( خیلی زحمت کشیدم -_-)
    ولی ترجمه خیییللیییی ساده و روان بود
    تند تند اپ کن •~•
    لاویا *-*

  30. والا نمیدونم چی بگم فکر کنم اول با کیونگسو میخواد بازی کنه بعد بهش احساس پیدا میکنه!!!خوشحالم ولی نگران!! امیدوارم اینجوری نباشه…
    ممنون

  31. خدا رحمتت کنه کیونگ سو…چقدر زود جذب کای شد این بشر..معلوم نیست که بلایی سرش بیاد… شدیدا منتظر قسمت بعدددددددم….

  32. سلام آیلا جون . خیلی خوبه دوباره باهم درارتباطیم
    فیک خیلی عجیبه
    کای خیلی مرموزه وقتی دی او گفت عاشقشه و اون پوزخندش
    یاد تیزر افتادم میخوام بدونم چی قضیه که گفته بود وقتی عاشق ادم بدی میشی باید تاوان اشو بدی
    منتظریییم
    فایتینگ

  33. کای زیادی مرموزه ولی دوسش دارم
    دی او هم اگورپگور و گوگولیه اونم دوسش دارم
    مرسیییییییییییییییییییییییییی عزیزم از ترجمه روونت??????

  34. اوپس انقد سریع جلو رفت که خیلی هیجان زده شدم ⊙﹏⊙
    لاکن منتظر ی کای مرموز و سرکش و وشتناک جذابم…
    از اون نگاها سوهو تا عمق قضیه سوختم? منتظر قسمت بعدم

  35. وایییییییییی من میترسم خیلی خیلی خیلی میترسم اولاش فکر کردم یجورایی شبیه کتاب بابا لنگ درازه که کل داستان در محور نامه های کبونگسو میچرخع اما من اینجور سبکی رو هم دوست دارم هم دوست ندارم اما اینطوری که الان هست رو خیلییییی بیشتر ترجیح میدم ?? ترجمه عالیییی بود یعنی انگار نه انگار که داستان ترجمه ایه اینقد ساده و روان ترجمه شده مثل همیشه عالی اما من از کای میترسم ? برای همین این اول کاری هیچ فانتزی سازی انجام نمیدم چون مطمعنم که کای ناامیدم میکنه ? بازم مرسی ?

  36. ع رررررررررررررررررررررررررررر ع ر ررررررررررررر عااااااالیه من ادامه میخوام امیدوارم زود زود ادامه بزاری عاسقش شدم ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

    • عهههه کم بود کهsad
      مرموز بود
      همه چیزش مرموز بود. کیونگسو درمورد خودش خیلی توضیح نداد.کای هم همینطور.رابطه اشون با سرعت پیش رفت آخر قسمت اول:بوووم! اونو بوسید! خیلی دلم میخواد بدونم تو سر کای چی میگذره.
      مترجمای عزیز و نویسنده ی گلمون خدا قوت^-^

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *