Fanfiction SECRET ep14

چه خواننده های ظالمی که با 600 بازدید 98 تا کامنتو بزور میذارن و چه مترجم خوبی که هنوزم داره آپ میکنه!!پاشین بیاین ادامه :heeey: 
سلااام عزیزانم بعد از یه استراحت کوتاه برگشتم.تابستونم که تموم شد و باز من دلم نیومد شمارو بدون سکرت بفرستم مدرسه !!
اونایی که دانشگاه میرن هم از هفته ی بعد خدا قوت…امیدوارم تابستون خوبی گذرونده باشید.من که گذر زمانو کلا نفهمیدم …
خب برسیم به اصل مطلب اینارو حتما بخونین:
1-تا قسمت آخر این فیک که البته چندان زیاد نمونده قراره همه ی قسمتا رمزی بشن.
2-شرط 100تایی شدن کامنتم هنوز سر جاشه.هروقت 100 شد من آپ میکنم حتی اگه همین فردا 100 کنین کامنتارو من میتونم قسمتارو آپ کنم چون داستان من تمام و کمال حاضره.
3-خواننده هایی که میدونم الان یه هزار و یک دلیل میگن تو سایت نمیتونیم کامنت بذاریم جوین شدنتون تو چنل و گپ الزامیه وگرنه من پی وی هیچ احدی رمز نخواهم داد.
4-خواننده های عزیز سایت ؛در مورد شما هم رمز فقط به همون عزیزایی که قسمت قبل و این قسمت کامنت گذاشتن ارسال میشه ایمیلتونم همونیه که باهاش کامنت میذارید آدرس دیگه قبول نمیکنم.

باشد که رستگار شویم.حالا برین این قسمتو بخونین روحیتون بهتر بشه.

 

قسمت14(مامان خانوم ،تو چه عجب؟!)

 

sad(ششششش سر و صدا نکن))وقتی از اتاق خارج میشد آروم زمزمه کرد. رو نوک انگشتامون از پله ها پایین میرفتیم.هیولاهای کیک خوار،حمله…

sad(من جلوتر میرم)) به کیونگسو که جلوم بود پیشنهاد دادم.

sad(آه البته،بعدشم به بهونه ی اینکه از چیزی ترسیدی بپر روم،مگه نه؟)) خونه واقعا خیلی تاریک بود لامصب.

sad(خداروشکر که سالم و سلامت رسی..واهاهاهاییییییی این چیهههههه؟؟))

sad(عآآآآآآ چخبره باو؟))

sad(هاهاهاهاها)) سه صدا قاطی هم شدن.پ اینی که داره قهقهه میزنه کیه؟؟

من که نبودم،منبع صدا هم نزدیک نبود بنابرین کیونگسو هم نمیتونه باشه.وقتی تو یه لحظه طرف مقابل نور چراغ قوه ی تو دستشو به سمت صورتش گرفت ،کیونگسو فریاد کشید و سرشو تو بغلم قایم کرد.

sad(مامان؟؟!!!)) تو چه عجب زن؟؟نصفه شبی..-__-

sad(چی فکر کردی گل من؟؟)) وقتی چراغارو روشن کرد کیونگسو هم کم کم از جایی که توش سنگر گرفته بود خارج شد.

sad(ننه فازت چیه با چراغ قوه تو خونه میگردی؟؟))

sad(دارم فانتزی بازی در میارم فرزندم.ببین چطور ترسیدن آهآهاهاها…))

در حالی که قهقهه میکشید از کنارمون رد شد و به اتاقش رفت.

sad(همچین بگی نگی دارم از مامانت خوف میکنم))ظاهرا کیونگسو هنوز از شوک در نیومده بود.

sad(گاهی منم ازش میترسم.)) کیونگسو رو یکی از صندلی ها نشست و منم سریع یه لیوان آب به دستش دادم.

بعد از اینکه لیوانو بهم برگردوند دوباره تو همون لیوان برای خودم آب ریختم و خوردم؛از جایی که لبای اون خورده بود!

وقتی من داشتم کیکو میبریدم اونم آبمیوه هامونو میریخت.کارامون که تموم شد من سینی رو برداشتم و گفتمsad(ایندفعه من از جلو میرم.))

با سرش تاییدم کرد و چند قدم عقبتر از من به راه افتاد.

خدارو شکر بدون بروز هیچگونه مشکلی به اتاقمون رسیدیم.«اتاقمون»!! اتـــــــــاقـــمـــون!!! من آرومم…{پ.ن:کاملا مشخصه فرزندم -___- }

از یه طرف کیکارو میخوردیم و همزمان تو اینترنت میچرخیدیم.

sad(تویتر اینا داری؟؟)) وقتی سوالمو شنید سرشو به نشونه ی منفی تکون داد .

sad(اهل بازی با کلمات نیستم.اهل نوشته های کوتاه هم که اصلا…)) تو این دو جمله ی کوتاهشم کلی مفاهیم ادبی وجود داشت ولی بگذریم…

sad(فیسبوک؟)) یه نگاه«مسخرم کردی؟!» بهم انداختsad(ویبو؟)) صورتشو جمع کرد و دوباره سرشو به نشونه ی نه تکون داد.

sad(اون خیلی پیچیده بود،سر در نیاوردم حقیقتش)) حرفش حقه چون منم هنوز ازش سر در نیاوردم.

sad(خب بذار یه سوال کلی بپرسم؛تو کدومیک از شبکه های اجتماعی هستی؟؟)) شونه هاشو بالا انداخت.

sad(نمیگم)) وای خدا! میخواد دق مرگم کنه!!!
sad(خیلی خب گروهای مورد علاقتو بگو))

sad(اووو خیلی زیادن مثلا B.A.P,VIXX,BLACK B,BIG BANG…))

گروه دیگه ای هم موند محض رضای خدا؟؟!

sad(اینا همشون گروهای پسرن مگه نه؟؟)) شونه هاشو به علامت اینکه مسئله زیادم مهم نیس بالا انداخت.

sad(F(X),2NE1دوس دارم ولی طرفدارشون نیستم.))تو کره افرادی هم به عنوان فن بوی های اختصاصی گروه های پسر هم وجود داشته پس!!O_O

sad(تو چی؟))

sad(هر از گاهی کاراشونو دنبال میکنم ولی طرفدار گروه خاصی نیستم.))

sad(در موردB.A.P یخورده تحقیق کن.فکر کنم دقیقا مورد پسند تو باشن.))

اون گروهو میشناختم اما دورادور؛زیاد درگیرش نشده بودم تا این لحظه.

sad(مینهو هم خیلی خیلی خیلی باحاله)) مینهو خر کیه هان؟؟

sad(مینهو؟))

sad(چویی مینهو)) اسمشو تو گوگل سرچ کرد و قیافه ای که جلو روم ظاهر شد بیش از حد آشنا بود!

sad(من اینو میشناسم.)) به سمتم برگشت و با نگاه«برو بابا توام» پرسید

sad(از کجا؟)) ولی من واقعا میشناختمش.

sad(پسر خاله ی دوستمه)) فکر نمیکردم تمین تو این لحظه به درد بخوره.

sad(تو واقعا جدی میگی؟؟))چشمهاش درخشیده بود و این باعث میشد کم کم از این ابراز آشنایی پشیمون بشم!
sad(عههه،دروغم چیه؟))به سمت گوشیش خیز برداشت و انگار خیلی کار باحالی کرده باشه والپیپرشو تو چشمم فرو کرد!من عکس این آقا رو والپیپرم بذارم اونم بره عکس پسر مردمو بذاره!هه..

sad(من دیوونشم)) وای چه عالی-__-

sad(پسر خوبیه))چی میتونم بگم آخه؟خدا خوشبختتون کنه؟؟!

sad(کای…میشه یه خواهشی ازت بکنم؟))لپ تابو کنار گذاشت و دستامو گرفت و تو چشمهام زل زد.

sad(البته…)) میدونستم یه عنی قراره در بیاد ولی خدا به خیر بگذرونه.

sad(میشه یه عکسی کاغذی چیزی که امضا کرده باشه رو برام بگیری..))

sad(آره. چرا که نه))

sad(کای….)) اگه بگه ترتیب قرار گذاشتن منو مینهو رو بده میزنم تو دهنش.بی بروبرگرد.

sad(هوم؟))

sad(دیگه بریم بخوابیم؟))سوال قشنگیه.

sad(باشه)) باشه ولی چطور باشه؟اگه اون پیشم باشه من تا صبح خوابم نمیبره که!

sad(پس من برم لحاف تشک بیارم…هرچند کیسه خواب راحت تره و زحمت نداره…ولی تو اونا هم نمیدونم تا صبح میتونم زنده بمونم یا نه..!))مظلوم بازی جونگین استایل!!

sad(کیسه خواب چیه بابا،دیوونه ای مگه؟از سر شب هی داری فیلمای ترسناک نشونم میدی الانم دنبال کیسه خوابی؟!نه خیر جونم بدو برو چراغو خاموش کن بعد بیا پیشم.)) در حالی که زیر پتو میخزید با لحن تهدید آمیزی دعوام کرد.

sad(باوشه)) چراغو خاموش کردم و تو یه چشم به هم زدن کنارش دراز کشیدم.وقتی به یاد عادت های موقع خوابم میوفتادم خواب از سرم میپرید ولی از طرفی هم بوی کیونگسو مستم میکرد…خودمو به لطافت رایحه ی قشنگش سپردم و تسلیم خواب شدم.

*********
سر صبح با صدای زنگ ساعت بیدار شدم.درسته هر روز صبح این حس سنگینی رو موقع بیدار شدن داشتم ولی سنگینی امروز کاملا متفاوت بود؛یه سنگینی مو دار،یه سنگینی که نفس میکشید،یه سنگینی از نوع انسان! اول با شوک«اینجا چه خبره» وحشت کردم ولی کم کم یادم افتاد شب با کیونگسو خوابیدیم.فقط مسئله اینجاست که موقع بیدار شدن انتظار این پوزیشنو نداشتم!احتمال میدادم وقتی بیدار شدم 180 درجه جهتمو تغییرداده باشمو پاهام روی شکمش قرار بگیره ،حتی انتظارشو داشتم که روش بخوابم و زیرم لهش کنم،ولی ابدا تصورشو نمیکردم کیونگسو مثل یه گربه روم به خواب رفته باشه!سعی کردم یخورده بیشتر از لحظه لذت ببرم ولی هرچقدرم وزنش کم باشه وزن تموم بدن یه انسان واقعا غیر قابل تحمله.

sad(کیونگ…بیدار شو))با صدای آروم و لحن لطیفی صداش کردم.

sad(هممم)) یخورده رو بدنم تکون خورد و بعدش دستاشو دور کمرم حلقه کرد.صورتشو که تو گردنم قایم کرده بود باعث میشد نفسهاش پوست گردنمو قلقلک بده.دوتا دستم دور کمرش بود و با زحمت یکی از دستامو تونستم از زیر بازوهاش بیرون بکشم و دستمو لابلای موهاش فرو ببرم.

sad(کیونگ…))کمی دیگه تلاش کردم و اون سرشو بلند کرد و بهم لبخند زد.درست وقتی میخواستم خوشحال بشم که بالاخره بیدار شده ،دوباره سرشو تو گردنم فرو کرد و خوابید.

یه لحظه به یاد حرفش که گفته بود«اینجا فیلم کمدی رمانتیک فیلمبرداری نمیکنیم» افتادم!

با لبخند شیطانی روی لبم شروع کردم به قلقلک دادنش؛اول داد زد و بعدش با صدای قهقهه های بلندش خودشو به طرف خالی تخت انداخت.

نزدیکترین بالشتو برداشت و زمانی که میخواست باهاش خفم کنه منم سعی کردم بالشتو ازش بگیرم.

ولی از اونجایی که دستاش آروم نمیموند هر دو مچشو با انگشتام گرفتم و تو اون لحظه متوجه شدم دقیقا روی بچه قرار گرفتم و صورتهامون با فاصله ی قابل تاملی نزدیک بود.خیلی نزدیک!با ورود ناگهانی والده سلطان سریع از روش بلند شدم…چی گفته بودی؟؟ فیلم کمدی رمانتیک فیلمبرداری نمیکنیم؟؟بنظرم تجدید نظر کن کیونگسو خان-__-

sad(صبحونه حاضره))

sad(الان میایم مامان))با سرش حرفمو تایید کرد و تنهامون گذاشت.منم سریع به سمت کیونگسو برگشتم.

sad(روم خوابیده بودی!)) حتی اگه ناخودآگاهم این کارو کرده باشه حتما یه دلیلی داشته،مگه نه؟

sad(اصلا نتونستم بخوابم از دست تو.وای یه آدم تو 5 دقیقه چطور میتونه به 35 حالت مختلف در بیاد؟!واقعا تحیر برانگیزه!!)) ظاهرا از عادتهای همیشگیم دست نکشیده بودم؛من مرد ثابت قدمی ام!

sad(درسته.من همچین مشکلی داشتم و برای همین دنبال کیسه خواب بودم))

از روی تخت بلند شد و روبروی آینه وایستاد.یه دسته از موهاش که موقع خواب شکسته بود رو سعی داشت با دستش صاف و درست کنه ولی موها بعد از چند ثانیه دوباره به حالت قبلیشون برمیگشتن.

sad(بخاطر همین منم راه حلشو با خوابیدن روت پیدا کردم.حتی دستاتم گرفتم.برا دفعه ی بعد تجربه دارم دیگه مشکلی پیش نمیاد.))

«دفعه ی بعد» وجود خواهد داشت!و من از خوشحالی روی تخت بپر بپر میکردم.خداروشکر که از اتاق بیرون رفته بود…

 

مشخصه که بیدار شدن و خوابیدن با تو زیباترین موهبت الهیه که به من عطا شده.
(پ.ن:معنی پوستر همین جملس)

Print Friendly

114 Responses

  1. عرررررر
    دی او خطرناک میشووددد
    اوه اوه یکی کایو بگیره خودشو از خوشحالی خفه نکنه
    چه پوزیشنی هم داشتنااااااا.اوفـــــــــــــــــ
    واقعا عالی
    تنکس فور یو

  2. فک کن صب چشاتو باز کنی..یه موجود سفید نرم گلوله ای خوشمزههه به اسم کیونگ سو..روت نه…ولی کنارت باشه..من رسما همونجا میخورمش..خخخخ
    خسته نباااوووشیی

  3. اجیییییییییییییی این عالیهههههههههههههههه من دیوونه این فیکم
    راستی اگه خواستی رمزی کنی به جون خودم من هیچ شبکه اجتماعیی ندارم
    فیکتم خیلی دوست دارم و دارم دنبالش میکنم ژس توروخدا فقط به ایمیلم بفرستش

  4. راستی اگرادامش امادس چرانمیذاری توروخداسریع بذار مرسی میشیمsmile))این ایمیل منه اگررمزی کردیش میشه رمزوبرام بفرستی [email protected]

  5. سلام.کامنتا شده 97 تا.بدجور خمارم.نمیشه بزاری ادامه شو؟اگرم دوتا دیگه م من کامنت بزارم بازم متوجه میشی تکراریه.البته همینم دومین کامنته.ولی خب . نمیشه تقلبم کرد.ممنون

  6. دخترم
    دمت چیز ولی خب من که یک تنه نمی تونم 100 تا نظر برات بزارم
    از طرفی اگه اپ نکنی من میمونم تو خماری
    جان کایسو یه فکری بکن

  7. سلام عزیزم واقعن ببخشید برای دیرشدن تونظر گذاشتن هم سیستمم مشکل داره وهم باید کل فیکو ازاول میخوندم
    مامان کای خیلی پایس ازکاراش پاچیدم به خودا??
    خوابیدن کایم خیلی داغونه من مثله مرده ها میخوابم هرجور میخوابم صبحم همون جوری بیدار میشم ولی کای دیگه واقعن عجوبه ای بودا???
    ممنونم برای این قسمت فدامدا عخشم???

  8. زود تر ادامشو اپ کن منتظریم ممنون اونی [email protected] com

  9. این پارت خیلی قشنگ بود.باهاش حال کردم.کیونگم کم دلش نمیخوادا.نمیدونم واس پارت قبلی نظر گذاشتم یا نه ولی ب عنوان خواننده همیشگی توقع رمز دارم.راستی بابا یکم دلت واس پای ثابتا بسوزه تا کی الغوث بزنیم ک بقیه بیان نظر بدن تا برسه 100تا.گناه [email protected]

  10. سلام آجی.خوبی؟؟
    بازم مثل همیشه کولاک کردی و مرا هم خوشحال!!!
    فقط ی موردی….من ایمیل ندارم آجی!!!شمارمو توی قسمت ایمیل نوشتم
    بیزحمت میشه ب منم رمزو بدی؟؟؟
    من واسه همه قسمتا نظر گذاشتمااااا!!!!

  11. نمیدونم تا حالا چند بار گفتم این داستان محشره و ترجمه اش محشر تر پس یازم میگم عایههه ^^
    عاشششششششق کایم(البته تو این داستان شخصیتش جونگینه) خیلی بامزه اس و من این تیپی خیلی باهاش احساس اشنایی میکنم تاا بعضی از شخصیت های عجیب غریبش تو فیک های دیگه -_-
    مرسیییییییییییی که گذاشتی این داستان قشنگ رو بخونیم و از طرف من از نویسنده هم بابت داستان قشنگش تشکر کن
    راجع به بازدیدا به نظرم درست میگی که باید نظر بدن اما نزدیک 100 تا از این بازدیدا خودمم ^^ هی میومدم ببینم قسمت بعدی رو گذاشتی یانه وقتی میدیدم نیس قسمت قبلی رو میخوندم الان حفظم دیگه ^^
    بازم ممنون من هم تو چنلم هم تو گروه و هم همه قسمت ها نظر دادم پس تیری خدا موقع رمز دادن منو یادت نره وگرنه دیونه میشم عرررررررTT
    نزدیک 10 دفع نظرم موقع ارسال پاک میشد و دوباره باید مینوشتم اشکم دراومد ولی ناامید نشدم -_-

  12. عاقا بعد از تلاش های متوالی کامپیوتر بنده درست گردیدlaugh
    و الان با دوتا قسمت توپ دارم حال می کنمlaugh
    ال کیل می کنیااااااااlaugh
    البته من از پشت همین تریبون اعلام میکنم رحم کن من ایمیل ندارم خواهرمsad
    عایا تو میخواهی مرا در کف قسمت های بعد بکشـــــی؟؟laugh
    پس لطف کن رمزای قسمتای بعدی رو به وبم بفرستlaugh
    خواهـــــــشsad((((
    با تچکر از ترجمه ی خوبتانlaugh

  13. جونم کایسوووووووووووو
    این دوتا معرکه ان خدایی
    کیونگیم که داره کم کم پایه میشه و اهل حال و هول
    کلی قراره خوش بگذرههههههههههههههه
    ایوللللللللللللللللل
    دمت گرم خواهرم
    منم که تو چنل تلگرامت هستم
    رمزو میگیرم ازتتتتتتتتتتتتتت
    با تشکرررررررررررررررر

  14. وای من عااااااااااشق این فیکم چقدر قشنگه متنش فوق العادس عاااالیه چینگو یه دنیا ممنون که این فیک رو ترجمه میکنی منتظر قسمت بعدیم

  15. هم داستان عالیه هم نویسندش عالیه هم مترجمشششششششششششش
    اصن من میمیرم برای این فیک بخدا
    ضعف کردم برای کیونگش*-*
    کاش من جای کای بودمsmile)

  16. واااااااااااااااااااااای عاااااااااااااااالی بود مرسییییییییییییییییی گلم کایسووووووووووووووو ام ممنونم

  17. من فق. عاشق مامانم خیلی باحاله خخخخخ تا باشه از این مامانا . ولی خداوکیلی چرا کای اینقدر جوگیره ؟ ولی خوب بود بوچ بوچ

  18. وای خیلی باحال بود محشربود.کارت حرف نداره.من دیوونه ی این فیک شدم.اپ این قسمت یه خرده دیرشد دیگه داشتم بدن درد میگرفتم ازیه طرفم خودم از کسایی بودم که پیشنهاد دادم که سخت تر بگیری و تا کامنتا زیاد نشدن اپ نکنی ولی دیگه داشتم به غلط کردن میفتادم که خداروشکر اپش کردی.بازم مرسی

  19. ینی من فقط ی سوال ازخودم دارم … این فیک کجا بوده که من تازه پیداش کردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ … محشررررر بود … مخصوصا اینکه هنوز صبحانه نخوردمو هر 14 تا قسمتو باهم تموم کردم حرف نداشت … مخصوصا مامانش …. عاااالیه …

  20. ای جااااانم. چقد خوووووب بود. خیلی قشنگ و خووووشمزه بوووود. وای کایسوش معرکه س. خیلی ممنون. خسته نباشی فرزند دلبندم. ???
    خخخخ. مامان جونگین، خییییلی باحاله. دیوووونه????
    عالی بووووود. دمت گرم. ?
    منتظر ادامش هستم. ?
    راستی، اگه رمزی شد، چجوری و رمز و بگیریم؟ ?
    فایتینگ✌?<?

  21. یه چیزی …من اصلا این فیکو تا حالا نخونده بودم تازه فهمیدم چون قبلا فک میکردم هونهانه !پس من واقعا خواننده ی جدیدم

  22. وایییییییییییییی من روانی کای اینا شدم خداییی من چقد کای و مادرش بامزه ان عرررررررررررر باورم نمیشه زمانی که کمتر از پنج ساعت بعدش قراره برم مدرسه دارم اینو میخونم عالی بود نور امیدی در قلبم کاشتی خخخخخخخ قسمت بعد رو توروخدا بخاطر ما هم که شده سریع بزار sad(

  23. وااااااااااااااااااااااااای سعنی من عاقش مامان جونگینم
    از اون مامان پایه های باحاله هاااااااااااااا
    کیونگم همچی بگی نکی کم کم داره یخش باز میشه…میترسم بعدا جونگینو بزاره تو جیبش
    دیالوگای این داستانو خیلی دوس دارم…هم طنزه هم جالبن
    خوشحالم که اپش کردی
    خسته نباشی بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

  24. چقدر من میدوستم این فیک رو خو
    چقدر کیوته کای
    چقدر خوب و عوضی و در عین حال معموی و نرماله کیونگ سو
    و چقدر ترجمه ی آبجیم خوبه
    و چقدر من خوشبختم که این فیک رو میتونم بخونم
    و بسیار تشکر

  25. عه این فیک ترکیه ای بود خخخ پوسترو که خووندم کلی رفتم تو بحر اینکه چقد جمله ی سنگین و احساسی میتونه باشه ولی وقتی فیکو خووندم فهمیدم اونجوری که فک میکردم نبوده!در واقع این یه واقعیت خیلی کیوت و رمانتیک بود .
    من چند وقتی بود سایت نمیومدم فک کنم اصلا چپترای قبلو نخووندم (البته اگه کامنت نذاشم چون واقعا هیچی یادم نیس!)اگه برم بخوونم کامنت بذارم قبوله بهم رمز بدی دیگه؟!
    هاها بچه بودیم winxنگاه میکردیم کلی با کارتون ترکیه ای حال میکردیم …حالا فن فیک ترکیه ای اونم کایسو خخخ!
    لطفا به ایمیلم رمز بده!

  26. سلاااااااااام 0_0
    ببین چی شده … بالاخره اپ کردی…. دله مارو خون کردی تو ک…. T_T
    دلم واس نظر گذاشتم برایه فیکات تنگ شده بود عزیزکم….
    هییییییییییی ……. 66 تا بازدید 9 تا نظر.. کی میخوان این مردم اطلاح بشن خدا میدونه smile
    باشد که رستگار شوند smile
    این قسمت خیلی خوب بود بخصوص ادن قسمت بیدار شدنش… چقد این پشمک ملوسه…. کیونگ من *-*
    عررر از قسمت بعدی رمزیه 0_0 من ب فدایه تووووووو…
    راسی یه چیز دیگ .. میگم خوبه فیکات کوتاهن و مثل بقیه فیکا بلند نیستن اینجوری نظر میزارن . اگه بلند بودن چی…. مثلا ازین داستان بلندا ک 1 سال عن*ش در میومد اعتراف کنن یا یه سال طرف 1 سال حامله بود چی….. کککک
    …….
    من منتظرم قسمت بعدم شدید…..
    این کای بچم چقد خوبه ادم دلش میخواد بچلونش *-*
    فایتینگ دنییییییییی *.*

  27. عررررررررر عالی بود .کای چرا زودتر این کیوتو نمیخورههههههه؟؟؟؟؟ راسی من ایمیل ندارم با ی چیز چیز من در اوردی نظر میدم میشه لینک چنلو بذاری من عضو شم واس گرفتن رمز؟؟؟ ممنون

  28. واااااااااهااااااااااااااااای من مرررگه این فیکم چقد جونگین خله خخخخخخخخخ خیلی باحال بووود ممنووووووون

  29. Vaiiiiiiii…ch energyi azin bishtr?asn asheqe kyungm…y lhze khoshal shodmmmm…vli kh khub bud bhrhal…albte mn b ja kai budm jrsh midsdm ba un wallpaper minhush…porroooo…kkkkk…mercccccccc…kh khubi…luv u ba in energy k dadi..♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

  30. عـــــالی بود??
    مینهو??بیچاره کای??
    عادت های خوابیدنش تو حلقم??
    کیونگ هم دیگه راه افناده ها? باهاش کنار میاد?
    ترجمه هم که عالی و واقعا حرف نداره???
    و واقعا ممنون که با این کم لطفی ها بازم آپ میکنی?❤

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *