Fanfiction SECRET ep15

سلااااام به خواننده های تشنه در بیابان سکرت!! بفرمایید ادامه؛
با تشکر از مهفام عزیز بخاطر پوستر قشنگش❤️

یه موضوعی هست در مورد اینکه من واقعا از اذیت کردن خواننده خوشم نمیاد بالاخره شما هم برا تفریح و سرگرمی این فیک هارو میخونین منم هدفم خوشحال کردن شماست نه اذیتتون ،پس لطفا در مقابل احترامی که من به شما و شعور مخاطبام قائلم شما هم احترام و حرمت زحمت منو نگهدارین.تنها چیزی که ازتون میخوام همینه،فوقش قراره یه قلب قرمز کنین و یه کامنت ناقابل بذارین
در مقابل صفحه صفحه ترجمه ای که من براتون آپ میکنم واقعا ناچیزه،قبول دارین؟

 

قسمت15 (خیلی خب،این هیونگ دیگه کیه؟)

 

بعد از صبحانه تصمیم گرفته بودیم تا مدرسه پیاده بریم.از همون شیرینی فروشی که قبلا کاپ کیک خورده بودیم دوتا نون شیرین خریدیم و در حالی که تو راه دخلشونو در میاوردیم به سمت مدرسه میرفتیم.وقتی به سمت کمدامون رفتیم تا کتابامونو برداریم پشت سرم وجود کسی رو حس کردم.

sad(اومدی؟کار منم تموم ش..)) البته که انتظار نداشتم پشت سرم بجای کیونگسو یه دختر غریبه رو ببینم!

sad(صبح بخیر)) با صدای آروم و حالت معذبی حرف میزد.

sad(صبح بخیر؟))اول صبحی تو دیگه چی میگی آبجی خانوم؟!

sad(چیزه…جونگین باید یه چیزی بهت بگم..)) چه قدر این جمله برام آشناس خدایا!!
sad(میشنوم)) به زور خودمو کنترل کردم که نگم «بنال دیگه» !یهویی یه جعبه ی کادو پیچی شده که نفهمیدم از کجاش در آورد رو جلوی صورتم گرفت.

sad(من ازت خوشم میاد)) بازم یکی از صحنه هایی که اصلا دوستش ندارم.هر دفعه که تو این موقعیت قرار میگرفتم نمیدونستم باید چه خاکی تو سرم بریزم و زبون یه متریمو پیشی میخورد!باید میگفتم«ممنونم»!ولی اینکه خیلی گاو ماننده..«تو به کسی بهتر از من لایقی»؟ البته که اینو هم نمیتونم بگم چون خودتونم میدونین همچین کسی وجود نداره!«برو یکی دیگه رو دوست داشته باش»؟ مطمئنأ به محض گفتنش کتک میخوردم!

sad(متاسفم اما من یکی دیگه رو دوست دارم)) بالاخره با جواب نجات دهنده ای که به خاطر کیونگسو تونسته بودم ازش بهره ببرم،نجات پیدا کردم.

sad(که اینطور!اون کیه؟)) ببخشید اما به تو چه؟!

sad(کسی به دوری دیروز و نزدیکی فردا.باید برم)) وقتی جعبه رو بهش برمیگردوندم تو چشمهاش درخشش اذیت کننده ای به وجود اومده بود.

sad(ممنون میشم اگه پیش تو بمونه)) شونه هامو بالا انداختم و جعبه رو روی کتابهام تو کمد گذاشتم.

sad(خوب باش)) اروم زمزمه کردم و از کنارش رد شدم.به محض راه افتادن با کیونگسو که 4-5 ردیف دورتر وایستاده بود چشم تو چشم شدم.حالت چهرش چندان راضی به نظر نمیومد؛پیش خودم فکر کردم که حتما حوصلش سر رفته از بس منتظر مونده،پس قدمهامو سریعتر کردم.

sad(بریم)) به محض اینکه پیشش رسیدم اینو گفت و راه افتاد.انتظار داشتم در مورد اتفاق چند دقیقه پیش سوال پیچم کنه ولی ظاهرا اون چندان کنجکاو نبوده در این مورد.

sad(درس اولمون با کیه؟)) بخاطر شکستن سکوت بینمون یه سوال بی نهایت مزخرف مطرح کردم،چون اگه نمیدونستم زنگ اولمون چیه چطور میتونستم کتابشو بردارم!

sad(خانم پارک،تاریخ)) درواقع زنگ خواب صبحگاهی هم میشه گفت!

***********
بعد از زنگ تاریخ به اصرار جونگده و شیومین رفته بودیم حیاط تا کمی هوا بخوریم.نمیدونم اون دوتا جونور چطور یه همچین جایی رو پیدا کرده بودن ولی میتونم بگم اینجا بی آب و علف ترین قسمت حیاط بود!

sad(هروقت دلتون خواست میتونین از پاتوقمون استفاده کنین.)) شیومین وقتی پیش جونگده مینشست با لحن سرحالی گفت.

sad(خیلی ممنون)) و حدس بزنین پیش منم کی نشست؟ آفرین به شما چش دریده های باهوش!!دقیقا خودش اومد و پیشم نشست…

sad(جونگین فکر کنم باید بهت تبریک بگم))وقتی شیومین این حرفو زد خیلی سریع با حالت نگران نگاهش کردم،امکان نداشت بخاطر قضیه ی صبح تبریک بگه،مگه نه؟؟((کیونگسو سال پیش تو کلاس ما بود.الان واقعا متعجبم که تونستی اونو از شر سوئیشرتاش نجات بدی)) جونگده هم سرشو با موافقت تکون داد.وقتی به کیونگسو نگاه کردم سرشو پایین انداخته بود و به طرز شگفت انگیزی لبخند میزد.من فکر میکردم بخاطر حرف شیومین و خاطرات گذشته اذیت بشه ولی در کمال تعجب لبخند میزد!

sad(اولا برای تو خیلی سخت بود،دست و پا زدنتو از ردیف کناری تماشا میکردیم.)) با حرف جونگده سرشو بلند کرد و تو چشمهام زل زد.

sad(خیلی پر سر و صدا بودی)) تو چشمهام نگاه میکرد و ریز ریز میخندید.

sad(هی…توام خیلی بی توجه و خشن بودی،ببین من اصلا اعتراضی میکنم؟)) دستشو بلند کرد و موهامو به هم ریخت،ارتباط چشمیمونو قطع کرد و به جهت دیگه ای نگاه کرد.وقتی به سمت جونگده و شیومین برگشتم میتونستم درخشش فن بوی فیلینگز رو تو چشمهاشون ببینم.

sad(کیونگسو،جونگین رو دوست داری؟)) با سوال شیومین یه لحظه حس کردم الانه که قلبم از جاش در بیاد!

sad(البته که دوستش دارم)) از لحن مطمئنش معلوم بود دوست داشتنش از چه جنسیه..

sad(تو چطور جونگین؟)) با سوال جونگده شگفت زده نشدم ولی دست و پامو گم کرده بودم.

sad(اگه دوست نداشتم که از اولش دنبالش نمیدویدم)) حدس میزدم موقع به زبون آوردن این جمله سرخ شده باشم ولی کیونگسو نگاهم نمیکرد پس مشکلی هم نبود.

جونگده و شیومین لبخند های مرموزی به همدیگه میزدند هرچند مشخص بود بی هدف این سوالاتو نپرسیدن؛در کل خوشحال بودم که بنظرشون ما به هم میومدیم و بخاطر همین در حالی که ادای ندونسته ها رو در میاوردم لبخند میزدم.

**********
بعد از مدرسه با مترو به خونه برگشتیم.لباسامونو عوض کردیم و از طرفی مامان خبر داده بود که 3-4 ساعتی دیر میکنه،برای همین با عجله حاضر شدیم تا بریم بیرون یه چیزی بخوریم.وقتی جلوی در خونش رسیدم ،دیدم با اینکه براش بزرگ بود دوباره ژاکت منو پوشیده .

sad(باید برات چندتا ژاکت بخریم)) عملا توی لباسم گم شده بود.هرچقدر هم به نظر دوست داشتنی میومد فکر نکنم توش احساس راحتی بکنه.

sad(اگه قراره از ژاکتهای خودت بدی مشکلی نیست.لباسای فصل جدید تو ویترین مغازه ها خیلی زنندن)) اینکه لباسهای منو به لباسهای جدید ترجیح میداد البته که باعث خوشحالیم میشد.وقتی پیشم اومد دقیقا نوک پاهام وایستاده بود ،دوتامونم به کفشهامون نگاه کردیم؛کانورس های شطرنجی سیاه سفید و شلوارای سیاهمون بالاخره یه جورایی باهم ست شده بودند!

sad(خب…چی میخوای بخوری؟)) خیلی دلم میخواست بگم «تو رو» ولی ترجیح دادم جنون درونیمو زیاد بروز ندم فعلا!

sad(فرقی نداره))خیلی گرسنه بودم و میتونستم همه چیو بخورم.

sad(پس دنبالم بیا..))خوردنی های مختلف و ساده ای خرید از جمله نون گوشتی و ساندویچ خشک و کاپ کیک و نوشیدنی ها…بعدش به نزدیک ترین پارک رفتیم ،هم خوردیم هم کلی حرف زدیم.بعد از اینکه سیر شدیم تصمیم گرفتیم کمی بگردیم.

sad(کجا بریم؟)) عزیز من تو هروقت بپرسی جواب من ثابته.

sad(فرقی نداره))

sad(پس دنبالم بیا)) با قدم های سریع راه افتاد.خودمو بهش رسوندم و دستمو دور شونه هاش انداختم.میترسیدم خوشش نیاد ولی سرشو بلند کرد و با خنده ازم پرسید.
sad(کارائوکه؟)) طولی نکشید که خودمونو تو یه کارائوکه بار پیدا کردیم.

وقتی وارد شدیم اول از همه هوای خفه ی سالن بهمون خوش آمد گفت.ما هم به سمت مبل گوشه ی سالن انتظار رفتیم و نشستیم.وقتی مسئول اتاق ها پیشمون اومد شدیدا شوک شده به نظر میومد.

sad(کیونگسو؟)) برای اینکه مطمئن بشه کیونگسو رو صدا کرده بود و به محض اینکه کیونگ سرشو بلند کرد و اونو دید نیشش تا بنا گوشش باز شد.

sad(هیونگ؟)) خیلی خب،این هیونگ دیگه کیه؟!

 

Print Friendly

107 Responses

  1. یا بسم الله چییییییییی شددددددددددددد هیونگ کدوم خریههههههههههههه
    بغیه اش رو بزاااااااااااااااار جون مادرت

  2. تقریبا یک ماهه پیش قسمته قبل رو خوندمsad
    با این کاراشون دارن جذابیته فیک رو ازمون میگیرن نظرم نمیزارن
    امیدارم زودتر آپ کنی عزیزم

  3. من یعنی عاشقشونم تک تک رفتاراشون توحلقم…راستی اون اولا توقفسه های کیونگی کای جونجورومنتیکا دیده بود هنوزنفهمیده ژانرشو…من سریه صحنه گریم دراومد اونجایی که کیونگسو به مامان کای گفت مامن…فایتینگ..خیلی دلموشکست کیونگییییییییییییی…سریه جاش هم قلبم به اندازه ی خودکای لرزید اونجایی که پتورومیکشیدن وکای فهمیدکیونگی داره لبخندمیزنه…خیلی قشنگ بود من دیوونه ی صحنه پردازیاشم..اینم از بخشی ازاحساساتم درامورد این فیک فوق العاده..smile

  4. این داستان واقعا محشره فاز مردمو درک نمیکنم که چرا میخونن و کامنت نمیزارن ?
    خب میمرین بزارین؟ !
    داستان و ترجمت محشره عشقم?

  5. بابا لامصبا نظر بزارید دیگهههههههههههه اعصابه ادمو خورد میکنن
    حرومتون میشه اینجوری باور کنید حرومه
    استفاده میکنید ولی نظر نمیزارید
    مترجم زحمت داره میکشه
    اینهمه کسایی که نظر میزارنم حقشون داره ضایح میشه بخاطره یه مشت بی فکره تنبل

  6. عالییییییییی بودا من چخد عاشق جونگینم اصلا دلم میخواد برش دارم واسه خودم هرچند کایسو ریله-_-
    من دیگه نمیدونم چجوری دعا کنم ملت سرعقل بیان کامنت بذارن مردم از خملری این فیک TT

  7. ای وای نظرم گیر کرده بود دوباره اومد خواستم بیام ببینم نظرا چقدر شده
    جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ چرا نظر نزاشتن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نامرداااااااااااااااا

  8. خدای من این فیک عالیه ترجمه عاااااالیه فقط چرا 100 تا نظر؟sad
    خیلی زیاده ماها که نظر میزاریم چه گناهی کردیم؟عررررررررر
    بچه ها تو رو خدا نظر بزارید دیگه چرا انقدر نامردید؟

  9. خدای من این فیک عالیه ترجمه عاااااالیه فقط چرا 100 تا نظر؟sad
    خیلی زیاده ماها که نظر میزاریم چه گناهی کردیم؟عررررررررر
    بچه ها تو رو خدا نظر بزارید دیگه چرا انقدر نامردید؟

  10. اقا هر چقدر از ترجمه و فیکت تعریف کنم کم گفتم…فقط ای کاش شرط صدتایی شدن کامنت هارو برمیداشتی…حالا هفته ای یه بار نمیتونی اپ کنی ،بجای صدتا هشتاد یا هفتاد تا کامنتش کن…پلییییییز…بازم ممنون که اپ میکنی…بازم میگم…فیک و ترجمه عالیییییه

  11. سلام میشه این شرط صدتا شدن کامنتو بردارین بخدا ما از نجکاوی میمیریم حداقل هفته ای یه بار آپ کنید
    بازم خیلی خیلی ممنون که ترجمه میکنی
    فایتینگ

  12. ممنون از ترجمه.این قسمتم بعد از چشم انتظاری فراوان اپ کردی.این حرفتم که یه کامنت ناچیزه در مقابل زحمتت درست میگی میدونم.ولی این قسمت یه خرده کم بود که اونم فک کنم گفتی همون قد که زبان اصلی هست اپ میکنی هر قسمتو.فقط پوستر عکس کیونگسو یکم یجوریه ارایش دخترونه داره .فقط همین.میخواستم منم درست کنم ولی اصلا عکس کایسو نداشتم.قبلا داشتم ولی پاک شده انگار.امیدوارم قسمت بعدم زود اپ شه یعنی کامنتا بالا باشه.ببخشید زیاد حرف زدم

  13. من زیاد فیک نمیخونم، ینی اصلا نمیخونم -_- ولیی این فیک محشره! خیلی خیلی خیلی محشره ~
    ممنون از نویسنده ش و ممنون از تو بیشتر، چون هر کسی میدونه که ترجمه یه اثر طنز از یه زبون دیگه چقدر میتونه رو مخ و چرت باشه -_-
    ولی تو به خوبی از پسش بر اومدی و خیلی فوق العاده و دوسداشتنی ترجمه‌ش کردی، خواستم از زحمتی که‌ کشیدی تشکر کنم، چون با این زحمتت یه فیک کایسو به فیک های دوسداشتنی فارسی زبون اضافه کردی :دی
    مسلما با مشکل کمبود شکلک مواجه هستیم ولی من اینو با کلیی قلب و بوس جبرانش میکنم smile)) ♡♡♡
    مرسیی از زحمتات دنیی و از نویسنده هم تشکر کن :**

  14. یعنی من جون میدم واسه سکرت??
    عاشقشما? مخصوصا فکر ها و حرکات جونگین??
    این قسمت هم با اینکه کم بود؛? ولی عالی و قشنگ بود??
    ایشالا قسمت بعدی زود تر آپ شه تا دیگه در انتظارش دق نکنم?

  15. ااااااااااااااااااااااااااااااااااااخ جوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون
    جوووووووووووووووووووووووووووووووووووووون جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون
    جوهوووووهوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون

    سکررررررررررررررررررررررررررررررررررررررت….ااااااااااا این پوستره ککککککککک دقیقا عین خودشونههه

    اجی کجایی عزیزم میدونی چقدره منتظرت بودم از اون روز تا الان -___________________-

    اخه دلت میاد با من کایسو شیپر همچی کنی …نه واقعا دلت میاد…من که جیک جیک میکنم تخم داسناسور میزارم برات
    در کل گفتم دیگه تو لفافه بهت رسوندم

    عاقا من روز به روز دارم بیشتر کشته مرده این دوتا میشم…از الان که فکر میکنم این فیک قراره یه روزی تموم شه غمگین میشم عر میزنم میگم نععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععه

    جونگین بچم چه بد قهوه ای کرد دختر مردمو ولی خوب کرد تا کیونگ هس دیگری چرا…درست نمیگم

    همچی کیونگم بد بهش نمیگذره…معلومه تاا والده سلطان باشن مگه دیو از اون خونه میاد بیرون

    این هیونگمون کیستههههه؟؟؟؟؟؟؟؟//!!!!!!!!!!!!!!!!!
    عاااااااااااااااالی هم ترجمه روان و بسیار زیبا هم این قسمت عالی بودن

    خسته نباشی عزیزم

  16. به به چشم‌ما ب جمال سکرت روشن شد بالاخره*-*
    ینی این ۱۰۰ تا اندازه ۱۰۰۰۰۰ تا کامنت وقت برد smile گشادیسم بد دردیه ?☺
    خسته نباشی عشقم….? دستو و پنجت درد نکنه ?
    امیدوارم‌این قسمت زودتر ۱۰۰ تا کامنت بخوره دیگ تو برزخ سکرت گیر نکنیم?? واقعا انتظار بددردیه?
    فایتینگ دنی جونم?
    درمورد داستانم باید بگم سلیقه ی تو دیگ حرف ندازه خوووو چی‌بگم… تعریف کنم ریا میشه تعریفامو قبلا کردم… اینکه سلیقت خاصه واس اینه ک داش خودمی? دست نویسندشم درد نکنه داستان متفاوتیه واقعا ادم حال میکنه میخونه ?? این جونگینو بدین بخورم من? خیلی خوردنیه?? از خودشم‌خوردنی تره?????
    منتظرم واس قسمت بعدی??
    (غلط املایی هارو خودت تصحیح کن)?

  17. ای جونم این جونگین گاهی انقدر کیوت میشه آدم میخواد بخورتش آخرشم که بچم غیرتی شد چینگو با اینکه این قسمت یخولده کم بود ولی بازم دمت گرم منتظرتم فایتینگ

  18. این خیلی متفاوت تر از بقیه فیفاست واقعا عالیه ولی اونی باورم نمی شد که دی او به کاراءوکه بده خیلی ممنون که آپ کردی لاب یو

  19. سلام☺☺☺
    اخی جنون درونیش??
    جان تو مردم با این تیکه جنون درونیمو کنترل کنم؟؟باشه بابا میتونی????
    پوسترش منو کشت???????
    واای این فیک چون طنزه حتما ترجمش خیلی سخته چون طنزه هرجایی متفاوته عزیزم امیدوارم ولش نکنی فقط توروخدا اگه نخواستی بزاری هم برا ماخواننده هات بفرست ممنونم???

  20. وای.مررررسی.خیییییلی خوب بوووود.
    جونگین چقد باحاله.خیلی ازش خوشم میاااااد.شیطون دوست داشتنی! اعتماد به نفست تو حلقم،عزیزدلم.
    کیونگسو چقد مشکوکه!!چه لبخندایی میزنه!! مرموزه!!
    شیوچن هم که خیلی بلان!!شیطنت ازشون چکه میکنه!!
    وای.هیونگ کیه؟ یعنی کی میتونه باشه؟؟؟ چقدم زود جونگین حسودی میکنه!! ای جانم!!
    مررررسی. خسته نباشی .
    فایتینگ

  21. خیلی فیک خواستنیه !
    امم من فیکو هنوز از چپترای قبل کامل نخووندم ولی…
    این هیونگ چانیول نیس؟!
    کای… خدا این بشرو از ما نگیر !
    ممنون

  22. من ناجور ازین فیک خوشم میاد در عین فضای سادش خیلی قشنگ و خاصه مثل فیک i love you in my dreams من فیکایی با این ژانر رو بشدت دوست دارم??
    امیدوارم کامنتا به حد مناسب برسه که زود آپش کنی?
    خسته نباشی عزیزم بابت ترجمه عالیت??
    به نویسندشم از طرف من ایول بگو بابت این فیک قشنگش?

  23. ینی این حجم از خودشیفتگی واقعن بی سابقست??????????
    فن بوی فیلینگز?????? وات د فاز کایا؟؟؟؟؟
    مرسی عزیزم از ترجمه قشنگت?????

  24. Juuuuuun…vaii mn un moqe k un dkhtre eteraf krd b jaye kyung koli hsudim shod…arrr..ch javabi dad…kash kyung y vakonshi nshun midad..in hyunge ki bud jedi??vaiii ashqekaraye xiuchenm…ali budn..??kyungm k prte koln..elahi bmirm vase kai ba in luve prtsh..kkk…merccccc..❤♥♥❤♥❤

  25. اونی من به تازگی تصمیم گرفتم فیک پر طرفدارتو بخونم و از این تصمیم پشیمون نیستم همین طور که از خوندن طلسم پشیمون نشدم و اولین باری هس که برات کامنت میذارم
    من تو کامنت گذاشتم کوتاهی کردم و کاملا بهت حق میدم از دست امثال من ناراحت باشی ?
    امیدوارم منو ببخشی و یه چیز خلاقیت و هوش بکار رقته تو قلمت بی نظیره?☺
    واقعا تحسینت میکنم و میشخ بگی منبع پیانو هایی که برای طلسم میذاشتی کجا بود❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓

    • خوشحالم از اینکه تصمیم گرفتی سکرتو بخونی
      بابت تعریفای قشنگت ممنونم و راستش منبع آهنگایی که گذاشتم تجاربمه نه کلکسیون خاصی،من از بچگی با سمفونیای مختلف بزرگ شدم و تو داستانمم قطعه های مورد علاقمو استفاده کردم

  26. کامنت اول ایا?!
    معرررررکه ترجمه میکنی اجی! دیگه عادت کردم اینو بگم! خیلی دل انگیز و سرگرم کنندست! واقعا عالیه!
    راستی این هیونگ دیگه کیه? !
    خسته نباشید❤❤❤

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *