هدر سایت
تبلیغات

Fanfiction SECRET ep16

طی علمیات انتحاری گروهی از خواننده ی غیور و خودجوش الان در خدمتتونم بفرمایید ادامه:
سلااااام امیدوارم حال همگی خوب باشه عزیزانم
دلم برا جو سایت تنگ میشه که بخاطر کم لطفی یه عده مجبورا بهش کم سر میزنم …
این قسمت تا حدودی کوتاهه و باور بفرمایید من تقصیری ندارم، فقط دارم طبق متن اصلی پیش میرم و با اجازتون سکرت دیگه آخراشه و واقعا میخوام دیگه قبل از اینکه این فیک 3 ساله بشه دیگه تمومش کنم!! پس یخورده دیگه هم همکاری کنین تا ایشالا این پروژه رو به اتمام برسونیم.صحبت دیگه ای ندارم ،کامنتم یادتون نره لطفا

آها راستی این قسمت یه آهنگ داره که احتمالا بیشترتون شنیدین ولی برای اونایی که بخوان گوش بدن برای دانلود میذارم.از اونجای متن که *گذاشتم میتونین آهنگو باز کنین.
ohsehun40-42 (2)

قسمت 16(یه قدم نزدیکتر)

 

:((کیونگسو؟)) وقتی برای مطمئن شدن اسمشو صدا کرد کیونگسو سرشو بلند کرد و تا زمانیکه 32 تا دندونشو به نمایش بذاره خندید.

:((هیونگ؟))وقتی پا شد و بغلش کرد منم احساس یه پالاز وسط سالن رو داشتم.

:((اینجا چیکار میکنی؟))اولاد آدمی که نمیشناختمش و همچنان داشت به بغل کردن کیونگسو ادامه میداد این سوالو پرسیده بود.

:((خودت اینجا چیکار داری هیونگ؟)) میتونین بشینین و صحبت کنین ها احیانا!

:((کار میکنم!))وقتی نگاهشو به سمت من برگردوند اخمی کرد و تو گوش کیونگسو یه چیزی زمزمه کرد،هرچی که گفته بود باعث شد کیونگسو ازش جدا بشه و به سمت من برگرده.

:((این دوستم جونگینه)) پس الان جونگین شدیم دیگه جناب کیونگسو!پا شدم و با یارو دست دادم.

:((و منم همسایه ی قدیمی کیونگسو چانیولم))اگه عشق اولشم از آب در بیاد اصلا جای تعجبی نداره…

:((خوشبختم)) نه خیر نیستم!چطور میتونم باشم؟!یه همسایه ی خوشتیپ و قدبلند قدیمی که حتی ممکن بود دوست معشوقه ی قدیمی هم بوده باشه جلوم وایستاده!!

:((منم همچنین)) مشخص بود اون هم چندان خوشبخت نشده بود از دیدنم.وقتی دوباره روی مبل ها نشستیم همسایه ی قدیمی با یه جمله ی «زودی برمیگردم» ازمون دور شد.

:((میدونستی اینجا کار میکنه؟)) در جوابم سرشو به نشونه ی منفی تکون داد.

:((اگه میدونستم خیلی وقت پیش میومدم.)) وای چه عالی!

:((اومدم))صدای بم همسایه ی قدیمی حتی تو اون هیاهوی سالن راحت به گوش میرسید:((راستی چرا نقل مکان کردی؟)) یعنی موقع اثاث کشی خداحافظی نکرده بودن؟!

:((بعدا برات تعریف میکنم هیونگ،بیا الان در موردش حرف نزنیم.))یعنی چی حرف نزنیم اتفاقا الان باید حرف بزنین!!

:((خیلی خب…یادم نمیاد دوستتو قبلا دیده باشم.)) حقیقتش اینه که یارو تا حدود زیادی شخصیت باحالی داشت ولی دیگه از اون اول کاری حسودیشو کرده بودم و نمیتونستم باهاش گرم بگیرم.
:((از دوستای قدیمی نیست)) بهم نگاه کرد و سرشو تکون داد.کمی از در و دیوار صحبت کردیم و یهویی همسایه ی قدیمی کیونگسو رو پرت کرد روی صحنه؛منم از اونجایی که تا حالا صدای کیونگسو رو نشنیده بودم تمام دقتمو روی صحنه جمع کردم.

*

وقتی روی صحنه رفت سر و صدای اطراف قطع شد و همه روی کیونگسو متمرکز شدن.وقتی ملودی شروع ترانه رو شنیدم سریع متوجه شدم کدوم آهنگه. میخواست «a tousand years» رو بخونه.

ضربان قلب تند تر میشه” با اولین بیت ترانه خود به خود قلب منم شروع به تند تپیدن کرد.

رنگها و قول ها” ناگهان همه چیز بغیر از کیونگسو رنگ خودشو از دست دادو به چشمم فقط کیونگسو بود که درخشان و پر رنگ و لعاب به نظر میومد.

چطور میتونم دلیر باشم؟” وقتی از لاک خودت بیرون اومدی بزرگترین جسارت رو نشون دادی.اما میدونستم که منظور اون دلیر توی ترانه یه چیز دیگس.

چطور وقتی از سقوط میترسم میتونم عاشق بشم؟” البته که از عاشق شدن میترسید،«چون اگه بیوفتم دیگه نمیتونم بلند بشم» یهویی این جملش به یادم افتاد.اگه یبار دیگه هم میوفتاد خیلی اذیت میشد؛اما من دیگه به همچین چیزی اجازه نمیدادم.دستشو محکم میگیرم و دیگه نمیذارم سقوط کنه.

ولی وقتی تو رو تماشا کردم که تنها وایستادی،تموم تردید هام برطرف شد” اوایل بخاطر اینکه وقتی خواب بود تماشاش کرده بودم حس بدی داشتم.اینکه اونهمه وقت دنبالش دویدم  کار اشتباهی بود؟ درست یا غلط وقتی اونو موقع خوابیدنش تماشا کردم مطمئن شده بودم که میخوام ادامه بدم.

یه قدم نزدیکتر” و تو هر قدمی که به سمتش برداشته بودم بهش نزدیکتر شده بودم.با تکرار کردن یه قدم دیگه و یه قدم دیگه به هم نزدیکتر شده بودیم.فقط یه قدم دیگه مونده بود.واقعا میتونستیم یه قدم دیگه هم برداریم؟ اون لحظه حس کردم که الان دقیقا وقتشه اون یه قدم باقی مونده رو هم بردارم.بین ترافیک افکارم جوری غرق شده بودم که نفهمیدم کی روی صحنه رفتم!هرچند وقتی تمام افکارم پیش اونه،دور بودن جسممون از هم واقعا غیر ممکن بود.یه قدم دیگه به سمتش برداشتم.یبار دیگه بهش نزدیک تر شدم.

هر روزی که منتظرت بودم مُردم” اینکه وقتی اینقدر به هم نزدیک بودیم ولی در عین حال از هم دور بودیم عذابم میداد.شاید فقط میتونستم با همخوانی این ترانه عشقمو بهش اعتراف کنم.

عزیز دلم نترس من همیشه دوستت خواهم داشت” هرچقدر هم که باعث عذابم بود من به دوست داشتن ادامه میدادم.و لازم نبود از هیچ چیزی بترسه من همیشه کنارش میموندم.

تو رو تا هزار سال دوست دارم” با این حرفی که زدم میدونستم دیگه راه برگشتی ندارم.

تا هزاران سال دیگه هم دوستت خواهم داشت” تا زمان مرگ هم نه تا ابدیت میتونستم دوستش داشته باشم.

زمان متوقف میشه” وقتی باهم روی صحنه بودیم واقعا هم زمان متوقث شده بود.حس کردن صداش از این فاصله ی نزدیک باعث شده بود یه چیزایی رو تو وجودم به رعشه بندازه.

زیبایی تو تموم وجودشه،من جسور خواهم بود” وقتی این جمله رو به زبون آورد نفسم بند اومد چون در حالی که به چشمهام زل زده بود بجای «she»توی متن ترانه از «he» استفاده کرده بود!یعنی…فقط میتونم بگم اوههههه مااااااییییییی گااااااااد…!!!!

اجازه نخواهم داد هیچی بتونه اونو ازم بگیره و ببره” شوک لحظه ایمو کنار گذاشتم و موقع خوندن بیت خودم ،دستشو گرفتم.

با هر نفس” توی معدم هر چیزی که بود از شدت خوشحالی میخواست بریزه بیرون.الان دیگه فقط یه نفس ازم دورتر بود.

یه قدم نزدیکتر” بدون اینکه بتونم جلوی لبخندمو بگیرم در حالی که تو چشمهاش نگاه میکردم خوندم.

دیگه زمانش رسیده” میکروفون رو به دست چپش داد و دست راستشو دور گردنم انداخت و قدم آخرو با گذاشتن نوک انگشتهای پاهاش روی نوک کفشهام برداشت و وایستاد.وقتی لبهاش لبهامو پیدا کرد میتونم قسم بخورم که ستاره هارو دیدم.بدون دخالت زبونمون فقط با ملاقات لبهامون همدیگه رو تکمیل کردیم.در طول مدت زمانی که مثل بی نهایت به نظر میرسید همونطوری موندیم.از روی پاهام پایین رفت و لبهاشو ازم جدا کرد و میکروفون رو بینمون گرفت.

اینهمه وقت به پیدا کردنت امیدوار بودم” دست خالیشو روی صورتم گذاشت و نگاهشو به نگاهم قفل کرد؛برای اینکه غش نکنم خودمو با زور کنترل کرده بودم.

زمان، قلبتو برای من آورد” دستشو از صورتم برداشت و روی سمت چپ سینم گذاشت.داشت کار همیشگیشو تکرار میکرد؛قلبمو لمس میکرد.
هزار ساله که دوستت دارم
و هزار سال دیگه هم میتونم دوستت داشته باشم

The following two tabs change content below.

♋aqua_phoenix♋

متولد دهم تیر ماه ♋ مترجم زبان استانبولی./i love u in my dreams/ /secret/ /Asula/ 〰〰〰〰 /Gaya/ /Glamor/ /catboy agency/

Latest posts by ♋aqua_phoenix♋ (see all)

♋aqua_phoenix♋ 117 نظر 12 آبان 1395

دیدگاه بگذارید

با خبرم کن
avatar
مرتب کردن بر اساس:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین امتیاز
Leerikai
مهمان

ازمممممممممممممم نخوااااااااااا جزززززززز جججییییییییییییییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغ واکنش دیگه ای داشته باشم

وااااایییی خدااااا

اجیییییی من ی سوال دارم
من الان قسمت 13 و 14 رو خوندم
ولی نمیشه کامنت بذارم
ببین الان برا این میتونم اون نمیشههههههه
پی امم دادم برات
بیا جواب بدهههههههه
من نمیتونم فیک بخونم جججییییییییییییییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغ نزنممممم

رها
مهمان

واو به هم اعتراف کردند و اون هم با به آهنگ خیلی خوب ممنونم

آلوچه
مهمان

تو معده م کلاغ ها و انواع پرنده و خزنده و چرنده به حرکت درومدن!!!!ایگوووو
خیلییی خووووب بوووووووووووووووووود
نخسته مترجم دوست داشتنی

zoza/exol
مهمان

چ پردازش عااااشقانه ای من دقیقا خط اخر این قسمت رو با اتمام اهنگ تموم کردم خیلی خوشگل بود اصن معده منم مث کای داره ب هم میپیچه خیلی ناز بووود
ایده فوق العاده ای برای اعتراف بود افرین ب نویسنده
مرسی برای ترجمه روونت خیلی خوب بود

kaisaso
مهمان

WwooooooWw
Peerrrfffeeeccctttt
ینی عاااللیییی بوددد.
من عاشقق این فیکم.
وای فوق العادسسسسس
زود زود آپ کنننن من میمیرممم تا قسمت بعدددششش
😢❤😢❤😢❤😢❤❤

نگین کریس لاور.;کایسوشیپر
مهمان

محشربود عالییی بود هیچی برای توصیفش ندارم این قسمت قشنگترین صحنه پردازی بودتوفیکایی که خوندم واقعالذت بردم برم ازاول بخونم:)

جیران
مهمان

خیلی قشنگ بود احساساتمو پر پرید انقدر عاشقونه بود
آهنگشم خیلی دوس داشتم
خلاصه کلی خسته نباشی اونی ولی چرا خبری از آسولا نیست منم متعجب شدم یهو

Elaheh
مهمان

ببخشید قسمت بعدو نمیذاری؟…کامنتا از صدتا گذشتن آخه….من هی میام چک میکنم

viris
مهمان

ب معنییییی واقعیییی دارم‌عرررررررر میکشم….
عخیییییی بچه هام… تو کیونه جونگین الان جشنه😂 جشن ک‌چه عرض کنم …
وای چقد خشنگ….. اکوری پکوری هایه من 😭💕👬
سکرتم‌داره تموم میشه….. واهاییییییییی چه زود گذشت….
من یکم دیر دارم کامنت میزارم شرمنده دونی جونم *-*😍
وای با این اهنگه واقعا ادم میره تو ابرا… چقد اولین کی*س شون قشنگ و جالب انگیز ناک بود….
ویتینگ فور نکست اپیذور 😎😎

1288
مهمان

ووویییییی چ عجب یه حرکتی زدن
همیشه فک میکردم کای اول اعتراف کنه

شادی
مهمان

آها راستی چرا خبری از آپه آسولا نیست؟
اون فیک هم خیلی دلم میخواست بخونم بخاطره کایسوش و ترجمه ی شما

شادی
مهمان

ممنون کم بود ولی قشنگ بود

hoda88
مهمان

این فن فیک چرا انقدر خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
2 دلیل داره
اول اینکه مترجمش گله ترجمش
دوم اینکه کاپلش کایسوعه عشقههههههههههههههههه
وای تمومه تنم میلرزید از احساس

یاسمین
مهمان

خیلیییییییییی خوب بود قلبم اومد تو دهنم. اونجا که بجای شی گفت هی.خیلی رومانتیک بود.ممنون از ترجمه ی عالی.کامنتام که ترکونده

dingoin
مهمان

وااایی چه رماانتییکک عاالی بووود اشکم در اوومد😭💜💔💕💖

Mojde
مهمان

یهتتتتتت
در نهایت مای کایسووووووود🎀🎀🎉🎉🎉🎊🎊🎊🎊🎊😚😚😚😚💌💌💌🎁🎀🎊🎀🎊🎂🌹

Pari_sin
مهمان

چقد قشنگگگگگگگگ 😍😍😍😍😍
ترجمه اولش عالی بود 😂💕💕💕

mayana
مهمان

اخی عزیزم.من خیلی منتظر این صحنه بووووووووودم
ممنونم

wpDiscuz