Fanfiction The ugly twins 33

قسمت سی و سوم فیک ترجمه ای دوقلوی زشت با کاپل سکای

یه اتفاقی میوفته این قسمت 

بپرید دانلود کنید 

و توروخدا حمایت یادتون نره .. تازگیا واقعا از ترجمش خسته میشم 

Download 

Print Friendly

35 Responses

  1. ترووووو خیداااا اپ بکن ترو خداااا عررر
    من خیلی هیجان دارم خو
    اهم واقعا دست درد نکنه و اینکه به دلتم بگو زده نشه تو ترجمه نکنی ما چی کنیم که نخسه اصلیم نیدارم sad

  2. وااااای من عررر چقدر اونجاش دردناک بود ک مامان کای اومد تو اتاقش،خیلی گریم گرفت تازه حس مادریش گل کرد این همه کای سختی میکشید تو اون خونه انگارنه انگار،باباشم ک هنوداره مقاونت میکنه،ته مینم هیچ نظر خاصی ندارم
    آقااا میدونم این فیک سکایه هاااا ولی دلم شدیدا چانکای میخواااذ خیلی خوبههههه ،مخصوصا این پارتش ک بغلش میکنههه
    عالی بود این پارتش
    مرسیییی از ترجمه خوبت

  3. وایییییی چخبر شدددددsad
    عررررر بالاخره مادرش یکم به جونگینم فکر کرد
    کاش یه بار دیگه به سهون فرصت بده
    عررر کی روی خوش زندگی واسه جونگین میاد؟
    مرسیییییییییییی

  4. آخیش…
    خوب شد…خداروشکر! دلم خنک شد
    اسم خودشو گذاشته مادر!!! زجر بکش. بیشتر زجر بکش تا بلکه یکم از حس پسرتو بفهمی!
    بچه ی بیچاره ات حتی بیماریشو نتونسته بهت بگه بعد تو ازش انتقاد میکنیو ناراضی ای؟

  5. هووووووف واقعا نمیدونم چی بگم…..!!!!!1
    اخه اینم ننه باباس که گیره بچه من افتاده؟؟؟؟؟؟؟/اییییییین انصااااااافه؟؟؟؟
    مامانش رسما هیچی ازش نمیدونه انگار ن انگار ک بچه ماله اینه….
    هووووف من منتظر اینم که رابطش با سهون فیکس شه خووووو
    چرا نمیرن کره باز زیادی بهشون خوش گذشته ها…
    ممنونم از این ترجمه عالیت خواهرم گوله استعداد منی خو

  6. واااااای چه عجب بالاخره مادرش فهمید!!!!!
    عزیزم من واقعا این داستانو دوست دارم
    لطفا به ترجمه اش ادامه بده
    و ممنون و خسته نباشی

  7. واو مررررسی.خیلی خوب بود.واقعا خداقوت گلم. :myheart: :like:
    جونگین.پسر مظلومم. چقد خوب که تونست خودشو جمع و جور کنه.اینکه داره واسه آینده اش برنامه ریزی میکنه خیلی خوبه. :yeees: :yehetohorat: :heartme:
    میدونی ،خیلی از آدما بخاطر پشتیبانی های بی دریغ خانواده هاشون موفق و سعادتمند میشن. خیلی های دیگه،بخاطر همون خانواده ایی که میتونه تا عرش پروازشون بده،با مخ میخورن زمین و از آرزوها و حتی خودشون دست میکشن!! :mazlum: :yehet: :cry: جونگین مال دسته ی دومه! :aaar: انقد فاصله اش از خانوادش زیاد بوده که کارش به اینجا رسید. :cry: اگه پشتیبان محکم و باوفایی مثل چانیول نداشت،مطمئنم حتی بیخیال نفس کشیدنش میشد!! :gerye: چون واقعا وضعیتش دردناکه. :aaar:
    دلم واسه تمین سوخت :nanahat: واقعا اون مقصر نیس. :gijiviji: ولی همه چی سر اون خراب شد. :mazlum: همین که فهمید داداشش بخاطر اون،اینهمه سختی تحمل کرده،راحت میتونه باعث شکستنش بشه. :cry:
    بابای جونگین… :heeey: از این رفتاراش پشیمون میشه،فقط کاش دیر نشده باشه. :chebedunam:
    مامان جونگین،خوبه که بلاخره یه تکونی خورد. :heeey: خوبه که رفت داخل اتاق جونگین. و یه کم به این پی برد که چقدر باعث شدن بچشون ازشون فاصله بگیره! :cry: :becharkh:
    عزیزم،چانیول.واقعا مرده.یه مرد واقعی. :yeees: :yehetohorat: :heartme: توی همچین لحظه ای،که جونگین یه سانت باهاش فاصله داشت،میتونست خیلی راحت ،خوخواهانه عمل کنه؛ :nish: ولیییییی… :yehet: :like: ای جانم.پسر خوب. :heartme: :heartme:
    خیلی خوب بود.خداقوت. :like: :yehet:
    منتظر ادامش هستم. :bunny:
    فایتینگ :heartme:

  8. آخه خیلی دلم به حال جونگین میسوزه
    خدایی اینجور مادرا حق اینکه بچهاشون بهشون بگن مادرو ندارن چجوری به یه پسرت انقدر اهمیت میدی که حتی میدونی با کسی رابطه داره و به یکی انقدر بی اعتنایی میکنی که حتی نمیدونی پسرت بیماریی به این سختی داره واقعا جای تاسف داره
    خیلی عالی بود هرموقع که این فیکو میخونم قلبم درد میگیره خیلی ممنون :rose:

  9. سلام گلم خوبی؟ ممنون برای این قسمت نیز
    وای خداوندا ، طفلی جونگین
    چرا نویسنده منو بین سکای و چانکای گیر میندازه آخه -_-

  10. نههههههههههههههههههه جونگیییییییییییییییییین :aaar: :aaar: :aaar: :aaar: :aaar:
    سهون کدوم گوریه بازم ایول به چانیول ایووووووول :gerye: :gerye: :gerye:

  11. اونییییییییییییی
    چرا خستهههههه
    چرااااااا
    تا ما هسیم چراااا خسهههههههه
    اونییییییی
    اون روز ک بفمم ترجمه نمیکنی میشه یکی از بدترین روزا
    اونییییی بخاطررررره مااااا
    لطفننننننن
    ترجمه رو ادامه بده
    تا الان فوق العاده بودی
    فوق العاده هستی و
    فوق العاده خواهی ماااااند
    لابت دارم اونی شقاااااایققققق
    برم بخووووونمششششششششششششششششش
    :myheart: :charkhesh: :myheart: :charkhesh: :myheart: :charkhesh:

  12. مامان جونگین واقعا آدم بیخیالیه! تازه الان فهمیده بچش مریضه:|
    اه نمیشد چانیول جونگینو ببوسه!!!؟sad(( چانکای خوووبه :mazlum:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *