هدر سایت
تبلیغات

Fanfiction Three Night ep7

سلام ، اومدم با قسمت هفتم از فیک ” سه شب ” به نویسندگی Jeengul

*پاسخ به برخی سوالات*
سلام ^^ اگه قبل پارتا معمولا کم حرف می زنم یا اصلا هیچی نمیگم، به خاطر اینه که نمی خوام وقتتونو بگیرم، می ذارم حرفام جع بشه، یه جا می زنم. الآنم لازم نمی دونم همه بخونن. هر کی دوست داره 
اولا ممنونم از اونایی که با نظراتشون سرافرازم می کنن. راستش وقتی “سه شب” رو می نوشتم، انتظار کامنتایی با محتوای “مسخره بود” و … فلان داشتم … و الان واقعا حس می کنم از طرف شما، دوستان، داره بهم لطف میشه!
ثانیا تعداد دانلودای پارتای رمزی، برای من نشون دهندۀ آمار خواننده هام هست، پس ترجیح میدم کامنتا طوری باشه که من شرمندتون نشم … آخه وقتی میگین “مرسی عالی بود” و همین و بس خجالت می کشم و نمی دونم چه جوابی بدم و احتمالا دیدین که جواب خاصی نمیدم چون یه جورایی روم نمیشه (حس می کنم آدم باید خیلی پررو باشه که به کامنتای این طوری که فقط تعریف و تشکر بوده و جای هیچ چالشی نداشته، جواب بده. خودشیفتگی نیست؟) … و این طوری بیش تر شرمندتون میشم … در کل اهل تهدید نیستم … از اون جایی که تعداد نظرا هیچ وقت برام مهم نبوده و محتواش بیش تر تو چشممه، اختلاف (158-19) 139 تایی نظرات با دانلودای پارت 5 اذیتم نمی کنه (تعداد کامنتایی که میگم بدون احتساب جوابای خودمه – مربوط به روز بیست و هشتم این ماه) … پس راحت باشین و برای ترس از تهدید و رمز و این چیزا کامنت نذارین  هر وقت احساس کردین نظر، احساس، انتقاد، سوال یا در کل حرفی دارین، حتما برام کامنت بذارین ^_* هیچ زور و جبر و التماسی وجود نداره! اما اگه دوست ندارین فیکم از سایت حذف بشه، لطفا لایک کنین *-* !
ثالثا با کمال پوزش و شرمندگی باید بگم اکثر سوالاتون طوریه که نمی تونم جواب بدم … بعضیا می پرسن که مثلا “اتفاق بین بکهیون و چانیول تو پارت 2 و 3 بالاخره واقعی بود یا نه؟” … به نظر من یکی از واضح ترین جاهای داستان همون جا بود، کما این که قصد داشتم محتوای بین **ش رو گنگ تر بنویسم!! به نظر من خیلی از سوالاتون با دوباره و دقیق تر خوندن متن (و این از ضعف نوشتار بنده ست که احتمالا بازخونیش براتون خسته کننده ست) حل میشه. من می نویسم، یاد نمیدم که ^^ ککک! این فیکو واقعا به خودم قول داده بودم به سوالات جواب ندم … پس منو ببخشید لطفا >< ! بعضی از سوالات دربارۀ آینده ست … این که چی پیش میاد … انقد خوشم میاد بیش تر از خود شخصیتا استرسشونو دارین  ! دربارۀ این سوالات هم منو عفو کنید. داستان نوشته شده که خونده بشه، نه که از قبل تعریف بشه (لبخند خجالتی و گونه های سرخ Jeengul – حتما داستان اون قدر جذابیت نداره براتون که خودتون ادامش بدین  )! بعد این که، بخش هایی از داستان براتون مبهمه … یه چی بگم؟ کلا این داستانو نوشتم واسه واضح نبودن و مبهم بودن و همون طور که به یکی از دوستان جواب داده بودم، بسیاری از سوالات شما اعم از “سهون چه طور مرد؟”، “چی شد که چانیول و کیونگسو ازدواج کردن؟”، “جریان دوستی بکهیون و کیونگسو چیه؟”، “چانیول و بکهیون واقعا همو از قبل می شناختن؟” … و خیلی از سواات این شکلی دیگه، حتی تا انتهای این داستان هم پاسخ داده نمیشه! و اگر منتظر فلش بک خاصی هستین، نباشین  این داستان، کلا فلش بک به اون معنا که تو ذهن شماست، نداره! و اگر فکر می کنید درون مایۀ اصلی براتون گنگه، احتمالا تا پرات 13 (لست پارت) هم براتون گنگ می مونه … اینا رو گفتم که آخرش فکر نکنین گولتون زدم و نتونستم داستانمو جمع کنم! کلا هدف این داستان، مفهومی نبود، بلکه فضاسازی ها و تشریح احساساتیه که تو ذهن بنده شکل گرفته و دلم می خواسته با شما به اشتراک بذارم … حالا این که چانیول و بکهیون قبلا همو می شناختن یا نه یا این که سهون چه طور مرده، فکر نمی کنم چندان هم چیز مهمی باشه  (نظر منه – الان میاین منو می زنین!)! همۀ اینا رو گفتم که اگه با دونستنشون جذابیت داستان براتون از بین میره و میلی به ادامش ندارین، وقتتون باهاش هدر نره …
رابعا توصیه می کنم داستانو با دقت بخونین ^^ اگر دقت کنین، متن معمولا غلط املایی هم نداره (!) پس اون قدری ویرایش شده که الان کاملا برای شما پاسخگو باشه و فقط به دقت نظر نیاز داره (و البته که اگه این اتفاق نمیفته، قطعا از ضعف بسیار در نویسندگی بندست) … این از اون داستانامه که توش اراجیف نگفتم … و احتمالا قطع به قطعش در آیندۀ دور یا نزدیک (اگه دنبال کنندۀ من باشین) به دردتون می خوره 
خامسا من عاشق اونایی شدم که دلشون به حال کیونگسو سوخت! ^^ آخه معمولا هر جا پا می ذارم همه با چانسو مشکل دارن، به خصوص وقتایی که بکهیون در حال تجرد باشه … منم با اون عدۀ دلسوز همدردم، البته از نوعی دیگر *_* !
سادسا با وجود کلی نگری محدودی که تو شخصیت پردازی این داستان داشتم و شاید از لحاظ کلی چنگی به دل نزنه، اما از دقیق بودنش، میشه گفت راضی ام (مقصود اینه که: اون طور که می خواستم از آب دراومده و نه خوب بودن مطلقش) … اینو گفتم که انقد زود دربارۀ شخصیتا به نتیجه نرسین … نصف فهم داستان و حتی پیشبینی آیندش، به شناخت درست شخصیت ها بر می گرده … و با وجود شخصیتای محدود “سه شب” انتظار کم دقتی و سهل انگاری از شما نمیره!
سابعا مطلِعم که تو توصیف احساسات شخصیت ها کم کاری می کنم … اگه می خواین احساساتشونو درک کنین، توصیه می کنم دنبال نشونه ها بگردین … این که فاز چانیول و بکهیون چیه، بیش تر تو کلمات مشخصه، تا جملات! البته کلماتی که شما رو به راه درست ببرن!
ثامنا اینا رو که میگم فکر نکنین خیال می کنم داستانم خیلی عجیب و مرموزه … نه خدایی با این همه نگفتنای من تو متن، خیلیم آبکی شده -_- اینا رو گفتم که خیال نکنین Jeengul شما رو با درگیری ذهنیتون رها کرده،،، بالاخره باس یه جوابی بدم =)
تاسعا من همۀ کامنتا رو می خونم، واو به واو! گفتم که بدونین =D !
نهایتا خیلی خیلی تشکر می کنم از صبوری و همراهیتون! خوندن همچین داستان مزخرفی، اونم با وجود آپ هفته ای یک بار، واقعا … پس شما خیلی باحالین! با تشکری بس عجیب از آجی شمیم!
ضمن این که تا پارت یازدهو دادم دست آجی برف آذر ^^ پس دیر و زودشو من بی اطلاعم!
ببخشید که انقد پرحرفی کردم. عذر می خوامتون! سارشفزین!

دانلود قسمت هفتم :

ohsehun40-52 (2)

The following two tabs change content below.

barf.azar

برف آذر /کاشیا ، اکسو ال / ممنون می‌شم در صورت نذاشتن کامنت هم ، اون پسند رو بزنید (اگر مورد پسندتون بوده فیک)

Latest posts by barf.azar (see all)

barf.azar 42 نظر 28 اردیبهشت 1395
مرتب کردن بر اساس:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین امتیاز
sepid
مهمان

ولی خیانت اگه از نوع چانبک باشه بازم خوبه عرررر 4chsmu1

امنه
مهمان

309 دلم میخواد بزنم چانی رو از وسط نصفش کنم
بیچاره کیونگی 154fs232528 154fs232528 154fs232528
ممممنومن اجی boooch

Byun Sahar
مهمان

omidvaram ta akharesh ba ham bemunan
vali delam bara Kyungsoo misuse
mrc
Fighting

Shadi
مهمان

سلااام من قسمت 5 رو که رمزی بود دانلود کردم ولی اصلا باز نمیکههه چیکار کنم؟

Jeengul
مهمان

سلام ^_^
ایمیلتو بده واست بفرستم جانا

fatho
مهمان

لعنت به این چانیول که داره حرصه منو درمیاره!میزنم له اش میکنم
آیییییشششششش چینجااااااا

fatho
مهمان

وممنون بابت اطلاعاتی که دادیohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wink.gif

roza
مهمان

عرررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
من مرگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ(البته خدا نکنه)
بککککککککککککککککککک
چاننننننننن
من دیوانه این داستانمممممممممم
چه میکنی با ما جینگولک

narsis69
مهمان

آهان.دیدید گفتم …ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
یعنی واقعا این شانسه که من دارم؟؟؟!!ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif
این قسمت خیلی چانبک مون رمانتیک شدن.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif
من در آن واحد که از عشقشون و لحظات شادشون خوشحال شدم،ولی دلم هم براشون سوخت.بخصوص واسه بک.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif همچنان عشقشون برام قابل درک نیس.و اینکه یک شبه عاشق شدن و نمیتونم هنوز هضم کنم.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gifولی کنجکاوم در مورد اینکه سرنوشتشون چی میشه.کلا دلم واسه شخصیتای داستان میسوزه.دست سرنوشت چه بی رحمه. ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif
فایتینگ

narsis69
مهمان

این واقعا ظالمانه اس.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif2 بار تایپ کردم. کامنتم پرید و نیومد.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
میدونم حالا که دارم چیزی غیر از نظرم درمورد داستان تایپ میکنم ،آپ میشم کامنتم.اه.لعنت به اینترنت ایران.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gifسرویسمون کرد
در هر صورت ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
فایتینگ.داستان خوب بودohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif عصبی شد از دست این اینترنت ت*می

Jeengul
مهمان

من واقعا شرمندم
الهی بمیرم ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
خیلی بده تجربشو داشتم

narsis69
مهمان

خدا نکنه جونگول جون.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif تقصیر اینترنت بیشعورهohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gifفایتینگohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

MaMy
مهمان

وات دا هــــــِـــــل؟؟؟!!! :|
+جونگول تا نگی “سارشفزین” یعنی چی من اقدام به دانلود و باز کردن فایل پی دی اف نخواهم کرد-__-
چیه خو الان چند ماهه ذهنم درگیرشه *~*
خسته نباشی گل من^^ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifعررر تاب ندارم برم بخونمش…ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gif
ناموصن هنوزم حال و حوصله خوندن کامنتای طولانی منو داری؟=/

Jeengul
مهمان

-_______- هنوز یاد نگرفتم، جواب این سوال چیه :\ مثلا هل عیز یو خوبه؟!
عه؟ نگفتم تا حالا بت؟ “سارشفزین”: “سا” از “سلامتی”، “رُش” از “آرامش”، “فز” از “خداحافظ” و “ین” هم “ینِ” زینت … پس آرزوی سلامتی و آرامش و خداحافظی رو یه لوح فشرده ست ^^ !!!
عررر خو چرا گذاشتی درگیر بمونه دخترم!!
دررفت جانا ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif لطفتو می رسونه ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif
بلی! چرا که نه؟! دیدی که؟ معمولا جوابایی که بت میدم از کامنتای تو طولانی تره :| ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

MaMy
مهمان
وات دا هـــِـــل اِگِیــن؟؟-__- سلام :| بازم منم :|| عاره خو اگه اینجوری احساس بهتری داری من مشکلی ندارم بم بگو “هِل کوچولو”! با هِلِ خوراکی اشتباه گرفته نشه البته =||| -جونگولا انقد جواب ندادی انقدددد جاواب(:|) ندادی که خانواده گرام اومدن ناچار به لوگ عَوت از تلگرام شدم =|| دلم میخواد بگیرم گازگازیت کنم الانم میترسم باز بیام بذگریم :| بنده هیچ احساس همدلی و همدردیی در رابطه با رابطه ی متلاشی شده و پُکیده ی چانسو ندارم-__-این کاپل با عرض شمرندگی واجبه که از صفحه مانیتور (:|) حذف بشه..ینی چی خو؟!همین کارا رو میکنید عادم از این کاپل… Read more »
Jeengul
مهمان
یو عار مای هل ^____________^ سلام :) منم اگین! ککک هلِ خوراکی عررر با وجود چانبک، اونم از نوع قهوه ای قرمزش، دیگه چه نیازی به گازگازی کردن من هس جانا :| ؟! خانوادتو گازگازی کن عررررر من شرمندم! ببین کلا تو یکی دربارۀ چانسو پیش من حرف نزن :| نمی خوام کلامون بره تو هم! بعدشم متلاشی شده و پکیده خودتی :| این کاپل خیلیم بامزست و ان شاء الله که ثابت قدم باشن *-* ببین تقصیر من نی :| دلیل تنفر تو از چانسو، شک نکن EXOBUBZه :| خدایی با این همه احترامی که براش قائلم، سر این… Read more »
sachankyul
مهمان

من مشکوکم….این چانبک خیلی مرموز تشکیل شد?
ممنون عااااااللللللیییییی بود خسته نباشی ????

Jeengul
مهمان

کککک عار یو شادمهر عقیلی؟! (مشکوکم، مشکوکم به تو!!! – کوچۀ شهید بی نام :|)
چرا مرموز … من نمی دونم گیرش چیه -_-
خواهشمندم دخترم! خوندنت عالیه! در رفت خستگیم :)) ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

Atousa
مهمان

اعترافــ ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif
با اینکه دوبار خوندمش ول واسم بازم جذاب بود اینم جزو معدود دفعاتی هس که من چیز هارو دوبار میخونمـــohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif
با اینکه نفهمیدم این جاذبه یا بهتر بگم این عشق بینشون چطور شکل گرفت ولی اعتراف شیرینی بود مثه دو تا عاشقـohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif
ـ تو مثل یه چترباز به مقاصد بلند و دوردست فکر می کنی. خودتو به غیرمتِرَقِّبه (پیشبینی نشده)ها می سپاری، در حالی که میشه حدس زد برنامۀ دقیقی تو ذهنت داری….
عاشق این جمله بالای شدم↑…
و
مرسیohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
?

Jeengul
مهمان

انقد از این شکلکای محبت آمیز نذار باتم جان -_- عادم فکر می کنه دوقطبی شدی :|
عررر شرمندم نکن دیه ^^ از لطفته رفیق!
تو هنوز رو همون فرضیۀ برق لب اعتیادزا بمون ککک!! عاغا جاهای دیگه مگه چه طور عاشق میشن -_- ینی خیلی اتفاق عجیب و غریبی باید بیفته :| ؟
این جمله هه هم عاشق تو شد ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif از کپشنای اینستات معلومه از این حرفای چرت و پرت خوشت میاد :| ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif
و
خواهشمندم -_- شب میام قلبمو نشونت میدم ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif
ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wink.gif

exonet
مهمان
حقیقتش نمیدونم چی بگم من خودم از اون خواننده هایی هستم که به شدت تو تحریمه تحریمااااااااا و اینکه متاسفم بابت اینکه نمیتونم همیشه دیدگاه بزارم چون سقف زمانی دارم ولی خداوکیلی هیچ صفحه ای از سایت نبوده که باز کنم و لایک ندم و باز هم متاسفم در ضمن باید بگم اولین کاپلی که شیپ کردم و هنوزم روش غیرت خاصی دارم چانسو بود نگران نباش حیف که تو فیک نیستم وگرنه خودم حساب چانبکو میرسیدم در ضمن شاباجی هرچند گفتی اختلاف نظرات برات اهمیت نداره ولی خب برا من یکی شرم آوره حقیقتش خودم رو مسئول دونستم و… Read more »
Jeengul
مهمان
برای پیشرفت، نیاز به نظرات شما دارم، درست، ولی قبل از پیشرفت خودم، هدفم تاثیر رو دیگران بوده و به نظرم، تعداد دانلودها، کمیت این تاثیرو برام نمایان می کنه که البته کیفیتش رو هم باز باید تو نظرات جویا شم! پس این که میگم اختلاف تعداد نظرات و دانلودا مد نظرم نیست، علتش همینه. چون “مرسی عالی بود” نه باعث پیشرفت من میشه، نه چالشم و نه تاثیرگیری رو نشون میده و فقط نمایانگر لطف خواننده هامه که فقط خجالت زده م می کنه بنابراین کامنتای این طوری می تونن نباشن برای من جای بسی مسرّت و افتخاره که… Read more »
Helium
مهمان
حسش برای من مثل ازدست دادن چیزیه که ندارم یا بدست آورون چیزیه که مدت ها پیش داشتمش … اشتباهات چیزین که وقتی خودنون درحال انجامش باشیم شاید هیچ وقت نفهمیم ولی اگه از دید سوم شخص بهش نگاه کنیم متوجهش خواهیم شد .گاهی به زمانی میرسیم که خودمونو خودخواه در نظر میگیریم ولی بعد متوجه میشیم که حتی نمیتونیم کاملا خودخواه هم باشیم سه چیز که هیچ وقت برای اومدنشون کاملا حاضر نخواهیم بود تولد خودمون ،عشق و مرگ . انسان های عادی که به 100% اینا نمیرسن(آمادگی کامل ) و البته ما برای ازدست دادن هم کامل نیستیم… Read more »
Jeengul
مهمان
چرا از دست دادن؟ هنوز کار به جاهای باریک نکشیده که :| ولی دومیه وسوسه م می کنه! بستگی داره چه نوع اشتباهی باشه … وقتی یکی داره همۀ اطرافیانشو فریب میده، ممکنه ما همه فکر کنم اون امین و صادقه و داره کار درستو انجام میده، در حالی که خودش از ماهیت اون کار باخبر باشه! دقیقا چرا دربارۀ خودخواهی میگی؟ ولی من دربارۀ اون سه چیز مطمئن نیستم! شاید همۀ ما می دونستیم که کِی به دنیا میایم، چرا که آدم و حوا هم می دونستن گناه نقطۀ سقوطشونه! و مرگ … کم تر کسی رو دیدم که… Read more »
jichang wook
مهمان

ای بابا…
هر بار روانشناسی تر میشه..
من مطمئنم اینا تو ناخودآگاهشون با هم بودن

Jeengul
مهمان

ریلکس بیبه!
بهم نگو که منظورت از روانشناسی، حرفاشون تو محوطۀ چتربازی بود!!! عیب بزرگی که من دارم، قطعا اینه که نمی تونم فیزیکو وارد نوشته هام نکنم … از اون جایی که کلا هم فیزیک درشتی دارم، خوشم میاد به چیزای مختلف، فیزیستانه نگا کنم ^^
حالا چرا ناخودآگاه؟ اگه بخوایم از نظر عارفانه بگیم، عوالم مختلفی داریم … :)

fj-baeky
مهمان

هورررررررررررررررررررررررا
عزیزم من اول برم بخونم بعد میام نظر میزارم فعلا ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

Jeengul
مهمان

^____________^
پشت سرت آب می ریزم ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif

sahelam
مهمان

امید وارم تا اخرش با هم بمونند درسته دلم برای کیونگی میسوزه ولی اینا خیلی بهم میانند
مرسی عالی بود و ممنون ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

Jeengul
مهمان

امیدوار باش هممون هدایت شیم ^^ ککک
می دونی؟ کلا چانیول و بکهیونو هر جا و هر طور که آدم ببینه فکر می کنه به هم میان … جدی نگیر، هممون این توهمو داریم! خخخ
خواهشمندم عالی بودن از خودته!! ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

تینا
مهمان

مثل همیشه عالی ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
با متنی که نوشتی نگرانی به وجود اومد آخرش اونجوری که دوست دارم نباشه ولی با این وجود تا آخرش میخونم

Jeengul
مهمان
نظر لطفته جانا برای پارت یک، شکلک قلب برای پارت دو، چرایی راحتی چانیول و بکهیون برای پارت سه، این که همۀ اینا تو ذهن چانیول بوده یا نه برای پارت چار، چرایی برگشت بکهیون برای پارت پنج، این که آیا چانیول به خاطر فراموش کردن احساسش با کیونگسو بوده یا نه برای پارت شیش، امید به این که کسی به دی.او. کمک کنه و اون دو (یی که من هنوز نمی دونم دقیقا کدوم دو تان) از هم جدا نشن اینا محتوای کلی کامنتات تو این مدت بودن ………. برداشت کنم که تو فکر دی.او.یی؟ چرا نگرانی؟ فکر نمی… Read more »
تینا
مهمان

چیزی که من دوست دارم موندن چان و بک با همه به بقیه چیزا (اینکه همو میشناسن از قبل، چرا با اینکه یاد بک بوده با کیونگسو ازدواج کرده، سهون چرا مرده و …)کاری ندارم و در آخر فقط ممنون که مینویسی

Jeengul
مهمان

و کجای متن من باعث شد دربارۀ موندن چانیول و بکهیون با هم دچار نگرانی بشی؟ عررر باس برم دوباره متنمو بخونم :| ینی من چیزی لو دادم؟!
ضمنا بسیار ممنونم که تو هم مثل من، در مورد اون جور چیزا کنجکاو نیستی :)
و در آخر فقط خواهشمندم که می نویسم ^_^

wpDiscuz