Fanfiction Three Night ep7

سلام ، اومدم با قسمت هفتم از فیک ” سه شب ” به نویسندگی Jeengul

*پاسخ به برخی سوالات*
سلام ^^ اگه قبل پارتا معمولا کم حرف می زنم یا اصلا هیچی نمیگم، به خاطر اینه که نمی خوام وقتتونو بگیرم، می ذارم حرفام جع بشه، یه جا می زنم. الآنم لازم نمی دونم همه بخونن. هر کی دوست داره 
اولا ممنونم از اونایی که با نظراتشون سرافرازم می کنن. راستش وقتی “سه شب” رو می نوشتم، انتظار کامنتایی با محتوای “مسخره بود” و … فلان داشتم … و الان واقعا حس می کنم از طرف شما، دوستان، داره بهم لطف میشه!
ثانیا تعداد دانلودای پارتای رمزی، برای من نشون دهندۀ آمار خواننده هام هست، پس ترجیح میدم کامنتا طوری باشه که من شرمندتون نشم … آخه وقتی میگین “مرسی عالی بود” و همین و بس خجالت می کشم و نمی دونم چه جوابی بدم و احتمالا دیدین که جواب خاصی نمیدم چون یه جورایی روم نمیشه (حس می کنم آدم باید خیلی پررو باشه که به کامنتای این طوری که فقط تعریف و تشکر بوده و جای هیچ چالشی نداشته، جواب بده. خودشیفتگی نیست؟) … و این طوری بیش تر شرمندتون میشم … در کل اهل تهدید نیستم … از اون جایی که تعداد نظرا هیچ وقت برام مهم نبوده و محتواش بیش تر تو چشممه، اختلاف (158-19) 139 تایی نظرات با دانلودای پارت 5 اذیتم نمی کنه (تعداد کامنتایی که میگم بدون احتساب جوابای خودمه – مربوط به روز بیست و هشتم این ماه) … پس راحت باشین و برای ترس از تهدید و رمز و این چیزا کامنت نذارین  هر وقت احساس کردین نظر، احساس، انتقاد، سوال یا در کل حرفی دارین، حتما برام کامنت بذارین ^_* هیچ زور و جبر و التماسی وجود نداره! اما اگه دوست ندارین فیکم از سایت حذف بشه، لطفا لایک کنین *-* !
ثالثا با کمال پوزش و شرمندگی باید بگم اکثر سوالاتون طوریه که نمی تونم جواب بدم … بعضیا می پرسن که مثلا “اتفاق بین بکهیون و چانیول تو پارت 2 و 3 بالاخره واقعی بود یا نه؟” … به نظر من یکی از واضح ترین جاهای داستان همون جا بود، کما این که قصد داشتم محتوای بین **ش رو گنگ تر بنویسم!! به نظر من خیلی از سوالاتون با دوباره و دقیق تر خوندن متن (و این از ضعف نوشتار بنده ست که احتمالا بازخونیش براتون خسته کننده ست) حل میشه. من می نویسم، یاد نمیدم که ^^ ککک! این فیکو واقعا به خودم قول داده بودم به سوالات جواب ندم … پس منو ببخشید لطفا >< ! بعضی از سوالات دربارۀ آینده ست … این که چی پیش میاد … انقد خوشم میاد بیش تر از خود شخصیتا استرسشونو دارین  ! دربارۀ این سوالات هم منو عفو کنید. داستان نوشته شده که خونده بشه، نه که از قبل تعریف بشه (لبخند خجالتی و گونه های سرخ Jeengul – حتما داستان اون قدر جذابیت نداره براتون که خودتون ادامش بدین  )! بعد این که، بخش هایی از داستان براتون مبهمه … یه چی بگم؟ کلا این داستانو نوشتم واسه واضح نبودن و مبهم بودن و همون طور که به یکی از دوستان جواب داده بودم، بسیاری از سوالات شما اعم از “سهون چه طور مرد؟”، “چی شد که چانیول و کیونگسو ازدواج کردن؟”، “جریان دوستی بکهیون و کیونگسو چیه؟”، “چانیول و بکهیون واقعا همو از قبل می شناختن؟” … و خیلی از سواات این شکلی دیگه، حتی تا انتهای این داستان هم پاسخ داده نمیشه! و اگر منتظر فلش بک خاصی هستین، نباشین  این داستان، کلا فلش بک به اون معنا که تو ذهن شماست، نداره! و اگر فکر می کنید درون مایۀ اصلی براتون گنگه، احتمالا تا پرات 13 (لست پارت) هم براتون گنگ می مونه … اینا رو گفتم که آخرش فکر نکنین گولتون زدم و نتونستم داستانمو جمع کنم! کلا هدف این داستان، مفهومی نبود، بلکه فضاسازی ها و تشریح احساساتیه که تو ذهن بنده شکل گرفته و دلم می خواسته با شما به اشتراک بذارم … حالا این که چانیول و بکهیون قبلا همو می شناختن یا نه یا این که سهون چه طور مرده، فکر نمی کنم چندان هم چیز مهمی باشه  (نظر منه – الان میاین منو می زنین!)! همۀ اینا رو گفتم که اگه با دونستنشون جذابیت داستان براتون از بین میره و میلی به ادامش ندارین، وقتتون باهاش هدر نره …
رابعا توصیه می کنم داستانو با دقت بخونین ^^ اگر دقت کنین، متن معمولا غلط املایی هم نداره (!) پس اون قدری ویرایش شده که الان کاملا برای شما پاسخگو باشه و فقط به دقت نظر نیاز داره (و البته که اگه این اتفاق نمیفته، قطعا از ضعف بسیار در نویسندگی بندست) … این از اون داستانامه که توش اراجیف نگفتم … و احتمالا قطع به قطعش در آیندۀ دور یا نزدیک (اگه دنبال کنندۀ من باشین) به دردتون می خوره 
خامسا من عاشق اونایی شدم که دلشون به حال کیونگسو سوخت! ^^ آخه معمولا هر جا پا می ذارم همه با چانسو مشکل دارن، به خصوص وقتایی که بکهیون در حال تجرد باشه … منم با اون عدۀ دلسوز همدردم، البته از نوعی دیگر *_* !
سادسا با وجود کلی نگری محدودی که تو شخصیت پردازی این داستان داشتم و شاید از لحاظ کلی چنگی به دل نزنه، اما از دقیق بودنش، میشه گفت راضی ام (مقصود اینه که: اون طور که می خواستم از آب دراومده و نه خوب بودن مطلقش) … اینو گفتم که انقد زود دربارۀ شخصیتا به نتیجه نرسین … نصف فهم داستان و حتی پیشبینی آیندش، به شناخت درست شخصیت ها بر می گرده … و با وجود شخصیتای محدود “سه شب” انتظار کم دقتی و سهل انگاری از شما نمیره!
سابعا مطلِعم که تو توصیف احساسات شخصیت ها کم کاری می کنم … اگه می خواین احساساتشونو درک کنین، توصیه می کنم دنبال نشونه ها بگردین … این که فاز چانیول و بکهیون چیه، بیش تر تو کلمات مشخصه، تا جملات! البته کلماتی که شما رو به راه درست ببرن!
ثامنا اینا رو که میگم فکر نکنین خیال می کنم داستانم خیلی عجیب و مرموزه … نه خدایی با این همه نگفتنای من تو متن، خیلیم آبکی شده -_- اینا رو گفتم که خیال نکنین Jeengul شما رو با درگیری ذهنیتون رها کرده،،، بالاخره باس یه جوابی بدم smile
تاسعا من همۀ کامنتا رو می خونم، واو به واو! گفتم که بدونین laugh !
نهایتا خیلی خیلی تشکر می کنم از صبوری و همراهیتون! خوندن همچین داستان مزخرفی، اونم با وجود آپ هفته ای یک بار، واقعا … پس شما خیلی باحالین! با تشکری بس عجیب از آجی شمیم!
ضمن این که تا پارت یازدهو دادم دست آجی برف آذر ^^ پس دیر و زودشو من بی اطلاعم!
ببخشید که انقد پرحرفی کردم. عذر می خوامتون! سارشفزین!

دانلود قسمت هفتم :

ohsehun40-52 (2)

Print Friendly

42 Responses

  1. عرررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
    من مرگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ(البته خدا نکنه)
    بککککککککککککککککککک
    چاننننننننن
    من دیوانه این داستانمممممممممم
    چه میکنی با ما جینگولک

  2. آهان.دیدید گفتم …ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    یعنی واقعا این شانسه که من دارم؟؟؟!!ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif
    این قسمت خیلی چانبک مون رمانتیک شدن.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif
    من در آن واحد که از عشقشون و لحظات شادشون خوشحال شدم،ولی دلم هم براشون سوخت.بخصوص واسه بک.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif همچنان عشقشون برام قابل درک نیس.و اینکه یک شبه عاشق شدن و نمیتونم هنوز هضم کنم.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gifولی کنجکاوم در مورد اینکه سرنوشتشون چی میشه.کلا دلم واسه شخصیتای داستان میسوزه.دست سرنوشت چه بی رحمه. ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif
    فایتینگ

  3. این واقعا ظالمانه اس.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif2 بار تایپ کردم. کامنتم پرید و نیومد.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    میدونم حالا که دارم چیزی غیر از نظرم درمورد داستان تایپ میکنم ،آپ میشم کامنتم.اه.لعنت به اینترنت ایران.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gifسرویسمون کرد
    در هر صورت ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    فایتینگ.داستان خوب بودohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif عصبی شد از دست این اینترنت ت*می

  4. وات دا هــــــِـــــل؟؟؟!!! :|
    +جونگول تا نگی “سارشفزین” یعنی چی من اقدام به دانلود و باز کردن فایل پی دی اف نخواهم کرد-__-
    چیه خو الان چند ماهه ذهنم درگیرشه *~*
    خسته نباشی گل من^^ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifعررر تاب ندارم برم بخونمش…ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gif
    ناموصن هنوزم حال و حوصله خوندن کامنتای طولانی منو داری؟=/

    • -_______- هنوز یاد نگرفتم، جواب این سوال چیه :\ مثلا هل عیز یو خوبه؟!
      عه؟ نگفتم تا حالا بت؟ “سارشفزین”: “سا” از “سلامتی”، “رُش” از “آرامش”، “فز” از “خداحافظ” و “ین” هم “ینِ” زینت … پس آرزوی سلامتی و آرامش و خداحافظی رو یه لوح فشرده ست ^^ !!!
      عررر خو چرا گذاشتی درگیر بمونه دخترم!!
      دررفت جانا ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif لطفتو می رسونه ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif
      بلی! چرا که نه؟! دیدی که؟ معمولا جوابایی که بت میدم از کامنتای تو طولانی تره :| ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

      • وات دا هـــِـــل اِگِیــن؟؟-__-
        سلام :| بازم منم :|| عاره خو اگه اینجوری احساس بهتری داری من مشکلی ندارم بم بگو “هِل کوچولو”ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif! با هِلِ خوراکی اشتباه گرفته نشه البته =|||
        -جونگولا انقد جواب ندادی انقدددد جاواب(:|) ندادی که خانواده گرام اومدن ناچار به لوگ عَوت از تلگرام شدم =|| دلم میخواد بگیرم گازگازیت کنمohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_whistle3.gif الانم میترسم باز بیامohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gif
        بذگریم :|
        بنده هیچ احساس همدلی و همدردیی در رابطه با رابطه ی متلاشی شده و پُکیده ی چانسو ندارم-__-این کاپل با عرض شمرندگی واجبه که از صفحه مانیتور (:|) حذف بشه..ینی چی خو؟!همین کارا رو میکنید عادم از این کاپل متنفر میشهohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gifکیونگسو همیشه مهربون و ساده دل و صریح بگم خنگه-_-و عاشقه چانیول:/چانیولی که عاشقِ بکهیونه!!و بهش خیانت میکنه!:| چشم امیدم به تشکیل کیونگهونه(کیونگی+سهون)ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifحتی شده سهون از اونوره دنیا بیاد با کیونگسو رِل بزنه من طرفداره 12آتیشه کاپلشونمohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif
        این قسمت یکمی چیز بودم ^^ هنگولی@_@ اول از همه باید بابت یه شاهکار دیگه ازت بسیار قدردانی به عمل بیارم و یکوشولو هم بزنم پس گردنت که انقدر عزت نفستو نیاری پایین خواهرم^^این متن قبل از داستان،همین سادسا و ثالثنا،واقعا اشک تو چشمام چکوند-_-ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif جونگول یادم باشه تابستونی سرم خلوته برات چندجلسه فشرده کلاس “چوگونه مطمئن به نفس باشیم؟” بذارم حتمنohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gifنصف پاراگرافو فقط داشتی به خودت نفوس بد میزدیohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif
        اها یچیزه دیگه من این آنتروپی و این چیزمیزایی که چان و بک تو لحظات عوشخولانه شون بهم میزدنو،یه کلمه شم،نفمیـــدم!^_^ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gifو تنها سوالمم اینه عایا من با تعیین رشتهء تجربی و پیمودن درجات بالایی از دوره دبیرستان در رشته مذکور،چیزایی که این دوتا جوجوی عاشخ بهم گفتنو یاد میگیرم یا ن؟^^ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifانقد ذووووق دارم*.* با اینکه نفهمیدم درست ولی جالب بود^^ ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif(جا داره بگم ملت رومنتیک مومنت دارن ماهم داریمohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif والا:|!)
        یکم رابطه این دو نفر هنوز برام گنگه ولی خب من بهت اطمینان دارم و تا قسمت 300عم که شده صبر میکنم(علکی مصلن من نمیدونم 13 قسمته ها!) smile)) خوشم اومد از اعتراف چانی و واکنش بکohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifدیفونن بخدا=^-^=ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
        خب دیگه…ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gifکاری ناری؟؟منتظر قسمت بعدم و همچنین امیدوارم در امتحانات نمرات درخشانی بیگیری یوهاهاهاohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif برا من که دعا کن پری (سارشفزین لازم شدم:|) وضم وخیمه به رو خودم نمیارمohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
        بوج بوج خوابای عمیق ببینی گلِ من…ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_bye.gif
        سارشفــــــــــزین!!^___^♥

        • یو عار مای هل ^____________^
          سلام smile منم اگین! ککک هلِ خوراکی عررر
          با وجود چانبک، اونم از نوع قهوه ای قرمزش، دیگه چه نیازی به گازگازی کردن من هس جانا :| ؟! خانوادتو گازگازی کن عررررر من شرمندم!
          ببین کلا تو یکی دربارۀ چانسو پیش من حرف نزن :| نمی خوام کلامون بره تو هم! بعدشم متلاشی شده و پکیده خودتی :| این کاپل خیلیم بامزست و ان شاء الله که ثابت قدم باشن *-* ببین تقصیر من نی :| دلیل تنفر تو از چانسو، شک نکن EXOBUBZه :| خدایی با این همه احترامی که براش قائلم، سر این مورد که تا اسم چانسو میارم، همه به یاد 10080 یه چی بم می پرونن، نمی بخشمش :|
          دربارۀ اون صفاتی که از کیونگسو قید کردی هم بگم که ……. صب کن تابستون بیاد :| انقد کیونگسوی مررررد می نویسم تا روت کم شه -_____- اتفاقا کلی هم تو ذهنم دارم، همشم کاپلی که شاید براتون غیرمنتظره باشه ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_whistle3.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif !
          و چانیولی که عاشق بکهیونه ……. خدایی همه جا این طوره؟ پ برا همینه من انقد رو لغزش تعصب دارم! به هر حال من با هیچ کاپلی مشکل ندارم …… فقط یک و نیم کاپل هستن که مادام که باشن، نمی تونم تحمل کنم یکی دیگه به همشون بریزه …
          اتفاقا سِکیونگ دوست دارم ….. ^^ …… باید دید!
          خو چرا همه سر این فیک مزخخخخرفففف هنگولی میشن -________- خدایی از این مزخرف تر و ساده ترم مگه وجود داره؟! عررررررر شما همتون دست به یکی کردین منو به کشتن بدین؟!
          شاهکار کجا بود باو هندونه فروش :| خواهشمندم جانا :*
          قبلا بت گفته بودم چه قدر منو یاد Teuksa (که وب سوجو فن فیکو با هم داریم) می ندازی؟ الان این حرفات دربارۀ عزت نفسم تو مایه های حرفای اون بود! کلا تو فضای مجازی همه نگران اعتماد به نفس من میشن کککک!
          تو مسائل جمعی من خیلی اعتماد به نفس دارم و البته دلیل اصلیشم غیرت و تعصبیه که رو هم گروهیام دارم! ولی برا مسائل فردی ترجیح میدم سرمو پایین بندازم
          توکسا هم خواس از این کلاسا برام بذاره ….. با هم برنامه ریزی کنین یه همایش تشکیل بدین کککک ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wink.gif
          آنتروپی و اینا رو که خدمتت عرض کردم دیشب ….. ولی جان من تجربی نه ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
          رومنتیک مومنتشون بخوره تو سرشون :| اسگلا :\ (یه فاز عجیبی که دارم: معمولا خوشم میاد به کرکترام فحش بدم!)
          نگران نباش خوشگلم …. این گنگیه انگار واسه همه هست ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif خدا منو بکشه که همتونو این شکلی کردم عرررررر ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
          سیصدم؟ عاره … تقریبا سه سال باید صبر کنی دخترم ^^
          چانیَ م با این اعترافش :| مرتیکه -_- بکهیونِ عصبی ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif (جریان همون فازه ستا :\)
          کار که زیاده … بیا برگه هامو مرتب کن جون آجی ^______^ … قسمت بعدم منتظر توئه مامی جانم! کککک من و نمرۀ درخشان؟! شوخیت گرفته :| ؟! ولی خیلی ممنونم! ان شاء الله!
          من برای جمیع امت اسلام دعا می کنم خخخخ!!! ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
          خو چته بچه -.- برا درس؟ خو بخون دیگه :\ اگه من دیگه جواب پیامای تو رو دادم :| همون لوگ عَوت باشی بهتره ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif
          بوج بوج تر ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif خوابای عمیق از دور منو می بینن، زبون نشونم میدن فقط ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif
          سارشفزینااااااااااا!!!!!!!!!!!! ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif

    • کککک عار یو شادمهر عقیلی؟! (مشکوکم، مشکوکم به تو!!! – کوچۀ شهید بی نام :|)
      چرا مرموز … من نمی دونم گیرش چیه -_-
      خواهشمندم دخترم! خوندنت عالیه! در رفت خستگیم smile) ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  5. اعترافــ ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif
    با اینکه دوبار خوندمش ول واسم بازم جذاب بود اینم جزو معدود دفعاتی هس که من چیز هارو دوبار میخونمـــohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif
    با اینکه نفهمیدم این جاذبه یا بهتر بگم این عشق بینشون چطور شکل گرفت ولی اعتراف شیرینی بود مثه دو تا عاشقـohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif
    ـ تو مثل یه چترباز به مقاصد بلند و دوردست فکر می کنی. خودتو به غیرمتِرَقِّبه (پیشبینی نشده)ها می سپاری، در حالی که میشه حدس زد برنامۀ دقیقی تو ذهنت داری….
    عاشق این جمله بالای شدم↑…
    و
    مرسیohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    ?

    • انقد از این شکلکای محبت آمیز نذار باتم جان -_- عادم فکر می کنه دوقطبی شدی :|
      عررر شرمندم نکن دیه ^^ از لطفته رفیق!
      تو هنوز رو همون فرضیۀ برق لب اعتیادزا بمون ککک!! عاغا جاهای دیگه مگه چه طور عاشق میشن -_- ینی خیلی اتفاق عجیب و غریبی باید بیفته :| ؟
      این جمله هه هم عاشق تو شد ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif از کپشنای اینستات معلومه از این حرفای چرت و پرت خوشت میاد :| ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif
      و
      خواهشمندم -_- شب میام قلبمو نشونت میدم ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif
      ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wink.gif

  6. حقیقتش نمیدونم چی بگم من خودم از اون خواننده هایی هستم که به شدت تو تحریمه تحریمااااااااا
    و اینکه متاسفم بابت اینکه نمیتونم همیشه دیدگاه بزارم چون سقف زمانی دارمohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif ولی خداوکیلی هیچ صفحه ای از سایت نبوده که باز کنم و لایک ندم و باز هم متاسفم
    در ضمن باید بگم اولین کاپلی که شیپ کردم و هنوزم روش غیرت خاصی دارم چانسو بود نگران نباش حیف که تو فیک نیستم وگرنه خودم حساب چانبکو میرسیدم ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif
    در ضمن شاباجی هرچند گفتی اختلاف نظرات برات اهمیت نداره ولی خب برا من یکی شرم آوره حقیقتش خودم رو مسئول دونستم و اینکه موفق باشی

    • برای پیشرفت، نیاز به نظرات شما دارم، درست، ولی قبل از پیشرفت خودم، هدفم تاثیر رو دیگران بوده و به نظرم، تعداد دانلودها، کمیت این تاثیرو برام نمایان می کنه که البته کیفیتش رو هم باز باید تو نظرات جویا شم! پس این که میگم اختلاف تعداد نظرات و دانلودا مد نظرم نیست، علتش همینه. چون “مرسی عالی بود” نه باعث پیشرفت من میشه، نه چالشم و نه تاثیرگیری رو نشون میده و فقط نمایانگر لطف خواننده هامه که فقط خجالت زده م می کنه بنابراین کامنتای این طوری می تونن نباشن
      برای من جای بسی مسرّت و افتخاره که لایک می کنی دوست جان ^^ این یعنی خوشت اومده پس هر وقت که چیز خاصی تو ذهنت نیست که بخوای باهام در میونش بذاری، خودتو واسه کامنت گذاشتن مجبور ندون!
      خواهش می کنم متاسف نباش چون این فقط منو شرمنده می کنه ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif سقف زمانی رو درک می کنم. فعلا فقط درس بخون عزیزم smile حتی لایکتم برای من کلی باارزشه!
      خدایی اولی چانسو؟ عرررر چه قدر باحالی تو ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif حتما یادم می مونه!!
      عاخییی چه قده تو مهربونی دخترم ^^^^ (چار تا چون عینکی ام!) شرم چرا آخه؟ ای بابا! خواهشمندم جانم!
      بسیار بسیار متشکرم *-* سلامت، شاد و آروم باشی!

  7. حسش برای من مثل ازدست دادن چیزیه که ندارم یا بدست آورون چیزیه که مدت ها پیش داشتمش … اشتباهات چیزین که وقتی خودنون درحال انجامش باشیم شاید هیچ وقت نفهمیم ولی اگه از دید سوم شخص بهش نگاه کنیم متوجهش خواهیم شد .گاهی به زمانی میرسیم که خودمونو خودخواه در نظر میگیریم ولی بعد متوجه میشیم که حتی نمیتونیم کاملا خودخواه هم باشیم سه چیز که هیچ وقت برای اومدنشون کاملا حاضر نخواهیم بود
    تولد خودمون ،عشق و مرگ .
    انسان های عادی که به 100% اینا نمیرسن(آمادگی کامل )
    و البته ما برای ازدست دادن هم کامل نیستیم همون طور که برای بدست آوردن کامل نیستیم .ما همه چیزو کامل میخوایم درحالیکه پر از نقصیم …

    اعتراف از راستگویی ناشی میشه چون راستگویی ناشی از قلبه ولی قلب آدما …

    3…عدد حساسی برام شده اینجا. ….

    چرا نمیشه برای بعضیا تا مثل خودخواه باشن اون اشخاص درهر حالت در آخر چیزی فدا میکنن تا دوست داشتنشونو ثابت کنن مثل قربانی برای خدایان که شاید سیری ناپذیرن
    راستی منم چشمای بکهیونو دوست دارم تو زندگیم ناخوداگاه کساییرو انتخاب کردم که چشماشون اون شکلیه

    • چرا از دست دادن؟ هنوز کار به جاهای باریک نکشیده که :| ولی دومیه وسوسه م می کنه!
      بستگی داره چه نوع اشتباهی باشه … وقتی یکی داره همۀ اطرافیانشو فریب میده، ممکنه ما همه فکر کنم اون امین و صادقه و داره کار درستو انجام میده، در حالی که خودش از ماهیت اون کار باخبر باشه!
      دقیقا چرا دربارۀ خودخواهی میگی؟
      ولی من دربارۀ اون سه چیز مطمئن نیستم! شاید همۀ ما می دونستیم که کِی به دنیا میایم، چرا که آدم و حوا هم می دونستن گناه نقطۀ سقوطشونه! و مرگ … کم تر کسی رو دیدم که قبل از مرگش احساس خاص یا عجیب و غریبی نداشته باشه! پس ممکنه چیزی در اعماق روح یا ناخودآگاه ما باخبر باشه؟ و عشق … عشق شاید فقط اولین بار سورپرایزت کنه! و شایدم هر بار! ولی ممکنه کسی خودشو واسه عاشق شدن حاضر کرده باشه؟ ممکنه کسی این توانایی رو داشته باشه؟ ……..
      تا منظورت از نقص چی باشه! کل جهان در روح ما متمرکزه، چرا که خدا تمام هست و نیسته! … نقیصه رو از این نظر قبول ندارم و از نظرات دیگه جای بحث داره …
      اعتراف همیشه قرار نیست ناشی از راستگویی باشه … گاهی یه چیزی رو دل آدم سنگینی می کنه … گاهی فکر می کنی اگه بگی اوضاع بهتر میشه … و اون موقعه که دلیلت واسه اعتراف، بیش تر از اون که از سر صداقت و راستگویی باشه، از سر چیزای دیگه ست … و اون موقعه که نمی تونی کاملا قلبی بدونیش!
      حساسیت عدد 3، شاید برگرده به تولد نویسنده ،،، نویسنده ای که سال ها داره با نحسی این عدد سر می کنه … نویسنده ای که هنوز که هنوزه داره تجربه های خودشو می نویسه و عجبا که تنوعشون پایانی نداره!
      دربارۀ فدا کردن میشه گفت موافقم … ولی نه فقط برای اثبات عشقشون … جهاد معنی داره … بستگی داره که چه خدایی مد نظرت باشه،،، خدایان سیری پذیر رو سراغ دارم!
      دوست داشتن چشمای بکهیون برای من _مثل تمام چیزا دیگش_ مثل دوست داشتن چشمای خودم برای خودم می مونه … کسی رو تا این حد شبیه به بکهیون ندیدم، مگر خودم! این تعریف نیست! شبیه بکهیون بودن، هیچ وقت به نظرم تعریف نبوده پس اینو دارم خارج از هر نوع بزرگنمایی میگم smile
      ممنونم!

    • ریلکس بیبه!
      بهم نگو که منظورت از روانشناسی، حرفاشون تو محوطۀ چتربازی بود!!! عیب بزرگی که من دارم، قطعا اینه که نمی تونم فیزیکو وارد نوشته هام نکنم … از اون جایی که کلا هم فیزیک درشتی دارم، خوشم میاد به چیزای مختلف، فیزیستانه نگا کنم ^^
      حالا چرا ناخودآگاه؟ اگه بخوایم از نظر عارفانه بگیم، عوالم مختلفی داریم … smile

    • امیدوار باش هممون هدایت شیم ^^ ککک
      می دونی؟ کلا چانیول و بکهیونو هر جا و هر طور که آدم ببینه فکر می کنه به هم میان … جدی نگیر، هممون این توهمو داریم! خخخ
      خواهشمندم عالی بودن از خودته!! ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

    • نظر لطفته جانا ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

      برای پارت یک، شکلک قلب
      برای پارت دو، چرایی راحتی چانیول و بکهیون
      برای پارت سه، این که همۀ اینا تو ذهن چانیول بوده یا نه
      برای پارت چار، چرایی برگشت بکهیون
      برای پارت پنج، این که آیا چانیول به خاطر فراموش کردن احساسش با کیونگسو بوده یا نه
      برای پارت شیش، امید به این که کسی به دی.او. کمک کنه و اون دو (یی که من هنوز نمی دونم دقیقا کدوم دو تان) از هم جدا نشن

      اینا محتوای کلی کامنتات تو این مدت بودن ………. برداشت کنم که تو فکر دی.او.یی؟ چرا نگرانی؟ فکر نمی کنی چیزی که نویسنده می نویسه، مربوط ترین چیز برای داستانه و اگه غیر از اون باشه، کاملا درست نیست و به اصطلاح یه جای کار می لنگه؟
      فقط دلم نمی خواد مضطرب باشی … نمی نویسم که کسیو اذیت کنم smile
      متشکرم ^^

      • چیزی که من دوست دارم موندن چان و بک با همه به بقیه چیزا (اینکه همو میشناسن از قبل، چرا با اینکه یاد بک بوده با کیونگسو ازدواج کرده، سهون چرا مرده و …)کاری ندارم و در آخر فقط ممنون که مینویسی

        • و کجای متن من باعث شد دربارۀ موندن چانیول و بکهیون با هم دچار نگرانی بشی؟ عررر باس برم دوباره متنمو بخونم :| ینی من چیزی لو دادم؟!
          ضمنا بسیار ممنونم که تو هم مثل من، در مورد اون جور چیزا کنجکاو نیستی smile
          و در آخر فقط خواهشمندم که می نویسم ^_^

  8. اینهمه سخنرانی کردی نگفتی چرا اینستا دیه نمیای؟؟
    بگو دیه چلا نمیای جینگولی وگرنه مینزمت
    من برم بخونم
    ضلا فدات شم با ین همه ایتکا ک ما نمیفهمیم سهون چرا مرد!!ککک

    • گواهینامه واسه روندن ندارم ولی میگن تو حرف زدن خوبم (ارثیۀ بابابزرگ بکهیونم!) بازم ببخشید که این همه شد …. نمی دوسنتم اونو هم باید بگم!
      نمیام چون گوشیم تو حصر خونگی والدینه … با لپ تاپ می تونم بیام اینستا ولی خب می دونی که اون طوری به خیلی چیزاش دسترسی ندارم و همچنین فرصتشو هم بهم نمیدن خانواده :|
      پشت سرت آب می ریزم ^^ کککک
      خدا نکنه جانا! باو بیخیالش. اون دنیا هم ولش نمی کنین خخخ؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *