هدر سایت
تبلیغات

fanfiction fast and furious ep 3

قسمت سوم فیک fast and furious

به نویسندگی : soo yung


قسمت دوم 

با سردرد وحشتناکی که داشت بعید میدونست آسیب جدی به سرش وارد نشده باشه.چشم هاش رو کم کم باز کرد و از دیدن فضای تاریک اون جا ترسید.آب دهنش رو محکم قورت داد.صدایی باعث شد که بیشتر بترسه.

-چه عجب به هوش اومدی!

همون پسری بود که توسط رباینده ی کیفش سهون خطاب شده بود.همونی که زد توی سرش!

و بعد صدای همون شخصی رو شنید که کیفش رو ازش دزدیده بود.

دی او:میخواستی به هوش نیاد سهون؟

سهون:تو فقط بلدی منو ضایع کنی دی او!

دی او:همینه که هست.

کریس:شما دوتا اعجوبه ی خلقت یه دقیقه دهناتون رو ببندید مشکلی پیش نمیاد…و تو..دکتری؟

سوهو:چرا این جا اینقدر تاریکه؟

کریس:جواب منو بده.

سوهو:اووم…آره.

کریس:چند سالته؟

سوهو:به چه دردت میخوره؟

چند لحظه سکوت اتاق تاریک رو فراگرفت و بعد سوهو احساس کرد کسی دست انداخته دور یقش و از زمین بلندش کرده.صدای فریاد کریس توی گوشش پیچید:

-من احمق نیستم که نفهمم کارت شناسایی تو جعلیه.راستشو بگو.اون لئو فرستادتت این جا تا جاسوسی خانواده ی منو بکنی آره؟حرف بزن لعنتی…

صدای یک زن تو اتاق پیچید:

-بسه کریس…ما مطمئن نیستیم.بذارش زمین.

کریس:باید بگه.یه بار دیگه میپرسم…چند سالته بچه؟

سوهو:من..من..28

دی او:بهت نمیخوره!!

سهون:سوهو این(منظورش کریسه) اعصاب درست و حسابی نداره میزنه همین جا میکشتت!هر چی پرسید فقط جواب بده.

سویون:سهون!!!

کریس:حرف بزن.همین الان.

سوهو:اسمم سوهوئه…اینو راست میگم.

کریس:خب!

سوهو:24سالمه…

-بقیش…

-پرستارم…باور کن پرستاری خوندم!

کریس آروم گذاشتش زمین و عقب رفت.

سوهو دستش رو روی گلوش گذاشت و اونو کمی فشار داد.داشت خفه می شد.با خودش گفت زورش زیاده و البته زیادی هم جذابه…و توی ذهنش ادامه داد:این چرندیات چیه من دارم میگم؟؟؟

چراغ اتاق روشن شد.سوهو تازه تونست اون هارو ببینه.

سوهو:داشتم کور می شدم.

کریس:داشتی میگفتی.

سوهو:چی رو؟

سهون:این که کی هستی.

سوهو:آهان…من پرستارم.

دی او:اینو یه بار دیگه هم گفتی.ادامه اش.

سوهو:دارم درس میخونم.در واقع دانشجوی پرستاری ام.

سهون:پس اون کارت دکتری چی بود تو جیبت؟

سوهو با اخم گفت:

-جیبای منو گشتین؟

سویون:دلمون میخواست بگردیم.ادامه بده.

سوهو که دید همه دارن خیره نگاش میکنن کوتاه اومد و گفت:

-جعلش کردم.من باید پول دربیارم.و…

دی او:فهمیدم…این یارو با یه کارت پزشکی قلابی بیمار هارو درمان میکنه و پول میگیره.درمان در خانه.خوبه!خوشم اومد.

سویون:این همه راه برای پول درآوردن.باید کارت جعل میکردی نابغه؟

سوهو:راه دیگه ای به ذهنم نرسید.

کریس:به جهنم که نرسید.سوال بعدی:چرا اومدی پایین شهر؟

سوهو:یه بیمار این جا کمک میخواست.

کریس:خونه اش کجا بود؟

سوهو:یادم نمیاد.

کریس غرید:من سوالمو فقط یک بار میپرسم.هنوز نفهمیدی؟

-دوتا کوچه پایین تر پلاک بی7

-خوبه.چه طور شد که سر راه دی او سبز شدی؟

-من سبز نشدم.اون خودش یه دفعه اومد و کیفم رو قاپید.منم تعقیبش کردم و بعدشم که خودتون منو گرفتید و زندانیم کردید.و البته زدید تو سرم.میتونم ازتون شکایت کنم.

کریس:باشه منم الکی باور کردم.و یه نکته ی مهم…اول از زیر دست من در برو بعدش به هر قبرستونی که میخوای شکایت کنی شکایت کن…

سویون:یه چیز باقی میمونه.اسلحه ات چی؟اونو از کجا آوردی؟

سوهو:خریدم.

کریس:از کی؟

-یکی به اسم لی سومان.

سهون:میشناسمش.دلال اسلحه است.برای لئو کار میکنه.

کریس با خشم بیشتری به سوهو نگاه کرد.

سویون زد تو کمر سهون و ساکتش کرد.

دی او:مگه جونت در خطره که اسلحه خریدی؟

سوهو: آخه تو پنجمین انگل جامعه ای بودی که کیفم رو زد!!باید یه چیزی میخریدم که در برابر امثال تو یه دفاعی از خودم بکنم.

سهون:چه قدر هم من تحت تاثیر اون دفاع ماورائیت قرار گرفتم!

سوهو:اون پسر بی ریخته زد تو سرم وگرنه از پس همتون بر میومدم!

سهون:به کی گفتی بی ریخت؟

کریس:به اندازه ی کافی فهمیدم.توی مظلوم نما جاسوس اونی.

سوهو:چی؟؟؟جاسوس کی؟بابا من جاسوس نیستم اینو چه طور بهتون بفهمونم؟

سهون:کریس کلا نفهمه پس بیخیالش شو.

کریس:آخرین بار کی کتکت زدم سهون؟

سهون:من میرم شام درست کنم.

سویون:برای5نفر درست کن.

کریس:چی؟اون با ما شام نمیخوره.

سویون:چرا میخوره.

-اون جاسوسه.

-نیست.

-مطمئنم هست.

-منم بهت میگم نیست.لئو اون قدر خنگ نیست یه یابویی مثل اینو بفرسته جاسوسی.ندیدی؟بلد نبود درست تفنگ دستش بگیره.

سوهو:یاااا…

دی او:منم با سویون موافقم.به نظر نمیاد جاسوس باشه.

کریس:خانوادت کجان؟

سوهو:مردن!

کریس:بفرما.از این مشکوک تر میخوای؟باید یه کمربند نارنجک به خودش ببنده و هممون رو منفجر کنه تا باورت بشه جاسوسه اون عوضیه؟

سویون:اولا اگه به خانواده نداشتن باشه من و تو از این بدتریم.دوما پشت سر لئو درست حرف بزن.سوما من بهش اعتماد دارم.

کریس:من ندارم.

-به جهنم.من و دی او و سهون بهش اعتماد داریم.سه به یک به نفع ما.سوهو امشب با ما شام میخوره!و همین طور از این به بعد.

-ببخشید؟کی بهت اجازه داده تصمیم گیری کنی؟

-خودم.

-من نمیذارم این کارو بکنی.

-بد نیست یه پرستار تو اون محموله همراهمون باشه.اومد و یکیمون زخمی شد.

-این همه دکتر بیکار تو خیابون ریخته.کلیک کردی رو این؟

سویون:احمق…این پاشو از این جا بذاره بیرون صاف میره پیش پلیس.تو واقعا فکر هم میکنی؟

کریس لحظه ای سکوت کرد و گفت:

-میکشیمش.

دی او:چی؟اوه نه خدایا بیخیال کریس.اون قدر ها بد نیست.نگاش کن واقعا قیافش شبیه پرستار هاست.

سوهو:من چی کار کنم بفهمید جاسوس اونی که گفتید نیستم؟تو رو خدا بیخیالش کشتنم بشید.من تازه اول جوونیمم بابا!

سویون:باید نشونم بدی واقعا پزشکی.

سوهو:چه جوری؟

سویون به کریس نگاه کرد و گفت:

-واقعا معذرت میخوام اما دلم میخواد یه حال اساسی بهت بدم کریس.

کریس با اخم نگاش کرد.تازه منظور خواهرشو فهمید و خواست عکس العمل نشون بده اما دیر شده بود.

سویونگ با چاقوی جیبی که داشت زخمی روی بازوی کریس انداخت.

دی او جیغ کشید:

-کررررریس!

کریس دستش رو گذاشت روی زخمش و با خشم به سویون نگاه کرد و غرید:

-میکشمت سویون.به خدا قسم این بار دیگه میکشمت!

سویون:خب سوهو.نخ بخیه و سوزن توی کشوی کنار تخت هست.نشونم بده چی توی چنته داری!

سهون که با صدای جیغ دی او اومده بود تو اتاق با دیدن خون رو رو دست کریس همینجوری ثابت موند و حرکتی نکرد.

سوهو:تو…تو…

سویون اخم کرد و گفت:

-پرستار نیستی؟پس دروغ گفتی…سهون خلاصش کن!

سوهو:نه…

و بلافاصله کشوی کنار تخت رو باز کرد.وسایل لازم رو برداشت.سویون با دقت نگاهش می کرد.

سوهو کریس رو روی تخت نشوند و پیرهنش رو از تنش درآورد.گونه هاش رنگ گرفته بودن.الکل رو برداشت و آروم گفت:

-باید اول ضد عفونیش کنم.

کریس نگاهش کرد.نگاهش هیچ حسی نداشت.سوهو ترسید اما آروم الکل رو ریخت روی زخم کریس.

کریس هیچ عکس العملی نشون نداد و این سوهو رو شگفت زده کرد.آروم شروع کرد به بخیه زدن دست کریس اما بازم کریس چیزی نگفت.کارش که تموم شد به سویون نگاه کرد.

سویون:باورم شد.کارت خوبه.

کریس با خشم به سویون نگاه کرد و گفت:

-میتونستی دی او رو بزنی.

سویون:شرمنده ترجیح میدم تو رو بزنم تا دوست دوران کودکیم رو.

کریس اخم کرد و پیرهنش رو پوشید و از اتاق بیرون رفت.دی او هم دنبالش رفت.دست سهون گیج و منگ رو هم گرفت و باخودش برد.

سویون:گفتی اسمت سوهوئه؟

سوهو سر تکون داد و چیزی نگفت.

سویون:من کیم سویون هستم.کریس برادر ناتنی منه.اسم اصلیش یی فانه.اما کسی حق نداره به این اسم صداش کنه.البته سهون گاهی پشت سرش میگه.اما تو کریس صداش کن.اونی هم که کیفتو زد کیونگسوئه.دو کیونگ سو.و اون یکی هم که زد توی سرت اوه سهونه.پسرخالم.پسر خوبیه ولی وقتی کریس بهش بگه بمیر واقعا براش میمیره.ما جونمون رو برای کریس میدیم.از ما نترس و بهمون اعتماد کن.تو از حالا باید دور درس و دانشگاه خط بکشی.سرنوشت تو رو انداخته گیر دست ما پس با بازی که راه انداخته همراه شو تا آسیب نبینی.واقعا متاسفم اما نمیتونم بذارم بری.پس همین جا بمون.اگر بفهمم خواستی فرار کنی بلایی بد تر از بلایی که چند لحظه پیش سر کریس آوردم سرت میارم.فهمیدی؟

سوهو سرش رو تکون داد و گفت:

-جایی رو ندارم که برم.کسی هم منتظرم نیست.

سویون:خوبه…من یه برادر بزرگ تر داشتم که اگر زنده بود همسن تو بود.از حالا تو رو برادرم میدونم.تو هم به ما به چشم خانوادت نگاه کن.

-کارتون چیه؟

-توی رالی های خیابونی شرکت می کنیم و مسابقه میدیم…و قاچاق میکنیم.

سوهو سرش رو تکون داد.سویون به شونش زد و گفت:

-دستپخت سهون عالیه.شام رو از دست نده.

سوهو بلند شد و گفت:

-بریم.

سویون خندید و گفت:

-به خانواده ی اژدهای سیاه خوش اومدی سوهو.

سوهو لبخند بی جونی زد و گفت:

-ممنونم سویون.

و هردو پایین رفتند…

 

The following two tabs change content below.

... hedye and exo ...

اون مکان بین خواب و بیداری رو میدونی ؟ اونجایی که میتونی رویاهاتو به یاد بیاری ؟ اونجا همون جاییه که من همیشه دوست دارم و منتظرتم ... پیترپن ...

Latest posts by ... hedye and exo ... (see all)

... hedye and exo ... 31 نظر 26 اردیبهشت 1395
مرتب کردن بر اساس:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین امتیاز
Maryam
مهمان

عجب آدمیه این دختر…. خیلی باحاله… کریس عاشق سوهو میشه… هورررراااا

narsis69
مهمان

خیلی خوب بوووود.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifهیجان از سر وکول داستان بالا میرهohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/4chsmu1.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif
چه راحت سوهو رو قبول کردن! البته شک دارم…به همین راحتی بیخیالش نمیشن!!!فکرکنم حسابی امتحانش کنن.ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/g022.gif
خخخ کل کلاشون خیلی باحاله!!ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif
فایتینگohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/jhsdhuhD.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/icon-smile 21.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

sahelam
مهمان
نجمه
مهمان
JoJo..*...B&CH
مهمان

این سوهو هم خودشو عین خنگ ها جلوه میداد کشت منو از خنده خخخخخخ
خیلی کیوت میشهههه وقتی خنگول میشه الهییییی
سهون آشپز خخخخ حداقل میدادی کیونگسو درست کنه همه زنده بمونن خخخ شوخیدممم همه شخصیت ها رو میشه باهاشون هر کاری کرد
در ضمن کریس و سویون با هم ناتنی هستن و برادر گمشدشون برادره تنی سویون هست درست گفتم؟!! حالا هنوز چانیول و کای و بکهیون وارد داستان نشدن باید خیلی جالب تر بشه هورااااااااohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif

JoJo..*...B&CH
مهمان

وای من این قدر خوشم میاد از اینکه طرف این قدر قویه که زخم و الکل این ها دردش نمیاره…خوشم میاد به کریس هم خیلی میاد ولی سوهو نسبت به کریس ضعیف تر باشه رابطه کاپلی زیباتره
کلا دوست دارم سوهو هم بعدا توی داستان زخمی یا مریض بشه تا واکنش کریس رو ببینمممم. (๑•ᴗ•๑)♡
کریس خیلیییی سک.ش.ی و جذابه و سوهو بتونه عاشق نشه شانس آورده خخخخخ ولی خودمونیم خیلی سریع سویون ..سوهو رو پذیرفت…زیادی هم باهاش گرم گرفت و البته گفت اگه خطا کنه کشته میشه….در نهایت قسمت خوبی بود دوسش داشتمohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

JoJo..*...B&CH
مهمان

خب من باز اومدممم
این سویون چه ناگهان خشمگین شدش0___0
مگه کریس ازش بزرگتر نیست؟!؟!
چقدر جرات دارههههه
اصلا روابط صمیمی خانوادشون منو نابود کرد خخخخخ
کریس هم انگار زیاد قبلا زخم خورده ازش براش عادی بود کککک

صبا کریس
مهمان

یاااااااااااااااا چرا دست کریسو بریددد …الهییی کریسمممم …..خوشم اومد دردشو نشون نمی داد عزیزممم …..خخخخخخخخخخخخخ سوهوو هم که چشش گرفته کریسوو ای ول عالییهه ممنون مرسی

mahi
مهمان

خیلی جالب بود فقط چرا انقد نقش سهون کمهههههohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif

فرناز
مهمان

دست پخت سهون خووووووووبه؟؟؟؟؟
از عجایب روزگاره اگه میگفتی دی او یه چیزی ولی سهونی نه
ممنون گلم عالی بودohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

KRIS
مهمان

سویون چرا روانیه دست کریسو چرا زخمی کرد -_-
تنها چیزی که باور نمکینم اینکه سهون دستپختش خوب باشه ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gif
سوهو برادرشون نیست چون اگه باشه کریسهو شکل نمیگیره

nika_suel
مهمان

واااای خدا عاشقه سویون شدممممohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifسویون ایدله خاصیه از رو پوستر نتونستم چهرشو خوب تشخیص بدمohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif
سوهو چه گوله نمک شدهohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifکریس هم که سنگ نمکohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif
عررر کریسهو ohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif
خیلی خوبه زود زود اپ میکنی فیکت عاالیه
برنامه اپ و همینجوری ادامه بده پلیزohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif
خسته نباشیohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif

fatho
مهمان

واااااای سویون خله!براچی کریسو میزنه خوب!مرسی سوهو خیلی راحت جذب گروه شدohsehunfansfiction1.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

Setayesh
مهمان

ای جانم کریسهو….ممنون ک زود آپ کردی????

Marzi
مهمان

مرسی عزیزم
عالی بود
اگه دی او دوست دوران بچگیش بوده پس اگه بخوان پلیسا گذشته ی سویون رو پیدا کنن , باید گذشته ی دی او رو گردن !
من از سوهو پلیس ترم !

wpDiscuz