Healer – هیلر Ch.1-53 PDF

سلام دوستان آیلا هستم نویسنده هیلر شرمنده که دیر شد متاسفانه حجم فایلم بالا بود و من از اول تنظیم کرده ام نوشته رو که تعداد صفحات و به طبع حجم فایل کم بشه

این فیک به هیچ عنوان ترجمه یا ایده گرفته از جایی نیست (چون توی وب قبلی چندین بار پرسیدن گفتم بگم خدمتتون)

شما چیکار میکردین اگه میفهمیدین مردین و تنها راه فرار از تبعید به جهنم برای شما امضای پیمانی هست که الزامتون میکنه مدت محکومیتتون رو هیلر یکی از شکارچی های روح بشین؟ آیا هیلر بودن بهتر از گذروندن محکومیتتونه؟

نام فیک: هیلر – شفادهنده – Healer

ژانر : تخیلی، رمانتیک، M-perg

تعداد قسمت : نامعلوم

زوج ها : سکای، کایسو، بکیول، شیوهان، سوریس

معرفی شخصیت ها:

اوه سهون: هیلر، 18 ساله، مرگ در اثر تصادف رانندگی، دلیل امضای قرارداد گناهان نابخشودنی، محکوم به 30 سال تبعید به دنیای زیرین، در صورت امضای پیمان نامه به مدت 30 سال تبدیل به هیلر میشه که معناش بردگی کامل برای کای شکارچی مورد نظر آرکیدیا هست.

کای: شکارچی، 500 ساله، دلیل مرگ نامعلوم،دلیل امضای قرار داد نامعلوم، به عنوان انسان با اسم کیم جونگ این 26 ساله زندگی میکنه، 500 سال قبل مجبور به امضای قرارداد شوالیه شده که اونو الزام به 800 سال خدمت به آرکیدیا کرده، شکارچی که سهون باید بهش خدمت کنه.

سایر شخصیت ها:

سوهو: همسفر، مدت خدمت 112 سال مدت باقی مانده خدمت 110 سال

لوهان: مراقب، مدت خدمت نامعلوم… قبل از مراقب بودن هیلر بوده ولی خودش تصمیم میگیره توی آرکیدیا به عنوان مراقب بمونه

شیومین: بالاترین مقام و وارث آرکیدیا، زوج لوهان، به هیچ عنوان نمیتونه ناراحتی لوهان رو ببینه و هرکاری برای لوهان میکنه

+ سایر اعضای اکسو

بچه ها شخصیت هایی که در ادامه عکسشون رو میذارم هرکدوم نقشای خاصی ایفا میکنن کسایی که میخوان شروع کنن استرس نگیرن لطفا

جی آر (عضو نواست)

جونگ آپ

زلو

مینی (دوست قدیمی سهون و البته یه رابطه خیلی پیچیده هم با سه تا از شخصیت های دیگه دارن اگه نفهمیدین لطفا دوباره بخونین قسمتی مربوط بهش رو یکم این خانم با همه مرتبطه)

گایونگ خواهر کوچیک کای و ….

شین سه کیونگ نامزد کیم جونگ این (فوشش ندین عشقه منه تا درباره اش نخوندین اصلا حرف نزنین درباره اش که بعد پشیمون شین وقتی فیک به تهش رسید تصمیم بگیرین چه واکنشی نسبت به این خانم میخواین داشته باشین)

+

کیونگسو/ دی او: اینا دوتا ادم واحد در عین حال متفاوتن باید فیک رو بخونین بفهمین چی میگم (موضوع چند شخصیتی نداریم اینجا) شخصیت دی او فعلا باید سکرت بمونه ولی بدونین هرچی کای میکشه از دست این نیم وجب خوشمزه منه

و

فوروارد

کای اینبار دیگه واقعا عصبانی شده بود، سهون پاشو خیلی از گلیمش درازتر کرده بود دستش رو بالا برد و محکم توی صورت سهون پایین آورد از شدت از ضربه سهون عقب عقب رفت و خورد به میز پشت سرش، لیوان آب روی میز همراه سهون به زمین خورد و 1000 تیکه شد. سفیدی چشمای کای شرو کرد به تیره شدن و سیاهی نافذ چشماش به رنگ آتیش تغییر رنگ دادن سهون از ترس روی خورده های شیشه زیر دستش عقب میرفت و دست و پاشو زخمی میکرد ولی نمیتونست چشم از کای برداره نفس‌های کای هربار عمیق‌تر از قبل میشد و مثل سگ‌های شکاری که به شکارشون نگاه میکنن و منتظر لحظه مناسبن تا بهش حمله کنن به سهون نگاه میکرد سهون اینقد عقب رفت تا پشتش به دیوار نشیمن چسبید با کمک دستای خونیش خودشو از زمین بلند کرد خواست از کای فرار کنه که کای مچ دستش رو گرفت و برش گردوند سر جاش

“ببخشید غلط کردم…” سهون با ضربه ای که به شکمش خورد دیگه نتونست جمله اش رو ادامه بده کای واقعا تصمیم داشت بزنتش واقعا میخواست همونجور که تهدید کرده بود، اگه سهون توی کاراش دخالت کنه حسابشو میرسه اونو کتک بزنه

” گفتم که…غلط کرد…تو رو خدا…. من… نمیخواستم فرار کنه …” سهون از درد توی شکمش به خودش میپیچید و اینا رو میگفت که نگاهش به دست کای که داشت کمربندش رو باز میکرد افتاد

“توروخداااااااا بخشید …هرکاری بگی میکنم…. فقط…” و اینبار چیزی که حس کرد درد برخورد پشت سر هم کمربند با پوستش بود کای انگار هیچی از التماسای سهونو نمی‌شنید واقعا مثل یه سگ شکاری فقط روی شکار کردن سهون متمرکز شده بود

“ببخشیـــــــــــــــــــــــید …تو ر….و….خد…ا ” سهون زیر ضربات مشت و لگد و کمربندای که کای خودشو جمع کرده بود، پاهش رو توی شکمش آورده بود و دستش رو روی سرش گذاشته بود تا از خودش محافظت کنه موهای نقره ای رنگش به رنگ خون در امدن و با هق هق التماس میکرد کای نزنتش. یدفعه چشمش به گوشی قدیمی که سوهو امروز صبح بهش داده بود افتاد گوشی هم مثل لیوان روی زمین افتاده بود از زیر لگدهای کای خودش رو کشید سمت گوشی، گوشی رو از زمین برداشت…..

لینک دانلود فیک از قسمت 1-53

2016-28-2--19-25-24

لینک ویدئو تیزرهای این فیک

2016-28-2--19-35-36

2016-28-2--19-35-36

2016-28-2--19-35-36

2016-28-2--19-35-36

2016-28-2--19-35-36

2016-28-2--19-35-36

2016-28-2--19-35-36


نکته برای خواننده های جدید فیک:

این فیک یه فیکه ام پرگه کسایی که میخونن فیک رو میدونن یعنی چی برای کسایی که نمیدونن باید بگم این ژانر از لغت میل پرگننسی گرفته شده یعنی بارداری آقایان که واقعا هم اتفاق افتاده تو نت یه سرچی بزنین پس دارم اخطار میکنم اگه دوست ندارین نخونین

دومین مورد قبلا گفتم الانم میگم متن فیک رو حتی به دوستای نزدیکتون ندید یکی از بچه اینکارو کرد فیک به اسم اون توسط دوستش پخش شد و باعث ناراحتی شد پس هرکسی خواستین بگید بخونه فقط و فقط لینک بدید چه پی دی اف و چه متنایی که میذارم فقط لینک بدید

این فیک هفته ای آپ میشه پس لطفااااا فردای روزی که اپ کردم نگید قسمت بعدی کی گذاشته میشه

تاریخ اولین آپدیت هیلر

//s7.picofile.com/file/8238182050/Capture.jpg

در صورت بسته بودن بخش نظرات (عدم نمایش باکس کامنت بالای کامنتهای گذاشته شده) نظرات خودتون رو روی قسمت آخر (درصورت باز بودن باکس کامنت) قرار بدید

برای دریافت رمز کامنتهای خصوصی در تلگرام، ایمیل و اینستا پذیرفته نیست اما نظراتی که فقط برای رسوندن نظرتون بهم هست موردی نداره خوشحال میشم در صورت عدم دسترسی به بخش نظرات فرستاده بشن

Print Friendly

22 Responses

  1. سلام ایلا جون خیلی فیکتو دوس دارم از خیلی وقت پیشم میشناختمش اما خب فرصت نشد بخونمش ….به هر حال ….
    اینقد فیکتو دوس دارم به همه دوستام معرفیش کردم بخونن …..واقعا فیک خلاقانه ای بود …..و امید وارم باز بتونم فیک هاتو بخونم …..منتظر داستانای بعدیتم

  2. بهترین،خلاق ترین،دیوونه کننده ترین،میخ کوب ترین و عالی ترین فیکی بود که خوندم تا به امروز…البته باید برم بقیشم بخونم….خطت عالیه

  3. سلام اونی وقتت به خیر^^
    آیلا واقعا نمیدونم چی بگم…با اینکه تفاوت در سبک نوشتنت از اول تا قسمت پنجاه و سه پیداست،اما راحت میتونم اعتراف کنم که قسمت های اول هم فوق العاده قوی و منظم نوشته شده.فیک حوصله سر بر نیست و آدم از خوندنش لذت میبره^~^
    تو که خودت میدونی چقدر دوستت دارم و برام مهمی،پس این تعارف ها باشه برای بعد•~•
    (من میخوام سایت متشخص باشم=| تو که میدونی پی وی چیکار‌میکنم 1 _51_ )
    فایتینگ اونیییییی^^

  4. سلام من اولین باره از سایت فن فیک یه فیک میخونم خخخخخخیلی فیک خوب و قوییه داستان مهیج و جدیدی داره ممنون از نویسنده خیلی من این فیکو دوستدارم البته بهم معرفی شد از معرف هم ممنونم

  5. بلاخره بعد از مدتها تمومش کردم…
    فوق العاده بود!
    خسته نباشید…..
    فیکت خیلی خیلی جالبه..بخاطر ذهن خلاق و قلم عالیت اصلا دلم نمی خواست سریع بخونم و تمومش کنم……..ولی خب
    در مورد داستان و اتفاقاش میتونم هیچی نمیشه گفت…چون هنوز اصل و پایه ش مشخص نشده و یواش یواش به گذشته برمیگرده..ضمن اینکه چون هیچ فیک این مدلی ای رو نخوندم پس هیچ جوره نمی تونم چیزی رو هم پیش بینی کنم!
    اینم جذابتشه دیگه……

  6. سلام ایلاجان
    من فیکتوخیلی وقت پیش دان کردم میخاستم اول همشوبخونم بعدنظربدم
    بااینک اصلی شیپرم ولی سکای داستانت عااالی بودن قبل ازخوندن این فیک ازکاپل سکای خوشم نمیومدولی الان عاشقشم
    چانبکشم ک دیگ حرف نداشت
    نوشتن همچین داستانی پیچیده ای مهارت میخادشماخیلی بااستعدادی بهت تبریک میگم
    این واقعاعالیه ک ایرانم همچین نویسنده هایی داره داستانای تخیلی زیادی خوندم مث دارن شان وهری پاترولی هیلری چیزدیگس
    شخصانویسنده های فیکشن اکسوروب اندازه ی خوداکسودوس دارم
    موفق باشی اجی جونم
    فایتینگ❤❤❤

  7. من واقعا از نویسنده این داستان ممنونم.من خیییلی وقته دنبال یه فیک میگردم که شیو توش نقش مهمی داشته باشه و الانم پیدا کردم.واقعا ممنونم ایلا خانم

  8. من واقعا ناراحتم که چرا زودتر این فیک و نخوندم.
    واقعا ایده ی این فیک و از کجا آوردی؟معرکه اس.دیوونه کنند ه است.
    من پرگ دوس نداشتم.و همینطور کاپلای اصلی و شیپ میکنم.در واقع بیشتر به کاپلای اصلی علاقه دارم.ولی الان که این فیک و خوندم،عاشق سکای شدم. اووووف.ایده ی این فیک معرکه است.دمت گرم نویسنده.حال کردم با داستانت اساسی.خیلی خفن بود.واقعا دست مریرزاد.امیدوارم همیشه موفق باشی

  9. سلام عزیزم.خسته نباشید
    من باید یه اعتراف کنم.تقریبا میشه گفت خیلی وقته که فیک قشنگت رو دنبال میکنم.همیشه میخاستم واست کامنت بزارم و بهت بگم که چقدر فیکت جذاب و قشنگه ولی یک اینکه بلد نبودم کامنت بزارم دو اینکه هی ادرس سایت تغیرر میکرد.این دفعه از یکی از دوستام پرسیدم و بهم گفت که چجوری باید نظرمو بفرستم.منم با ذوق رفتم کلی حرفامو نوشتم ارسال کردم تازه بعدش متوجه شدم که ادرس سایت عوض شده و من رفتم تو اون سایت قبلیه.تازه دیشب ادرس جدید رو گرفتم
    خوب بهرحااال .خیلیییییییییییییییییییییی فیکت باحاله.خیلی باحاله

  10. سلام گلم…
    53 قسمت اول رو دان کردم تازه..میخونمش و برمیگردم حتما نظرم رو درباره ش میگم
    تیزر و توضیحاتت در موردش که بدجوری مشتاقم کرده
    پس زودی میخونم تا با قسمتای جدیدت هماهنگ بشم
    خسته نباشی گلی

  11. وااااایییی فیکت یکی از بههههترین فیکایی بود که تا الان خوندم????
    همه چیز داستان عاااااولی بود من دیوونه داستان تخیلیم فقط اینکه از اونهمه بلایی که سرشون اومد افسردگی گرفتم
    نمیشه چانبک ٢باره بچه دار بشن؟??
    دمت گرم کللللیییی مرسی از فیک قشنگت❤️?

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *