بزرگ ترین سایت فن فیکشن گروه اکسو

Tag Archives: تاوان

تو،نباید میومدى….

اگ توى لعنتى پات تو زندگیه ما باز نمى شد،اون هرگز تو رو به من  ترجیح نمى داد…

تو اون نگاه وحشى و سرکشو مال خودت کردى…

نگاهى ک خیره ب چشماى من بود…

تو اون قلبى رو ک با دیدن من ب تپش میوفتادو با بى رحمى دزدیدى…

و در آخر،یه روز بارونى،تو همون جنگل،تو همون کلبه خرابه اى ک براى اولین بار منو عشقمو دیدى،زندگیمو ازم گرفتى و رفتى…

اما یادت باشه،

هر گناهى تاوان خودشو,داره…

و تو تاوان گناهتو پس مى دى…

خیلى زود…

Continue reading