هدر سایت
تبلیغات

your smile my smile…

سلام دوستان😍
با یه وانشات چطورید؟😎👆
پس بیاید ادامه ی مطلب👌💙
زوووووود

لبخند تو لبخنده من…اشکه تو اشکه من…مرگه تو مرگه ما😶

کاپل:کایسو🐻🐧

انسی:نداره😎

نویسنده:rakaisoo

دوستان لطفا اگه خوشتون اومده اون قلبه طوسیه مارو روشن کنید 🙈❤️
نظراتتون باعثه دلگرمیه ماست و خوندنش لذت بخشه😘!
همونقدر که شما دوس دارید داستان بخونید ما هم دوس داریم کامنتای قشنگه شمارو بخونیم پس مارو مسرور کنید😁❤️

.

.

.

.

لبخند تو لبخند من، اشک تو اشک من، مرگ تو مرگ ما
______________________________________
پلک هاشو از هم فاصله داد
ولی نور خورشید باعث شد اونارو روی هم فشار بده.
دستشو جلوی صورتش گرفت تا مانع نور خورشید بشه.
از بین انگشت هاش به صورت شخصی که پیشش خوابیده بود خیره شد.

کم کم دستش رو پایین آورد.
چشم های قشنگ و خوش حالتش بینی خوش فرمو بامزش لب های درشتو خوشمزش.

همینطور به چهرش خیره بود که متوجه شد داره بیدار میشه.
 خودشو بهش نزدیک تر کرد و دستشو روی گونه ی  برامدش کشید.

-جونگین
+صبحت بخیر عشقم
لبخندی زد و لب هاشو سطحی بوسید.

-بهت گفدم صبح ها نبوسم

لبخندش به خنده دندون نمایی تبدیل شد.
بلند شدو روش قرار گرفت

+فقد لبتو نبوسم؟
قیافشو کج کرد

+ینی جاهای دیگتو میشه؟
-نه منظورم این ن…

لب هاشو به گردن کیونگسو چسبود و پوست سفید گردنش رو بوسید، مک زد و گاز گرفت که همراه با لرزش بدن کیونگسو بود.
______________________________________
دو روز پیش  وقتی اکسیژن  رو میبوسیدم
متوجه شدم زیر گوشش و لاله گوشش یه جوریه
رنگ پوستش عجیب شده بود
انگار زخم بود
هیژده فبریه دوهزارو چهارده
______________________________________
+کیونگ!! چرا گوشت اینجور شده؟

دستاشو رو قفسه سینه جونگین گذاشت وکمی به عقب هولش داد.
جونگین خودشو کنار کشید و پیشش نشست.

-من..من نمی دونم…خودم ندیده بودم

با انگشتای دست چپش صورتشو نوازش کرد

+اشکالی نداره شاید به چیزی حساسیت داشتی.

امروز بعد از ظهر میریم دکتر.خودتو نگران نکن باشه؟
لبخند قلبی شکلی که پاسخ رو داد
______________________________________
ولی اون حساسیت نبود.
اکسیژن من  هیچ وقت به چیزی حساسیت نداشته.
دکتر جانگ بهم گفت.
اکسیژن  به چیزی حساسیت نداره چیزی اکسیژن  منو اذیت نکرده بود.
هیژده فبریه دوهزارو چهارده
______________________________________
وقتی از پیش دکتر برگشتن از این که چیزیش نبود خوشحال بود.

-اوووووو جانگ گفت که فقد حساسیت به فلفل بوده من که چیزیم نیس.

لبخند قلبی که باعث میشد قلب شخص مقابل آتیش بگیره
لبخند قلبی که باعث میشد شخص مقابل خنده مصنوعیشو عمیق تر کنه
لبخند قلبی که باعث میشد شخص مقابل به خودش لعنت بفرسته
 اون لبخند که خوشحال بود
و لبخند دیگه که غم رو فریاد میزد
______________________________________
اون سرطان داشت
هیژده فبریه دوهزاروچهارده
______________________________________
دو روز میگذشت که رفته بودن پیش دکتر جانگ
اما زخمای زیر گوش کیونگسو نه تنها خوب نشده بود
بلکه به خط فکش هم منتقل شده بود.

دستشو با ترس رو زخم ها میکشید
احساس میکرد که عزیز ترین کسش چیزی رو ازش مخفی کرده.

چیزی که آینه رو به روش به وضوح داد میزد
آینه حقیقتو میگفت ولی جونگین نه
______________________________________
میترسم. از زندگی بدون اکسیژن  میترسم
درمان میشه. دکتر که اینطور میگه
اگه درمان نشه سرطان میگیرم. دقیق مثل خودش
سرطان قلب.سرطانی که قلبم هر روز اسمشو فریاد بزنه و اشکام بریزه
سرطانی که میخواد تنمو بکشه زیر خاک .مثل اکسیژنم
نه فبریه دوهزاروچهارده
______________________________________
-کیم جونگین. تو برنامه های مخصوصه نوشتن رو توی لب تابت داری چرا هر روز میخوابی روی اون دفتر خاطرات دربو داغون.

سینی قهوه رو روی میز کنار دست جونگین گذاشت.

نگاهشو چرخوند و وقتی عزیز ترین شخصش رو با رنگ و روی پریده و اون لباسه زمستونی که یقش تا زیر فکش اومده بود دید

بغضش ترکید و برای هزارومین بار توی این روز ها گریه کرد
اما کیونگسو اشک هاش رو نمی دید

-احساس میکنم چیزی رو ازم مخفی میکنی جونگین.هوم؟

دستشو کشوند و روی پاهای خودش نشوند
+چرا باید اینکارو بکنم؟
-پس اون لبخندای مسخره چیه که میزنی؟یا اینا
با دستش به گردنشو زیر گوشش اشاره کرد

-مگه حساسیت نبود؟گوش دارم یا دم؟

بغلش کرد. خیلی محکم.
توی آغوشش فشارش داد و اجازه داد اشک هاش که روی قلبش میریخت اینبار روی اون لباس مسخره کیونگسو بریزه
______________________________________
نمی دونم تا کی میخوام ازش مخفی کنم.
 اما نمی خوام بفهمه
من دارو هاشو مخفیانه توی غذاش میریزم
نباید چیزی بفهمه. فقد باید خوب بشه
نباید از دستش بدم. من به اکسیژنم نیاز دارم
ده فبریه دوهزاروچهارده
______________________________________
-کیم جونگین
با فریاد کیونگسو که از توی اتاق مطالعه شنیده میشد سرشو از روی دسته مبل برداشت

کیونگسو توی چهاچوب در بهش خیره بود
-میشه تو ضیح بدی این چیه؟

ترسید از اینکه
کیونگسو دفتر خاطراتش رو خونده باشه
سریع از سر جاش بلند شد و به سمت کیونگسو رفت

+چی چیه؟
با نگاهش مسیری که انگشت اشاره کیونگسو نشون میداد رو گرفت

-اون جوراب های مسخره و کثیف. نمی تونی بدیشون بشورم؟

نفس رو با آسودگی بیرون داد
+ببخشید.الان برشون میدارم
-نه لازم نیس

تو فقد برو توی اون دفتر خاطرات مسخرت غرق شو
یا…یا نصفه شبا یه هو پاشو برو بیرون و قایمکی توی آشپزخونه کارایی بکن

+من بعدا برات توضیح میدم

+هوووففف خدایا منو بکش از دست این خلاص شم

نفهمید چرا. چطور تونست. ولی زد
محکم و با عصابانیت زد.

همونطور که دستاشو روی صورتش گذاشته بود با بغض به جونگین خیره شد

پشتشو کرد  به پسری که روی گونش پنچتا خط قرمز بود و توی چشماش اشک

+دیگ این حرفو نزن

صدای برخورد جسمی با زمین، پله ها، ماشین، بیمارستان
و اکسیژنی که توی آغوش جونگین داشت قطع میشد.
______________________________________
دو روز از بستری شدن اکسیژن میگذره
سرطان  ملا نوما* 1،چیزی که دکترش گفته
 من صبح تا شب پیشش نشستم و مسخره بازی درمیارم که بخنده.  
دو هفته دیگه اکسیژنمو دارم. بعده دو هفته میمیرم
چهارده فبریه دوهزاروچهارده
______________________________________
+خیله خب باشه. من که هر روز انجامش میدم امروزم چشم

با دوتا دستش عدد سه رو نشون داد
+کوم سه ماریگا، هان جیبه ایسو*2

انگشت اشارش رو روی قلب خودش گذاشت
+ابا کوم

قلب کیونگسو رو نوازش کرد
+اوما کوم

با دستش شکل دوتا پای کوچولو که راه میرن رو درآورد
+یه گی کوم

کیونگسو بلند بلند به کیوت بودن عشقش میخندید و وسطای خندش صورتش رو از درد جمع میکرد

-ولی ما که بچه نداریم

کنارش نشستو لباشو اروم و سطحی بوسید
+وقتی خوب بشی و برگردیم خونه یدونه نی نی خوشگل مثل خودت میاریم
______________________________________
اکسیژن، فردا
بیستوهفت فبریه دوهزاروچهارده
______________________________________
کیونگسو رو از بیمارستان آورد بیرون.

 دکتر رو راضی کرد که اون دستگاه های مسخره رو از کیونگسو جدا نمیکنه.
توی ماشین نشسته بودن و به منظره رو به روخیره بودن
دره قشنگی که پر از درختا و گلای قشنگ بود.
پرنده هایی که بالای سرشون درحال رقص بودن

+اینجا شبیه به بهشته
در جوابه اون صدای گرفته و ضعیف فقد سرش رو تکون داد
______________________________________
مطمئنا اگه اکسیژن یه نفر قطع بشه اون شخص میمیره
الان، برای اخرین بار پیش همیم
توی ماشین،پیش هم فقد منو اکسیژنم
بیستوهشت فبریه دوهزاروچهارده
______________________________________
+کیونگ یکم از این آب پرتغال میخوری؟

-حالم از آب پرتغال بهم میخوره.

بدون اینکه بخواد شروع کرد به گریه کردن
+تو که دوست داشتی.

-من…من دوست دارم جونگین.
بغلش کرد و اون جسم کوچیکو بی جونو توی بغلش فشار داد
______________________________________
آخرین یاداشت
اکسیژنم رفت، منم باید برم پیشش
چون بدون اون، حتی زنده هم مردم
بیستوهشت فبریه دوهزاروچهارده
______________________________________
پای چپش رو پدال گاز، دفترخاطراتش روی صندلی های عقب
وسره کیونگسو روی سینش

ماشینی که از دره سقوط کرد

گوش های کیونگسو که دیگه نمیشنیدن
صدای نتپیدن قلب جونگین رو شنیدن
______________________________________
(*1 مالا نوما نوعی سرطان پوست که منجر به مرگ بر اثر بیماری پوستی میشود
*2شعر سه خرس که کای میخونه)

The following two tabs change content below.

*-*M.K

Latest posts by *-*M.K (see all)

*-*M.K 43 نظر 8 مرداد 1395
مرتب کردن بر اساس:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین امتیاز
Marziye
مهمان
negar
مهمان

فقط میتونم بگم:
.
.
.
.
.
عررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :gerye: :aaar: :aaar: :heartme: :yeees: :kissme: :mazlum:

فاطمه
مهمان

عرررررررررر
عالی بود محشر بود کلی هم غم ناک انگیز بوووووووووووود
ممنون

Asal
مهمان
tina
مهمان
نرجس
مهمان

:aaar: :aaar:
خیلی زیبا و عاشقانه بود و عشق رو بهتر از نوشته های اسمات توصیف کرده بود ولی اخه چرا هرعشقی به میان میاد باید بعدش اینهمه درد همراهش باشه نمیشه یه عشق با کمدی همراه باشه؟؟؟؟

mobina
مهمان

عاووووووووووف
خیلی غمگین بود و خیلی قشنگ بود :aaar:
متفاوت بود و عالی

فرناز
مهمان

خیلی غمگین بود و متفاوت مرسی

Tiffany.D
مهمان

خیلی عالی بودا فقط انقد غمیگن بود که دو ساعته دارم گریه میکنم بعد یادم اومد بیام کامنت بذارم. :gerye:
با این وضع الان پای کای خیلی سخته به این چیزام فکر کنیم :cry:

kai
مهمان

راستش مبهم بود من اخر سر نفهمیدم جونگین سرطان داشته یا گیونگسو

ترانه
مهمان

بازم ازینا بنویس خیلی خوب بوددددددددد :mazlum: :mazlum: :mazlum:

mahsa
مهمان
mayana
مهمان

ممنونم عزیزم.
خیلی غمناک بود

D.O
مهمان

عععررررررر
وانشات اینجوری ندوست :aaar: :aaar: نکنید با ما اینکارو
کیونگییییممممم :heartme:

wpDiscuz